آیینها و سنتهای باستانی، منبعی غنی برای روایت قصههای جذاب و تماشایی روی پرده نقرهای به حساب میآیند که سرشار از تخیل هستند؛ به ویژه آنهایی که ریشه در فرهنگ و افسانههای فولکلور داشته و قابلیت به تصویر کشیده شدن دارند.کاری که در سینمای ایران به ندرت رخ داده و بخشی از آن نیز به هراس فیلمنامهنویسان از رفتن به طرف افسانهها برمیگردد؛ بخش دیگر آن، به اقتصاد کمبنیه و ضعیف سینمای ایران در خلق آثاری متکی بر تخیل و جلوههای ویژه بازمیگردد که البته در دو سه سال اخیر وضعیت بسیار بهتری نسبت به گذشته پیدا کرده است. نوروز ساخته سهیل موفق کارگردان پرکار این روزهای سینمای ایران که کفایت مذاکرات را روی پرده و خانم والده را در نوبت اکران دارد، یکی از آثار شاخص متکی بر تخیل و افسانههای فولکلور ایرانی است؛ فیلمی که این روزها اکران آنلاین پلتفرم فیلیمو را تجربه میکند.
درباره فیلم نوروز چه میدانیم؟
نوروز که در جشنواره فیلم فجر هم مورد توجه اهالی رسانه نیز قرار گرفته، افسانهای نوروزی را امروزی کرده و شخصیتهای اصلی خود را در این راستا به حرکت وادار میکند. حمزه صالحی در مقام نویسنده فیلمنامه، با نریشن ابتدای فیلم به خوبی افسانه فولکلوریک ایرانی را توضیح داده و زمینهچینی لازم را برای ورود به جهان فیلم آماده میکند. جایی که عمو نوروز در واپسین روزهای سال و پیش از سفر خود به کوه قاف و خانه ننه سرما و آزاد کردن چلچلهای که بهار را با خود میآورد، وارد تهران میشود. به موازات آن، شاهد تلاش گروهی برای برپایی جشن نوروز در فضای باز با مشارکت بچههایی از مناطق مختلف ایران هستیم.
سهیل موفق در مقام کارگردان، قصهای متکی بر تخیل را به شکلی باورپذیر به تصویر کشیده و در این رابطه از جلوههای ویژه متوسطی که در اختیار داشته به نحو احسن سود جسته است. در عین حال، حواسش به ریتم هم بوده و یکدستی آن را به خوبی حفظ کرده است
آشنایی با نامی به عنوان قهرمان نوجوان فیلم نیز در همین بخش به خوبی صورت گرفته و مسالهاش برای تماشاگر روشن میشود. تصادف نوروز با اتومبیل مادر نامی و شکستن هردو پایش، حادثه محرک پرده نخست فیلم به حساب میآید که زمینه را برای کلید خوردن نقطه عطف اول فراهم میکند. البته پیش از این اتفاق، نوروز با حاجی فیروز که در رستوانی سنتی آواز میخواند روبرو شده و زمینه برای ارتباط او با نامی نیز رقم میخورد.
انتخاب شدن نامی برای انجام ماموریتی که هر سال خود نوروز آن را انجام میدهد، نقطه عطف اول محسوب میشود که به خوبی فاز داستان را تغییر داده و نامی را در مقام قهرمانی از جنس سینمای کلاسیک قرار میدهد. آسم داشتن نامی که او را از آرزویش برای کشتی گیر شدن دور کرده در کنار ماجرای جدایی پدر و مادرش، لایههای خوبی به او در مقام قهرمان فیلم داده که باید درمسیری سخت و طولانی با اهریمن نیز مبارزه کند. هیولای شریری که پس از مدتها از بند رها شده و میخواهد با گذاشتن موانع مختلف بر سر جادوی بهار، سرما و یخبندان را حاکم کند.
عزم نامی و داییاش برای رفتن به روستایی که از طریق آن میتواند به جادوی بهار برسد، نیمه دوم فیلم را کلید زده و با ریتمی مناسب پیش میبرد. همراه شدن دزدکی دردانه دخترک اهل افغانستان با آنها، لایه دیگری به قصه بخشیده و جشن نوروز فارغ از مرزهای جغرافیایی را به تماشاگر یادآور میشود. همراه شدن مادر پزشک نامی با حاجی فیروز از یک سو و بازگشت پدر نامی به ایران از سوی دیگر، آنها را هم با قهرمان همراه میکند. تلاش نامی و دردانه برای گذشتن از دیوارهای سنگی و رسیدن به خانه ننه سرما و آزاد کردن چلچله، قصه را وارد پرده پایانی کرده و هیجان خوبی هم به آن تزریق میکند.

صالحی برای قوام بخشیدن به فیلمنامه خود، یک داستان فرعی جذاب هم با محوریت عمو نوروز و ننه سرما خلق کرده که عشق را به عنوان یکی از تمهای فیلمنامه پررنگ میکند؛ جایی که ننه سرما هیچگاه با نوروز ملاقات نکرده و همیشه هنگام رسیدن او به خانهاش به خواب رفته است. عشقی که سرانجام بر اهریمن و تاریکی پیروز شده و به دیداری ولو کوتاه پیوند میخورد. نیروی خیرهکنندهای که میتواند پدر و مادر نامی را بار دیگر در کنار یکدیگر قرار داده و جشن نوروزی قهرمان داستان را شیرینتر کند.
سهیل موفق در مقام کارگردان، قصهای متکی بر تخیل را به شکلی باورپذیر به تصویر کشیده و در این رابطه از جلوههای ویژه متوسطی که در اختیار داشته به نحو احسن سود جسته است. در عین حال، حواسش به ریتم هم بوده و یکدستی آن را به خوبی حفظ کرده است. موفق در انتخاب بازیگر نقش نامی چندان دقیق عمل نکرده و بازی نسبتا ضعیف او به یکی از پاشنه آشیلهای فیلم تبدیل شده است. هر چند که مشکلاتی از این دست را با بازی چشمنواز و دوستداشتنی علی نصیریان پوشانده و نزدیکترین تصویر از عمو نوروز افسانهای را به تماشاگران خود هدیه داده است.
نوروز که پیام نهاییاش چیزی جز صلح، مهر و دوستی نیست، از آن دسته فیلمهایی است که سینمای ایران به ویژه ژانر کودک و نوجوان به آن نیاز داشته و قادر به جذب مخاطبان زیادی از این طیف سنی است.
