اگر تاریخ سینمای ایران از آغاز تا امروز را شخم بزنیم، به فیلمی با مدت زمان سه ساعت و بیشتر برخورد نمیکنیم که مهمترین دلیل آن نیز فقر قصه و کمتوانی در ایجاد گرههای متعدد در ساختار فیلمنامه است. به همین خاطر هم عموم تولیدات سینمای ایران در ظرف زمانی زیر دو ساعت ساخته شده و حتی در بسیاری موارد به کمتر از یک و نیم ساعت هم میرسند! حال این روزها فیلمی روی پرده سینماهای کشور رفته که لقب طولانیترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به خود اختصاص داده است.
پیرپسر؛ نقد و معرفی فیلم اکتای براهنی
پیر پسر ساخته اکتای براهنی که دومین ساخته سینمایی او پس از پل خواب به حساب میآید. فیلمسازی که وجه اشتراک هردوفیلم او، وام گرفتن از ادبیات روسیه و به ویژه آثار فیودور داستایفسکی است. موضوعی که به مهمترین نقطه قوت پیر پسر تبدیل شده و نقش مهمی در جلب نظر مساعد مخاطبان فیلم دارد.
براهنی در نگارش فیلمنامه این فیلم سراغ رمان مشهور برادران کارامازوف رفته و تلاش زیادی برای روایتی ایرانی از آن به خرج داده است. در عین حال، نگاهی هم به شاهنامه فردوسی و تراژدی رستم و سهراب انداخته و از آن به عنوان یکی از عناصر درام بهره گرفته است. پیر پسر با تمرکز روی خانوادهای متشکل از غلام پدری میانسال و علی و رضا پسرهای او که هر یک از مادری مجزا متولد شدهاند، آغاز میشود.
در همان ده دقیقه نخست هم خط و ربط بین آنها روشن شده و به تنفر پسرها از پدری همهفنحریف میرسیم که شخصیت قلدر و مقتدری دارد. در یکی از اندک سکانسهای فیلم که بیرون از خانه آنها گرفته شده، روی زنباره بودن غلام و بزن بهادر بودناش تاکید میشود. فیلم هم با ریتمی مناسب پیش رفته و به مرور وارد لایههای درونی شخصیتهای اصلی میشود. مهمترین مسالهای هم که براهنی در مقام نویسنده فیلمنامه در یک سوم نخست فیلم روی آن مانور میدهد، موضوع فروش خانه قدیمی آنها است که رضا بیش از علی روی آن پافشاری میکند. پسر کوچکتر غلام که شخصیت بیرونیتری داشته و بنگاهی بودنش هم اصرار در فروش خانه را طبیعیتر میکند. مخالفتهای غلام بابت فروش خانه نیز یک کاشت اطلاعات درخشان به حساب میآید. در طرف مقابل، علی آرام و درونگرا حضور دارد که کارمند ساده یک کتابفروشی بزرگ است و به واسطه نوع شخصیتاش به اشکال مختلف تحقیر میشود.
سکانس حضور او در کتابفروشی و خرد شدناش در برابر صاحب آنجا آن هم بابت دختری که دوستاش دارد، سکانس کلیدی فیلم برای نقب زدن به لایههای درونی علی محسوب میشود. نقطه عزیمت او به سمت کنشمندی آن همن هم به سبک خود که او را به تقابل با غلام و تحقیرهای او وادار میکند.

براهنی در یک ساعت نخست پیرپسر با صبر و حوصله روی پرداخت شخصیتها کار کرده که بیش از آن که سینمایی به نظر برسد، از دل ادبیات بیرون آمده است. هر سه شخصیت مرکزی پای یکدیگر پیش رفته و سرانجام به نخستین نقطه عطف فیلمنامه میرسند؛ جایی که غلام برای طبقه خالی خانه مستاجری پیدا میکند. رعنا زنی در آستانه میانسالی که از جهانی متفاوت پا به خانهای گذاشته که اسکلت آن با وجود رنگی که به آن زده شده، در حال فروپاشی است.
اکتای براهنی به عنوان کارگردان، تسلط چشمگیری نشان داده و در قیاس با پل خواب جهش فوقالعادهای کرده است. برای مثال هم میتوان به دکوپاژ فیلمنامه آن هم در فضای اندک فیلم اشاره کرد که نقشی کلیدی در خوش ریتم بودن فیلم و خسته نشدن تماشاگر ایفا میکند
اگر پیرپسر را شبیه به دوی امدادی بدانیم، رعنا آن دونده است که چوب امداد را از دست دونده اولی گرفته و به سمت دورهای پایانی و در نهایت خط پایان استارت میزند. علاقه همزمان غلام و علی به رعنا، تقابل پدر و پسر را وارد فاز تازهای کرده که میتواند تداعیکننده تقابل خیر و شر باشد. از سوی دیگر نمیتوان از خرد شدن علی بابت شکست در به دست آوردن دختری که دوستاش داشته، به سادگی عبور کرد که در کشیده شدن حداکثری او به سمت رعنا نقش مهمی را ایفا میکند. همراه شدن این دو با یکدیگر، به یک سکانس شبگردی متفاوت و جذاب ختم شده که سروشکلی کاملا ابزورد دارد. از آن جنسی که گهگاه سروکلهاش در سینمای ایران پیدا شده و جنون سینما در آن کامات آنها با غلام نیز در ولگردیهای شبانهاش در زیرزمین مغازه دوستی قدیمی همراه شده و با بخش دیگری از شخصیت او که آمیخته با اعتیاد به تریاک است، آشنا میشویم.
براهنی در خلق این فضای پر از دود مواد، باورپذیر عمل کرده است. در یکم سوم پایانی که میتوان پرده آخر به حساب آورد، قصه اوج گرفته و تقابل هولناکی میان پدر و پسرها شکل میگیرد که رعنا هم جزءمهمی از آن به حساب میآید. در عین حال، آن کاشت اطلاعات پرده نخست در اینجا به ثمر نشسته و نقطه عطف پایانی را رقم میزند.
اکتای براهنی به عنوان کارگردان، تسلط چشمگیری نشان داده و در قیاس با پل خواب جهش فوقالعادهای کرده است. برای مثال هم میتوان به دکوپاژ فیلمنامه آن هم در فضای اندک فیلم اشاره کرد که نقشی کلیدی در خوش ریتم بودن فیلم و خسته نشدن تماشاگر ایفا میکند. او در انتخاب بازیگران هم به گونه ای عمل کرده که میتوان آن را مهمترین نقطه قوت پیرپسر پس از فیلمنامه به حساب آورد. حامد بهداد و محمد ولیزادگان برای ایفای نقشهای علی و رضا، انتخابهای مناسبی بودهاند که تا حدود زیادی هم از عهده ایفای آن برآمدهاند. اما برگ برنده فیلم کسی جز حسن پورشیرازی در نقش غلام نیست؛ یک شر مطلق تمامعیار و مهیب که تماشاگر را تحت تاثیر خود قرار داده و از حدو اندازههای سینمای ایران فراتر رفته است. پورشیرازی تمام آنچه که از غلام در فیلمنامه بوده را با تجربه چهل ساله بازیگری خود درآمیخته و کاملا به استانداردهای جهانی نزدیک شده است. یک بازی پر از جزییات که بسیاری از آنها را در دفعات بعدی تماشای پیرپسر کشف کرده و از آن لذت میبریم.
پیرپسر از آن دسته فیلمهایی است که سینمای ایران نیاز فراوان به آن داشته و قابلیت کشاندن تماشاگران خاموشاش را دارد.
ننگ بر شما باد.
جز خورد و تحقیر مرد ایرانی توی این سالها هیچ کاری نکردین
عجب که به زیبایی هم این کارو کردین
با خودفروخته های ایرانی
نتیجه اش جز فروپاشی خانواده ها و جامعه پاکو نجیب ایرانی نبود.
دست مریزاد
لعنت خدا برشما
اونایی که روانشناسانه و دقیق این مهملاتو به خورد جامعه ایرانی میدن خووووب کارشونو بلدن
هدفی جز به لج کشیدن خانواده ها و جامعه نجیب ایرانی ندارن.
وااااا اسفا ازین همه جهالت و نادانی
وطن فروشی به قیمت چند دلار
هرفیلم ایرانی که در جشنواره های خارجی به دریافت جایزه ای نایل شد
فقط برای همین محتواهای کثافت و لجن پراکنی و تحقیر از جامعه و خانواده ایرانی بود و بسسسسس.
راجب فاسد بودن فیلم نظر دادین، خب عزیزم تو واقعیت بدتر از اینا هم هست، چرا خودتونه به کوچه علی چپ میزنین همچین چیزی هست و میخواست روایت کنه. ۱ ساعت آخر به قدری خوب بود که شما عبرت رو میگیرید. بعدشم اگه نمیتونید با همچین فیلمایی ارتباط بگیرید میتونه فیلمای کمدی رو ببنید که هیچ محتوایی ندارن
آخه در فیلم های ایرانی چرا اینقدر تبلیغ مواد مخدر و سیگار می شود تا آنجا که هنر پیشه مرد سیگار به سیگار آتش می زند که هنرپیشه زن سیگار از دستش نمی افتد، آیا سینمای ایران مسئول تبلیغ دخانیات و مواد مخدر شده
فیلمی ناهنجار فیلمی فاسد
شما در تمام ایزان بگردی و پژوهش کنی یک خانوادهذبه این شکل نخواهی دید که از بی فرهنگی رنج ببرد
فیلمی که مشابه آن در شبکه های تلویزیونی Gmtv فقط مشاهده می نمایید
وای بحال کارگردان ، فیلم بردار، تهیه کننده ، وهنرمندان مسلمانی که با توجه به خواندن این سناریوها حاضر شدن در این فیلم کثیف بازی کنند ، آبروی خانواده ایرانی را به بازی گرفتن و برخی نااهل ها هم از دفاع می کنند
خیلی مزخرف واقعاً متأسفم برای کسانی که این فیلم راساختن. وکسایی که ازاین فیلم چندش آور تعریف میکنن.
موضوع فیلم روایت روز؛ پیرمردانی که میراث گذشته شون رو دارن و با اون نسل دختران امروزی رو قاپ میزنن، فرزندانی که آینده ای ندارن و لنگ در هوا زندگی میکنن، و دخترانی که برای بالا رفتن هرکاری و هر رابطه ای رو تجربه میکنن، و جدال میان این امیال…
عالی بود فیلم ، ولی من متاسفانه با نقش علی که حامد بهداد بازی کردن ارتباط نگرفتم مخصوصا گریه هاش ، ولی حسن پورشیرازی معرکه بود سه ساعت نشستم سر فیلم با میگرن شدید عالی بود بسیار واقع گرا و البته تابو شکن رضا بازیگری خوبی داشت رعنا هم همینطور اما علی شاید سلیقه ایی باشه من احساس میکنم اون میمیک و چهره و نحوه ی صحبت کردن در حامد بهداد یکجورایی درونی شده و نمیتونه داخل فیلم از خودش جدا کنه
سلام فیلم درعین حال که آزاردهنده هست خصوصا پایان فیلم ولی عین سه ساعت متوجه گذشت زمان نیستی و نمیتونی چشم برداری از ترس اینکه شاید نکته ای رو از دست بدی
حتی میشه برای چندین بار فیلم رو دید
فکر کنم اگر ۴۷ سال دیگه هم از انقلاب بگذره باز هم وزارت ارشاد ما درست شدنی نیست. اسلام و حیا و غیرت به کنار. فیلمسازان گرامی و هنرمندان پر مدعا لطفا یکنگاه به فیلمهای هالیوود بیندازند که هم از نظر هنری و هم از نظر انسانی فیلمهای باورپذیر و ماندگار خلق کرده. چرا فیلمهای ما فقط پر از اعتیاد و طلاق و خیانت و آدمکشی و نفرت و …. است؟ وقتی چنین فیلمی در خارج از کشور به نمایش در می آید خارجی ها باید چه قضاوتی در مورد ایرانی ها داشته باشند؟ سریالهای تلویزیونی ما هم چیزی نیستجز طلاق و اعتیاد و زن بابا. واقعا جیز دیگه ای بلد نیستید بسازید؟ هنرپیشه ها هم که بخاطر پول حاضرند در هر فیلم بی محتوایی بازی کنند
واقعا فیلم اش عالی بود….به همه پیشنهاد میدم ببینن…فرای سینمای ایران
رفتمو فیلم پیر پسر را دیدم.
خوشحالم که پس از سالها فیلمنامه های ضعیف و گاها دلقک وار بالاخره فیلمی بر روی پرده رفت که ارزش دیدن داشت.
هرچند ژانر فیلم در حوزه علایقم قرار نداشت اما بازی بی نظیر بازیگران خصوصا آقای پورشیرازی حجت را بر من تمام کرد که فیلمنامه های خوب خروجی خوب دارد و بازیگر با دقت و وسواس نقش اش را کاملا باور پذیر می کند. دست همه درد نکند.
مهمل مطلق
بی هدف و ول
ادعای برداشت از ادبیات روس مثل اینست که بچه ۴ ساله نقاشی کند و بگوید از موتالیزا الهام گرفتم
فیلم شاهکار بود بیننده را میخکوب میکرد سالیان سال است که چنین فیلمی درسینمای ایران ساخته نشده علیرغم موضوع تراژیک فیلم پس از اتمام آن احساس رهایی فوق العاده ای وجودت را دربر میگیرد.فقط میتوان گفت شگفت زده شدم دست مریزاد آقای براهنی
افتضاح. هیاهوی بسیار برای هیچ. کارگردان روانی است