پیرپسر؛ نقد و معرفی فیلم اکتای براهنی
بازی خیرهکننده حسن پورشیرازی، حامد بهداد، لیلا حاتمی و محمد ولیزادگان
فیلم پیر پسر ساخته اکتای براهنی دومین ساخته این کارگردان است که با بازی درخشان حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی و حامد بهداد در بخش خارج از مسابقه جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. بسیاری معتقدند این فیلم بهترین فیلم سالهای اخیر سینمای ایران است. در اینجا نقد و نظر منتقدان را درباره فیلم پیرپسر مرور میکنیم.
خلاصه داستان فیلم پیرپسر
در خلاصه داستان فیلم پیرپسر آمده است: این فیلم درباره دو برادر میانسال علی و رضا (حامد بهداد و محمد ولیزادگان) است که با پدر قلدر و زورگویشان، غلام (حسن پورشیرازی) زندگی میکنند و تحت فشار اقتصادی زیادی قرار دارند تا اینکه رعنا (لیلا حاتمی) وارد زندگیشان میشود…
این فیلم بهدلیل صحنههای حاوی خشونت آشکار، محدودیت تماشا برای سنین زیر ۱۸ سال دارد.
بازیگران و عوامل فیلم پیر پسر
فیلم سینمایی پیرپسر دومین فیلم سینمایی اکتای براهنی در مقام کارگردان است. او این اثر را با فیلمنامهای به قلم خود و تهیهکنندگی مشترک بابک حمیدیان و حنیف سروری و با سرمایهگذاری ارسلان براهنی و امیرحسین عبداللهی جلوی دوربین برده است.
لیلا حاتمی، حامد بهداد، محمد ولیزادگان و حسن پورشیرازی بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند. همچنین محمدرضا داوودنژاد، رضا رویگری، فهیمه رحیمنیا و بابک حمیدیان، وحید قاضیزاهدی، علی رحیمی، هژیرسام احمدی، وحید رحمتی، شقایق فریادشیران، آرش آقابیک، مهسا باقری، میثم غنیزاده، مهری کاظمی، آذر محمدی، محمد برنجپور، غلامعلی رضایی، عباس پرنیانی در این فیلم نقشآفرینی کردهاند.
عوامل فیلم سینمایی «پیرپسر» بدین ترتیب است؛
مدیر فیلمبرداری: ادیب سبحانی، تدوین: رضا شهبازی و مشاور تدوین: هایده صفی یاری، طراح گریم: بابک اسکندری، طراح صحنه: آناهیتا تیموریان، طراح لباس: آزاده قوام، صدابردار: وحید مقدسی، صداگذار: احسان افشاریان، آهنگساز: حسام ناصری، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: علی جناب، مدیر تولید: وحید رحمتی و مهدی چراغی، جلوههای ویژه میدانی: آرش آقابیک، جلوههای ویژه بصری: سینا قویدل، منشی صحنه: گلنوش انتظامی و فائزه فرزام و عکاس: جواد جلالی.

نقد و بررسی منتقدان درباره فیلم پیرپسر
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
محمد صابری
190 دقیقه سکوتی که کات به یک تشویق ممتد شد؛ این گزارش خلاصهای از مواجهه با فیلمی است که حالا جدیتر از قبل میتوانیم درباره چرایی محرومیت از تماشایش در بخش اصلی مهمترین رویداد سینمای ایران، بپرسیم و تن به هیچ توجیهی برای آن ندهیم! اکران ویژه «پیر پسر» غافلگیرکنندهترین اتفاقی است که در حافظه همه ما حک میشود تا سالها بعد به نشانی آن جشنواره فجر سال 1403 را به یاد بیاوریم.
فیلمی که صادقانه انتظارش را از کارگردان فیلم ضعیف «پل خواب» نداشتیم اما اکتای براهنی، ثابت کرد که میتوان درجا نزد و اثری خلق کرد که بالغبر سه ساعت مخاطبش را روی صندلی سینما میخکوب کند. «پیرپسر» در سالن سینما به پایان نمیرسد و همزمان با سرکشیهای دوربین به گوشهگوشه خانهای که دقایقی در آن از ته دل خندیده بودیم و دقایقی بعدتر حجم خشونت لانه کرده در زیرپوست ساکنانش مبهوتمان کرده بود، خراشهایی به ذهنمان انداخت که تا ساعتها بعد از تماشا، بهدنبال مرهمی برای آن بودیم. تعمد دارم که داستان فیلم را تشریح نکنم چرا که اینجا پای «قصه» درمیان نیست و این «سینما» است که معجزه میآفریند و مخاطب را مسحور خود میکند.
«پیرپسر» را برای هیچکس نباید تعریف کرد؛ این دقیقا همان نسخهای از یک تجربه سینمایی است، که فقط باید آن را دید و چه ظلمی است اگر مخاطبان سینمای ایران همچنان از فرصت این تجربه ناب محروم بمانند و اکران عمومی فیلم به تأخیر بیفتد. دنیایی که «پیرپسر» آفریده است، از جنس واقعگرایی این سالهای سینمای ایران نیست و همزمان نسبتی هم با خیالپردازیها و شیرینیهای رویاگونه ندارد. این دنیایی است که «شر» در آن حکمفرمایی میکند و حتی برای عاشق شدن هم ممکن است از «خوب بودن» پشیمان شوید! این دنیایی است که بیش از آنکه از جنس سیاست و اجتماع و اقتصاد باشد، از جنس «ماهیت انسان» است و عجب موجود پیچیدهای است انسان!
۳ نکته از فیلم:
- حیرت از قدرت بازیگری حسن پورشیرازی
- شخصیت پیچیده و غریب رعنا (با بازی تماشایی لیلا حاتمی)
- سکانس تماشای مستند فرازمینیها در تلویزیون نیمهسوخته!

نسیم قاضی زاده
حسام ناصری را بیش از آنکه به موسیقی فیلم بشناسیم، به آثاری که در مقام آهنگساز طی چند سال اخیر برای علیرضا قربانی نوشته است میشناسیم. او طی همین چند سال کارهایی بسیار خاصص برای قربانی انجام داد و نه تنها توانست قطعات ماندگار و ملودیهای خاطرهانگیزی بسازد بلکه افزایش چشمگیر مخاطبان قربانی در داخل و خارج از ایران نشان از موفقیت او در این زمینه داشت.
اما در حوزه موسیقی فیلم، او نزدیک به چهارسال است که در این عرصه حضور دارد، آهنگسازی روزی روزگاری آبادان (حمیدرضا آذرنگ)، تابستان همان سال (محمود کلاری) سریال سرگیجه (بهرنگ توفیقی) و در جشنواره امسال هم بازی خونی ( حسین میرزامحمدی) را عهدهدار بوده است. در کنار اینها موسیقی چند فیلم کوتاه را هم کار کرده است.
اما اگر حسام ناصری را به واسطه موسیقیهای ترانهها تصنیفها میشناسید، از اساس آن تصور را کنار بگذارید و به تماشای پیر پسر بروید. موسیقی پیرپ سر به واسطه قصه و آشفتگیهای ذهنی و رفتار شخصیتهایش، موسیقیای است که توامان فضای الکترونیک و آکوستیک را به هم پیوند داده است. اما در این میان به خلق قطعاتی شگرف انجامیده است که با صداهای دیستورت شده به سبک تکنیکهای موسیقی معاصر پریشان احوالی موقعیت فیلم و شخصیتها را روایت کرده است.
در کنار این صداهای مدرن، موسیقی چند ترک طولانی دارد که از قضا نه تنها فیلم را از ریتم نمیاندازد بلکه به فهم و دنبال کردن آن بیشتر کمک میکند. این چند قطعه که در موقعیت های خاصی از آنها استفاده شده است در فضای رمانتیک و تماتیک هستند. همین آرامی آنها و ساده بودن دنبال کردنشان برای گوش مخاطب باعث شده است تا آن چند سکانس از جمله حضور پدر در خانه رعنا و بعد ترک خانه و ایستادن علی در میانه کوچه و وصل آن به رقص شمشیر شادی پدر بیادماندنی شود. با این وجود، ناصری ماهیت موسیقی فیلم را با تمامیی فراز و فرودهای قصه رعایت کرده است، برای دوئل پدر و پسر قطعههایی در فضای اکشن نوشته و برای زمانی که جوانترها در میهمانی مشغول استعمال مواد مخدرند، سراغ موسیقیهای الکترونیک رفته. برای صحنه قبر کندن پدر موسیقی وحشت نوشته و برای عشق موسیقی رمانتیک. حتی در موقعیت هایی سراغ سلوی ویولنسل رفته که بارزترین سکانس آن، سکانس حضور پسر کوچک تر (رضا) در آرایشگاه مادرش در زیرزمین نور و پر از تار عنکبوت است.
مهم ترین ویژگی موسیقی پیرپسر که او را به یک اثر منحصر به فرد بدل کرده است، حضور متفاوت، قطعات اریجینال، ملودی جااندار و قوی و نهایتا انسجام معنادار آن است. امید که حسام ناصری فعالیتش را در حوزه موسیقی فیلم گسترده تر و بیشتر کند.

سهامالدین بورقانی
اولین سکانس «پیرپسر» مخاطب را بهسرعت به جهان مهیب فیلم پرتاب میکند و فیلم از همین نقطه چنان نفسگیر شروع میشود و صورتمسألهای دشوار طرح میکند که البته در آن گریزی از تقدیر نیست. ویرانهای که خانه نام دارد، عتیقهفروشی چرکینی که پر از نفسهای مردانِ تاریخگذشته است و مردسالاری پررنگی که در تاروپود فیلم درهمتنیده شده و صورت نمادین هم پیدا میکنند همه محصول هنرمندی است که داستان را رج به رج، یا حوصله و وسواس زیاد یافته است. مردانی که بهدنبال عشق، هویت و نوری هستند تا تاریکخانهشان روشن شود و زنانی که یا قدرت رهایی از دایره تنگ و تیره سنت را ندارند و یا قربانی میشوند؛ همه اینها نتیجه دنیای مردسالاری است که جز تباهی عایدی دیگری ندارد. نه عشقی به سرانجام میرسد و نه ارادهای میتواند اندکی از نفرینشدگی این ویرانه و ساکنانش بکاهد؛ پول اما تا بخواهی هست و با گشادهدستی تمام خرج میشود، اما سعادتی در کار نیست.
«پیرپسر» سه ساعت تمام نفس همه را در سینهها حبس کرد و کسی پلک نزد و با تمام وجود فیلم را دیدند. میزانسنهای دقیق، فیلمنامه پاکیزه، دیالوگهای پینگپنگی جذاب، شخصیتهای درست، فیلمبرداری استاندارد و حرفهای، بازیهای دقیق و حتی تیتراژ کمنظیر که تازه برای خودش نقطه اوج بود، چنان همه را مبهوت و متحیر کرده بود که نه کسی دوست داشت فیلم تمام شود و نه سالن را ترک کند. براهنی با این فیلم استانداردها را بالا برده و دستاوردهای بسیار مهمی نصیب سینمای ایران کرده است. هرطور شده باید تلاش کرد تا فیلم روی پرده بیاید وگرنه ظلمی بزرگ در حق سینماست.
۴ نکته از فیلم:
- فیلمنامه و درام روانشناختی دقیق و کمنقص
- بازیهای فوقالعاده و بازی بینظیر حسن پورشیرازی
- ترسیم درست جهان فیلم به همراه ریتم خوب
- جسارت، وسواس و دقت بالای کارگردان

محمد جلیلوند
سینما به عنوان هنر هفتم به شدت وام دار ادبیات بوده و بخش مهمی از بهترین فیلم های تاریخ سینما را رقم زده اند. اتفاقی که در سینمای ایران به ندرت رخ داده و دلیل آن هم ترس فیلمساز از قضاوت و قیاس بوده است. شب گذشته فیلم سینمایی (پیر پسر) ساخته اکتای براهنی که در بخش ویژه برای اهالی رسانه به نمایش درآمد، جزو شاخص ترین این آثار است که ردپای ادبیات در فیلمنامه پروپیمان آن کاملا مشخص است.
روایتی سه ساعته از زندگی پدری لاابالی و عیاش با دو پسرش که هر کدام از یک مادر هستند. براهنی که در پل خواب اقتباسی آزاد از جنایت و مکافات را انجام داده، در پیرپسر سرصبر قصه اش را شروع کرده و با معرفی شخصیت های اصلی (غلام،علی و رضا) به نقطه عطف اول می رساند.
در نیم ساعت بعدی کلنجارهای پدر و پسرها ادامه پیدا کرده و شخصیت های فرعی همچون دوست هم منقلی غلام معرفی می شوند که نقش مهمی در نیمه دوم کار دارند. با ورود رعنا به داستان در دقیقه هفتاد فیلم، قصه وارد فاز تازه ای شده و یکی از عجیب ترین قصه های روایت شده در سینمای ده بیست سال اخیر کلید می خورد. پیرپسر زیرمتن های فوق العاده ای داشته و به قدری جزئیات دارد که برای پی بردن تمام و کمال به آن باید بیش از یک بار به تماشای آن نشست.
۳ نکته از فیلم:
- فیلمنامه حیرت انگیزی که سه ساعت تماشاگر را میخکوب می کند
- بازی فوق العاده و در حد استاندارهای جهانی حسن پورشیرازی
- بهترین فیلم سال

محمد تقیزاده
با توجه به پیشینه ادبی اکتای براهنی و پدرش، فیلمی به شدت ادبی است به این معنا که تمام اجزایش از قهرمان تا ضد قهرمان و شخصیتها از ادبیات داستانی کلاسیک وام گرفته شده است. فیلم با مثابه یک رمان داستانی فصل معرفی شخصیتها دارد، تعلیق بین پدر و پسر ایجاد میکند، عشق میافریند و رابطه عاشقانه را تصویر میکند و در نهایت کشمکش را دستمایه درام خود قرار میدهد تا ردپای ادبیات کلاسیک ایران و جهان به شکلی واضح در فیلم هویدا شود.
بازی حسن پور شیرازی از مهمترین وجوه فیلم است، نقشآفرینی که نه تنها بهترین بازی پورشیرازی بلکه یکی از بهترین بازیهای تاریخ سینمای ایران است. یک بدمن واقعی و باورپذیر امروزی که به عنایت شخصیتپردازی در فیلمنامه و هدایت اکتای براهنی به کارکتری شیطان صفت و باور پذیر بدل میشود که ساعتها پس از تماشای فیلم از یاد تماشاگر نخواهد رفت.
براهنی در سه ساعت و ده دقیقه فیلم خود فقط قصه نمیگوید و جهان خلق میکند. جهانی باورپذیر و با جزییات که لاجرم همراهی آن ممکن میشود و تماشاگر میخکوب به تماشای این پرفورمنس واقعی و پر فراز و فرود مینشیند.
ساعتها درباره درام شخصیتها بازیها و روابط آنها میتوان حرف زد و نوشت اما به طور تیتروار از مهمترین ویژگیهای فیلم پیرپسر میتوان به کارگردانی درجه یک و پخته اکتای براهنی، فضای گرم و گیرای فیلم، بازیهای درجه یک به خصوص پورشیرازی و عوامل محیطی از جمله صدا، نور، طراحی صحنه، موسیقی و فیلمبرداری آن اشاره کرد که جملگی در اختیار یک کل واحد قرار گرفته و مضامین فیلمنامه را انتقال دادند.
۳ نکته از فیلم:
- بازی پورشیرازی
- نقش ادبیات در فیلم
- پیشرفت کارگردانی

سید مهرزاد موسوی
نوشتن از فیلم پیرپسر در ۲۵۰ تا ۳۰۰ کلمه آن هم بدون آنکه بتوان مثال و نشانهای از درون جهانِ فیلم آورد (تا لو نرود و لذت تماشایش برای مخاطبان از بین نرود) کار دشواری است. از سویی، بعید نیست که همه اظهارنظرهای ما حاصل یک اعراق یا جوگیری بزرگ (از نوع خوبش) باشد و باید گذاشت فیلم به درستی در ذهن تهنشین شود. اما با همه این خودداری از تعریف و تمجید، به مرور چند فکت در حین و پس از تماشای فیلم اشاره میکنم؛
شما یک فیلم ایرانی دیگر نام ببرید که پس از ۳ ساعت، نگران باشید که نکند تمام شود!؛ این حاصل ریتم خوب، قصهگویی درست و وارد کردن و درگیر کردن مخاطب در جهانِ روایی داستان است. فیلمی که در کنار مضمون جسورانهاش، ساختار دقیقی برای ارائه مضمونش دارد و به غایت «سینما» است؛ اکتای براهنی در پیرپسر از مد این روزهای ما در سینمای اجتماعی (مثل استفاده نکردن از موسیقی یا دور بودن دوربین از کاراکتر برای واقعنمایی بیشتر و…) فاصله گرفته و از همه ابزار و ترفندهای سینمایی برای انتقال حس و مفهموش دریغ نمیکند. برای همینهاست که قاببندیها، فضاسازی، طراحی صحنه و حتی نور در فیلم پیر پسر به چشم میآید و موسیقی متنش، هم مزاحم فیلم نیست و هم شنیده میشود.

بازی حسن پورشیرازی و ساختن یک هیولای فراموشناشدنی در سینمای ایران شگفتانگیز است؛ زمان بالای فیلم، زمینهسازیهای دقیق در فیلمنامه و ظرفیت کاراکتری که براهنی در اختیار او قرار داده بود، باعث شد تا شخصیت «غلام» همه را میخکوب کند. به واقع اختلاف پورشیرازی با بقیه نامزدهای نقشاولهای مرد این جشنواره بیش از یک سیمرغ است… اما در کنار او بازی تکتک بازیگران -از حامد بهداد تا لیلا حاتمی، محمد ولیزادگان و…- نباید فراموش شود. اگرچه بهداد نقش مردم آرام را پیش از این هم بازی کرده است، ولی حدود مشخص شده در نقش «علی» از تعریف تا انفجار، همه ظرفیت بازیگری او را به کار گرفته است. قرار دادن او کنار بازیگر گمنامی چون ولیزادگان در نقش «رضا» از ریسکهای جوابداده براهنی بوده است.
فیلمی که مطمئنم یقه مخاطبش را رها نمیکند، با تیتراژ شگرف فیلم، به پایان نمیرسد و تا ساعتها با او همراه میشود. فیلمی که باید در حوصله بیشتر، فرصت مناسبتر و البته مثالهای بیشتر از درون فیلم، دربارهاش حرف زد.
غر نمیزنم؛ در دوره بدی بهسر میبریم که مخاطبان سینما به جمع کمدیپسندان محدود شده. البته خوراک دیگری هم برای این سینمای مهجور و مخاطبانش باقی نمانده است. چندین و چند سال است که جسارت در سینمای ما فراموش شده، کسی برای استانداردهای بالاتر دورخیز نمیکند، مگر یکی دو سینماگر تجربه جدید رقم بزنند و با محدودیت دیده شوند. حالا نمایش عمومی پیرپسر میتواند یک برگ برنده یا یک ساز مخالف در این سینما و برای مخاطبان سینما باشد. حیف است آن کلوزآپ دیدنی از چهره پورشیرازی در سکانس پایانی فیلم را روی پرده بزرگ نبینیم. به سینما و مخاطبانش رحم کنید.
۳ نکته از فیلم:
- بازی ۳ سیمرغه حسن پورشیرازی
- میزانسنهای درجه یک فیلم
- جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۳ با پیرپسر به یاد خواهد ماند؛ حالا چه در بخش مسابقه باشد، چه نباشد. این است جادوی سینما

احسان طهماسبی
از همان فیلمهایی که میتوان با رویکردهای متعدد نقد و تحلیل به سراغش رفت و انتظار این را داشت که به اثری کالت در سینمای ایران بدل شود. فیلمی که با کمک نقشآفرینی درخشان گروه بازیگرانش (به ویژه حسن پورشیرازی)، ارجاعات زیادی به شاهکارهای مهم ادبیات جهان دارد و یکبار دیگر لزوم اهمیت و توجه به اقتباس را به سینمای ایران یادآوری میکند.
بدون اغراق با یک تدوین هوشمندانه، پیرپسر در صدر لیست بهترین فیلمهای دهه اخیر سینمای ایران قرار خواهد گرفت و جایگاه اکتای براهنی را به عنوان کارگردانی که در فاصله شش سال (از زمان کارگردانی فیلم پل خواب) ره صد ساله را طی نموده تثبیت خواهد کرد. طولانیترین فیلم سینمای ایران در زمان سه ساعته خود با معجزه سینما مخاطب را سحر کرده و جسورانه تماشاگر را به صندلی میخکوب میکند. سینمای ایران باید امیدوار باشد که ضمن ایجاد شرایط اکران برای این اثر فاخر و خروج فیلم از محاق توقیف، شرایط لازم برای تولید فیلمهایی با این سطح کیفی فراهم شود. نقد مفصل پیرپسر هم بماند برای همان روز.
۲ نکته از فیلم:
- ای کاش برخی مسئولین فرهنگی ما دست از سماجتهای مغرضانه برداشته و جسارت ایستادن پای آثار فاخر را داشته باشند.
- مردی که قانون نداشته باشه پسر باقی میمونه (از دیالوگهای فیلم)
اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳
پوستر و عکس های فیلم پیر پسر










پوسترهای بینالمللی فیلم پیرپسر هم اینهاست؛



مزخرف ترین فیلم با اختلاف
این فیلمی که باید دید…
فیلمی که خانواده به شکل معمولی که میشناسیم نیست.
فیلمی با حرف های ساده که باید تفکر کرد، باید بعد از دیدن فیلم برای خودت تحلیل کنی بگی چی شد؟!
بازی بینظیر و بجا از هنرپیشه های بنام…
حسن پور شیرازی، لیلا حاتمی، حامد بهداد…
حامد بهداد که در نقش عاشق پیشه به سبک خودش، عالی درخشید…
و البته بقیه هنرپیشه های عزیز که هر کدام در نقش خودشون عالی بودن.
این فیلم که جسارت در نمایش سکانس هایی که خیلی وقته دیده نشده، داشت… تصاویر آشنا برای همه ولی کمتر دیده شده.
ساده گذر کردن و ساده نظر دادن بی انصافی کامل در مورد این فیلم هست.باید فکر کرد در مورد سکانس ها، بازی ها، شخصیت های فیلم
یک فیلم پرمحتوا و مفهومی. باید فیلم بین باشین تا معنی درستی از فیلم داشته باشین.
در آخر سپاسگزارم از تمام عوامل و دست اندرکاران محترم بابت ساخت این فیلم.
بدترین موضوع را را انتخاب کرده بودند بخصوص آخر فیلم هم طولانی بود و هم بدآموزی برای قشر جوان دارد..بواقع درد جامعه امروز نیز نیست… متاسفانه باید گفت که درکل دیدن اینگونه فیلمهای بی محتوا وقت تلف کردن است
…. فقطططط قوت فیلم در اجرای قوی بازیگران بود ولاغیر… توصیه میکنم وزارت ارشاد و مسولین نباید اجازه پخش اینگونه فیلمها را بدهند
شخصیت های بی هدف و سرگردان و مشغول مصرف عمر و وبیزار از انسان بودن، اینها در زمان اکنون مشکل اکثریت جامعه نیست ، این فیلم نامیدی و چهارچوب پست حیوانیت انسان را بزرگنمایی می کند که شاید به زمانی در تازیخ برمی گردد که بربریت حاکم بود ، خالی از تفکر و قشری و به گونه ای بازنمایی فیلم ایرانی های پنحاه سال پیش بود
شخصیت های بی هدف و سرگردان و مشغول مصرف عمر و وبیزار از انسان بودن، اینها در زمان اکنون مشکل اکثریت جامعه نیست ، این فیلم نامیدی و چهارچوب پست حیوانیت انسان را بزرگنمایی می کند که شاید به زمانی در تازیخ برمی گردد که بربریت حاکم بود ، خالی از تفکر و قشری و به گونه ای بازنمایی فیلم ایرانی های پنحاه سال پیش بود
خواهشا اینقدر شعار تکراری رو تکرار نکنید، درد جامعه، درد جامعه !
کلا یه کلمه یاد گرفتین که به هر فیلم واقع گرایانه ای بچسبونید و بگید این درد جامعه ی ماست!!! دایره واژگان شما همینقدره؟!
این فیلم بی نظیر بود. اصلا یادم نمیاد تو سینمای ایران فیلمی در این حد دیده باشم! اما در مورد درد جامعه نبود. این فیلم در باره پیچیدگی انسان بود. از هر قوم و قبیله ای با هر اصل و نصبی تو هر کشوری، اگه چارچوب نداشته باشی و حد خودت رو ندونی و زشتی های شخصیتت رو زیبا و درست ببینی و نخوای به خودت بیای،نخوای انسان باشی،تبدیل به یه شیطان میشی. به قول غلام، شیطان رجیم! و البته که هستند اینطور خانواده های عجیب که تو بیغوله های بزرگ با متراژ بالا زندگی میکنن و پول هم فراوان!ولی دارن تو لجن دست و پا میزنن.
بسیار عالی براش کمه ،
سالها چنین فیلمی از سینمای ایران ندیدم .
زیر لایه های خلوت حاجی بازاری ها و زندگی زیر گردوغبار خوب بودن آدمهای دورمان ، زنی که آرزوهای خوب زیستن دارد و پسری که آرزوی دوست داشته شدن در خانواده ایی بی خانمان و پدری لاابالی ،،،
همونطور که جامعه رو به فنا هست همراهش سینما و باقی چیزا هم بفنا میره هیچ شرم وحیایی نمونده دریغ از ی ذره حیا مردونگی انصاف کلا رسانه ساخته شده تا ینفر عقایدش را بکنه تو مختون حالا چ بد چ خوب
فیلم عالی و پر از تابوشکنی بود توصیه میکنم ببینین حتما
بعضی از دوستان رو درک نمیکنم خوب اگه فرض بگیریم ۹۵ درصد مردم ایران خوب و عالی هستن و خانواده های عالی دارن آیا نباید برای اون ۵ درصد فیلم ساخته باشه ؟!آیا واقعا چنین خانواده ای وجود نداره؟! زن کشی تابحال ندیدین؟ همیشه باید نشان داد همه چی گل و بلبل هست ک همه بگن وای ایرانی ها چقدر خوبن کی رو میخواهیم گول بزنیم؟! فیلم ک نباید ما رو خوشحال کنه فیلم خنده دار میخواهین برین کمدی ببینین فیلم باید یک مفهومی رو برسونه باید از درد جامعه بگه حتی اگه این جامعه کوچک باشه گرچه ب نظرم آنقدر هم کوچک نیست! آیا با آدم بی فرهنگ برخورد نداشتین؟ با آدم خودشیفته برخورد نداشتین؟ پس فیلم اگر هم مشکلی داره این چیزی ک شما میگین نیس
آشغال ترین و بی محتوا ترین فیلمی بود که برای دیدنش وقت گذاشتم
پیشنهاد میکنم فیلمو در سالن های بزرگ با انبوه جمعیت ببینید.من در یک سالن کوچیک با تعداد حدود ۳۰ نفر دیدم که خیلی از جذابیت فیلم کم شده بود
فاجعه و حمله ای به ذات اصیل و انسان و تمدن نوین ایرانی …
کسی منکر برخی معایب جامعه نیست!
ولی در مقابل مزایای خیلی خیلی خیلی بیشتری در جامعه هست؛ مثل خانواده های محترم شما و بنده!
سینما تصویر جامعه تلقی میشه؛ آیا برآیند جامعه اصیل ایرانی اینجوریه؟!!!
بگذریم از اهداف سخیف سیاسی پنهان در فیلم جهت تأثیر گذاری در ناخودآگاه مردم مثل:
۱ـ تابلوهای تاریخ ایران در آن خانه کذایی!
۲ـ متن شعر آهنگی که غلام با آن رقص چاقو رفت (ترکمنستان را پس بده، ترکمانچایم را پس بده)!
۳ـ هر بار که تلویزیون را نشان میداد؛ تصویر ترامپ را میدیدی که در حال گفتن از به اصطلاح پیشرفت آمریکا بود و فیلم قاب صحبت او را در خانه کثیف غلام که به اصلاح آینه جامعه ایرانیست به تصویر میکشید!
و …
تا حالا خود فروختگان در فیلمی اینقدر تمدن ایرانی و جامعه ایرانی را تحقیر نکرده بودند…
حیف …
فیلم محشر و عالی بود . سه ساعت تمام محو فیلم شده بودم .
فیلم پیر پسر واقعیتی را به تصویر کشید که در زیر پوست شهر پنهان شده . پیشنهاد میکنم فیلم رو در سینماهای مدرن و مجهز به سیستم صوتی دالبی ببینید . فیلم رو در سینمای فردیس تماشا کردم که متاسفانه سیستم صوتی مناسبی نداشت . بازی زیبای آقای پورشیرازی در زشت ترین شخصیت ممکن بی نظیر بود و حیران شدم از این توانایی وصف ناپذیر . پایان فیلم بسیار تلخ و دلخراش بود و انرژی بیننده رو به شدت تخلیه میکنه . منکه بعد از پایان فیلم یارای ایستادن روی پاهای رو نداشتم
فیلم دوزاری که میگن همینه چون فلان بازیکن من دوست دارم دلیل بر خوب بودن فیلم نیست
برای این خانم مریم که خودشو استاد رسمی دانشگاه معرفی میکنه واقعأ برای دانشجویان ایشان متاسفم که هنوز در قرون وسطی بسر می بره
اگر روح لطیفی دارید
نبینید چونخیلی آزرده میشید
بازی ستبر شیرازی که خیلی عالی بود و شر رو بخوبی اجرا کرد و حتی اوایل دلم براش سوخت که بچه ها راضی به مرگش بودند و مال دنیا و ارث و … ولی غافل ازینکه این موجود بجاش میتونه قاتل زنجیره ای بشه..
اینکه مساله و نیاز به زن و … تا این اندازه میتونه خطرناک باشه و اون شر وجود یک انسان رو درونش بیدار کنه، قابل تامل بود و
….
در انتها اصلا پلیس تو این فیلم نقشی نداشت انگار بی عرضگی پلیس ایران نمود بیشتری داشت…
فیلم خوبی بود ولی قطعا شاهکار نبود….
در برهوت سینمای ایران و بین این همه کمدیهای سخیف و دوزاری همین که میشه یه فیلم رو کامل دید و غُر نزد غنیمته….
ولی شاهکار نیست….
بازی حسن پورشیرازی ولی شاهکاره…
موضوع فیلم واقع گرایانه بود، حقایقی که ما سعی می کنیم آنها را پنهان کنیم ولی در گوشه گوشه کشور شاهدش هستیم. این حقایق باید به طرزی عریان در معرض دید بینندگان قرار گیرد تا برای حل اینگونه مشکلات چاره ای بیندیشند نه اینکه با پاک کردن صورت مسئله بگوییم ما چنین افراد و چنین مشکلاتی نداریم و روابط و احترام خانوادگی بسیار رعایت می شود.
منم با سمیرا موافقم. فرهنگ خانواده را نشانه رفته. شروع فیلم با صحبت از نقشه قتل پدر؟!!!!
هر موقع از یک فیلم تعریف زیادی کنند مثل عروس گوزو درمیاد
از داستان فیلم معلوم میشود یک فیلم چرک و آشغال بیش نباشد
از تعریف های افراد معلوم الحال مثلا منتقد. یقین پول تیلیغات غیرمعلوم به اینها داده شده که غیرمستقیم قلم فروشی کنند. و نهایت اینکه از همین معلومه بین لیلا حاتمی و حامد بهداد خبری خواهد شد
با عرض سلام و احترام
امروز ۱۷ مرداد ۱۴۰۴؛دوست دوران کودکی م
من رو به دیدن این فیلم دعوت کرد
بسیار تاسف خوردم و بسیار غصه خوردم……چطور حرمت پدر و خانواده در این فیلم شکسته شد!!!!!
چطور بالا تنه لخت مردها رو نشان داد!!!!
جای هزاران تاسف که در این کشور؛این فیلم ها ساخته شده و نمایش داده میشود
از خجالت م؛همین که فیلم تمام شد؛سریع سینما رو ترک کردم
من حانم و یکی از اساتید رسمی دانشگاه هستم
عالی بود . مرسی که قانون نداره پیر پسره
این برای من مثل فیلم باشگاه مشت زنی میمونه
وقتی برای اولین بار باشگاه مشت زنی را دیدم دوباره از اول نشستم فیلم
رو دیدم
دقیقا این فیلم هم به همین طوره
باید چند بار ببینیش تا بتونی یه درک کاملی ازش کسب کنی
به نظر من شما علاوه بر دیدن فیلم
گاهی وقت ها باید با کارکتر هم زندگی کنی و خودت رو جای اون بزاری
( منظور از کارکتر حامد بهداد است )
یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران،محشر بود
در یک کلام، بی نظیر 👏👏👏
فقط آخر شب نبینید تا فرصت داشته باشید مغز متلاشی شده خود رو جمع کنید
فیلم عالی سکانسها عالی حسن پورشیرازی عالی مخاطب تا پایان همراه موسیقی روان وتاثیر گذار یکی از جالبترین موضوعات وفیلمهایی که دیدم باورم نمیشد تو سینمای خنده و دلقک بازی وگیشه پسند چند به جد چهره تکراری و بازیهای تکراری این چنین سکانسهایی ببینم در ضمن سمیرا جان فیلم نماینده تمدن نیس چون قدمتش به یک هزارم تمدن نمیرسه میتونه زوایای یه تمدن نشون بده فکر کنم دوست دارید به روال چند ساله شو فیلم های به اصطلاح طنز ولودگی برایتان روایت کنند تا تمدنتان لطمه نبیند ممنون از اکتای براهنی
فیلم واقعا جسورانه ای بود. سه ساعت و ده دقیقه اصلا نفهمیدم کی گذشت منی که همیشه وسطای فیلم خوابم میگیره یا خسته میشم که چرا تموم نمیشه اصلا متوجه گذشت زمان نشدم بازی حسن پورشیرازی یعنی بینظیر بود عالی بود.ولی روایت بسیار اریک و تلخ وقتی فیلم تموم شد نمیتونستم بلند بشم از رو صندلی غم خیلی سنگینی داشت و ده دقیقه آخر فیلم واقعا بسیار تاریک و با خشونت بالا بود. فیلمی بود که واقعا حال منو بد کرد و واقعا دلم برای خوبی و ارزشهای انسانی برای عشق برای معرفت کباب شد و بخاطر مهجور بودن خوبی گریه کردم. فیلمی بود که خیلی از خط قرمزها رو رد کرد. واقعا فیلمی هست که تا ساعتها پس از دیدنش حالتون به واقع بده.
واقعا جای تاسف داره! برای ملتی که صاحب تمدن چندین هزار ساله هستند وبا فرهنگی قوی وپویا وعزتمند اماسطحی نگر و غافل از مکر و حیله ای که برای نابودی فرهنگ غنی ما به کار می برند !
برخی سینماگران و فیلم سازان ما به جای صادر کردن فرهنگ ناب خود!؟ چهره ای زشت ودروغین را انتشار میدهند و بدبختانه خواهان حمایت از این فیلم مبتذل و پر خشونت نیز هستند که پخش این فیلم عواقبی بسیار بد برای فرهنگ مادارد وچهره ای وحشتناک ازما به دنیا معرفی مینماید!!؟ گرچه هرجایی که گل باشد خارنیز وجود دارد اما زیبایی وعطر وپاکی گل هرانسانی را به خود جذب میکندوحس فرح بخشی ونشاط را به آدمی میدهد، ولی ما مردم ایران با هجمه رسانه ای دشمنان دچار عقده حقارت وخود کم بینی شده ایم وهمیشه و همه جا پاکی ها وزیبایی هایی که بین ماوجود داردرا با قضاوت ناعادلانه ودرعین بی انصافی نادیده میگیرم وآن درصد ناچیز از پلیدی وژشتی را که درهر جامعه وملتی(حتی بیشتر از ایران ما) وجود دارد را چنان بزرگ معرفی می کنیم که گویا تمام وتک تک مردم ایران دارای این صفتهای اهریمنی هستند وحتی برآن اصرار میکنیم که چنین است (مانند حمایت از این فیلم توسط برخی عوامل خود فروخته ) وخودمان را دربین ملتهای دنیا هیولا ها وزامب یهایی معرفی می کنیم که درسینمای هالیوود به عنوان ژانرهای ترسناک وتخیلی برای بینندگان آن را تهيه میکنند!!؟
با اختلاف آشغال ترین فیلمی بود که تا حالا دیدم
پایان مزخرف
فیلم بسیار اموزنده است ادم با دیدن این فیلم قدر داشته هاش بخصوص خانواده اش وآرامشی که در خانواده است رو میدونه
عالی بود
از این نظر که من بیننده جدی فیلم هستم و چندین سال است که کارهای سینمایی و سریال ها واقعا همه تکراری و مبتدی شده اند
موضوع فیلم ،نوع بازی ها، لوکیشن همگی تازگی داشتند و جذاب بودند
واقعا نفهمیدم چطور سه ساعت تمام روی صندلی سینما نشسته ام و تکان نخوردم
تبریک به آقای پورشیرازی با بازی بی نظیرشان
بی نظیر دیدن این فیلم بدلیل داشتن لایه های درونی بیشتر از چند بار توصیه میشود
این فیلم مانند رمان فراموش نشدنی شازده کوچولو هربار که دوباره دیده و خوانده شود لحظاتی دنیایی زیبا را در دنیای پر از هیاهو برایت میسازد و هربار چیز تازه ای به این بنده حقیر افزوده میشود
این فیلم مرا یاد شازده کوچولو می اندازد که هربار میخوانی و حسش میکنی دوران برایت زیباتر میشود
به نظر من تنها نکته مثبت فیلم بازی زیبا و جذاب حسن پورشیرازی بود . نه حامد بهداد و نه لیلا حانمی متاسفانه نتونستن رسالت نقشی که بهشون واگذار شده بود انجام بدن .
من در حد منتقد سینما نیستم ولی فیلم های زیادی از ایران و خارج از ایران دیدم ، متاسفانه فیلم که تموم میشه هر چی فکر میکنی نمبتونی واسه هدف و مفهوم این فیلم به نتیجه ای برسی
وقتی با فیلم با فیلم های اساتیدی چون کیارستمی ، فرهادی ، پناهی ، روستایی و رسول اف مقایسه میکنی ، پی به فاصله زیادشون میبری
اگه انتخاب هنر پیشه های فیام به خوبی پور شیرازی بود ، لااقل درگیر یه فیلم احساسی فاوق محتوا میشدیم
همونم متاسفانه حس نکردم
نمایش اینهمه سیاهیدلیلش چیه؟واقعیته درست.ولی مگر سینما اختراع نشد برای ساعتی فرار از دغدغه و واقعیت؟اصلا کی گفته سینما باید نصیحت کننده باشه؟سینما باید حال خوب کن باشه.لعنتی یه نکته مثبت و حال خوب کن می گفتی در این فیلم.خوش ساخت بودن و قبول دارم.ولی حال دلمون و بد کرد
سلام
فیلم مثل کتاب غذای روح هست اینکه یک غذای کثیف با جوسازی جذب مخاطب به خورد آدمها می دهید افتخار نکنید هروقت فیلم تمیز ساختید پر از نکات مثبت اخلاقی و توانستید غذای پاک به خورد مخاطب بدهید و مخاطب جذب کنید افتخار کنید
می گویید حقیقت می سازید مشکل از فکر روح شما و همنشینان شما هست که همه گناهان تجمیع شده در یک فیلم و زشتی ها تنها حقیقت دنیای شما هست وگرنه حقایقی مثل پاکی پاکدامنی راستی درستی اخلاقیات و همه خوبی ها هم وجود دارند چشم بینا می خواهد بیند که ندارید
سینمایی ایران را کثیف و مبتذل کردید
سریال های خانگی را کثیف و مبتذل کردید
چون حقایق در نظر شما فقط بدی ها منفی ها هستند
قبل از ساخت فیلم مشاوره روانشناسی کنید تا روح و فکر جامعه را سمت بدی ها تاریکی ها سوق ندهید
شیطان تا شما را دارد غم ندارد
این فیلم ها این فرهنگ که می سازید نشان از ذهن کثیف و تاریک و دنیای مبتذل شما دارد
این فیلم ها مجوز ساخت از دولت روحانی گرفتند یعنی همین صالحی این هم جواب آن کارگردانی که خواست این فیلم را به دولت رییسی ربط دهد
فیلمی چرند و بی محتوا و حیفه وقت پاش بذاری سه فرد شیره ای با بدآموزی
حیف از این بازیگران خوب و حرفه ای که برای این نوع فیلم های مزخرف و خشن و در نهایت با محتوای غیرانسانی ساخته شده است.
عمیق متاسفم برای خیلی از اظهار نظرها. مگر نه اینکه هنرمند رسالت و تعهدی به جامعه دارد که باید به بهترین شکل انجامش داد. بهترین شکلش را دیدیم و عالی بود ولی از منظر اجتماعی و سوژه کامل غلط انتخاب شده بود و هیچ کمکی به انسانیت و جامعه نمیکند که بلکه قبح شکنی هم میکنند و تعریف و تمجید هم می شود. بازی پور شیرازی، همه چیز خوب و عالی بود امااا رسالت اجتماعی نداشت. کمکی به انسانیت نکرد که هیچ؟ بلکه مرزهای جدید بی اخلاقی و بی عفتی را هم درید.
تمام مفاهیم فیلم در این سرزمین آشناست ، خانه مصادره ایی، زن کشی، فساد پدر، …
سکانس های فیلم به قدری جذاب بود که بیننده رو تا انتها نگه داره با توجه به زمان طولانی اما حقیقتا داستان منطق درستی نداشت و علی رقم تعریف و تمجید از بازیگری ها بنظرم مهمه که یک داستان چقدر به واقعیت نزدیکه اون هم چنین ماجرایی که احتمالا هدفش به تصویر کشیدن بخشی از جامعهست. فقط بازیگری خوب ملاک نیست و من داستان رو نپسندیدم
سلام به نظرم فوق العاده فیلم زیبا و شاهکاری بود خیییییلی قشنگ بود ،افرادی که میگن نه خوب نبود افتضاح بود رو درک نمیکنم از بس فیلم مزخرف با چهارتا دلقک بازی دیدید و خندیدید مغزتون دیگه تشخیص خوب از بد رو نمیده ،دوستان عااااالی بود به افرادی هم که میگن خوب نبود توجه نکنید در حد فیلم هتل،فسیل،صبحانه با زرافه ها اینا بیشتر نمیتونن درک کنن،بعد سال ها سینما به همچین فیلمی نیاز داشت عااااااالی عااااالی
از بهترین فیلمهای ساخته شده ی سینمای ایران،فاخر و ارزشمند با کارگردانی جسورانه و ظرافت کارانه
اگر جایی غیراز ایران بود حسن پورشیرازی باید اسکار میگرفت واقعا سه ساعت میخکوب میکنه ادم ها رو حتی اونهایی که ازش متنفر میشن.
این فیلم محدودیت سنی داره زیر هجده سال نبینه
همچنین ادمهایی که حساسن و میخوان برن سینما پفک بخورن و بخندن و بیان این فیلمی نیست که بعدش با لبخند بیای از سینما بیرون.
این فیلم شاهکاری بود که سه ساعت و ده دقیقه که زمانی بسیار طولانی است رو کم جلوه داد و مخاطب رو از خنده به جنون در صحنه های آخر رسوند
بازی تک تک بازیگران این فیلم عالی بود و بازی حسن پورشیرازی در یک لول دیگه بود طوری که آدم باورش نمیشه همه این سکانس ها فقط بازی بوده و شخصیت واقعی ایشون نیست
فیلمی واقعا ارزشمند که سالها در یادها میمونه
فیلم جدای از اینکه غم سنگین داره و خشونتی درش هست
درس بزرگی به بیننده میده و اون اینکه افشای حقیقت و حقیقت جویی همیشه تاوان داره و قرار نیست همه چیز خوب پیش بره.
بازیگرا واقعا بازی فوق العاده ای دارن مخصوصا حسن پورشیرازی
من به عنوان کسی که سینما نمیرم ، این فیلم با توجه به مذاق ادبیای که دارم و هستههای قوی فیلم که انسان متفکر رو به فکر میبره و به یاد اساسی ترین مسائل اخلاقی و فاخر ترین و ماندگار ترین آثار ادبی(همچون رمان و داستان کوتاه و نمایشنامه و…) واقعا فیلم محشری بودی که از مناسب ترین و بهترین ها وام گرفته بود…
بازی حسن پورشیرازی و پایان تراژیک واقعا تاثیر گذار ترین بود!
باشد که قدرش دانسته و حمایت های بیشتر و تشویق شود…
التماس تفکر!