نقد فیلم پلتفرم | داستان غافلگیرکننده سکویی برای نجات

فیلم «پلتفرم» با عنوان اصلی «The Platform» اولین اثر گالدر گازتلو اوروتیا، فیلمساز اسپانیایی است که داستانی نمادین را روایت می‌کند.

چرا داستان تعریف می‌کنیم؟ بسیاری از نورولوژیست‌ها، روانشناسان و متخصصان اعصاب به دنبال پاسخ این سؤال هستند که چرا بشر تا این حد به داستان و روایت قصه کشش دارد؟ تئوری‌ها بی‌شمارند اما تقریباً همه به این امر معتقد هستند که داستان‌گویی روشی مؤثر برای انتقال تفکر به افراد دیگر است. مفاهیمی مثل داستان، قهرمان، اتفاق و کشمکش، بخشی از زندگی تمام انسان‌ها در تاریخ و جغرافیای متفاوت بوده و خواهد بود. از تاریخ باستان تا دنیای پسامدرن، داستان‌ها و افسانه‌ها راهی برای آموزش یا انتقال مفاهیمی مثل اخلاق، گناه و ایثار بوده‌اند. اگر این تعریف را برای داستان بپذیریم، شاید بتوانیم بهترین مثال برای آن را در فیلم پلتفرم با عنوان اصلی «The Platform» پیدا کنیم. در نقد و بررسی این فیلم با فیلیمو شات همراه باشید. 


فیلم سینمایی پلتفرم در ظاهر جز فیلم های علمی تخیلی با المان‌های تریلر-ترسناک است، اما اگر بخواهیم آن را با دقت توصیف کنیم، با فیلمی در سبک آثار نمادین روبرو هستیم. گالدر گازتلو اوروتیا (کارگردان فیلم) با ایده‌ای درخشان، تمثیلی از دنیای امروز می‌سازد و جنبه‌های مختلف سیاست، اقتصاد و عواقب آنها برای ما را در این دنیای کوچک به تصویر می‌کشد.

در زندانی چند صد طبقه، دو زندانی در هر طبقه قرارگرفته‌اند. هرروز سکویی پر از غذا از وسط هر سلول عبور می‌کند و پایین می‌رود؛ مسئله اینجاست که طبقه‌های پایین باید بازمانده غذای طبقه‌های بالا را بخورند و هرچقدر که سلولتان در طبقه‌ پایین‌تری باشد، احتمال رسیدن به غذا کمتر است و زنده باقی ماندن به مرام و مروت زندانیان سلول‌های بالاتر بستگی دارد. در این زندان، تنها چند دقیقه برای خوردن غذا وقت دارید، هیچ غذایی را نمی‌توانید انبار کنید و در انتهای هر ماه جای سلول‌ها به‌صورت تصادفی با هم عوض می‌شود.


نقد فیلم Horrible Histories The Movie


این ایده جمع‌وجور در فضایی بسته، فرصت بسیار خوبی برای به تصویر کشیدن اثری نمادین در دنیایی پر از طبقات اجتماعی فراهم آورده است. «پلتفرم»، این ایده را به بستری برای برگزاری یک بحث اجتماعی-سیاسی بدل می‌کند و تئوری‌های مختلف را به بوته آزمایش می‌گذارد تا بالاخره به پاسخی برای درک مفهوم عدالت و ناعدالتی برسد. قهرمان فیلم، جوانی روشنفکر است که یک جلد از کتاب «دن کیشوت» را با خودش به زندان آورده است و حالا طی هم‌سلول شدن با افراد مختلف می‌تواند گرایش‌های سیاسی متفاوت را در این زندان ببیند؛ از کسانی که معتقدند باید با منطق مسئله را حل کرد گرفته تا افرادی که مذهب را راه‌حل فرار از زندان می‌بینند.

نقد و بررسی فیلم پلتفرم

در همان ابتدا باید بفهمید که با فضایی واقعی یا به‌اصطلاح رئال روبرو نیستید؛ اگر بخواهید دائما به این فکر کنید که ساخت چنین زندانی چگونه ممکن است یا سکو چطور کار می‌کند، دچار مشکل خواهید شد.  اما اگر به فلسفه و جامعه‌شناسی علاقه‌مند باشید و مغزتان آماده تخیل در مورد شرایطی فرضی باشد، از فیلم پلتفرم لذت فراوانی خواهید برد. «پلتفرم» سرشار از مضامین فلسفی، ادبی، جامعه‌شناسی و حتی در بخش‌هایی از فیلم، اسطوره‌شناسی و نمادشناسی مذهبی است؛ به‌بیان‌دیگر، این فیلم برای هرکسی یک غذای فکری آماده کرده است!

فیلم «پلتفرم» شاید بهترین تعریف برای اثر روشنفکرانه باشد، یعنی اگر در طول زندگی خود به مسائلی مثل عدالت، برابری و طبقات اجتماعی و اقتصادی فکر کرده باشید، با فیلمی روبرو خواهید شد که فرصت خوبی ایجاد می‌کند تا با تحلیل و بررسی آن به تضارب آرا با سایر روشنفکران دوروبر خود بپردازید.

در پرده اول، ایده جذاب فیلم و دنیایی که با هزینه کمی ساخته، به‌شدت مجذوبتان می‌کند و در ادامه‌ هم با پیچ‌های داستانی بسیار جذاب، مخاطب را همچنان با خود همراه نگه می‌دارد. پرده سوم فیلم، شتاب و تکانه درست دو پرده اول را ندارد و  باعجله به دنبال تمام کردن فیلم است. اگر «پلتفرم» پرده سوم بهتری داشت می‌توانست به یکی از بهترین آثار سال تبدیل شود. همچنین در این پرده، شاهد عمیق شدن فیلم در الهیات مسیحی هستیم، موضوعی که شاید برای مخاطب غیرمسیحی دور از ذهن باشد. اما باید به این نکته هم توجه کرد که فیلم «پلتفرم» در یکی از اصلی‌ترین مراکز مذهب کاتولیک اروپا یعنی اسپانیا ساخته‌شده است.

نمایی از فیلم پلتفرم با عنوان اصلی «The Platform»

چرا باید فیلم پلتفرم را ببینیم؟

به‌قول‌معروف، «فیلم خوب، فیلمی است که وقتی تمام می‌شود تازه در ذهن مخاطب کارش را شروع می‌کند.» از این زاویه می‌توان گفت «پلتفرم» اثری بسیار موفق است. فیلمی که وقتی تمام می‌شود، به شما نقطه‌نظر و دیدگاهی می‌دهد که با آن می‌توانید تمام اتفاقات دنیا را با نگاهی نو ببینید؛ فیلمی جامع که می‌توان وضعیت هر جامعه و هر تاریخی را با توجه به آن توصیف کرد.

فیلم «پلت فرم» محصول سال ۲۰۱۹ اولین اثر گالدر گازتلو اوروتیا، فیلمساز اسپانیایی است که برای اولین بار در فستیوال فیلم تورنتو مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرد و خیلی زود توانست نت‌فلیکس را برای خرید حق پخش جهانی‌اش متقاعد کند. نت‌فلیکس به‌تازگی این فیلم را در بازار عرضه کرده و حالا گازتلو اوروتیا فیلم‌سازی است که با اولین فیلمش توانسته طرفداران زیادی در دنیا پیدا کند؛ کارگردانی که همه منتظر آثار بعدی‌اش هستند.

فیلم سینمای پلتفرم

ممکن است به این مطلب‌ها نیز علاقه‌مند باشید

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

40 نظر
  1. مهدی می‌نویسد

    توضیح خوب و کامل بود . مشتاق دیدن فیلم شدم. ممنون

  2. مهدی می‌نویسد

    من دیدم اصلا خوشم نیومد

  3. saeed.rash می‌نویسد

    سلام دوستان واقعا در عجبم که چطور بین این همه نظر کسی متوجه این موضوع نشد که اون پاناکوتایی که وسط فیلم نشون داده شد تلاش اون مادره برای رسوندن پیام بوده وقتی اون مادره بین طبقات در حرکت بوده مثه همون باهارتو گورنگ حداقل یک بار با مرد خردمند برخورد داشته و تلاش کرده پیامشو با رسوندن پاناکوتا نشون بده ولی اشتباه میکرده در صورتی که پیام اصلی فرستادن بچه خودش به بالا بوده شاید نمیدونسته ولی فرض بر اینکه دونسته باشه یه جورایی خودخواهی بشرم نشون میده که حتی وقتی کلید حل مشکلاتم پیدا می‌کنه حاضر نیست از یه سری چیزاش بگذره مثه بعضی پدر مادرا برای اینکه از بچشون جدا نشن یا میترسن از نتیجه کارشون نمیذارن به حقیقت برسن هم اتاقی دختره که می‌گفتید چرا کسی پیشش نبود همون مادرش بود که غذارو تو دهنش نگه میداشت میاورد براش اون مادرم از ترس آسیب ندیدن دخترش در طبقات دیگه اونو آورده بوده تو طبقه ای که مطمین بوده که مدیریت احتمال زنده بودن کسیو اونجا نمیداده تا بخواد جاشو عوض کنه اصلا اون طبقه ی آخر هیچ کدوم ازین قانونای سردو گرم شدنو اینارو نداشت چون دیگه بعدش طبقه ای نبود نیازی به قانونم نداشت در هر حال گورنگ میدونست با رسوندن اون بچه به بالا سرآشپزا میفهمن قانون سن ۱۶ سال نقض شده بچرو فرستاد بالا چون نماد فرده روشنفکر و با سواد بود و خیلی چیزای دیگه که کامل یادم نموند توی این متن همرو بگم هر کی هر سوالی داشت یا چیزی براش مبهم بود بگه تا بیشتر براش توضیح بدم.

    1. محمد می‌نویسد

      حلالت دداش ….

    2. فاطمه می‌نویسد

      سلام ممنون از توضیحاتتون، لطفا بازم راجع نکات اینمدلی پلتفرم توضیح بدین!خیلی کنجکاوم. تو سایتای خارجی که میخونم، همه اون قسمت پاناکوتا دست مدیر رو، حساسیتش موقع ساخت غذاها میدونن و نه اینکه اون یکبار برگشت داده شده.و اینکه، هربار که میهارو به طبقات پایینتر میرفت، به فرض که به بچش که همیشه در ۳۳۳ هست میرسید و حالا با دهنش غذا میداد، چجوری برگشت داده میشد؟! مثلا مدیریت کلا از بچه و ۳۳۳ بیخبر بوده…یا نه و هر ماه هی جای مادرو عوض میکردن و اونم هر ماه همون یکبار غذا به بچش میرسونده؟! بچهه جون دار تر ازونی بود که بشه گفت ماههاست ماهی یبار یکم غذا بهش رسیده//سوال دیگه من اینه که چرا کسی برای نجات خودش و فرستاده شدن خودش به بالا، با سکو نمیرفته پایین(تا برگرده بالا).و اینکه سکو هربار یهو از پایین میومد بالا، اونایی که رو لبه گودال مینشستن که کتلت میشدن که:)به چه جراتی مینشستن! حدس زمانش اونم بااون سرعت،سخت بود!

      1. Farnam می‌نویسد

        اولا بگم که این فیلم خیلیییی از این سوالا داره و قصدش این نبود که این چیزا رو نشون بده، مثلا اصلا سکو چجوری معلقه؟؟ ۳۰۰ طبقه ۷ متری چجوری ساخته شده؟؟؟
        در کل شما نباید به این مسائل فکر کنین
        دوما، کاری میکردن که زندانیا شبا خوابشون ببره مگه متوجه نشدین؟

  4. Farnam می‌نویسد

    اولا بگم که این فیلم خیلیییی از این سوالا داره و قصدش این نبود که این چیزا رو نشون بده، مثلا اصلا سکو چجوری معلقه؟؟ ۳۰۰ طبقه ۷ متری چجوری ساخته شده؟؟؟
    در کل شما نباید به این مسائل فکر کنین
    دوما، کاری میکردن که زندانیا شبا خوابشون ببره مگه متوجه نشدین؟

  5. واک می‌نویسد

    چه فیلم جالبی بود.به درد مغز های کوچیک نمیخوره خیلی جای تفکر داره.
    من خودم ۱بار دیدم متوجه بعضی چیزاش نشدم یکی توضیح داده بود فهمیدم چی شد.
    ولی اخرش رو همورش کرده بود میتونست مفهومی تر بشه

  6. مرتضی می‌نویسد

    فقط نویسنده این فیلم باید بگه دلیل ساختش چی بوده و چه منظوری داشته ،ولی درکل این فیلم، طبقات اجتماعیو که بدون هیچ قانونی هست داره به تصویر میکشه.چون این فیلم از نظر دیدگاه ببیننده ایراداتی داره که اگه بخواد در موردش بحث بشه هیچ وقت به جایی نخواهد رسید

  7. احسان ذ می‌نویسد

    فیلمش حرف زیادی داشت بخصوص طبقه ۳۳۳ نشانگر فراماسونی ها
    اخرین طبقه تاریکی مطلق یعنی زندگی ابدی
    که خودش داستان طولانی داره
    استفاده از رنگ های قرمز و فیلی که خودش باز داستان داره
    پیرمرد شیطان و زن که نقش روح راهنما
    سرآشپز که شیطانه و …
    بخصوص نشانگر دجال و خیلی دیگه که اینجا چای بحث کردن در مورد اینها نیست
    ولی چرا نویسنده چنین چیزایی نشان داده ….

  8. احسان رک می‌نویسد

    فیلمش حرف زیادی داشت بخصوص طبقه ۳۳۳ نشانگر فراماسونی ها
    اخرین طبقه تاریکی مطلق یعنی زندگی ابدی
    که خودش داستان طولانی داره
    استفاده از رنگ های قرمز و فیلی که خودش باز داستان داره
    پیرمرد شیطان و زن که نقش روح راهنما
    سرآشپز که شیطانه و …
    بخصوص نشانگر دجال و خیلی دیگه که اینجا چای بحث کردن در مورد اینها نیست
    ولی چرا نویسنده چنین چیزایی نشان داده ….

  9. داوکینز می‌نویسد

    اصلا تو اعداد مقدس فراماسونری عدد ۳۳۳ نیست |:

  10. meysam می‌نویسد

    جدیدا دیگه طرف نمیدونه چی بگه میگه فراماسون.چه ربطی داره بشر.
    این فیلم میخواد بگه تغییر رو میشه از خودمون شروع کنیم.
    و این فیلم یک فیلم بشدت مذهبی هستش.که میخواد بگه اگر با منطق راه درست رو نشون دادی و توجه نشد از زور استفاده کن.
    که این قسمت یک نقطه ضعفه.
    ولی نگاه کلی فیلم اینه که طبقات بالا و طرز تفکر و عقده افراد پایین باعث تمام مشکلات هست.

  11. میثم می‌نویسد

    بنظر من
    ۱-شرایط خاص باعث میشن انسان از خوی مهربانی و انسان دوستی و لطف و مرحمت دوربشه حالا خواه یا نا خواه
    ۲-کتاب و علم و دانشی ک خوراک روح هستن هم تو شرایط خاص خوراک جسم میشه برای بقا حالا بقا برای ترویج پیام انسانیت یا بقا برای آزادی یه صفحه یا کل صفحاتش
    ۳-برای هدایت مردم تو شرایط خاص رحم و مروت به ضرر جامعه منجر میشه.
    ۴-تو شرایط خاص سقوط میتونه سکوی باشه برای اوج گرفتن
    ۵-تو شرایط خاص انسان بخاطر بچه ش(یا دلبستگیاش)توجهی به جایگاه و عملکرد خودش تو جهان هستی نمیکنه

    ۶-تو شرایط خاص آدمارو هم میشه از سر راه برداشت ولی اول با زبون خوش باید باهاشون حرف زد(مرد خردمند)
    ۷-شرایط خاص
    ۸-شرایط خاص
    ….
    &
    سوال
    چه کسی میتونه شرایط خاص رو تعریف کنه؟
    جواب من
    همه،حتی افراد با معلولیت ذهنی(اتاق۹۶) و معلولیت جسمی(مرد خردمند) و حتی حیوانات(اتاق۳۳) و حیواناتی با ظاهر انسان(اتاق۵)

    نتیجه؛
    هیچکس تا زمانی که تو شرایط خاص قرار نگرفته نمیتونه از عملکردش تو شرایط خاص حرفی بزنه مگر اینکه…
    در ضمن اگر دقت کرده باشید مدیریت فردی بود ک خیلی تو کارش دقیق بود و غذای مورد علاقه هر شخص رو با تمام کیفیت براش آماده میکرد و تو جابجایی افراد تخت و ملحفه تمیز و مرتب برای زندانیا تدارک میدید ولی چرا به گفته مرد خردمند
    مدیریت اون بالا شعور نداره؟
    جواب من؛چون مطمئنه ک کارش درسته😉

  12. میثم می‌نویسد

    فیلم بسیااااااااااااااار مزخرفی بود:-):-):-)

  13. آرش می‌نویسد

    چند نکته کلی فیلم و میگم که از کل به جز برسیم.
    ۱.مثال اول:حضرت علی میفرماید:زندگی مانند صحنه اسب دوانیست اگر زمین بخوری انها که از تو جلوترند پشت به خاطر تو صبر نمیکنند آنها که از تو عقب تر هستن به خاطر روزهایی که بر آنها جلوتر میتاختی تورا لگدمال خواهند کرد
    .
    ۲.مثال:(کتاب شازده کوچولو اثر انتوان دوسنت اگزوپری)
    شازده کوچولویی که از سیاره خودش شروع به حرکت میکنه و تو سیاره اول حسابدار،سیاره دوم کارمند،سیاره سوم منجم سیاره چهارم پادشاه و…. صحبت شازده کوچولو با مار ، روباح و گل
    .
    نتیجه گیری مقصود فیلم؛ بهتره فیلم رو به جای اینکه به نقاطی مثل چرا با سکو نرفتن پایین که بعد برن بالا نگاه نکنیم و به جای اون از این جهت بررسی کنیم که این طبقات ، طبقات اجتماعی انسانها با ادیان، مذهب ، فرهنگ های مختلف ، طرز فکر های مختلف زندانی و آزاد، ورزشکار،زن و مرد بیمار و سالم بچه و پیر مرد و حتی شخصی که با خودش پول اورده بود و پولها به کارش نیومد
    و درنهایت
    ۳.مثال:تیتراژ سریال هیولا اثر مهران مدیری
    .
    امیدوارم مثمر ثمر واقع شده باشه مطالبم

  14. افشار می‌نویسد

    من نظرات رو خوندم و نکات جالبی دیدم اما میخواستم اینو اضافه کنم که عدد ۳ در مسحیت عدد مقدسه چون نشان دهنده سه‌گانه مقدس یا همون پدر، پسر و روح‌القدس هست. عدد ۶ هم که نیاز به توضیح نداره نماد شیطان هست و اینو تو فیلمهای زیادی دیدیم. یه مثال بزنم فیلم طالع نحس وقتی اون بچه شیطانی به دنیا میاد روی سرش عدد ۶۶۶ حک شده بود و هم این که ساعت ۶ روز ۶ ماه ۶ یعنی ژوئن به دنیا اومده بود. اما یه نکته جالب که شاید برای شما هم جالب باشه اینه که این آدم گورنگ که دقیقاً شبیه حضرت مسیح فیلمها گریم شده بود و به نظر من نماد مسیح هست وقتی که طبقه ۶ بود که نماد شیطان هست برای کمک به مردم به طبقه ۳۳۳ میاد که نماد بارز مسحیت هست که بالا گفتم.
    دوستان گفتند که به مسائل مادی که سکو چطور کار میکرد و اینا نباید در یک اثر سمبولیک خرده گرفت منم همین نظر رو دارم اما اینو هم بگم که اگه دوستان دقت کرده باشن تقریباً آخرای فیلم که اون دو نفر دارن با سکو میان پایین نصفه بدن یه زندانی بدبختی رو میبینیم که لای حفره گیر کرده بوده که سکو وقتی رد میشده نصفش کرده بود طرفو.
    در کل یه فیلم کاملاً سمبولیک بود که نمادهای زیادی استفاده کرده بود و به نظرم مهمترین حرفش این بود که تنها راه نجات بشریت رفتن به دامن مسیح هستش. و یه نکته‌ای هم الان یادم افتاد که حتماً دوستان هم میدونن ولی برای اونا که شاید ندونن میگم که توی فیلمها برای نشون دادن مردم کل دنیا میان از یه آدم بلوند (نماینده اروپا) یه ژاپنی یا چینی (نماینده آسیا)، یه سیاه‌پوست (آفریقا) استفاده میکنن و قهرمان هم که صددرصد باید آمریکایی باشه.

  15. حسین می‌نویسد

    فیلم عشق سرمایه دار ها و دنیای سرمایه داری هستش
    تعداد طبقه های خیلی زیاد و غذایی که هر کار کنی به همه نمی‌رسه. پس اونی که اون پایینی همینه که هست
    عوضی ترین آدم ها اینو ساختن

  16. محمد می‌نویسد

    سلام.فیلم بسیار سمبولیک و پر از باگ و اشکال بود ک محل بحث نیست.اما از نظر محتوا فیلم ب شدت نماد گراست نماد غذای خوب و سالم خوش طعم ک با غریزه ی بقای انسانها و ب فکر اینده نبودن کاملا نشون میده ک عده ای در صدد القای خوی وحشیگری وجنگ بقا انسانند در صورتی ک اصلا اینطور نیست تو هر دینی با ارزش ترین کار غذا و مسکن فراهم کردن برای دیگریست پس این فیلم نمایانگر القاعات خودبینی نژادپرستی افراط پایبند نبودن ب هیچ ارزش انسانی وحشیگری و… هست ک نظام سکولار و لیبرال درصدد رسیدن ب اون هست و داره تو فیلمها انسانی ک اشرف مخلوقات هست رو اونجوری نمایش میده ک خودش دوسداره ..تا مردم بخودشون بقبولونند ک ما همه رذل و پستیم و حتی باخدا بودن هم راه نجات ما نیست مثلا وقتی اون زنی ک کارمند بود اومده بود داشت کمک میکرد ولی در اخر خودشو فدا کرد ک این معنی و برسون ک خداباوران مرگ فقط عاقبتشون …از نماد دیگرش ک زن سفید پوست در لحظه اخر کمک کردن خرابکاری میکنه رو مرد سیاه پوست و احمق جلوه دادن سیاه پوستان ک ب رهنمود بزرگانشون گوش میکنن بطوری ک ی پیر مرد سیاه پوست و خرفت جلوه دادن ک ادعای روشنفکری داره و در اخر خیلی وقیح تر کشته میشه مرد سیاه برای هدف متعالی مرد سفید و خلاصه ی عرض بنده باتوجه ب اینکه این فیلم هزارتوی معمایی و راز الود و واقعیت محض اصلا اینطور نیست این فیلم فقط برای خودتحقیری انسانها و عاجز نشون دادنشون و همه کار کردن برای کسییه ک حاکم دنیا باید باشه ک سخاوتمنده و فقط داره حس عجز بشریت و خداوند رو ب سخره میگیره و دقیقا ضد مذهب ضد درستی ضد پاک نیت بودن و ضد خداباوریست…حالا هرکسی نظرش کاملا محترم اما هرجا مهر انسانیت و خدا و اخرت مطرح بوده فیلم پلتفرم مانیفستی نداشته ک اراعه بده دوستون دارم {{{{حتما ببینید این فیلم رو }}}}و همیشه جای کاراکتراش نباشید این پلتفرم انسان نباید باشه…..

  17. محمد می‌نویسد

    کاملا درست… ضد قدرت اراده ی انسان و تغییر ضد اخرت و خداباوری و ضد مذهب..
    در قالب پوشش انواع محتوای بی انتها و سردرگمی و القای لیبرالیسم مطلق و القای پست بودن جایگاه بندگی و انسانیت

  18. لیلی می‌نویسد

    سلام و درود بر شما و سپاس از توضیح تون
    برام جالب بود، هم محتوی فیلم، هم نظرات دوستان، فارغ از اینکه، فیلم باگ ها و مشکلات زیادی داشت، اما کارگردان تقریبا خوب تونست در یک قسمت با بازیگران توانمند فرهنگ ها و طرز فکرهای مختلف رو به چالش بکشه و تونست بسیار دقیق طبقات اجتماعی رو به تصویر در بیاره، پیشنهاد می کنم بدون جبهه گیری، فیلم رو ببینید و از تماشای فیلم لذت ببرید. نکته ای که برام جالب بود، اینه که مثل زندگی که آدما با دنیا اومدنشون و باز کردن چشماشون در یک طبقه ناخواسته ی اجتماعی قرار می گیرن که در طول حیاطشون، با کسب تجربه و تفکر و پیدا کردن مسئله و تصمیم *درست یا نادرست* می تونن در دنیا افرادی، تاثیر گذار باشن.

  19. مسلم می‌نویسد

    ۱. تغییرات موثر از طبقات بالا باید شکل بگیرد
    ۲. طمع بالا نشین ها و عقده پایین دستی های میتواند همه را به کام مرگ بکشاند
    ۳. گاها یک خلاقیت ساده میتواند جایگزین منطقی قوی باشد
    ۴. منابع همیشه به اندازی کافی وجود دارد و فقر مردم بخاطر ضعف مدیریتی بالا دستی ها و ضعف فرهنگی پایین دستی ها است
    ۵. افراد مذهبی میتوانند هم فداکار و با گذشت و هم خشن و بی گذشت باشند
    ۶. برای دفاع از منطق گاها نیاز به اعمال زور است
    ۷. زندگی هیچ کس ثابت نیست کسی که امروز بالا دست است و میتواند شرایط را تغییر دهد اگر دیر بجنرد فردا خودش پایین دست است و رحمی در کار نخواهد بود.
    ۸. انسان مصمم و عملگرا بهتر از یک شخص خردمند میتواند موثر باشد.
    ۹. گاها برای اوج گرفتن باید به اعماق رفت
    ۱۰. کلید حل مشکل در طبقات بالا و قفل در طبقات پایین است که باید به همدیگر برسند.
    ۱۱. در ناعادلانه ترین شرایط باز هم قانون میتواند کمک کننده باشد.
    ۱۲. دلبستگی ها باعث می شود که انسان هر فداکاری انجام بدهد.
    ۱۳. با توجه به شرایط عملکرد انسانها میتواند متفاوت باشد.
    ……

  20. سهند می‌نویسد

    فیلم قشنگی بود و نظرات دوستتن اکثرا مفید.ممنون میشم تو این سبک فیلم معرفی کنید

  21. محدثه می‌نویسد

    سلام
    اون کارمنده گفت که تو این حفره فرزند زیر ۱۶ سال نیست اما دیدیم که بود و گفت این زن آسیایی کسی بود که دوست داشت مثل مرلین مونرو باشه ، تو چشم باشه وغیره.
    من احتمال میدم این بچه از تجاوز زندانی های دیگه به این زن به دنیا اومده و بیشتر از چند سال اینجا بوده و مادر و بچه رو از هم جدا کردن و اونو به آخرین طبقه بردن یعنی تو اتاق ۳۳۳ که هیچ شباهتی از لحاظ ساختاری با اتاق های دیگه نداشت و گرم و سرد نمی شد و بچه اونجا هم غذا داشته و هم بهش رسیدگی می شده.
    اما مادرش مدام تو تمام طبقات دنبالش می گشته.
    اینم که هیچ وقت نتونسته پیداش کنه واسه این بوده که هر بار یکی از زندانی ها به نحوی اذیتش می کرده و یا تو بخش خودش نگهش می‌داشته و نمی تونسته بهش دسترسی داشته باشه.
    امکان دیگه ای هم هست
    اینکه این بچه از چشم همه مخفی بوده تا زمانی که منجی یعنی اون شخص مو بلند بهش برسه که هدفش نجات کل بشر هست.

  22. ناظم می‌نویسد

    بیننده های سطحی که عادت به یک داستان روتین و یا بدون پیچیدگی هستند هیچ لذتی از این فیلم نمی برند چون قصه این فیلم فقط بهانه ای است برای شرح عقیده فیلمساز نه فیلمی که با یک داستان جنایی یا اکشن یا درام شمارا سرگرم کند.
    هزاران برداشت میشه کرد و هرکس برای خودش میتونه ازین فیلم برداشت خودش رو داشته باشه.

    ولی اولین چیزی که میشه برداشت کرد اینه که اول باید تغییر رو خودمون به وجود بیاریم. تا خود انسان نخواد هیچ فساد و نا عدالتی برچیده نمیشه . دوم اینکه اگر هرکس به اندازه خودش و حق خودش قانع باشه به هرکس به یک میزان میرسه تقریبا تفکر کمونیستی فیدل کاستروئه که در کشورشون شخص ثروتمند نباشه و اختلاف طبقاتی رو بهتر از این نمیشد نشون داد .
    هر طبقه که پایین می رفتی زوال و گرسنگی و بدبختی بیشتر می شد. تا جایی که آدما برای بقا همدیگرو می خوردند. اگر هرکس فقط به فکر خودش باشه و اهمیتی نده که طبقات زیرین خودش چطور از پس گرسنگی بر بیان باعث تلفات و بدبختی جامعه میشه. اما اگر از ابتدا برای هر انسانی به یک میزان در جامعه حق قائل بشیم می تونیم کاری کنیم که طبقه اول تا آخر به یک اندازه باشند. پس باید طبقات اول از زیاده خواهی دست بکشن و اگر طبقات اول به فکر طبقات پایین باشند هیچوقت سکوی غذا در طبقه آخر بی غذا نمی مونه. به نظر من خیلی خیلی فیلم خوب و عمیقی بود. فقط بعضیا تو مملکت ما فوری گارد میگیرن و می چسبونن به فراماسون و کلا دیدگاهشون توهم توطئه است. شما همین چیزی که من نوشتم رو بفهم . فراماسون و نکات ریزش پیشکش . مهم ترین حرف این فیلم این بود بدبختی زمانی ایجاد میشه که هرکس فکر خودش باشه و نخواد بدونه و ببینه که طبقات زیرینش چطور میخوان زندگی رو سر کنن و فقط نگران این باشن به خودشون غذا برسه .

  23. موحد می‌نویسد

    ۱. بنظرم مادره داشت افراد هرطبقه رو می کشت که غذا به پایین ترین طبقه یعنی بچه اش برسه
    ۲. افراد در هر طبقه ای یکسری عقده های نهفته دارند. مثلا یارو خودش در طبقه بالا حلزون سفارش داد اشاره به حلزون خطاب کردن خودش
    ۳. می تونیم سهم و غذای خاص خود را از این دنیا برداشت بکنیم بدون اینکه غذای دیگران را بخوریم. غذای حلزون خاص بود و بنابراین طبقات بالا هم اصلا متوجهش نشده بودند
    ۴.هرکس با یک روشی می خواد تحول ایجاد کنه یکی با منطق یکی با مذهب یکی با زور. ولی هیچ اتفاقی نمی افته مساله اصلی اینه که اول باید از خودت شروع کنی و حاضر باشی هزینه بدی و از طبقه خوب ۶ دل بکنی.
    ۵. هرچقدر طبقات پایین تر بریم خشونت بیشتره و نهادینه تر ولی در طبقات بالا وقتی شکم سیر باشه نیازهای فراتر از شکم بروز میکنه کتاب خوندن و تربیت سگ و …
    ۶. آشپزها با دقت تمام غذای هرکسی را آماده می کنن. به عبارتی سهم هر فردی در این دنیا وجود داره ولی طبقات بالا نمی ذارن بهش برسه.
    ۷. کلا انسان ها در هر طبقه ای باشن یکسری عقده های نهفته دارند مخصوصا در طبقات بالا
    ۸. این فیلم بشدت متاثر از جامعه طبقاتی مارکس است که همیشه طبقات بالا حق طبقات پایین ذا می خورن و بطور کلی عامل بدبختی و استثمار جامعه هستند

  24. محمد می‌نویسد

    درمورد اینکه چرا روی پلتفرم پایین نمیرفتن تا بعدا بالا بیان باید بگم که اولا ترس از اینکه جایگاه فعلی شونو (حالا هرچقدرم بد)از دست بدن و به وضع بدتری بیفتن چون نمیدونن که چند طبقه پایین تر از خودشون وجود داره و اگر پایین برن میتونن تو شرایط سخت پایین دوام بیارن یا نه که بتونن برگردن.

  25. هومن خلجی می‌نویسد

    با سلام
    بنظر من بر خلاف نظر عزیزانی که نظرات شأن را مرقوم فرمودند فیلم بشدت در حیطه هستی شناسی انسان می‌باشد خب یذاته وقتی از نوع انسان حرف میزنی باید در قاب جامعه و موقعیت های اجتماعی تعریفش کنی که بخوبی در این فیلم با إلمان های ملموس برای مولف داستان البته قاىم به حیات خود را تصویر کرده اما در کل یکی از نکاتی که مهم بود اینه که در موقعیت ها یا بگم طبقات انسان ها بالقوه دارای رذیلت و فضیلت می‌باشند اما در نهایت وجود بچه در طبقه تحتانی فطرت پاک بشر در ذات خداییش
    را نمایان می‌سازد یعنی در این سفره همه چیز پیدا میشه حالا تو توی کدوم طبقه از شعور و درک یا فقدان شعور که باشی همان‌قدر از نعمات بهره مند میشوی و فطرت پاک (بچه ای که نیاز به طعام ندارد و منتظر پیام و خواست قلبی انسان است)در نهانی ترین نقطه وجود هر بشر مستتر می‌باشد
    نکته دیگر کارکنان آشپزخانه هم میتواند مصداق مه خورشید فلک در کارند تا غذای مورد علاقه هر شخص آماده باشد یا بهتر بگم کاینات در تلاشند که انسان هستی خود را با همه پستی و بلندی و بدون قضاوت دیگران ببیند

  26. حبیبی می‌نویسد

    بنظر من ابن فیلم بیانگر حقیقتی براماست که بعدازهرماه جایگاهمون عوض میشه ینی ماادماباهربارمرگ بازمتولد میشویم امابه شکل دیگرودرموقعیتی دیگر و اینکه این شکل وموقعیت چگونه باشه بنطرم بستگی به رفتارمون با طبقات پایینه چون بالاخره خودمونم به صودت تصادفی هربارمیرقتیم یه طبقه ای

  27. کوروش می‌نویسد

    فیلم بسیار زیبایی بود و متاسفانه نشون دهنده ذات انسان .
    اینکه نود درصد انسان ها وقتی در موقعیت بهتر قرار بگیرن هیچ توجه به کسایی که پایین تر از خودش قرار دارن نمیکنه . و کسی که در موقعیت های بد هست هرکاری واسه بقا میکنه و وقتی به جایگاه بهتر رسید فقط دنبال برطرف کردن عقده های گذشته هست
    اگه دقت کنین افراد تو این زندان اون طور که ما از سرنوشت گورنگ و اون پیرمرد که داستان طبقاتش رو تعریف کرد فهیمیدیم افراد به صورت یکی در میان در طبقات خوب و طبقات بد قرار میگرفتن و نکته این بود که با وجود این فراز نشیب ها انسان هیچوقت از گذشته اش درس نمیگیره تا آینده بهتر بسازه

  28. alirezA می‌نویسد

    در خلال تمامی موارد…. به نظرم یکی از مهمترین پیام های فیلم اینه که هر کدوم از ما در این دنیا رسالتی داریم که باید به اون برسیم (انجام بدیم)… به عبارتی تکه های پازلی هستیم که باید در سر جای خودمون قرار بگیریم تا جریان هستی به بهترین شکل ممکن حرکت کنه… (که غیر این میشه تمامی موارد منفی موجود در فیلم)
    اگر دقت کرده باشین در ابتدا ورود هرکس به گودال، زندان یا هر اسم دیگه ای… از فرد پرسیده میشه چه غذایی رو از همه بیشتر دوست داره و حتماً هم باید جواب بده. بعد اون غذا به بهترین شکل ممکن آماده شده و براش فرستاده میشه.. اما با کمال تعجب و تأسف می بینیم که افراد به تکه پازل خودشون نه تنها قانع نیستن بلکه اصلأ توجهی نمی کنن. چیزی که خودشون سفارش دادن… در صورتی که اگر هرکس غذای خودش رو برمی داشت (هر کس غذای خودش رو نه غذا به قدر کافی) تا سکوی ۳۳۳ غذای همه وجود داشت……..

  29. شیما می‌نویسد

    در سیاهی همه مثل همیم…

  30. Sh.gm می‌نویسد

    در سیاهی همه مثل همیم…

  31. نگار می‌نویسد

    درود
    نقد تمامی دوستان رو خوندم ولی یک نکته تراژدی وترسناک رو کسی ذکر نکرد
    اینکه اون بچه اصلا وجودش ممکن نبود چون اولا امکان نداشت پاکیزه و سیر اونجا نشسته بود دوما اگه دقت کرده باشین مادرش دنبال پسر میگشت ولی در اونجا ی دختر وجود داشت و اینکه شیرینی رو که پس ندادند دما تغییر نکرد چون خود کیک با سکو پایین رفته بود و قطعا امکان ندارد با اون سرعت بالا رفتن سکو بچه زنده بمونه.
    و دوم اینکه باید این فیلم رو دوبار ببینین و در بار دوم متوجه میشوید که در نهایت اون بچه توهم شخصیت اصلی بوده و اون کیک به دست مدیریت میرسه ولی فکر می‌کنه چون مو توش داشته اعتراض کردند و نخوردند
    ممنون از وقتی که گذاشتید.

  32. شهریار می‌نویسد

    فبلا دیدمش
    فوق العاده ترین و بهترین فیلیمی بود که تو عمرم دیدم

  33. احمد می‌نویسد

    طبق نظریه پیاژه انسانها در بزرگسالی به لحاظ شناختی یا به مرحله انتزاعی میرسند یا در مرحله عینی می مانند. در این فیلم ظاهرا فقط نقش اول فیلم و اون خانم کارمند به تفکر انتزاعی دست یافتند که میتونند تصور کنند که اگر همکاری کنند به همه غذا میرسه. و ظاهرا بقیه آدمهای داستان فقط اندازه ای که میبینند میفهمند(غذا هست پس بخور). از طرف دیگر طبق هرم نیازهای مازلو نقش اول زمانی که در طبقه پایین و درگیر اساسی ترین نیازهاش حتی گوشت ادم دیگه رو هم میخوره و حتی از تفکر پیچیده اش استفاده میکنه برای توجیه کارهاش ولی زمانی که به طبقه ۶ میره چون نیازهای اولیه اش تامین میشه به فکر نیازهای متعالی ترش میفته و میخواد عدالت رو برقرار کنه. به نظرم جالب ترین نکته فیلم این موضوع بود که بیشتر مکاتب فکری جهان (ادیان، سرمایه داری، کمونیست،) که ادعای برقراری عدالت رو دارند رو در غالب یک مثال هوشمندانه به چالش کشیده. و همونطور که در آخر فیلم زمانی که نقش اول تصمیم میگیره غذا رو برای همه طبقه ها تامین کنه اونچه فکر میکنه با اونچه در عمل اتفاق می افته زمین تا آسمون فرق داره.

  34. مراد آزاده می‌نویسد

    با سلام اینکه مدیریت از اوضاع پایین بی‌خبر بوده نمیتونه درست باشه چون سر هر ماه که جای زندانیان عوض میشه بالاخره خودبخود که نیست و توسط کارکنان انجام میشه پس کارکنان میان پایین برای جابجایی و از اوضاع پایین باخبرن

  35. sirvan می‌نویسد

    این نکته رو کسی متوجه نشد که طبقات پایین قوانین سرد و گرمی وجود نداشت،و مدیریت فکر میکردن اونجا هیچ کسی زنده نمیمونه.مادره هم بچشو گذاشته بود اون پایین و هرروز دهنشو پر غذا میکرد و واسش میبرد.(واسه همین بود که حرف نمیزد)

  36. حسام الدین می‌نویسد

    درود بر همه‌ی دوستان و ممنون از نکاتی که فرمودید، فیلم بسیار زیبا با ریتم مناسب و در کل خوش ساختی بود، که من خیلی لذت بردم. فقط یک نکته دوست داشتم بگم که در هیچ کدوم از نقد‌ها ندیدم، اون هم اینه که در واقع برای هر شخص با توجه به اینکه ابتدای ورود ازش سوال میشد که غذای مورد علاقه ات چیه؟ یک نوع غذا روی سکو وجود داشته…در واقع اگر هر شخص به سهم خودش در جامعه‌ی هدف یا همین سازه ۳۳۳ طبقه(که در اینجا بهترین نوع یعنی خوراک مورد علاقه شخص مهیا است) قانع باشه میشه به اتوپیا یا همان مدینه فاضله و آرمان شهر نزدیک شد. اما به قول یکی از دوستان شرایط خاص چه بر سر ما که نمیاره.

  37. Madgal می‌نویسد

    اقا همه این حرفا درست فیلم نمادینی بود نباید گیر داد اوکی ولی کلی باگ داشت ،مثلا اینکه زنی که دنبال بچش بود اصلا فرزندی نداشت که اون دختر بچه اتاق ۳۳۳ رو وصل میکنین بهش نکته دوم اینکه بر فرض محال ک اون فرزند فرزند این مادر باشه اون دنبال پسر میگشت این دختر بود ،بعد اینکه اصلا اون پایین پایین بعد از طبقه۳۳۳ چخبر بود چیشد پیوست به سیاهی مطلق ؟خب که چی چیو میخواد نشون بده چرا خوده مرده باهاش برنگشت به طبقه صفر ،مدیریت قراره به چه چیزی تو جامعه تشبیه بشه خدا یا سران احذاب و کشور ها ؟
    خب چرا مدیریت شعور نداره اگه شعور نداره پس این ساختارو کی تشکیل داده ،اون مرد سیاهپوست که زنده بود حالش از مو بوره بهتر بود اخر سر چرا مرد بیخودی تو فیلم کشتنش.اون زنه که دنبال بچه نداشتش بود چرا سگه رو گشت
    مرده تو اتاق ۲۰۲ چجوری با خوردن کتاب زنده موند
    چجوری میتونستن گوشت همو نپخته بخورن این به بدن اسیب میزنه
    چرا اتاقا دسشویی نداشت
    و تو اون اتاقی که به مرد سیاه پوست و اون به اصطلاح ناجی حمله شد یه زن بود که احتمالا مادره بود و حالا چرا تا حالا نمرده بود چرا تا حالا نکشته بودنش ؟؟
    چرا مادره هرر دفعه از شخصیت اصلی فیلم در طبقه بالا تری قرار گرفته بود که با اومدن غذا اون هم رویه صفحه به اتاقش میرسید
    چرا مادره ماه های قبلی که به طبقه ۳۳۳ رسیده بود رویه همون سکو نرفته بود تا به طبقه صفر برسه
    چرا نقش اصلی فیلم از اون زنه که هر دفه به پایین میرفت نپرسید اون حفره چند طبقس؟
    زنه اکه مادر بود چرا به قاتل زنجیره ای تبدیل شده بود ؟
    چرا این سوال براشون پیش نیومده بود که وقتی یک ماه هر طبقه رو گشته بود و بچشو پیدا نکرده بود دوباره میگرده و به پایین ترین طبقه میره
    حالا زنده موندن بچه و خوب بودن حالش و فرق کرن اوضا طبقه ۳۳۳ و خوابیدنش رو سکو با اون سرعتو اینکه توهم ناجی فیلم هست یا نیست بماند
    تو طول فیلم متوجه شدیم که یه دلبستگی بین نقش اصلی فیلم و اون مادر بوجود اومد این میخواد چیزی و تو دین مسیحیت نشون بده ؟؟
    نمیدونم شاید ذهن من زیادی ایراد گیره و گیر میده
    در کل قشنگ بود ولی حرفه ای نبود ،مفهومی بود ولی ابزارش کافی نبود
    میتونست خیلی قشنگ تر ازین حرفا به تصویر کشیده بشه مثلا اگه ایدش دست کاردگردان یا نویسنده قدر تری بود
    ولی مرسی بابت فیلمایی که ادمو وادار به فکر کردن میکنن ،قشر مردم رو مجبور به اندکی فکر کردن میکنن