چرا وی مثل وندتا در دوقطبی این روزهای جامعه بیشتر به چشم آمده است؟
آدم‌ها می‌میرند، ایده‌ها نه!

اینهم از عجایب مملکت ماست که یک فیلم ساخته شده در سال 2005 حالا آنقدر خبرساز شده که گروهی در دانلود و کپی و تماشا کردنش کورس گذاشته اند و گروهی هم برای محو کردنش از پلتفرم ها و دسترسی آسان به آن. همه این اتفاق ها درباره فیلم وی مثل وندتا ساخته جیمز مک تیگو است. ••• یک فیلم معمولی که ناگهان مهم شد. این جمله دقیقا همان مسیری است که برای فیلم وی مثل وندتا هم در دنیا و این روزها در ایران طی شده است.…

این سینما نیست
همه می‌دانند

حواستان هست که این روزها مدام با قصه‌های تلخ، حیرت‌انگیز و البته بسیار سینمایی مواجهیم اما در سکوت و انفعال وامانده‌ایم؟

در حسرت جشنواره کودک و نوجوان
برای دانش آموزا، برای آینده…

همه می‌گویند بعد از ما این خانه باید پر از شادی باشد و لبخند کودکان، باید خاکستر این روزهای نفرینی تکانده شود و جاده فرداها هموار باشد اما انگار آن سوی کادر، کمی بیرون از این قاب‌های دلخوشی اوضاع به گونه دیگری در حال رقم خوردن است. بنیاد سینمایی فارابی حالا آنقدر از روزهای عقلانیت و خلاقیت فاصله دارد که نخستین تصمیم مدیر تازه‌اش بوی خانه خرابی عمارت قوام السلطنه برای ساخت توالت اختصاصی می‌داد و…

با عشق و بی‌نفرت برای اصغر فرهادی، راشل آویو و نیویورکر
مادربزرگ‌ها اسکار نمی‌گیرند

چه سرمایه‌هایی، چه ذوق‌هایی، چه کیفور شدن‌ها و چه خاطره‌هایی... مگر می‌شود اسم او بیاید و  آن رگ ایرانی بودن لاکردار دچار تورم و تصلب نشود؟ روزهای بد آمده، رویاها رنگ کابوس گرفته‌اند و دلمان از غصه در حال ترکیدن‌ است. بدبختی و مصیبت شده باد پاییز و ما و اعصاب‌مان هم شده‌ایم برگ ساقط. نام‌ها مدام تکرار می‌شوند و رنگ می‌بازند و ما همچنان مانده‌ایم در این ابر و باد حاصل از درهم ریختگی‌ها... •••…

چند فیلم برای جشنواره آماده است؟ چرا همه چیز متوقف شده است؟
ریل ما کو؟

«اوپنهایمر، یک فیلم مشترک بریتانیایی‌آمریکایی به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی کریستوفر نولان است که در 21 جولای ۲۰۲۳ اکران خواهد‌شد.» نه، این متن درباره فیلم تازه آقای نولان نیست بلکه درباره حسرت من و ما است از روخوانی همین خبر نه چندان تازه و اینکه چطور می‌شود که اینطور می‌شود. خبر اول متن را ده‌بار مرور کرده‌ام و آن بخش پایانی‌اش؛ آن 21 جولای 2023 را صدبار. خب کنار این دلمشغولی و گیرکردن…

در مصیبت خزان هنر هفتم و برگ‌ریزان فرهنگی
مخترعان مدعی چرخ

تاریخ این یادداشت را با احوالات عمومی فرهنگ این سرزمین هماهنگ کنید، کنارش را هم با قلم سیاه به نام سینمای ایران امضا کنید و بنویسید: خزان هنر هفتم و برگ‌ریزان فرهنگی. به دلتان بد راه ندهید و همین اول قصه مکتوب هم لطفا نگویید: «ای بابا اینها قدر زحمات کشیده شده را نمی‌دانند و آن‌ها اصلا حواسشان نیست که همین سینما چقدر قد کشیده از آن سال‌ها تا این سال‌ها.» چند لحظه قرار بگیرید تا چند خط برایتان…