درباره Eden که ثابت می‌کند بهشت با سلبریتی‌ها ساخته نمی‌شود
جهنم گالاپاگوس

به ساحل فلورینا خوش‌ آمدید. جناب دکتر ریتر به همراه همسرش سخت مشغول زیست با احوالات رهایی از دنیای پساجنگ جهانی است و گیاه می‌کارد و بیانیه صادر می‌کند. خانواده ویتمر پا به جزیره می‌گذارند تا هم از شر زندگی سخت و پر از حرف و حدیث شهری رها شوند و هم در جوار دکتر و همسرش افق‌های تازه زندگی خاصی که…

ده سال بعد از فروشنده، اسکار اصغر و حال آن روزها
در رویای مجسمه

«زن و بچه» فیلم بدی است؟ هرگز. در سینمایی که چراغ سالن‌هایش با ورژن تازه فیلمفارسی‌های خفت‌بار روشن و سینمای اجتماعی در حال جان دادن بود، «زن و بچه» فیلم بسیار خوبی است. نگاه واقع‌بین به زخم‌های جامعه هرچقدر هم چاشنی ذهنی بدبینی داشته‌باشد باز مقبول است. پیرپسر؛ نقد و معرفی فیلم اکتای براهنی…

در فاصله یک دهه، دو شمایل از صدام روی پرده آمده است
صدام قلب اتمی، صدام لپ قرمزی

خیلی چیزها تغییر کرده‌است. از روزی که در فوریه 2015 این فرصت را یافتم که اولین نمایش «مادر قلب اتمی» را در برلیناله ببینم تا حالا در سال 2025 که در قلب تهران فیلم «صددام» روی پرده سینماهاست خیلی چیزها تغییر کرده‌است. آن روزها برجام بود و ثبات و حالا نه از برجام خبری هست و نه از ثبات. شرایط کشور جنگی…

درباره «زن و بچه» که قصه دلبران حمید است و مادران علی یار
فیشیال روستایی

اولین سئانس نمایش فیلم از کن برگشته آقای روستایی در اولین روز مرداد بالاخره روی پرده سینماهای تهران رفت. این چند خط، داغ و کوتاه در فرصت آغازین تماشا است و باقی قصه ها بماند برای بعد... بیتر و سوئیت همیشگی از همان روز اول، از همان ابد و یک روز، روستایی حواسش به تلخ و شیرین کارهایش بوده است و در…

دوازده روز جنگ، هزاران سوژه و آرزوی دو سه فیلم به درد بخور
جنگ برای سینما نعمت است اگر…

همین چند روز پیش بود که از طریق تماس دوستی متوجه‌شدم که یکی دو مرجع ساخت آثار مستند در کشور برای ساخت آثار مرتبط با جنگ دوازده روزه به گروهی از مستندسازها چراغ سبز داده‌اند و از آنها کمک خواسته‌اند. فحوای تماس ما استمزاج از حقیر درباره سوژه ساخت اثر بود اما خیلی زود بحث‌مان رفت به این سمت که چرا…

درباره الهام پاوه‌نژاد و دیگر زنان سریال تازه نیما‌ جاویدی
چقدر خوب که پایتان را به این شکارگاه گذاشتید

اگر بخواهم صادقانه اعتراف‌کنم باید بگویم که اهل نوشتن متن و نقد با یک قسمت از  سریال نیستم ولی همین اعتراف را باید اینگونه تکمیل‌کنم که برای این مطلب، بهانه نوشتن  کم نداشتم. شعبده‌بازی نیما‌ جاویدی در «سرخ‌پوست» که استادانه در یک لوکیشن محدود، فیلمی خواستنی ساخته‌بود را هنوز دوست‌دارم، پرویز…

تحمل تروما با تماشا
چه کسی باور می‌کرد سینما پناهگاه جسم و جان شود؟

این چند خط در ستایش سینما است، ستایش جادوی تاریکی و قصه و همراهی با دنیایی دیگر از روزگار ما. ستایش فرار به پناهگاه سالن و چند ساعتی در امان تصویر و صدای مطلوب آرام ماندن. پیرپسر؛ نقد و معرفی فیلم اکتای براهنی از نوبت اولی که در جشنواره فیلم فجر پیرپسر را دیدم تا دفعه دوم چهار ما گذشته اما گمان…

به بهانه نمایش پیر پسر؛ طولانی‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران
فردین، سوسن، عبد، حسن و پسران

کار که کارستان باشد کیف کوک می‌شود و دل و دماغ اینکه بروی سراغ  ترین‌ها، ساز. بالاخره پیرپسر اکران شد و طلسم هزارپیچ گرفتاری در راهروهای ارشاد و سازمان سینمایی و دفترهای دردسر درست کن متعددش با چوب جادوی دبیر جشنواره و البته انبوهی دلسوز سینما که پای کار فیلم ایستادند باطل شد. حالا پیر پسر بر پرده…

درباره بازی را بکش که با شرافت از بی‌شرفی می‌گوید
توتوی موسی

خب اگر یک سوم آنهایی که سال‌های متمادی برنامه نود را تماشا کردند و تقلاهای عادل فردوسی‌پور برای فوتبال پاک را به چشم دیدند، یک فیلم با موضوع مرتبط با فساد در فوتبال و شرط‌بندی و تبعات هولناکش را در سینما یا شبکه‌نمایش‌خانگی می‌دیدند الان این مطلب درباره یکی از رکورددارهای فروش سینمای ایران بود نه…

آیا در دوره گذار از فیلم‌های تلخ به سر می‌بریم؟
یک سوزن به کن

خیلی اتفاقی سوزن فیلم به سینه‌ام نشست. کلافه‌ بودم و البته مبهوت و رضایتمند در پایان تماشا. مگنوس وان هورن قصه قاتلی زنجیره‌ای را روایت می‌کند اما در دل فیلمش انزجار از مرفهین نامرد و جنگ و تباهی‌های پیرامونش را به درستی روایت می‌کند. از چه فیلمی حرف می‌زنم؟ «دختری با سوزن». چرا فیلمی که سال گذشته…

درباره صددام که در جولان کمدی‌های شبه فیلمفارسی، به یک لیگ دیگر تعلق دارد
حلیمه با من است…

همین اول مطلب بنویسم که اندک نقدهای منفی درباره صددام به گمانم یک منشا زمستانی داشت. خب ذاتا اگر چنین فیلمی در میان یک جین فیلم جنجالی و نسبتا خوب و البته جدی، روی پرده برج میلاد و سینماهای جشنواره به نمایش در‌نمی‌آمد خیلی راحت‌تر و واقعی‌تر با هم‌مسلکان خودش یعنی کمدی‌ها قیاس می‌شد و طبعا سیلی سختی…

ژولیت رضاعی می‌تواند ترانه علیدوستی جدید سینمای ایران باشد
من، زیبا شانزده سال دارم

از زمستان سال هشتاد و جلد مجله فیلم که ترانه گمنام آن روزها را بر جلد داشت و بهار سال هشتاد و یک که صورت آغشته به بلوغ بازیگر سیمرغ گرفته سینمای ایران بر جلد شماره اول مجله چلچراغ بود، عمری به اندازه جوانی من و ما گذشته‌است. ترانه علیدوستی حالا در کتاب سینمای ایران یک فصل پر و پیمان بازیگری و…

سال سینمایی ما چگونه گذشت؟
عزیزم، من کوک نیستم

این واپسین زنجیرکشی کلمات در سال صفر سه است. سالی که می‌رود اما به یادمان می‌آورد که تقویم کهنه، باز تقویم است و روزهای رفته با اینکه رفته‌اند اما تمام نمی‌شوند تا ما آنطور که دلمان می‌خواهد به وقت سال نو کوک نباشیم. * سال کهنه بسیار شبیه «پیرپسر» بود. پدر باستانی امسال هم منافع جمعی و دلخوشی…

درباره فیلمی که واقعا بد است...
بی‌بی گرل، لباس پادشاه و تباه شدن کلاسیک‌ها

آن روزی که نیکول کیدمن در سکانس افتتاحیه آن فیلم حیرت‌انگیز لباس از روی دوش انداخت انگار هنوز همه چیز اینقدر مزخرف نشده‌بود. کوبریک مرده و چشمانش کاملا بسته است و چه خوب که یادگارهایش هنوز می‌توانند هر عاشق سینمایی را سر کیف نگه‌دارند. برترین فیلم ها و سریال‌های نیکول کیدمن اصلا گاهی دلم خنک…

آخرین یادداشت درباره جشنواره‌ای که گذشت
سیمرغ را بکش…

«مگه اعصاب آدم از فولاده؟». ناگهان در یک هفته خبر آمد که آروین از درد جگر، گوشه بیمارستان مچاله‌شده و  بعد هم بهت زیر خاک رفتن درویش‌ترین و لوطی‌ترین منتقد و نویسنده و معلم سینمایی  مملکت رسید تا درد عظیمی به قلب‌مان بنشیند. همینقدر غریب و بی‌معرفت است روزگار... * از ته‌نشین شدن فیلم در جان من و…

برای ذوق زدگی‌های ممنوعه جشنواره چهل‌و‌سوم
سینما محاق

تعارف را کنار بگذاریم و بگوییم سه چهار فیلم بخش خارج از مسابقه جشنواره چهل و سوم به اندازه و بیش از اندازه همه فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره، به درد بخور و تماشایی و البته در مسیر اعتلای سینمای ایران بودند. * مگر می‌شود فراموش کرد که به بهانه فیلم لاک پشت یک سایکودرام قابل تحمل دیدیم و به هوای…

برای ذوق زدگی های نیمه اول جشنواره چهل و سوم
نرو عزیزم من دارم بیمه عمر

ما هنوز عاشق جشنواره هستیم و مصائب همیشگی‌اش را تاب می‌آوریم. لابد رسالت ما این است که سخت‌جان باشیم، انگار به‌خاطر کوزه به سرها که داداشی در آخر فیلم پری می‌گفت زخمی و از نفس‌افتاده هم که باشی باید بخاطرشان دوام بیاوری، دوام می‌آوریم. برای این تاب‌آوری البته بهانه‌ها و ذوق‌زدگی‌هایی هم کشف…

آخرین احوالات قبل از آغاز جشنواره فیلم فجر
آواز ناخوش از دور

سلام و بفرمایید جشنواره فیلم فجر. جشنواره‌ای که رشحه‌هایش این روزها از کوزه نمایش‌های خصوصی در دفاتر سینمایی و سالن‌های جمع و جور ارگان‌ها و سازمان‌ها بیرون زده‌است. اول- به شهادت تاریخ جشنواره، حرف‌های درگوشی هیات انتخاب و آنهایی که سرشان در تشخیص فیلم درست از آب‌بندی‌های مرسوم این روزها به نام…