بهترین نقشآفرینیهای مهران غفوریان
گزیده 22 فیلم و سریال در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی اینجاست
بخش مهمی از کارنامه مهران غفوریان را میتوان در دو مسیر موازی دید: نخست، تثبیت او بهعنوان یکی از چهرههای شاخص طنز تلویزیونی با نقشهایی تیپیکال و مردمی؛ و دوم، تلاش برای خروج از این قالب و ورود به نقشهای جدیتر در سینما و نمایش خانگی. این تغییر مسیر، هرچند هنوز با نقشهای مکمل و کوتاه همراه بوده، اما نشاندهنده جدیت او در بازتعریف جایگاهش است. همکاری با کارگردانهای متنوعی چون داریوش کاردان، مهران مدیری، هومن سیدی، محمدحسین مهدویان و سامان سالور نیز نشان میدهد که غفوریان توانسته در طیف وسیعی از سبکها و فضاها حضور داشته باشد. این تنوع، کارنامه او را از یک بازیگر صرفاً کمیک به چهرهای چندوجهی در سینما و تلویزیون ایران ارتقا داده است.
بهترین فیلم و سریال های مهران غفوریان بر اساس سال انتشار مرتب شدهاند
بهترین فیلم ها و سریال های کامیبز دیرباز
سریال محکوم | سیامک مردانه | 1404
- نام کاراکتر: بهرام
شخصیت بهرام با بازی مهران غفوریان یکی از پیچیدهترین و در عین حال جذابترین کاراکترهای سریال محکوم است؛ کاراکتری که در نقطه تلاقی خشم فروخورده، ناکامی عاطفی و کینهای قدیمی ایستاده و همین ترکیب، او را به یکی از موتورهای محرک درام تبدیل کرده است. بهرام در ظاهر یک وکیل کارکشته و آشنا به قواعد حقوقی است، اما زخمی که سالها پیش در پرونده قتل فرزندش برداشته، هنوز التیام نیافته و این زخم، مسیر حرفهای و شخصی او را مسموم کرده است.
نقطه قوت بازی غفوریان، درک دقیق او از موقعیت اخلاقی و روانی شخصیت است. او بهرام را نه یک «آنتاگونیست ساده»، بلکه انسانی میسازد که درد، او را به سوی تاریکی هل داده و این پیچیدگی، باعث شده مخاطب در عین مخالفت با رفتارش، بتواند او را درک کند. غفوریان موفق شده تحول شخصیت را – از یک وکیل آرام تا مردی که آرام آرام مرزهای قانونی را رد میکند – در سکوت و نگاه بیان کند؛ مسیری که اگر کمی اغراقآمیز بازی میشد، از واقعیت دور میافتاد.
به این ترتیب، بهرام به لطف بازی دقیق و کنترلشده مهران غفوریان، به یکی از نقاط قوت سریال محکوم تبدیل شده؛ شخصیتی که حضورش تنش را بیشتر میکند، کشمکش اخلاقی داستان را پررنگتر نشان میدهد و هر بار که وارد صحنه میشود، مخاطب را در دو راهی قضاوت و همدلی قرار میدهد. این نقش میتواند یکی از توقفگاههای مهم کارنامه غفوریان در ورود جدیتر به عرصه نقشهای درام و شخصیتهای خاکستری تلقی شود.
فیلم زیبا صدایم کن | رسول صدرعاملی | 1403
- نام کاراکتر: عمو
مهران غفوریان در زیبا صدایم کن در کنار امین حیایی و دیگر بازیگران، بخشی از فضای اجتماعی و خانوادگی داستان را شکل میدهد. حضور او در این فیلم، برخلاف تیپهای کمیک شناختهشدهاش، جدیتر و کنترلشدهتر است و نشاندهندهی تلاش برای ورود به سینمای اجتماعی و فاصله گرفتن از کمدیهای تجاری محسوب میشود.
تمرکز فیلم بر کاراکترهای اصلی (بهویژه امین حیایی) باعث شد نقش غفوریان آنچنان دیده و موردتوجه قرار نگیرد.
زیبا صدایم کن بهعنوان یک فیلم اجتماعی، موفق شد سیمرغ بلورین بهترین فیلم را دریافت کند. در این میان، بازی غفوریان بهعنوان تجربهای متفاوت موردتوجه قرار گرفت؛ او توانست وجه جدیتری از خود نشان دهد.

سریال گردن زنی | سامان سالور | 1403
- نام کاراکتر: فریبرز افشاری
مهران غفوریان در گردنزنی یکی از نقشهای مهم را ایفا میکند. این سریال در ژانر درام، رازآلود و جنایی ساخته شده و حضور غفوریان در آن نشاندهندهی ادامهی مسیر او در فاصله گرفتن از تیپهای کمیک و ورود به نقشهای جدی و اجتماعی است.
او در نقش «فریبرز افشاری» ظاهر میشود؛ دایی باران و بهمن که درگیر روابط پیچیدهٔ خانوادگی و رازهای پنهان داستان است. او در کنار رؤیا نونهالی، الهام پاوهنژاد، حسن معجونی، ترلان پروانه و محمد ولیزادگان بازی کرده و بخشی از جذابیتهای این سریال پرستاره محسوب میشود.
در مقایسه با کاراکترهای اصلی مثل «شاهرخ» یا «باران»، نقش او عمق کمتری داشت و شخصیتش بیشتر بهعنوان مکمل روایت عملکرد تا یک کاراکتر مستقل با داستان پررنگ.

سریال زخم کاری (فصل دوم) | محمدحسین مهدویان | 1402
- نام کاراکتر: رضا شفاعت
مهران غفوریان در زخم کاری (فصل دوم: بازگشت) نقشی جدی و متفاوت ایفا میکند. حضور او در این سریال، برخلاف تیپهای کمیک شناختهشدهاش، بهعنوان یکی از شخصیتهای مکمل در فضای جنایی و رازآلود داستان طراحی شده است و نشاندهنده حرکت او به سمت نقشهای اجتماعی و جدیتر در نمایش خانگی بود.
او در فصل دوم در قالب یکی از شخصیتهای تازهوارد ظاهر میشود؛ نقشی که در تعامل با «مالک» (جواد عزتی) و دیگر کاراکترهای اصلی، بخشی از شبکه پیچیده روابط قدرت و انتقام را شکل میدهد. حضور در کنار جواد عزتی، رعنا آزادیور، کامبیز دیرباز و دیگر بازیگران برجسته باعث شد بازی او در بستری جدیتر دیده شود. بازی او کنترلشده و متناسب با فضای تاریک و پر تعلیق اثر بود.
ارتباط او با سیما با بازی الناز ملک و همچنین مالک مالکی با بازی جواد عزتی بخش مهمی از فضای مافیایی و سیاه سریال را تشکیل میداد که باوجود حضور نهچندان زیاد کاراکتر شفاعت جزو شخصیتهای ماندگار سریال شد.
فیلم بیسروصدا | مجیدرضا مصطفوی | 1402
- نام کاراکتر: رفیع
مهران غفوریان در فیلم بیسروصدا نقش «رفیع» را ایفا میکند. این حضور برای او نقطه متفاوتی در کارنامهاش است، زیرا برخلاف تیپهای کمیک تلویزیونی و سینمای تجاری، در فضایی اجتماعی و جدی ظاهر شد و توانست وجه تازهای از تواناییهایش را نشان دهد. کاراکتر «رفیع»، شخصیتی در دل یک داستان اجتماعی که حول زندگی سیامک (پیمان معادی) و روابط پیچیدهاش با اطرافیان شکل میگیرد. غفوریان تنها بهعنوان یک مکمل ساده ظاهر نشد؛ بلکه نقش او بخشی از شبکه روابط انسانی فیلم بود که ریاکاری و تناقضهای اجتماعی را برجسته میکرد.
این نقش نشان داد که غفوریان میتواند از قالبهای طنز فاصله بگیرد و در فضایی جدیتر و اجتماعی بازی کند. با یان وجود، تمرکز فیلمنامه بر کاراکتر سیامک (پیمان معادی) باعث شد «رفیع» عمق زیادی پیدا نکند. منتقدان بیسروصدا را یکی از آثار اجتماعی مهم سالهای اخیر دانستند. در این میان، بازی غفوریان بهعنوان تجربهای متفاوت موردتوجه قرار گرفت.

فیلم آبی روشن | بابک خواجهپاشا | 1402
- نام کاراکتر: ایوب
غفوریان در آبی روشن حضوری کوتاه اما قابلتوجه دارد. نقش او مکمل و کوتاه است و بیشتر بهعنوان یک حضور متفاوت در فضای جدی و اجتماعی فیلم دیده میشود؛ حضوری که بار دیگر از تغییر مسیر حرفهای غفوریان حکایت دارد و نشان میدهد او در سالهای اخیر تلاش کرده از تیپهای کمیک فاصله بگیرد و در نقشهای جدیتر خود را بیازماید. او شخصیتی است که در مسیر داستان معدندار (با بازی مهران احمدی) و ماجرای سرقت شیء باارزش از معدن، وارد روایت میشود. هرچند نقش او کوتاه است، اما بهعنوان یک بازیگر شناختهشده طنز، حضورش در فیلمی جدی و اجتماعی توجهبرانگیز شد.
منتقدان در زمان اکران جشنوارهای فیلم اشاره کردهاند که «بازی کوتاه مهران غفوریان در آبی روشن قابلتوجه است». رسانهها نیز تأکید کردهاند که غفوریان در سالهای اخیر مسیر متفاوتی در بازیگری در پیش گرفته و مدام خودش را در نقشهای جدی به چالش میکشد. مخاطبان عام حضور او را غیرمنتظره و متفاوت دانستند، چون بیشتر به چهره کمیک او عادت داشتند.

سریال نیسان آبی | منوچهر هادی، مسعود اطیابی | 1399 و 1402
- نام کاراکتر: رضا خرسند
نیسان آبی کمدی – اجتماعی با محوریت زندگی دو دوست قدیمی (جمشید و رضا) است که درگیر ماجراهای طنز و تلخ روزمره میشوند. غفوریان در نقش «رضا» ظاهر شد؛ کاراکتری خوشقلب اما گرفتار مشکلات اقتصادی و اجتماعی. اهمیت حضور او در این نقش بدین خاطر بود که یکی از مهمترین تجربههای غفوریان در نمایش خانگی بود؛ نقشی محوری که برخلاف حضورهای کوتاه یا مکمل، ستون اصلی داستان محسوب میشد. او توانست لحظات کمیک را با موقعیتهای تلخ اجتماعی ترکیب کند و شخصیت «رضا» را باورپذیر کند.
بااینحال، هنوز ردپای تیپهای کمیک تلویزیونی در بازی او دیده میشد. منتقدان نیسان آبی را نمونهای از کمدی اجتماعی پرمخاطب دانستند که توانست در نمایش خانگی موفق شود.
سریال قورباغه | هومن سیدی | 1399
- نام کاراکتر: کیان
غفوریان در مجموعه نمایش خانگی قورباغه با نقشی کاملاً متفاوت از کارنامه طنز خود ظاهر شد. او در قسمت دهم سریال وارد داستان شد و با گریم و شخصیتی جدی، وجه تازهای از تواناییهایش را به نمایش گذاشت.
این نقش برای او یک نقطه عطف بود؛ چرا که برای نخستینبار در یک سریال جنایی – معمایی نمایش خانگی، وجهی غیر کمیک از خود نشان داد. حضور در کنار نوید محمدزاده، صابر ابر و فرشته حسینی باعث شد بازی او در بستری جدیتر دیده شود. گریم متفاوت او به شخصیت جدیاش عمق بخشید و مخاطب را شگفتزده کرد.
نقش او محدود به چند قسمت بود و فرصت شخصیتپردازی عمیق پیدا نکرد. منتقدان و رسانهها حضور غفوریان را «غافلگیرکننده» و «متفاوت» توصیف کردند.

فیلم خالتور | آرش معیریان | 1396
- نام کاراکتر: مهران
فیلم یک کمدی – موزیکال است با محوریت سه جوان عاشق موسیقی سنتی که برای رسیدن به شهرت و پول، به سمت موسیقی سطحی و بازاری (اصطلاحاً خالتور) کشیده میشوند. غفوریان، یکی از سه شخصیت اصلی فیلم است؛ در کنار علی صادقی و محمدرضا شریفینیا. کاراکترش نماینده تیپ آدمی است که میان علاقه واقعی به هنر و وسوسه پول و شهرت گرفتار شده است. برخلاف بسیاری از آثار تجاری قبلی، در خالتور غفوریان نقشی محوری دارد و ستون اصلی روایت طنز و موسیقایی فیلم محسوب میشود.
شخصیت او همچنان به تیپهای کمیک تلویزیونی نزدیک بود و عمق دراماتیک زیادی پیدا نکرد. به نظر میرسد، برخی صحنهها بیش از حد به سمت لودگی رفت و از پیام انتقادی فیلم فاصله گرفت.

سریال در حاشیه | مهران مدیری | 1394
- نام کاراکتر: بهروز عشقی (همسر ماندانا)
در حاشیه، کمدی موقعیت با محوریت یک بیمارستان غیرقانونی بود که توسط چند پزشک قلابی اداره میشود. غفوریان، در نقش پزشکی قلابی است که در کنار سایر شخصیتها (سیامک انصاری، مهران مدیری، جواد رضویان) بخشی از موقعیتهای طنز بیمارستان را شکل میداد. این سریال یکی از بازگشتهای مهم غفوریان به همکاری با مهران مدیری و تلویزیون بود و باعث شد دوباره در یک مجموعهٔ پرمخاطب نوروزی دیده شود.
منتقدان در حاشیه را بازگشتی جذاب از تیم مدیری دانستند که بازخوردهای عمدتاً مثبتی گرفت و باعث شد فصل دوم آن نیز ساخته شود. در حاشیه بعد از زیر آسمان شهر بهعنوان موفقترین و محبوبترین شخصیت ماندگار غفوریان در تلویزیون ایران شناخته میشود.

فیلم 50 کیلو آلبالو | مانی حقیقی | 1394
- نام کاراکتر: راننده ماتیز
غفوریان در فیلم پرفروش و جنجالی مانی حقیقی حضوری کوتاه و بهاصطلاح افتخاری داشت؛ اما نشان داد که چگونه میشود با یک نقش کوتاه نقشی مؤثر و بلندمدت در ذهن مخاطب ایفا کرد. حضور او بیشتر بهعنوان چاشنی کمیک در کنار بازیگران اصلی بود و با استفاده از زبان بدن و شوخیهای لحظهای توانست فضای کمدی فیلم را تقویت کند. او در کنار بازیگرانی چون پژمان جمشیدی، آزاده صمدی و ساعد سهیلی، بهعنوان یکی از شخصیتهای فرعی طنز حضور داشت. کاراکترش بیشتر برای ایجاد لحظات کمیک طراحی شده بود تا پیشبرد جدی داستان.
در کارنامه او، ۵۰ کیلو آلبالو یک تجربه قابلتوجهی محسوب میشود: حضور در کنار ستارگان کمدی و آزمون تواناییهایش در فضای کمدی – رمانتیک. این حضور نشان داد که غفوریان در سینما بیشتر بهعنوان «چهره تجاری طنز» استفاده میشود تا بازیگر شخصیتپرداز.

فیلم ارادتمند؛ نازنین بهاره تینا | عبدالرضا کاهانی | 1394
- نام کاراکتر: بهزاد
مهران غفوریان در فیلم ارادتمند؛ نازنین، بهاره و تینا، تنها بازیگر مرد اصلی در میان سه کاراکتر زن محوری بود. نقش او بیشتر بهعنوان نقطه مقابل و مکمل شخصیتهای زن طراحی شد؛ حضوری که در فضای زنانه و انتقادی فیلم، کارکردی طنز – انتقادی داشت و به برجستهسازی تضادهای اجتماعی کمک کرد. در فیلمی که سه زن (مهناز افشار، طناز طباطبایی، آیدا ماهیانی) محور داستان هستند، غفوریان بهعنوان تنها مرد اصلی حضور دارد. این انتخاب کارگردان نشاندهنده نگاه خاص به جایگاه مرد در روابط اجتماعی و عاطفی است.
حضور غفوریان در این فیلم، برخلاف آثار کمدی تجاریاش، وجهی جدیتر و اجتماعیتر داشت و نشان داد که میتواند در فضایی متفاوت از تیپهای طنز تلویزیونی ظاهر شود. برخلاف فیلمهای کمدی تجاری (مثل پیتزا مخلوط یا فوتبالیها)، در اینجا او تلاش کرد از تیپهای آشنا فاصله بگیرد و کاراکتری عمیق به وجود آورد. در برخی نقدها اشاره شد که نقش او بیشتر بهعنوان «نماد مرد در روابط» طراحی شده تا یک شخصیت فردی با داستان مستقل. مخاطبان عام نیز بیشتر به حضور ستارههای زن توجه کردند و نقش او را کمتر بهیادماندنی دانستند.

فیلم آسوپاس | آرش معیریان | 1394
- نام کاراکتر: ناصر
غفوریان در آسوپاس در قالب یک نقش مکمل طنز ظاهر شد. حضور او بیشتر بهعنوان چاشنی کمیک در کنار بازیگران اصلی بود و با استفاده از زبان بدن و شوخیهای لحظهای توانست فضای فانتزی – کمدی فیلم را تقویت کند.
آسوپاس یک کمدی – فانتزی با محوریت ماجرای طلبکاری است که در آن، یک جوان از فردی کلاهبردار (ملک سلمان) در مسیر داستان، با عشق و خیال درگیر میشود. غفوریان، در کنار محمدرضا شریفینیا، محمدرضا هدایتی و سحر قریشی، یکی از شخصیتهای فرعی طنز بود. کاراکترش بیشتر برای ایجاد لحظات کمیک و سبک کردن فضای داستان طراحی شده بود.
همان ویژگیهای شاخص غفوریان در تلویزیون، در این فیلم هم بهخوبی دیده میشود و توانست با ریتم سریع و شوخیهای لحظهای، فضای طنز را پررنگتر کند. حضور کوتاه اما پرانرژیاش باعث شد برخی صحنهها برای مخاطب عام بهیادماندنی شود.

سریال خانه اجارهای | رامین ناصرنصیر و شاهد احمدلو | 1390
کمدی خانوادگی که در قالب داستانهای اپیزودیک، زندگی چند خانواده در یک آپارتمان اجارهای را روایت میکرد. او در این مجموعه در قالب یکی از شخصیتهای اصلی طنز ظاهر شد؛ کاراکتری که با رفتارهای بداهه، فضای طنز سریال را تقویت میکرد.
این مجموعه در نود قسمت چهلدقیقهای از شبکه سه پخش شد. محمد کاشانی و حمید رحیمینژادی، تهیهکنندگی «خانه اجارهای» را بر عهده داشته و نویسندگانی چون پریسا شمس، جمیله دارالشفایی، محمدرضا عرفانی، حمید برزگر و پوریا کاکاوند به همراه کوروش نریمانی در نگارش فیلمنامه، همکاری داشتهاند. این مجموعه بر اساس طرحی از خشایار الوند، ساخته شده است. مشاور هنری مجموعه نیز فرهاد آئیش بود. غفوریان برخلاف نقشهای مکمل در سریالهای آقاخانی، رضویان و… در این مجموعه در نقش اصلی و محوری ایفای نقش کرد و یکی از جذابیتهای کلیدی برای مخاطبان بود.

سریال زنبابا | سعید آقاخانی | ۱۳۸۹
- نام کاراکتر: فریدون (همسر عالیه، پدر مانی)
داستان درباره خانوادهای است که پس از ازدواج دوباره پدر، با چالشهای جدیدی روبهرو میشوند. غفوریان در این مجموعه در قالب یکی از شخصیتهای اصلی طنز ظاهر شد؛ کاراکتری سادهدل، پرانرژی و کمیک که در تعامل با اعضای خانواده و موقعیتهای روزمره، لحظات خندهدار خلق میکرد. این سریال یکی از آثار پرمخاطب نوروزی بود و حضور غفوریان در آن، جایگاهش را بهعنوان چهره محبوب طنز تلویزیون تثبیت کرد.
رسانههای تخصصی، زنبابا را نمونهای از کمدیهای نوروزی دانستند که بیشتر بر ستارههای طنز تلویزیون تکیه داشت تا فیلمنامه قوی. نقش مهران غفوریان در زنبابا مکمل و گروهی بود؛ او توانست باانرژی و بداههپردازی لحظات طنز سریال را تقویت کند.

فیلم پیتزا مخلوط | حسین قاسمی جامی | 1389
- نام کاراکتر: پدر سعید
فیلم، یک کمدی اجتماعی با محوریت چند جوان بیکار است که تصمیم میگیرند یک پیتزافروشی راهاندازی کنند و درگیر ماجراهای طنز و عاشقانه میشوند. غفوریان، یکی از شخصیتهای اصلی گروه است؛ کاراکتری سادهدل، پرانرژی و کمی دستوپاچلفتی که با شوخیهای لحظهای و واکنشهای بدنی، بار کمیک فیلم را به دوش میکشد. همان ویژگیهای شاخص غفوریان در تلویزیون از جمله زبان بدن و چهره خندان، در این فیلم هم بهخوبی دیده میشود. بسیاری از لحظات خندهدار فیلم حاصل واکنشهای بداهه اوست. گاهی اجرای او از فضای داستان فاصله میگیرد و به سمت نمایشهای تلویزیونی میرود.
منتقدان سینمایی پیتزا مخلوط را نمونهای از کمدی تجاری دانستند که بیشتر بر ستارههای طنز تلویزیون تکیه دارد تا فیلمنامه قوی. درباره غفوریان گفته شد: «او همان انرژی و شیرینی تلویزیونیاش را به سینما آورد، اما شخصیتش بیش از حد وابسته به شوخیهای لحظهای بود.» بااینحال، مخاطبان عام حضور او را سرگرمکننده و هماهنگ با فضای فیلم دانستند، هرچند از نظر هنری چندان برجسته نبود.

سریال قرارگاه مسکونی | سید جواد رضویان | 1385
- نام کاراکتر: سرباز جلال حشمتی
این سریال یک کمدی – خانوادگی با محوریت یک قرارگاه نظامی است که به طور طنزآلود به روابط سربازان و فرماندهان میپردازد. غفوریان در این مجموعه در قالب یکی از سربازان قرارگاه ظاهر شد؛ شخصیتی سادهدل، پرانرژی و کمیک که با رفتارهای بداهه و واکنشهای خاص، فضای طنز سریال را تقویت میکرد. این سریال یکی از نخستین تجربههای جدی او در قالب طنز و فضای نظامی بود و توانست محبوبیتش را در تلویزیون تثبیت کند، بهویژه پس از موفقیت زیر آسمان شهر.
مخاطبان عام حضور او را سرگرمکننده و هماهنگ با فضای کمیک سریال دانستند. این حضور و شمایل تیپکال او نشان داد که غفوریان در تلویزیون بیشتر بهعنوان «چهره کمیک محبوب» استفاده میشود تا بازیگر شخصیتپرداز.

فیلم شارلاتان | آرش معیریان | 1383
- نام کاراکتر: همایون و رئیس شرکت فیلمسازی
غفوریان در شارلاتان در کنار امین حیایی، سید جواد رضویان و شقایق فراهانی ایفای نقش کرد. حضور او در این فیلم بیشتر در قالب شخصیت مکمل طنز بود که باانرژی و بداههپردازیاش فضای کمدی – عاشقانه اثر را تقویت کرد.
فیلم یک کمدی – عاشقانه با محوریت دو جوان (حسن با بازی امین حیایی و بهروز با بازی جواد رضویان) است که درگیر مشکلات مالی و ماجراهای عاشقانه میشوند. غفوریان در این فیلم در قالب کاراکتری فرعی اما پررنگ ظاهر شد؛ شخصیتی که بیشتر برای ایجاد لحظات طنز و تقویت موقعیتهای کمیک طراحی شده بود. او با چهره شناختهشده تلویزیونی وارد سینما شد و توانست مخاطبان تلویزیونی خود را به سالنهای سینما بکشاند.
منتقدان سینمایی دهه ۸۰ معمولاً شارلاتان را نمونهای از کمدی تجاری دانستند؛ در این چارچوب، بازی غفوریان بهعنوان «چاشنی طنز» ارزیابی شد. شخصیت او عمق داستانی نداشت و بیشتر به تیپ کمدی محدود شد.
سریال زیر آسمان شهر | مهران غفوریان | 1380
- نام کاراکتر: بهروز پیرپکاجکی (بهروز خالیبند)
همچنان و پس از گذشت بیش از دو دهه مخاطبان سینما و تلویزیون مهران غفوریان را با بهروز خالیبند سریال زیر آسمان شهر به یاد میآورند. این نقش در واقع، نقطه اوج کارنامه تلویزیونیاش بود و باعث شد به یکی از محبوبترین کمدینهای دهه ۸۰ تبدیل شود. بهروز، جوانی سادهدل، خوشصحبت و کمی فرصتطلب که در آپارتمان محل داستان زندگی میکند. این نقش برای غفوریان نقطه تثبیت شهرت بود؛ او نهتنها بازیگر اصلی بلکه کارگردان مجموعه نیز بود.
بهروز خالیبند به یکی از کاراکترهای نمادین طنز تلویزیون ایران بدل شد و غفوریان توانست با بداههپردازی و زبان بدن، لحظات کمیک طبیعی و جذاب خلق کند.تعامل او با حمید لولایی (خشایار مستوفی، سرایدار ساختمان) و سایر بازیگران، زوجهای کمیک موفقی ساخت. شخصیت بهروز بهخاطر سادگی و شوخطبعی، بهسرعت با مخاطب عام ارتباط گرفت.
منتقدان در دهه ۸۰، زیر آسمان شهر را یکی از موفقترین کمدیهای تلویزیون دانستند که توانست مخاطب گستردهای جذب کند. درباره غفوریان گفته شد: «او توانست باشخصیت بهروز، طنز آپارتمانی را به اوج برساند و یک کاراکتر مردمی خلق کند.»

سریال تلویزیونی این چند نفر | مهران غفوریان | 1378
- نام کاراکتر: هژیر
مهران غفوریان در مجموعه تلویزیونی این چند نفر، یکی از چهار کاراکتر «هژیر» را بازی میکرد. این سریال کمدی آیتمی با محوریت چند شخصیت عجیب و متفاوت ساخته شد و غفوریان در نقش «هژیرِ پیتزافروش» حضور داشت. این نقش برای او اهمیت زیادی داشت، چون هم تجربه کارگردانیاش بود و هم فرصتی برای تثبیت سبک کمیک شخصیاش در تلویزیون.
هژیرِ پیتزافروش به توزیع «کش لقمه» (پیتزا) مشغول است و شخصیتی سادهدل و کمیک دارد. غفوریان علاوه بر بازیگری، کارگردان مجموعه هم بود؛ بنابراین نقش او هم جنبه اجرایی داشت و هم بخشی از نگاه کارگردانیاش را نشان میداد. او، در کنار رضا شفیعیجم، بیژن بنفشهخواه و ارژنگ امیرفضلی، یک گروه کمیک متنوع ساخت.
منتقدان آن زمان این چند نفر را نمونهای از طنز آیتمی دانستند که بیشتر بر بداهه و تیپسازی متکی بود.

مجموعه نوروز ۷۵ | داریوش کاردان | 1375
نوروز ۷۵ یک مجموعه آیتمی طنز بود که در ایام نوروز سال ۱۳۷۵ از تلویزیون پخش شد. این برنامه در ادامه جریان طنز آیتمی دهه ۷۰ ساخته شد و ترکیبی از بازیگران تازهکار و شناختهشده را در قالب آیتمهای کوتاه طنز به مخاطب معرفی کرد. مهران غفوریان در این مجموعه در قالب آیتمهای کوتاه و تیپهای کمیک ظاهر شد. نقش او بیشتر بر پایه بداههپردازی، زبان بدن و شوخیهای لحظهای بنا شده بود. این مجموعه یکی از نخستین تجربههای جدی غفوریان در تلویزیون بود و به تثبیت جایگاه او بهعنوان یک کمدین جوان کمک کرد.
همان ویژگیهای شاخص غفوریان از همان ابتدا در نوروز ۷۵ دیده شد. او توانست در زمان محدود آیتمها، با واکنشهای سریع و بداهه، مخاطب را بخنداند. ضور در کنار دیگر کمدینهای آیتمی باعث شد بازی او در یک فضای جمعی شکل بگیرد و دیده شود. منتقدان دههی ۷۰ معمولاً نوروز ۷۵ را بهعنوان یک برنامهی سرگرمکننده معرفی کردند.

مجموعه لبخند سوم | مسعود رشیدی | 1373
لبخند سوم یک مجموعه تلویزیونی آیتمی با اجرای احمد پاکزاد بود که از شبکه سه پخش شد. این مجموعه صبحهای جمعه با بازی برخی از بازیگران مطرح رادیویی تولید شد. غفوریان با حضور در لبخند سوم (۱۳۷۳) نخستین تجربه جدی خود در تلویزیون را رقم زد. نقش او در این برنامه بیشتر در قالب آیتمهای طنز کوتاه بود و همین حضور سکوی پرتابی شد برای تبدیلشدن به یکی از چهرههای شاخص کمدی دهه ۷۰.
لبخند سوم برای غفوریان همان نقطه آغاز بود که بعدها به مجموعههای پرطرفداری چون زیر آسمان شهر منتهی شد. حضور در برنامهای صبحگاهی و خانوادگی باعث شد غفوریان از همان ابتدا با طیف وسیعی از مخاطبان ارتباط بگیرد و لبخندش به نماد محبوبیت او تبدیل شود. این تجربه کوتاه تأثیرات بلندمدتی نیز داشت و باعث شد غفوریان بعدها در کارگردانی و نویسندگی طنز نیز جسورانه عمل کند، چرا که از همان ابتدا با فضای آیتمی و ساختار کوتاه آشنا شده بود.

محبوب ترین شخصیتها با بازی مهران غفوریان
عمو تَپَر
مهران غفوریان را از برنامه 39 و حرف تو حرف میشناسیم اما اولین بار آنچه باعث شد بیشتر به دلمان بنشیند و در ذهنمان ماندگار شود بازی او در نقش عمو تپر در سریال این چند نفر، بود. این سریال سال 1378 روی آنتن رفت و داستان زندگی چهار برادر به نام هژیر بود. غفوریان در کنار بیژن بنفشهخواه، رضا شفیعیجم و ارژنگ امیرفضلی نقش یکی از هژیرها را داشت اما شهرتش به واسطه نقش هژیر نبود. از اواسط پخش سریال، شخصیت جدیدی به نام عموخسرو به آنها اضافه شد که نقش او را هم غفوریان بازی میکرد. پیرمردی که سخت راه میرفت و دستهایش میلرزید و موقع حرف زدن از تکه کلامهایی مثل تَپَر و تیر تَپَر استفاده میکرد. آنقدر بامزه بود که آن زمان لحن صحبت کردن و تکه کلامهایش تقلید میشد.
پیرپکاجکی
اوج شهرت مهران غفوریان سال 1380 در زیر آسمان شهر اتفاق افتاد. درست است که در این سریال شخصیت خشایار در مرکز توجهها قرار داشت اما بخش مهمی از جذابیت سریال در هر اپیزود روی دوش شخصیت بهروز پیرپکاجکی بود. شخصیتی که زوج جالبی با نصرالله رادش تشکیل داده بود و خرابکاریها و دروغها و لاف زدنها و اشتباههای مداومش جذابیت هر قسمت را بالا میبرد. این شخصیت آنقدر مورد توجه قرار گرفته بود که بعد از مدتی اگر کسی در بیان واقعیت اغراق می کرد یا ادعایی بی مورد به زبان می آورد، بهش میگفتند بهروز پیرپکاجکی. غفوریان در این سریال به عنوان کارگردان هم موفق ظاهر شد و به طور کلی میتوان «زیر آسمان شهر» را مهمترین اثر غفوریان چه به عنوان کارگردان و چه بازیگر به حساب آورد؛ سریالی که آن زمان به شدت پرمخاطب بود و همین حالا هم در ذهن اکثر مخاطبانش مانده است.
زندانی
مهران غفوریان بعد از شکست فصل دوم و سوم زیر آسمان شهر مسیرش را تغییر داد و تا یک دهه در آثار درجه یکی حضور پیدا نکرد تا اینکه سال 1392 با بازی در نقش زندانی در اپیزود بازجویی مجموعه شوخی کردم مهران مدیری مجددا به اوج برگشت. زمان این آیتم پنج دقیقه بیشتر نبود اما آنقدر مورد توجه قرار گرفت و در شبکههای اجتماعی دست به دست چرخید که شهرتش حتی از خود مجموعه شوخی کردم هم بالاتر رفت. بازی با میمیک صورت و خندههای بامزهی غفوریان حین صحبت کردن و در عین حال خالیبندیاش باعث شد دوستداشتنی و خندهدار به نظر برسد. بازی او در فصل یک سریال درحاشیه هم تا حدودی در ادامه همین نقش بود که آنهم با موفقیت روبهرو شد.

کیان
اولین تصویر که از گریم مهران غفوریان در سریال قورباغه منتشر شد همه ابروهایمان از تعجب رفت بالا. بله غفوریان با این سر و شکل و لباس و با این چهره جدی، تبدیل به شخصیت دیگری شده بود که با آنچه از او در ذهن داشتیم فرق میکرد. با اینکه نقش کیان در کل سریال چند سکانس بیشتر نبود اما با چنان قدرتی آن را بازی کرد که این سوال در ذهن همه شکل گرفت: «چرا تا حالا نقش جدی بازی نکرده بود؟» هومن سیدی غفوریان را در جایگاهی قرار داد که میتوانست سکوی پرتاب مهمی در زندگی او باشد. بخصوص از این جهت که به خاطر کاهش وزن، لاغر شده بود و نقش جدی کاملا به او میآمد.

موسیو
آنهایی که آخرین قسمت از نیمفصل اول سریال خاتون را تماشا کردهاند حتما با شخصیت موسیو آشنایی دارند. موسیو هم یکی از متفاوتترین نقشهایی است که تا به حال از غفوریان سراغ داشتهایم. گرچه به احتمال زیاد نقشش کماکان در سریال ادامه دارد اما در همین مدت زمان کوتاه هم توانست بازی درجه یکش را مقابل دید مخاطبان بگذارد. موسیو مسئول پذیرش هتلی بود که دایی خاتون در آن قماربازی میکرد. مردی چشمچران که همان ابتدا تمام تلاشش را میکرد تا به خاتون نزدیک شود. البته هنوز نمیدانیم علت این نزدیک شدن نقشهای بود که برای تحویل دادن خاتون داشتند یا مسئلهای دیگر. خلاصه اینکه موسیو را هم میتوانیم نقش اثرگذار دیگری در کارنامه غفوریان به حساب بیاوریم.

رضا خرسند
نقش رضا خرسند در سریال نیسان آبی را شاید نتوانیم جزو آثار متفاوت مهران غفوریان به حساب بیاوریم اما از این جهت اهمیت دارد که زوج کمدی بامزهای با جمشید (با بازی حسین یاری) تشکیل داده و تقابلش با همسر جدیاش جالب است. از طرف دیگر برخی ویژگیهای شخصیتی رضا، باعث شده بازی غفوریان نسبت به آثار قبلیاش متمایز به نظر برسد. مدل مو و لباس و سبک و سیاق رفتارش کاملا با طبقه اجتماعی که به آن تعلق دارد جور در میآید. با وجود اینکه شوخطبع است و مدام لاف میزند و شیطنت میکند اما هنرمند است و نقاشی روی بدنهی نیسانها و کامیونها از ابدعات اوست. رفیق بامعرفتی است و حاضر است برای رفیقش دست به هرکاری بزند. بازسازی سکانس معروف فیلم ابد و یک روز یکی از بامزهترین موقعیتهایی بود که توسط غفوریان رقم خورد. البته خالیبندیاش برای آقای ناظم، گافهایی که درباره خانم دکتر میداد یا شعرهایی که میخواند هم جزو نکات جالب نقش رضا خرسند بود.

اگر میخواهید به کلکسیونی از بهترین نقش های مهران غفوریان در فیلم ها و سریال های فیلیمو دسترسی داشته باشید، روی عکس زیر کلیک/لمس کنید





حسین یاری رو طنز تره درضمن همه طنز سریال رو حسین یاری هست