صبحانه با زرافه ها؛ معرفی و نقد فیلم سروش صحت
بهرام رادان، پژمان جمشیدی، هوتن شکیبا، هادی حجازیفر، بیژن بنفشهخواه و... در یک فیلم کنجکاویبرانگیز
سروش صحت دیگر صاحب امضا در آثارش است و هر فیلم یا سریالی که از او آماده پخش میشود مخاطب را کنجکاو میکند و اشتیاق تماشای اثری جدید از او در مخاطب جدی سینما شکل میگیرد. صبحانه با زرافهها با ترکیب جذاب بازیگران و سابقه ساخت آثار کمدی متفاوت از صحت به یکی از فیلمهای مهم سال ۱۴۰۳ تبدیل شد. در این صفحه نگاهی به متن و حواشی و نقدهای فیلم میاندازیم. آیا یک فیلم حالخوبکن دیگر میبینیم؟
خلاصه داستان فیلم صبحانه با زرافه ها
خلاصه داستان رسمی فیلم صبحانه با زرافه ها این است: «سهتا از دوستان رضا به عروسیاش میروند. این شروع ماجراست…» اما از ما نشنیده بگیرید که داستان فیلم درباره پویا، شاهین و مجتبی است راهی عروسی رضا میشوند. آقا داماد که چند سالی دنبال بله گرفتن از خانواده عروس بوده، یک مشکل بزرگ دارد و آن هم این است که خانواده عروس، سنتی هستند و همین کار را برای رضا و دوستانش سخت میکند…
بازیگران فیلم صبحانه با زرافه ها
ترکیب جذاب و متفاوت بازیگران دومین فیلم سروش صحت باعث میشود صبحانه با زرافهها را به عنوان یکی از آثار پربازیگر کمدی بشناسیم؛ بهرام رادان (در نقش مجتبی) سالها بعد از بازی در کمدی خوش ساخت بی پولی ساخته حمید نعمتالله بار دیگر پا به دنیای طنز و کمدی گذاشته است و با یک رادان متفاوت روبرو هستیم.
حضور پژمان جمشیدی (در نقش رضا) بعد از تجربه بازی در جهان با من برقص نشان میدهد سروش صحت روی تواناییهای او در عرصه کمدی حساب ویژهای باز کرده است. حسابی که از سریال پژمان باز شده بود و حالا حالاها قصد پایان ندارد.
هوتن شکیبا (در نقش پویا) که بعد از درخشش در سریال لیسانسهها و فوق لیسانسهها در نقش حبیب تبدیل به یکی از ماندگارترین شخصیتهای تلویزیونی شد حالا باز هم با همکاری مجدد با سروش صحت تلاش میکند خاطرات خوش لیسانسهها را برای مخاطب زنده کند.

بیژن بنفشهخواه (در نقش شاهین) از کمدینهای قدیمی تلویزیون و سینما است که در سالهای اخیر با انتخابهای متفاوت حضور درخشانی در عرصه بازیگری داشته است. بازی در سریالهای مگه تموم عمر چند تا بهاره؟، دفتر یادداشت و نیسان آبی نشان میدهد او به مرز پختگی در عرصه بازیگری رسیده و حضورش در فیلم سروش صحت بعد از چندین تجربه مشترک همکاری یک اتفاق خوب است.
هادی حجازیفر (در نقش دوست شاهین) که پیش از این نیز در سریال زیرخاکی جلیل سامان نقش کمدی را تجربه کرده بود در صبحانه با زرافه ها در نقشی متفاوت یکی از آسهای صحت در این فیلم است. حتما دیالوگ او را تا مدتها به خاطر خواهید آورد: «شب دارکی شد»
مجید یوسفی (در نقش سعید) هم که همه ما بازی درخشان در سریال تموم عمر چندتا بهاره سروش صحت درخشید، در این فیلم نقش مهمی دارد و البته بالاخره گریم متفاوتی از او میبینیم!
عوامل فیلم سروش صحت
تهیه کننده این فیلم سیدمصطفی احمدی است که سابقه تهیه فیلم درخت گردو با محمدحسین مهدویان و تولید سریال و برنامههای مختلف با مهران مدیری از جمله دورهمی و سریال هیولا را در کارنامه دارد. ایمان صفایی همانند همه کارهای جدید سروش صحت، در کنار او نویسنده فیلمنامه بوده است.
دیگر عوامل فیلم صبحانه با زرافه ها از این قرارند؛ فیلمبردار: آرمان فیاض، موسیقی: مهیار علیزاده، تدوین: خشایار موحدیان و الهه ایزدی، گریم: عباس عباسی، مدیر تولید: مینا سنگسفیدی، صدا: امین میرشکاری و علیرضا علویان، طراح صحنه: امیرحسین حداد، لباس: شقایق منوچهری، جلوههای ویژه: کامیار شفیعپور، جلوههای میدانی: آرش آقابیک، دستیار کارگردان: حسن نوری، منشی صحنه: سارا عبداللهی و عکس: مریم تختکشیان.
نقد و بررسی فوری فیلم صبحانه با زرافه ها
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه و فوری منتقدان و نویسندگان سینمایی درباره نسخه جشنوارهای فیلم است؛ در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
علی نعیمی
اگر حمید نعمتالله با آرایش غلیظ، حسین مهکام با بی حسی موضعی و عبدالرضا کاهانی با اسب حیوان نجیبی است تلاشهایی برای ساخت کمدی در فضایی ابزورد و متفاوت کردند و تلاش کردند تا جهان ذهنی خود را در قالب یک داستان شسته رفته به مخاطب عرضه کنند باید گفت سروش صحت با صبحانه با زرافه ها نبوغی از خود نشان داد که پیشقراول تمامی فیلمسازانی است سعی کردند در این گونه سینمایی خودی نشان دهند.
صحت بعد از سالها مشق فیلمسازی در فضایی متفاوت و ساخت سریالهایی که جهان را از دریچه ذهن خودش میدید حالا در صبحانه با زرافهها در قلهای ایستاده است که میتوان با تک تک سکانسهایش خندید و فکر کرد و حتی گاهی گریست. اینطور است که صحت حتی مرگ را و پوچی زندگی را به راحتی به سخره میگیرد و حتی ابایی ندارد که در میانه فیلم شخصیت اصلی را به سمت مرگ ببرد و باز دوباره او را به دنیای امروزی خودش بکشاند.
صحبت درباره محتوا و جهانبینی فیلمساز بماند در زمان اکران فیلم. ولی عجالتا اگر به تماشای فیلم نشستید حتما منتظر غافلگیریهای زیادی در لحظات مختلف فیلم باشید. به خصوص سکانس رستوران و ایتالیایی حرف زدن شخصیتها که رسما مخاطب را آچمز میکند.
۳ نکته از فیلم:
- بازی خوب و دیدنی هادی حجازیفر
- حضور غافلگیرکننده بیژن بنفشهخواه
- مفهوم رفاقت و عشق به زندگی و زیستن

کمال پورکاوه
آخرین ساخته سروش صحت اتفاقی عجیب و قابل مطالعه در سینمای ایران محسوب میشود.اگر بسیاری از فیلمسازان درجه دو با ساخت کمدیهای دم دستی و آمیزهای از شوخیهای جنسی، پیام انتهایی آثارشان را همچون سرپوشی برای بکارگیری طنز پایینتنهای میدانستند، سروش صحت بدون هیچ رودربایستی تعارف را کنار گذاشته و با انبوهی از ارجاعات وکنایههای جنسی، یک تنه بار کل سینمای ایران را به دوش کشیده و در این بین قید پیام و نصیحت انتهایی را هم زده است.
به نظر میرسد مسیر غلط پوچگرایی در سینمای ایران که پیش از این با درامهای کسالتبار عبدالرضا کاهانی هوادارانی برای خود پیدا کرده بود، اینبار با چاشنی کمدی و طنزهای کف خیابانی میتواند دل بسیاری از اهالی سینما را برده تا صدای قهقههشان فضای کل سینمای رسانه را تحت تاثیر قرار دهد.
سروش صحت با تصویرسازی داستان چهار مرد الکیخوش و عیاش که مصرف مواد و مشروب و خانمبازی مهمترین دغدغه زندگی روزمره آنان را تشکیل میدهد، بدون هیچ چارچوب مشخصی آنقدر کاراکترهایش را از این سو به آن سو میبرد که فیلم به راحتی میتواند به اندازه سریال ۹۹ قسمتی هم ادامه یابد و به سرانجامی نرسد. اینجاست که مجالی به فیلمساز دست میدهد تا در میان انبوه متلکهای جنسیاش،کمی هم برای مخاطب کشته مرده حرفهای فلسفی، نطقهای مرعوب کننده از جنس جملات قصار اینستاگرامی بزند تا به این وسیله دل همه را به دست آورد. آخرین ساخته سروش صحت همانند یک بستهبندی شیک اما توخالی است که تنها به درد فریب تماشاگر میخورد.
۳ نکته از فیلم:
- بمباران تماشاگر با شوخیهای جنسی
- تلقی خامدستانه از کمدی ابزورد
- بازی ناهماهنگ بهرام رادان
محمد تقیزاده
فریبندهتربن فیلم جشنواره چهل و دوم فیلم فجر؛ فیلمی با ظاهر شیک و آراسته و خوش و آب رنگ که در باطن و کالبد تهی و فاقد اصالت و ویژگی است. فیلم به شدت از نام و آوازه سروش صحت نان میخورد در حالی که حتی اصالت فیلم جهان با من برقص را هم ندارد. به صرف استفاده از مواد، لحظات زیادی از فیلم و شخصیتها در هپروت میگذرد و جفنگیات کاراکترها به فضای پست مدرن تعبیر میشود. ابزوردیسم فیلم همانند تم اگزیستانسیالیستی آن اصالت ندارد و ور کلیشهها مانده.
انتخاب بازیگران بر مبنای رفاقت انجام شده نه شایستگی نقشها، حضور دائمی هوتن شکیبا، بیژن بنفشهخواه و پژمان جمشیدی در فیلمهای صحت نمونه کامل این رفیق بازی بیمعناست. صبحانه با زرافهها یک باحالبازی ۱۰۰ و چند دقیقهای از صحت و رفقایش است که قرار است در عین این جفنگیات درس زندگی و مفاهیم هستینگارانه هم بدهد. هم پست مدرن، هم سورئالیسم اصولی دارد و هر جفنگپراکنی را نمیتوان به این شبکهها نسبت داد.
۳ نکته از فیلم:
- فضای شیک و خوش آب و رنگ فیلم
- ادعای ابزوردیسم و تم اگزیستانسیالیستی
- انتخاب بازیگران نامرتبط و شخصیت پردازی ضعیف

احسان ناظم بکایی

دیدن فیلم سروش صحت احتیاج به پیشزمینه دارد. باید او و احوالاتش را دوست داشته باشید و به قلم و نگاهش نزدیک باشید. برای همین وقتی کسی از شما بپرسد: «صبحانه با زرافهها چطوره؟» میگویید: «اگه یه عمر چند بهاره و جهان با من برقص رو دوست دارید، با این کار هم حال میکنید و الا نه!» طبق همین قاعده، فیلم عموماً برای متولدان دهه 40 به قبل چندان ملموس نیست و حتی از دیدن آن ممکن است عصبانی شوند چنانچه بعد از اکران در برج میلاد، عدهای در سرمای شدید بیرون برج، داغ شده بودند اما اکثر روزنامهنگاران و منتقدان نسلهای جدید به واسطه قرابت قلمی و ذهنی به صحت، کارهایش را میپسندند.
او حتی در فاصلهگذاری شوخیها هم مثل نگارش متن، درست چیدمان کرده تا مخاطب به خنده افتاده که طبعاً شنیدن برایش سخت شده، شوخی بعدی را از دست ندهد. فاصلهگذاری درست شوخی برای جاافتادن و تاثیرگذاری آن یکی از فنون خاص زوج صحت و صفایی به شمار میرود. صبحانه با زرافهها یک هوتن شکیبا، پژمان جمشیدی و بیژن بنفشهخواه آشنا به فضای صحت، یک هادی حجازیفر روپا و یک بهرام رادان غریبه با فضا ولی تلاشگر را کنار هم چیده است. متن چنان قوی و موقعیتها چنان درست ترتیب داده شده که کسی حواسش به ترکیب ستارههای فراوان فیلم از یک سو و همین طور عدم حضور زنان از سوی دیگر در فیلم نیست.
سروش صحت از آن دست افرادی است که با وجود تلاش برخیها برای حذف کردنش، رویکرد عملگرایی شدیدی دارد و برعکس توقع بدخواهانش، خود را با پرکاری و تنوع کارهایش تحمیل میکند. رویکردی که برخاسته از خواندن و دیدن فراوانش است.
۳ نکته از فیلم:
- شوخیهای درست در سر جای خود
- بازی دادن مخاطب در درک و ادامه دادن شوخیها در ذهن خود او
- ورود رادان و حجازیفر به دنیای صحت
سعیده نیک اختر

تا اینجای جشنواره فیلم جدید صحت، صبحانه با زرافهها، بهترین فیلم جشنواره امسال است. فیلمی که برای مخاطب خاص دهه 50 و 60 ساخته شده و بعید میدانم سنین بالاتر و کمتر از آن، از فیلم خوشش بیاید. چه ایرادی دارد؟ مگر اینهمه فیلمهای اکشن و پر خشونت برای سنین کمتر از 15 سال ممنوع نیست؟ این هم به ژانر های قبلیتان اضافه کنید. سینما تضمین نداده که برای خوشایند همه ردههای سنی و همه اقشار فرهنگی فیلمی یکدست بسازد.
صحت پرکار و باهوش است. جوری فیلم میسازد و حرفش را میزندکه در همین 90 دقیقه اثرش را میگذارد. طوری که هنوز 24 ساعت از نمایش فیلم نگذشته جمله معروف فیلم تبدیل به کلام پر تکرار اغلب اهالی رسانه میشود: « مهندس به نظر شما وقتش نرسیده کمی به خودمون برسیم؟ بله. نظرم مثبته بریم برسیم. اگر من با شما نیام ناراحت میشید؟ بله، خیلیییییی» صحت اینقدر خوانده و نوشته که قلق هم نسلیهایش دستش آمده است. با جنس دیالوگها و تفکر خوابیده در مغز جوانان خوب آشناست. خوب بلد است چطور حرفهای هم نسلیهایش را در زبان نقشهایش بنشاند تا باورپذیر و ملموس باشد.
رفاقت در فیلم صحت حرف اول را میزند کما اینکه در جهان با من برقص هم شاهد همین امر بودیم. رفیق ها همه جا کنار همند در غم و شادی و اختلاف و افتراق. به هیچ وجه همدیگر را تنها نمیگذارند. حالا اینجا در صبحانه با زرافهها همه باهم تصمیم میگیرند برای فرار از شرایط موجود ناپسند به یک دنیای خیالی و توهم زا، دور از جو موجود به دنیای دیگری پناه ببرند و چند ساعتی بی خیال هرچه که میگذرد شوند. ابزارشان هم استنشاق است. شاید راه حل درستی نباشد اما بهرحال به این وسیله موفق میشوند با زرافهها ملاقات کنند.
۳ نکته از فیلم:
- تکیهکلامی که زود همهگیر شد
- آدمهای شریف هم نیاز به بیخیالی دارند
- رفیق همه جورش خوبه

حرف های بازیگران و کارگردان در جشن اکران فیلم رزافه ها
هادی حجازی فر، بازیگر
صبحانه با زرافهها یک تجربه متفاوتی برای من بود. البته من سابقه کار طنز در تئاتر آزاد داشتم در گذشته و این برای من خیلی جذاب است. اما این جنس از کمدی روشنفکری خیلی متفاوت است. کار با سروش صحت خیلی برای من جذاب بود. مدل و جنس طنز و نگاهی که جهان اطرافش دارد خیلی جذاب است و خیلی خوشحالم که در این تیم هستم. به نظرم صبحانه با زرافهها فیلمی است که تماشاگر دست خالی از سالن سینما بیرون نمیرود و ضمن اینکه هم خنده و لحظههای خوبی را تجربه میکند اما در کنار آن یک حال و هوایی هم تجربه میکند که متفاوتتر از دیگر آثار است. استقبال از فیلم در روز اول بسیار زیاد بود و از این بابت بسیار خرسندم.
مجید یوسفی، بازیگر
تجربه کار با آقای صحت و ایمان صفایی بی نظیر است. در آثارشان جهانی را خلق میکنند که من به شخصه عاشق آن دنیا هستم. در سریال مگه تموم عمر چند تا بهاره من انقدر لذت بردم از کار کردن با ایشان که آرزو میکردم دوباره این فرصت پیش بیاید و وقتی برای صبحانه با زرافهها از من خواستند در کنارشان باشند با وجود تیم درجه یک بازیگرانی که داشت خیلی کیف کردم و از تک تک آنها یاد گرفتم. امیدوارم که مخاطبان فیلم را دوست داشته باشند و از مردم میخواهم فیلم را در سینما ببینند و نظراتشان را در فضای مجازی با ما در میان بگذارند.
هوتن شکیبا، بازیگر
من همیشه عاشق کارهای آقای صحت هستم. 3 فصل لیسانسهها را با ایشان کار کردم و در یک سکانس سریال مگه تموم عمر چند تا بهاره هم در کنار ایشان بودم.و الان هم در فیلم صبحانه با زرافهها این فرصت را داشتم که باز هم در کنار ایشان کار کنم. کار کردن با ایشان یک کیف خاصی دارد که دوباره شامل حال ما شد. امیدوارم مردم این فیلم را دوست داشته باشند چون ما این فیلم را با عشق ساختیمهوتن شکیبا: من همیشه عاشق کارهای آقای صحت هستم. 3 فصل لیسانسهها را با ایشان کار کردم و در یک سکانس سریال مگه تموم عمر چند تا بهاره هم در کنار ایشان بودم.و الان هم در فیلم صبحانه با زرافهها این فرصت را داشتم که باز هم در کنار ایشان کار کنم. کار کردن با ایشان یک کیف خاصی دارد که دوباره شامل حال ما شد. امیدوارم مردم این فیلم را دوست داشته باشند چون ما این فیلم را با عشق ساختیم.
سروش صحت، نویسنده و کارگردان صبحانه با زرافه ها
من یکی از نویسندههای این فیلم هستم. فیلم را به اتفاق آقای ایمان صفایی با هم نوشتیم. تم اصلی فیلم درباره بخشش است. یک فیلم کمدی که مضمون اصلی آن درباره این است که میخواهد بگوید که جهان اگر آدمها همدیگر را ببخشند زندگی زیباتر ادامه پیدا میکند. و این داستان را در قالب کمدی ارائه کردیم. و بازیگرای بسیار خوبی به من افتخار دادند که در این فیلم حضور داشتند. آقای بهرام رادان، بیژن بنفشهخواه، هوتن شکیبا، هادی حجازیفر، پژمان جمشیدی و مجید یوسفی که با حضور آنها من واقعا دلگرم بودم و یک تیم حرفهای که حضور هر یک از این ستارهها برای هر فیلمی کافیه و واقعا کنار هم تیم خیلی خوبی شد. امیدوارم مردم این فیلم را ببینند و از فیلم خوششان بیاید و نظراتشان را بخوانم. خیلی دوست فیلم را بپسندند و حرف فیلم برایشان خوشایند باشد.
همه اطلاعات چهل و دومین جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۲
حرفهای عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
سروش صحت | کارگردان: من و ایمان صفایی سالهای سال است با هم کار میکنیم و تمام کارهایی که تاکنون انجام دادهایم، مبتنی بر علایق و سلایق ماست، یعنی هر چیزی که دوست داریم و به آن معتقد هستیم را برای نوشتن انتخاب میکنیم و در این خلال، کلی دوست پیدا میکنیم و عوامل هر فیلممان تشکیل میشود. جهان مدرن به اندازه کافی عجیب و غریب است و علیه خودش هجویهای هم هست. چیزی که من و ایمان مینویسیم، صرفاً جهانبینی ماست و ممکن است هجویه باشد یا نباشد، جز این هر چه بگویم دروغ گفتهام. من و ایمان دلمان میخواهد بتوانیم از بزرگان ادبیات جهان و ایران؛ چه کلاسیک و چه مدرن اقتباس کنیم. چندباری هم تلاش کردیم؛ اما اتفاق نیفتاده است. آرزوی ماست که بتوانیم روزی از این گنجینه ادبیات استفاده کنیم.
ما سه داستان در ذهنمان داشتیم. یکی از آنها قصه رفاقت چند آقا و دیگری رفاقت چند خانم بود. داستان سوم هم روایت دوستی چند خانم و آقا بود. نمیدانم بشود که دومی و سومی را ساخت یا خیر؛ اما امیدوارم شرایط مهیا شود. تم داستان «صبحانه با زرافهها» بخشش و ماجرای رفاقت چند آقا بود که در یک عروسی کلید میخورد. ابتدای این فیلم شبیه به فیلم «هنگاور» است؛ اما راستش را بخواهید زمانی که فیلمنامه را مینوشتیم اصلا به یاد آن فیلم نبودیم و بعدا متوجه آن شدیم. شباهت به آن فیلم وجود دارد؛ اما نیت ما شبیهسازی از «هنگاور» نبوده است. این فیلم برآمده از اعتقادات من است.

به نظرم، «صبحانه با زرافهها» در ترویج دوستی است. اگر ما در فیلم درباره مواد مخدر صحبت کردهایم، به معنای ترویج آن نیست؛ بلکه میخواستیم نشان دهیم که مشکلات از همان نشات میگیرد. میدانم که همیشه نمیتوانیم ببخشش داشته باشیم؛ اما اگر به آن دقت کنیم میبینیم که با بخشش زندگی بهتر میشود. شاید چون آدم پر اشتباهی هستم، میخواهم که بخشش هم ترویج پیدا کند. من فکر کردم در فیلمی که فقط با ۶ نفر پیش میرود، بهتر است از بازیگرانی استفاده شود که مخاطب از پیش، با آنها آشنا هستند.
من و ایمان صفایی کتاب حکمتهای تائو یا به نام فرزانگی را بسیار دوست داشتیم. علت این که در این فیلم، از این کتاب استفاده شده، علاقه ما به این کتاب و فرزانگی است. پایان این فیلم تلخ نیست؛ بلکه در کل پایان تلخ است.کدام پایانی را در زندگی سراغ دارید که شیرین باشد؟ با این وجود پایان «صبحانه با زرافهها» تلخ نیست.
مصطفی احمدی | تهیهکننده: آرزوی من بود که اسمم کنار اسم سروش صحت قرار بگیرد. واسطه آشنایی ما پژمان جمشیدی بود؛ من مدت زیادی نیست که در این حوزه فعالیت میکنم ولی همیشه دوست داشتم که با سروش صحت کار کنم.
پژمان جمشیدی | بازیگر: (تماس تلفنی) ما همواره مدیون اصحاب رسانه هستیم. از این که نتوانستم خدمت شما برسم، عذر میخواهم زیرا سر فیلمبرداری سریال «زیرخاکی» هستم. نخستین کار من با سروش صحت در سریال پژمان بود و ورودم را به هنر مدیون ایشان هستم. دست اصحاب رسانه را میبوسم که با این حقوق ناچیز تا این ساعت میایستند تا اخبار را پوشش دهند. از صمیم قلبم از همه اهالی رسانه ممنون هستم و مدیونتان هستم؛ چه زمانی که از من نقد کردهاید و چه زمانی که تعریف کردهاید.
مهیار علیزاده | آهنگساز: سروش صحت و کارهای قبلیاش را بسیار دوست داشتم. فضای آثارش با دیگر فیلم و سریالها متفاوت است. من هم دیر به این پروژه اضافه شدم و در زمان بسیار کم یعنی ۴ روز فرصت داشتم تا کارم را انجام دهم. امیدوارم تا حدودی توانسته باشم کارم را درست انجام دهم.
آرمان فیاض | مدیر فیلمبرداری: از زمانی که با سروش صحت کار کردم، دیگر کار کردن با دیگر کارگردانان دشوار شده است. او انسان بزرگی است و روح بزرگی دارد و باعث میشود تا نقاط تاریک درون ما روشن شود. من فقط راهی را رفتم که سروش صحت به من نشان میداد.
امیرحسین حداد | طراح صحنه: جمله معروفی داریم که هر لوکیشینی باید روح داشته باشد و باید بگویم که سروش صحت آموزگار خوبی برایم بوده است. همانقدر که کار کردن در پشتصحنه با او به ما خوش میگذرد، سخت هم هست، چراکه پیدا کردن فضای ذهنی او بسیار دشوار است.
پوستر و عکس های فیلم صبحانه با زرافه ها
طراحی نامواره فیلم صبحانه با زرافهها، ابراهیم حقیقی به عهده داشته و عرفان بهکار طراحی پوستر را انجام داده است.














خود نظرات میگه که واقعیت جامعه ما چیه
عده ای همینجوری رفتن سینما و بچه هاشونو بردن، بدون اینکه بدونن فیلم چیه و از دست کارگردان هم عصبین
فقط میتونم بگم حیف این همه زحمت و دید باز آقای صحت که یکی از بزرگترین نویسنده های سینمای ما هستن و …
عرض ادب به کارگردان عزیز و مردم
با خوندن نظرات یسری متوجه شدم که بسیاری از مردم از نمایش حقیقت جامعه بیزار هستند و هنوز درک این رو ندارند سینمای ایران تازه درحال پیشرفت در آزادی بیان برای کارگردان هست
در هیچ کجای دنیا مردم از نمایش مصرف مواد دختربازی و الکل و غیره ابراز تاسف برای کارگردان و هنرمندشون نمیکنن کارگردان باید دستش برای ساخت فیلم، بدون محدودیت باز باشه
و اینکه مطمئنم مردم از کمدی هایی مثل آینه بغل یا ۵۰ کیلو آلبالو استقبال و حس رضایت بیشتری داشتن چرا؟چون دنبال یسری کمدی آبکی و بیخودی هستن چیزی که هیچ معنا و مفهوم خاصی بجز یکم اکت طنز نداره و همه هم متوجه قضیه میشنو و همچی گل و بلبله
بنظرم که فیلم نسبتا سنگین با سکانسهای عمیقی بود من که از وجود هنرمندانی مثل سروش صحت در کشورم ابراز خوشحالی میکنم امیدارم مردم قدر اینجور هنرمندای مردمی رو بیشتر بدونن
درود به کارگردان عزیز و مردم
با خوندن نظرات یسری متوجه شدم که بسیاری از مردم از نمایش حقیقت جامعه بیزار هستند و هنوز درک این رو ندارند سینمای ایران تازه درحال پیشرفت در آزادی بیان برای کارگردان هست
در هیچ کجای دنیا مردم از نمایش مصرف مواد دختربازی و الکل و غیره ابراز تاسف برای کارگردان و هنرمندشون نمیکنن کارگردان باید دستش برای ساخت فیلم، بدون محدودیت باز باشه
و اینکه مطمئنم مردم از کمدی هایی مثل آینه بغل یا ۵۰ کیلو آلبالو استقبال و حس رضایت بیشتری داشتن چرا؟چون دنبال یسری کمدی آبکی و بیخودی هستن چیزی که هیچ معنا و مفهوم خاصی بجز یکم اکت طنز نداره و همه هم متوجه قضیه میشنو و همچی گل و بلبله
بنظرم که فیلم نسبتا سنگین با سکانسهای عمیقی بود من که از وجود هنرمندانی مثل سروش صحت در کشورم ابراز خوشحالی میکنم امیدارم مردم قدر اینجور هنرمندای مردمی رو بیشتر بدونن
بنظر من بعد چندسال تو سینما تونستم یه فیلم ببینم که حالت گیج کنندگی نداشت و برام قابل لمس بود و تو زندگی خیلیها این اتافاقات میوفته، حتی دیالوگ ها خیلی نزدیک به زندگی ما انسانها تو روزمرگی هامون بود و چون خیلی نزدیک بود این فیلم برام جذاب بود و باورتون نمیشه من در اون روز که 12 دی ماه بود از طرف شهرداری دعوت شده بودم خیلی خوشحال شدم و خندیدم و ساعت دو به بعد همان روز هم با یکی از دوستان ب تماشای این فیلم نشستم، بنظرم فیلمها باید جوری ساخته بشه که انسان بتونه لمسش کنه نزدیک باشه به روزمرگی ها و چالشات، و حتی تکه کلامها و شوخی ها برام جالب بود یا حتی الفاظ زشت برام شیرین بود و قابل لمس، این فیلم برای دهه های 40 یا 50 جذابتر ممکنه باشه چون با چالشها و آرزوهای این دهه نزدیکتره، ولی متاسفانه فیلمها مثل هتل و ویلای ساحلی و غیره من نپسندیدم چون هم دیالوگشون سریع و گیج کننده و فیلم کلا دور از ذهن هست، هرچقدر فیلم نزدیک به ذهن پیش بینی شده انسان باشه و هرچقدر با الفاظ و کاراکترهای انسان و صحبت ها ی محاوره ای انسان نزدیکتر اون فیلم جذابتر و موفق تر، بنظرم عالی بود و تشکر میکنم از آقای سروش صحبت و دیگران بابت زحمتی که کشیدن انشاله شاهد بیشتر این نوع فیلمها باشیم، ممنون و سپاس
مردها دنیای کوچکی دارتد با آرزوهای کوچکشان . این آرزوهای کوچک بشدت تحت کنترل و زیر زمینی شده است . در این بلواها تنها میتوان یکدیگر رو بخشید و تا انتهای داستاندخود به مسیر ادامه داد .
در مقایسه با سایر فیلم های کمدی، که در این مدت ساخته شده، خوب بود. به خصوص، حضور بیژن بنفشه خواه، درخشان بود. فقط، ای کاش، کارگردان و تهیه کننده، در نظر می گرفتند که لزومی ندارد پژمان جمشیدی در هر فیلم کمدی حضور داشته باشد.
با سپاس
داستان فیلم بسیار جالب بود فیلم هم قطعا ارزش دیدن داشت ولی میتونست بهتر از این ساخته وپرداخته بشه
سلام،من امشب فیلم رو دیدم،باتوجه به اینکه کارهای قبلی کارگردان رو دیده بودم وتاحدودی با سلیقه وذهنیات ایشون آشنایی داشتم،انتظارم ازین فیلم تقریبا همینی بودکه دیدم،پسندیدم،حیف وقت وپول م نبود،ارزش دیدن داشت،هم فان بود،هم سکانسهای جدی داشت،هم عمیق میشه بهش فکر کزد،واز خیلی دیالوگها آموخت،هم غیرمستقیم داشت بهمون یه تلنگرهایی میزد….درمورد مواد که انگاربرجسته بود بحثش درفیلم،میشه منفی ومثبت ازش نکته گرفت،حال خوش میده،ولی به چه قیمتی?دوستی،بخشش،هرچیزی جای خودش،ووووو…کلی حرف داشت این فیلم،بازیگرهاهم به نشرمن مناسب انتخاب شده بودن،واصلا یکی از جذبه های فیلم برای من دیدن یه تیم حرفه ای کنارهم بود،درکل من
پسندیدم،مسلماجای انتقاد هم داشت فیلم،درضمن وقتی میرید سینما،به گوگل مراجعه کنید ویکی پدیای فیلم رو بخونید بعدبا خودتون بچه ببرید یااصلا تصمیم بگیرید به دیدن یا ندیدین این فیلم،فقط با دیدن پوستر یا تیزرتصمیم نگیرید🙂
این فیلم فقط میتونه تراوشات یه ذهن مریض باشه،
مزخرف تمام عیار
از سینما بیرون اومدم میخواستم با همه دعوا کنم انقد عصبی بودم،
در ضمن من دهه شصتی هستم، طرفداران این آقا واقعا توجیه پوچ میکنن این مزخرف صد و چند دقیقه ای رو
واقعا فاجعه…
سلام فیلیمو شب یلدا اکران آنلاین نداری به برنامه ای بزار برای شب یلدا
فیلم زیادجالبی نبودبعضی ازسکانس هاش خوب بود
عزیزان از خوب، بد یا متوسط بودن فیلم که بگذریم، با خواندن نظراتتان برای بنده این سوال پیش آمد که چرا برای اینکه با فرزندانتان به سینما رفتید و ازینکه فرزاندانتان شاهد مواردی مثل استعمال مواد در فیلم بودند، کارگردان را مقصر میشمارید؟ چرا بدون آگاهی ازینکه ردهبندی فیلم برای چه سنینیست با خانواده به سینما میروید و بعد از کارگردان دلخور میشوید؟ فراموش نکنیم کوتاهی در این مورد از جانب مایی بوده که بدون لحظهای جستوجو درباره اطلاعات فیلم، دست کودکانمان را میگیریم و میبریم سینما، با این استدلال که فیلم کمدیاست و عنوانی فانتزی دارد!
واقعا مزخرف ترین فیلمی که تا به حال دیدم بود، همه موقع خروج از سینما ناراضی بودن. حیف وقت و پول، نه فیلمنامه، نه داستان و نه حتی هدف نداشت
یه آشغال به تمام معنا
حیف پول و وقتمون
بچه رو هم بردیم گوشی دادیم دستش که مواد کشیدن و دختر بازی اینارو نبینه
این همون سروش صحت هست که ساختمان پزشکان رو ساخته؟
کلا نظرم عوض شد در موردش
این فیلم بازاری بود این که چن تا از بازیگران مغروف مث بهرام رادان و پژمان و غیره رو بیارن و هرویین بکشن کوک بزنن بعد سوار بنز بشن کروات بزنن
چیزی جزو بازاری بوذن فیلم نیست که بفروشن
نگاهم دیدگاهم به سروشصحت عوض شد
اینم میدونم که ممکنه این و پاک کنین اما بدونین دراخر متاسفم
واقعا سروش صحتی که کتاب باز و داره این چه تولیدیه مگه چقد پول مهمه
اما نه مثاینکه پول مهمه
ارادت ویژه محضر کارگردان و نویسنده محبوب و خوش فکر جناب سروش صحت از دیر باز داشته ام و همچنین بزرگوارن عرصه هنر که خالصانه و مهربانانه با وجود ارزشمندشان در این فیلم رویکرد دیگری از احساس ناب دوستی و صمیمیت را به تصویر کشیدند آقایان بهرام رادان سلطان صاحب قران و بیژن بنفشه خواه با درایت در طنز و نقش و استاد تیپ های کمدی و هوتن خان شکیبا اسطوره طنز دهه معاصر و پژمان جمشیدی که عالی در هر نقش کمدی و تراژدی و کلا سینما با حضورش رنگ زیبا تری به خود گرفته است .
البته جناب هادی حجازی فر آرام ولی جسور و بیان جذاب در عین موقعیت حتی اگر دارک باشد .
ازدیدن لحظه لحظه فیلم لذت وافر بردیم دیالوگها عالی و تصویر برداری فوق العاده خاص بود انگار در آن مکان بودیم بقدری زیبا چیدمان شده بود که گویی در کنار این عزیزان ما هم حضور داشتیم با تمام احساساتشان هم دلانه به جلو میرفتیم گاهی خنده و گاهی غم و لحظه ای اشک از چشمان ما جاری ولی واقعا معنای ببخشش به خوبی در تمام سکانسها خود نمایی میکرد بعد از مدتها یکی از فیلمهایی بود که صد یک تمام فیلمهای همزمان اکرانش را میزد به حد کمال دوست داشتنی و حتی از قابل مقایسه نبود با بقیه فیلمها خصوصا قاب های معروف سروش خان صحت که واقعا امضای کار ایشان است
در نهایت سر تعظیم فرود می آورم خدمت اساتید عالی مرتبه و خوش اندیشه که چنین کار زیبایی را به مخاطب ارائه کردند و برای شعور مخاطب ارزش فراوان قائل شدند و بی نهایت خرسندم که این فیلم را به تماشانشستم با اعضای خانواده ام و حتی برای دومین مرتبه هم به سینما رفتم و باز هم لذت فراوان بردم
ارادتمند سروران و بزرگواران عرضه هنر هستیم
خورشید وجودتان همواره تابان و پر فروغ باد .
دیشب به اتفاق خانواده به تماشای این فیلم رفتیم ولی دیدگاه من از این فیلم کاملا متفاوت هست چون من برداشتم این بود که ۴ دوست همه اوردوز کرده بودند و مردن چون پسر بچه تو فیلم همون پسر هفت ساله دکتر بود که در تصادف مرده بود، برای همین کسی بهش توجه نمی کرد. با اینکه دوست ها همه جا در کنار هم بودند ولی خیلی از مشکلات رو همین دوست ها رقم زده بودند و هنگام مرگ بهرام گردن نمی گرفتند واینکه بهرام رو فقط برای قیافه ای که داشت در جمع دوستی خود شرکت داده بودند چون در رستوران گفتند اگر تو نیای دخترها به ما پا نمی دهند و این دیالوگ که اگر من نیام ناراحت میشید دلیل بر اعتماد به نفس پایین بهرادر مقابل دوستان ثروتمند او بودکه به راحتی خشم خودشان را سر اون خالی می کردند.
بی اعتمادی های زن و شوهرها را در جامعه به خوبی نشون داد و اینکه چون مهندس شکست خورده بود هیچ چیزی برای از دست دادن نداشت در کل فیلم یک نفر با اون تماس نداشت و تمایل اون به مواد را نشان می داد از تنهایی و برای جذب دوستانش در کنار خودش بود.
هوتن هم نقش دوست بی هویت و آویزان افراد باهوش را نشان می داد.
دکتر فردی دانا بود ولی رفتارهای شکاکانه همسر اون و مرگ فرزندش باعث فروپاشی شخصیت اون شده بود با اینکه آدم دانایی بود و بهترین دیالوگ ها را بیان می کرد.
این فیلم نه ساختار خوبی داشت نه بازی بازیگران خوب بود. در نهایت لوس بازی بود. حرف تازه ای هم نداشت. پیام جدیدی من ندیدم همه ش تکرار موضوعات فیلمهای خارجی. من فیلمهای با تم “بخشش” و “رفاقت” و “کار بد نکردن (همون مواد نزدن)” و در نسخه های خارجی زیاد دیدم. اونا چه ساختار جذابی داشتند و این چه ساختار ضعیف و بی جان. فقط افسوس از وقتی که برای دیدن این فیلم گذاشتم. دیالوگهایی هم که میگفتن به سن و سال بازیگرا نمیخورد. و این بیشتر لوس نشونشون میداد. کاش به جای اینها یه عده جوان زیر بیست سال بودند که دیالوگها بهشون بیاد. بیژن بنفشه خواه و دکتر معتاد و بهرام رادان که اصلا بهشون نمیومد این شکلی حرف بزنن. متاسفم از انتخاب بازیگران برای چنین کاراکترهایی
سلام
من یک دهه چهل ای هستم. خیلی هم با سبک صحبت کردن جوانهای امروزی و دیالوگها و تکیه کلامهاشون آشنایی دارم. پس نگید که این فیلم رو دهه ی چهل ی درک نمیکنه. اقای صحت گفته تم این فیلم بخشش هست. والله آقای صحت ما که بعد از دیدن فیلم هاج و واج مونده بودیم منظور فیلم چی بوده؟ اصلا کی نقش اصلی رو داشت ؛ آیا منظورش مواد زدن بود یا مواد نزدن؟ اینکه میگم مواد زدن بود بخاطر اینه که سلبریتی های داخل فیلم مواد میزدند در حالیکه در فیلمهای حرفه ای هیچوقت یه سلبریتی مواد نمیزنه چون تاثیر بدی داره رو مخاطب. بگذریم من کلا چند سال هست که سینمای ایران و بایکوت کردم چون اکثر فیلمها مسخره بازی و مبتذل و جفنگ گو شده اند و مثلا کمدی اند. ولی بخاطر دیدار با دوستم و به پیشنهاد ایشون رفتیم این فیلم و ببینیم. از همون دقایق اول دلم میخواست از سالن بزنم بیرون. به زور خودمو نگه داشتم که دوستم ناراحت نشه و خجالت نکشه. باور کنید هی به ساعت نگاه میکردم که کی تموم میشه. اینقدر لوس بازی و جفنگ گویی و بدساخت و غیر حرفه ای و ضعیف بود که از خودم خجالت میکشیدم که دارم به خودم توهین میکنم؛ اولا هیچکس (به جز یکی دوتا نوجوان ) اصلا نخندید. تعداد تماشاچی ها هم 10-15 نفر بیشتر نبودند. (سئانس 17و 30 بود) و سه شنبه. شاید فیلنامه خوب بوده باشه اما من از دیدن این فیلم یه درسی گرفتم: بودن بازیگران محبوب صرفا دلیل جذاب بودن فیلم نمیتونه باشه. بازیگری مثل هوتن شکیبا با نقش آفرینی ش در تئاتر الیورتوییست (در نقش فاگین) که قابل ستودنی ست در این فیلم بسیار ضعیف نشان داد. یعنی فهمیدم یک بازیگر هر چقدرم خوب بازی کنه کافیه زیر دست یه کارگردان بی سلیقه و غیر حرفه ای کار کنه گند زده میشه به بازیش. دیالوگها هم که افتضاح و تکراری و لوس. آقای صحت اگر منظور شما از ساخت (افتضاح) این فیلم “بخشش” بود لطفا بیا و از ما طلب “بخشش” کن و تو رو خدا با این سبک فیلمسازیت خداحافظی کن. شما به عنوان مجری برنامه کتاب باز و “اکنون” و اینا بهتر میدرخشی . خلاصه ساخت و پرداخت فیلم افتضاح بود.
این فیلم کاااملا سلیقه ای هست و از اون سبک فیلم هاست که یا خییییلی خوشت میاد یا اصلا نمیتونی باهاش ارتباط بگیری، اینکه میگن اگر با فیلم جهان با من برقص ارتباط گرفتی با اینم میتونی دقیقا همینطوره ، شایدم یکم بیشتر از اون….، مثلا من و همسرم رفتیم اون اصلا خوشش نیمد و خیلی پشیمون بود بابت وقت ….ولی برای من به شخصه تجربه جالبی بود گرچه یه سکانس هایی یکم کسل کننده و تکراری بود ولی بنظرم تجربه جدیدی بود ، ولی اصلا توقع یه فیلم کاملا طنز یا فان رو که از تبلیغاتش پیش بینی میکنی نداشته باش ، شاید حتی برای بعضی آنقدر کسل کننده باشه که دلش بخواد وسطفیلم از سالن بیاد بیرون.
دو،سه پله بالاتر از لیسانسه ها و عمر چندتا بهاره
چندین پله پایین تر از ” جهان با من برقص”
از نظر کمیک و اجرای شوخی ها بسیار بسیار پایین تر از ساختمان پزشکان و حتی پژمان
جناب صحت باید تاملی بکند در علت یابیِ موفقیت و ماندگاریِ ساختمان پزشکان و پژمان
تورو خدا هرفیلمی میخواین نگاه کنین اینو نگاه نکنین افتضاح در درجه ی یک بود
مزخرف ترین فیلم تاریخ سینما
در همه عمرم ایتهمه مهمل و چرتد ندیده بودم
واقعا برای سروش عزیز تاسف خوردم
حتی نتوانستم تا آخر فیلم را تحمل کنم و سینما را ترک کردم
فقط تاسف و تاسف و تاسف
عالی و درخور توجه ، مختص خود اقای صحت 👌👍
واای خعلی چرت بود . حیف وقت و پول بلیطم
از آقای صحت با اون مغز پر انتظار بیشتری میرفت. بهترین بخش فیلم بازی آقای حجازیفر بود و سایر بازیگران بنظرم ضعیف ترین نسخه های خودشون رو ارائه دادند. بنظر من جز پرستاره بودن و لحظاتی از خنده، این فیلم دستاورد دیگری نداشت.
فیلم فوق العاده ای بود و یه جورایی ادب از که آموختی از بی ادبان بود.ساختار ذهنی سروش صحت و جهان بینی او در فیلم کاملا مشهود بود.هر کدوم از کاراکتر ها زندگی بدی داشتن که با زدن مواد و سرخوشی مقطعی ازش فرار میکردن حتی در طی فیلم هم هر مشکلی پیش میامد یکی اسنیف میکرد و موقعیت های جدی حتی مرگ هم براشون مسخره میشد.رفاقت و بخشش و راست گفتن حتی اگر به ضررمون تموم شه هم از پیامای دیگه ی فیلم بودن در واقع اصلی ترین پیام فیلم و پیام دیگرش این بود که نشون میداد مواد نزنید اتفاقا نه اینکه بزنید یا طرز استفاده را یاد بده چون متاسفانه نسل جدید از سنین پایین ۱۲ ۱۳ یا ۱۴ سالگی به مواد رو می آورند.فیلم ها را عمقی تر ببینیم…
چرت تربن فیلم بعد از کیک محبوب من ، هنوز دارم فکر میکنم که پیام فیلم چه بود، فیلم بسیار کند و خسته کننده بود با شوخی های دم دستی ، و اینکه بعضی از دیالوگها ،تکیه کلام شدن ، متاسفانه از بی محتوا بودن خودمونه
اولاً بازیگران معروف دلیل انتخاب من برای دیدن این فیلم بود ثانیاً فیلم کمدی نیست بلکه اجتماعی است که در باره بزرگترین معضل جامعه تهیه شده بود که متأسفانه تبلیغ غیر مستقیم استفاده مواد بود که اگر در حد اعتدال باشه سرخوشی بهت میده ولی اگر اور دوز استفاده بشه منجر به مرگ میشود بهر حال فیلم خوبی نبود.
فکر میکردم فیلم کمدی باشه تیزرهای تبلیغاتیش اینو میگفت ولی زهی خیال باطل ،با سختی برنانه خانواده رو هماهنگ کردیم که سانس آخررو دسته جمعی بریم ببینیم ولی تنها چیزی که بود یسری آدم خائن و معتاد که در این چرخه ی باطل گیر افتاده بودن و تکرار و تکرار .متاسفم .
نظرات منفی و پر از خشم بعضیا انگیزه شد نظرم رو بگم
کلا که هنر کاملا سلیقهای هست و هیچ اصراری ندارم بگم فیلم جذاب بود یا بد بود(من که خیلی حال کردم باهاش)
فقط توصیه به اونایی که گفتن با بچه رفتیم و پشیمون شدن و.. والدین مثلا حساس اگه واقعا انقدر حساس بودین یه کوچولو تحقیق میکردین درباره فیلمی که میخواین بچه تون ببینه(هرچند خیلی ساده لوحی که فکر کنی بچه ات مصرف مواد رو تو فضای مجازی یا حتی حقیقی نمبینه) حالا اگه هر چی ببینه دنبالش میره پس تربیت شما چی میشه اگه اینجوریه که بچه تون رو تو خونه حبس کنین چون سر کوچه دارن سیگار میکشن و نباید ببینه.. راستی یادم افتاد از آرد نخود زدن شخصیت هادی کاظمی در سریال برره بنظرتون بدآموزی داشت
ضمنا همین فیلم فکر نمیکنین ضد ترویج بود برای مواد؟ اگه مواد نمیزدن اون همه مشکل پیش میومد؟!
یه جا نوشته بودن کسی که با طنز لیسانسه یا درام جهان با من برقص ارتباط نگرفته این فیلم رو نبینه..
عزیزان شما فیلم بدی ندیدین شما انتخاب درستی نکردین
سلام آقای صحت امشب با همسرم رفتیم و این فیلمو دیدیم. بسیار خنده در این فیلم دیده میشد. ولی پایان بسیااااار تلخی داست .کاش بهرام نمیمرد .کاش پژمان .میشد مفهوم گذشت رو بهتر نشون داد .تا لحظه ای که چوب تو سر پژمان خورد منتظر برگشت بهرام بودم 😭😭😭اینم مث جهان با من برقص به مرگ ختم شد . قطعا دغدغه همه ما گذر عمره ولی این قدر انو نشون نده .مرسی.بیژن و پژمان که الی بودن .ولی بهرام و هادی یه وجه دیگه از خودشونو نشون دادن 😍😍😍
واقعا مزخرف. حیف وقت. حیف چشم. حیف پول
مزخرف ترین فیلمی که در کل عمرم دیدم. واقعا آشغال و افتضاح
این فیلم مناسب افرادی هست که امکان رفتن به سیرک و باغ وحش و دیسکو رو ندارند، سینما این هزلیات و مسخره بازی ها نیست که دارن به خورد مردم میدن، کارگردانش هم که یه آدم دم دستی و سطحیه، خب دیگه چه حرفی برای گفتن میمونه؟
بعد از مدت ها یک فیلم جذاب تو سینما دیدم ، متاسفم برای کسانی که انقدر کم درک و بی انصافانه بهاین فیلم نظر مستبدانه میدهند
برین سینما و بار دیگه لذت ببرید .
ابتدا خواستم از بازی جذاب حجازیفر و کار زیبای سروش حرف بزنم، ولی دیدم در حق بقیه بیانصافی میشه. همهگی در نقش خودشون خیلی خوب بودن. شاید این فیلم به درد کسانی که تنها از حس بینایی برای لذت بردن فیلم استفاده میکنند نخوره. اما قطعا کسانی که فیلمباز هستند از این فیلم لذت خواهند برد
مسخره و بی محتوا
مسخره و بی محتوا
متاسفم برا ایران و ایرانی
متاسفم
واقعا حیف از پول
با کلی برنامه ریزی و با چه ذوق و شوقی با سه تا بچه نوجوان رفتیم برا دیدن فیلم..واقعا مزخرف و حال ب هم زن بود ..بی کیفیت بی محتوا …سر درد گرفتم از بس مواد کشیدن ..بچه من تا حالا نوع مصرف مواد رو ندیده بود ..تا آخر فیلم همه کلافه بودیم ک زودتر تموم شده پول و وقتمون رو فقط هدر دادیم ..انقد بچه م پشیمون بود ک تا دو ساعت بعد فیلم حالت عصبی داشت ..این فیلم چطور مجوز پخش گرفته واقعا
مزخرف ترین فیلمی که امسال دیدم ، توی خیلی از نقدها ، فقط به خاطر اسم کارگردان سروش صحت شروع به تعریف و تمجید از این اثر بی ارزش کردن ، واقعا یه فیلم آشغال و به درد نخور هست ،
وسط فیلم از سالن آمدم بیرون و مینویسم.
واقعا ارزش یک دقیقه دیدن هم ندارد، بی محتوا، خالی از هر نوع طنز
هفته پیش فیلم زودپز را دیدم، ایکاش این هفته دوباره تکرارش را میدیدم.
فکر نمیکنم در عمرم چنین فیلم بی ارزشی دیده باشم…
فیلم صبحانه با زرافهها مسخرهترین و بی محتواترین فیلمی بود که دیدم واقعا تماشای این فیلم پول دور ریختن و اتلاف وقته. با اسم بیربطی که روی فیلم گذاشته شده بود چند خانواده با این عنوان که فیلم کمدیه با بچههای کوچکشان اومده بودن برای دیدن فیلم ولی فکر کنم بچهها مدلهای مختلف مواد مصرف کردن رو یاد گرفتن بیشتر به جای خندیدن.
مزخرف مزخرف مزخرف…..
کاملا تهی از هرگونه فرهنگ ایرانی ویا اصلا فرهنگ
متاسفم برای فرهنگ و هنر کشوری که دراون به چنین فیلم هایی مجوز نمایش داده میشه😔😔😔
سلام اول از همه فیلمش اصلا مناسب بچه ها نیست که بابچه برید.دوم پایان داستان اون چیزی نبود که آدم انتظار داشت.و سوم خیلی جوان ها رو بی اراده نشون دادن متاسفانه
فیلم فانتزی شیک با چند جمله فلسفی برای ژست هنرمند بودن ولی پوچ و بیمحتوا نقاش دهه ی پنجاهی هستم ولی واقعا نتونستم هیچ ارتباطی با فیلم بگیرم فقط دلم میخواست تموم شه از سالن بیرون برم
سلام.
فیلم نباید ژانرشو کمدی میزدن.جدای اینکه زندگی بعضی از جوونای امروزی رو حیوانی نشون میداد .آدمهای منفعل ؛یا باسوادی که نه گفتن رو بلد نیست .و بسیاری از موارد نگران کننده جامعه….ولی
بهرحال نباید به اسم کمدی تو پاچه مردم بیچاره میکردن.این خیلی بده.طرف دست بچشو میگیره بره فیلم کمدی بگیره بخنده یا ببینه زرافه رو تو فیلم …بعد میری میبینی اصلا داستان چیز دیگه ایه