توتوی موسی
سینما پدیا؛ دو حبه کلمه در یک شات سینما
خب اگر یک سوم آنهایی که سالهای متمادی برنامه نود را تماشا کردند و تقلاهای عادل فردوسیپور برای فوتبال پاک را به چشم دیدند، یک فیلم با موضوع مرتبط با فساد در فوتبال و شرطبندی و تبعات هولناکش را در سینما یا شبکهنمایشخانگی میدیدند الان این مطلب درباره یکی از رکورددارهای فروش سینمای ایران بود نه درباره فیلمی که مهجور است…
معرفی کامل و نقد فیلم بازی را بکش
بازی را بکش تابستان سال قبل به مدد برادران کیایی و صبوریهای محمدابراهیم عزیزی برای اکران شدن پا به توپ بود اما ناگهان تصمیم سازندگان تغییر کرد، فیلم به جشنواره زمستانی فجر رسید و بهار امسال هم اکران شد. در همان ایام جشنواره، آنهایی که فیلم را دیدند بر سر یک موضوع اتفاق نظر داشتند: یک فیلم شسته رفته که با اینکه قصهاش در تیمهای درجه دوم شهرستانی میگذرد اما فیلمی لیگ برتری و روپاست.
*
از نام توتو بعنوان اسم اولیه فیلم تا بازی را بکش، هر چه توپ سینما قلخورد اصل موضوع به اوت نرفت: شرطبندی، تبانی و پول کثیف آنقدر جدی هست که با خون ناحق رنگآمیزی شود و هولناکتر به چشم بیاید. بازی را بکش همین قصه سرراست اما تلخ را با احوالاتی باورپذیر روایت میکند. برای آدمی مثل من که سالهاست به مرحمت رفقا و دلخوشیهای دوستانه، فقط جامجهانی و مسابقات خیلی ویژه فوتبالی را تماشا میکنم بازی را بکش اصلا حرف نامفهوم نمیزند و ادعای اصلاح ندارد. فیلم تقلایی است برای مبارزه و البته روایت زانو زدن و به گل نشستن کاپیتانی که حریف نامردی و دروغ نمیشود. همین…

یک محسن کیایی(موسی) باورپذیر و به قاعده مغرور ، یک سکانس درگیر کننده در انتخاب تیم نونهالان، یک صحنه اعترافگیری درخشان در پاترول بعلاوه نشانههای دلنشین معماری و بافت قدیمی شهرهای شمالی که نشان میدهد سازنده کارش را خوب بلد است، برگ برندههای فیلم هستند.
*
فیلمهای اجتماعی با پیرنگهای ورزشی همواره در فهرست محبوبها قرار داشتهاند. زمین چمن و توپ و تور هم که باشد، افیون علاقه به راه است. بازی را بکش با این پیشفرضها، فیلم شرافتمندانهای است و نکته آخر هم اینکه درست مثل هر مسابقه فوتبال، فیلم بدون پایانباز قصهاش را میگوید و تمام میکند.
