بهترین فیلم ها و سریال های بابک حمیدیان
فهرست 24 فیلم و سریال برگزیده
بابک حمیدیان بازیگر متفاوتی در سینمای ایران است و این تفاوت نه از ژستها و مصاحبهها بلکه از عملکرد حرفهای او قابل دریافت است. تفاوت اول در بررسی کارنامه سینمایی او این است که اهمیت زیادی به اصلی یا فرعی بودن نقشها نداده و کیفیت نقشآفرینی بیش از اندازه زمانی آن برای او اهمیت داشته است. نتیجه آن شده که شمار نقشهای فرعی او بیش از فیلم هایی است که در آنها نقش اصلی ایفا کرده است. تفاوت مهم دیگر او با سایر همتایان سینماییاش این است که توانسته در ژانرها و سبکهای مختلف سینمایی عرض اندام و نقشآفرینی کند به نحوی که تماشاگران و سینمادوستان نمیتوانند او را در قالب یک کاراکتر یا نقش ترسیم کنند. بیایید بهترین کارهای او را مرور کنیم…
بهترین فیلم ها و سریال های بابک حمیدیان بر اساس سال انتشار مرتب شدهاند
سریال تاسیان | تینا پاکروان | ۱۴۰۴
- نام کاراکتر: جمشید نجات
سریال تاسیان ساخته تینا پاکروان روایتی از عشق و دلدادگی دو جوان در سال پایانی حکومت پهلوی است. در دورانی که ایران آبستن اتفاقهای بسیاری است و هر آیینه ممکن است دستخوش تغییرات بزرگی شود. بابک حمیدیان در نقش جمشید نجات پدر خانوادهای متمول و اصیل ایرانی است که دخترش شیرین دلداده پسری به نام خسرو شده است که در واقع بازجوی او در دوران بازداشت ناخواسته او در ساواک بوده. بازی بابک حمیدیان در قامت مردی نگران برای خانواده که تلاش میکند کیان خانواده را حفظ کند اما زور او به ظلمی که بر خانوادهاش و بر او رفته نمیرسد و تاسیان معنای دیگری در زندگی جمشید نجات پیدا میکند.
همه آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
فیلم غریب | محمدحسین لطیفی | ۱۴۰۱
- نام کاراکتر: محمد بروجردی
فیلم «غریب» بخشی از دوران فرماندهی محمد بروجردی را در منطقه غرب کشور نشان میدهد که به گفته فیلمنامهنویس آن را با استفاده از کتاب «محمد؛ مسیح کردستان» اثر نصرتالله محمودزاده نوشته است. بازی در نقش شخصیتهای واقعی، خصوصاً شخصیتهایی که روایت و تصاویر زیادی از آنها وجود دارد، چالشبرانگیز است. بازی در این نقشها زمانی سختتر و پیچیدهتر میشود که این شخصیتها ویژگیهای مثبت فراوانی داشته باشند. شهدای جنگ تحمیلی به واسطه فداکاریها و رشادتهایی که از خود نشان دادهاند قهرمانانی بزرگ بهحساب میآیند که در ذهن بسیاری از مردم ایران جایگاه یک قدیس را پیدا کردهاند. به همین دلیل بازی در نقش چنین شخصیتهایی برای یک بازیگر چالش بزرگی بهحساب میآید. بابک حمیدیان که بارها ثابت کرده بازیگری اهل ریسک است و میتواند نقشهای سخت و دشوار و چالشبرانگیز را خوب از کار در بیاورد در غریب هم یکبار دیگر ریسک کرده و با قبول نقشی واقعی خودش را در معرض آزمونی دشوار قرار داده است. در این فیلم بابک حمیدیان بازیگر نقش شهید بروجردی است.
سریال خاتون | تینا پاکروان | ۱۴۰۰
- نام کاراکتر: کمیسر رجب اف
حضور بابک حمیدیان در نقش یک افسر روس در سریال خاتون نقش طولانی و اصلی نبود اما کمتر کسی را میتوان یافت که از کیفیت بازی او تعریف نکند و آن را نستاید. کمیسر رجب اف بهخوبی فریبکاری و وحشیگری یک افسر روس را منتقل میکند و علاوه بر ثبت یک نقش متفاوت و ماندگار در کارنامه بازیگری حمیدیان، از بهیادماندنیترین کاراکترهای سریال تینا پاکروان است که توانست ۲۳ هفته مخاطبانش را با خود همراه سازد.
خاتون از جمله سریالهایی بود که بازخوردهای متفاوتی در میان منتقدان داشت بهنحویکه برخی آن را در حد یک سریال پیشرو ستودند و برخی نیز از آب بستن این سریال و ضعف شخصیتپردازی در آن نوشتند.

فیلم مغز استخوان | حمیدرضا قربانی | ۱۳۹۸
- نام کاراکتر: حسین
مغز استخوان نیز از این نظر در کارنامه حمیدیان فیلمی مهم محسوب میشود که همکاری او با یک فیلمساز نسبتاً تازهکار به نام حمیدرضا قربانی با دو فیلم و یک فیلمنامه خلاقانه از علی زرنگار محقق شد. فیلم در جشنواره فجر برای فیلمنامه نامزد شد و در چند جشنواره خارجی شرکت و موفق به کسب جایزه شد. مغز استخوان در بین پنج فیلم برتر آرای مردمی، در جشنواره فیلم فجر قرار گرفت و نظر مخاطبان را جلب کرد. این فیلم همچنین به طور گسترده در سینماهای اقلیم کردستان نمایش داده شد.
حسین نقش خاصی بود که حمیدیان در این فیلم ایفا میکرد اجرای مردی که باید یک تصمیم بسیار سخت و پیچیده بگیرد و با موقعیتی حیاتی و بغرنج روبرو شده چالشهای این نقش و بازی او را از اهمیت دوچندانی برخوردار کرد. این فیلم، از آن فیلمهای شخصیتمحور اجتماعی سینمای ایران است. چنین فیلمهایی بسیار برای بازیگران مناسب است چراکه بنای اصلی داستان این فیلمها بر روی کشمکش میان شخصیتها استوار است. همین موضوع به بازیگران این فرصت را میدهد که بازیهای متفاوتی ارائه دهند. مغز استخوان چنین فرصتی را در اختیار بازیگرانش از جمله بابک حمیدیان قرار میدهد تا بازی متفاوتی انجام دهند. بابک حمیدیان در «مغز استخوان» موفق میشود تا نگرانیهای یک مرد در قبال فرزندش را نمایش دهد؛ نگرانیهایی که از جنس نگرانیهای عماد «روز بلوا» نیست. نگرانی پدرانه که بسیار رئالیستی و واقعگرایانه از کار درآمده است. بازی درخشان حمیدیان قطعاً یکی از نقاط قوت مغز استخوان است.
آنچه درباره مغز استخوان میدانیم
فیلم روز بلوا | بهروز شعیبی | ۱۳۹۸
- نام کاراکتر: عماد
عماد روز بلوا از نظر شغل و جایگاه شخصیتی، ترکیبی از چند فیلم حمیدیان است که در آنها نقش استاد دانشگاهی و روحانیت را برعهده داشته بود. در این فیلم، عماد استاد دانشگاهی خوشنام و یک چهره تلویزیونی مورد توجه است. «روز بلوا» یکی از سیاسیترین فیلمهای سالهای اخیر سینمای ایران است که داستان یک اُستاد دانشگاه روحانی خوشنام به نام عماد را روایت میکند که در خیریه پدرزنش هم همکاری میکند. عماد ناگهان خودش را در میانه یک معرکه عجیب میبیند، معرکهای که خبر از فساد اقتصادی عظیم در آن خیریه میدهد. «روز بلوا» بر روی لبه تیغ حرکت میکند. فیلم درعینحال که میکوشد افشاگرانه باشد، در تلاش است که از چهارچوبهای رسمی خارج نشود. بنابراین بازی در نقش روحانی این فیلم هم حرکت بر روی لبه تیغ است. چراکه بازیگر باید ضمن حفظ وجهه یک روحانی، مراقب کنایههای سیاسی فیلم هم باشد تا داستان از دست نرود؛ کاری که بابک حمیدیان بهخوبی از پس آن برآمده است.
حمیدیان در این فیلم موفق شده شک یک روحانی را نسبت به اوضاع جامعه امروز ایران بازتاب دهد. شکی که نمایانگر و بیانگر شخصیت متفاوت عماد است. اضطراب دائمی که حمیدیان در این نقش دارد، نقطه تفاوت و تمایز او نسبت به سایر نقشهایی است که تا به امروز بازی کرده است. بازی او مثل خود فیلم بر روی مرز شک و ایمان حرکت میکند و تماشاگر بهخوبی فشاری که روی عماد وجود دارد احساس میکند. حمیدیان با بازی در نقش حساسیتبرانگیز یک روحانی بار دیگر ثابت کرد که او برای بازی در هر نقشی آماده است.

فیلم معکوس | پولاد کیمیایی | ۱۳۹۷
- نام کاراکتر: سالار
حضور در یک فیلم اولی ریسک بزرگی برای یک بازیگر حرفهای است اما حمیدیان این ریسک را پذیرفت و در فیلم متفاوت پولاد کیمیایی ایفای نقش کرد. ماحصل کار این چنین بود که با اثری متفاوت و خارج از الگوهای رایج سینمای ایران مواجه شدیم که رد پای علایق فیلمساز به آثار اکشن و تریلرهای آمریکایی را تداعی میکرد.
حمیدیان در این فیلم نقش سالار را برعهده دارد. سالار یک تعمیرکار سیار است که چندی پیش در تصادف رانندگی، همسرش کشته شده است. خانواده همسر او با شکایت از سالار و مقصر دانستن سالار در این تصادف، از او طلب دیه کردهاند و مدتی نیز سالار به این دلیل در زندان بوده است. پسر خردسال سالار نیز به همین دلیل نزد خانواده مادر بوده و سالار حق ملاقاتش را ندارد.
حمیدیان در این فیلم نقش اول بود و یک تریلر هیجانی و جذاب شاهد بودیم که اکشن و جلوههای ویژه آن در کنار کارگردانی قابل اعتنای پولاد کیمیایی در فیلم اولش مخاطبان سینمای ایران را به وجد آورد.
فیلم مسخرهباز | همایون غنیزاده | ۱۳۹۷
- نام کاراکتر: شاپور
مسخرهباز از آن فیلمهای متفاوت سینمای ایران و همچنین، آثار متفاوت کارنامه هنری بابک حمیدیان به شمار میرود. حمیدیان اصولاً هنرمند متفاوتی است که انتخابهای خاص و متفاوت او در گزینش نقشها این خصیصه وی را بهخوبی بازتاب میدهد. مسخرهباز در کنار خرگیوش از کمدی و فانتزیهای متفاوت سینمای ایران در دهه ۹۰ بودند که حمیدیان در هر دو آنها نقشآفرینی کرده است.
در مسخرهباز، حمیدیان نقش شاپور و یکی از سه آرایشگر فیلم را بازی میکند. مسخرهباز داستان جوانی به نام دانش با بازی صابر ابر شیفتهٔ بازیگری است که در یک سلمانی به همراه شاپور با بازی بابک حمیدیان کار میکند و شبها بعد از اتمام کار به تمرین بازیگری میپردازد. صاحبکار او کاظم خان با بازی علی نصیریان که فردی معتقد به اصول اخلاقی است، به چیزی جز فیلم کازابلانکا و سلمانیاش فکر نمیکند. این فیلم نخستین اثر سینمایی همایون غنیزاده است که در بخش سودای سیمرغ سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر حضور داشت و توانست چهار جایزه از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلم سینمایی بخش نگاه نو و سیمرغ بلورین فیلمهای هنر و تجربه را کسب کند.
نقشآفرینی حمیدیان در این فیلم به جهت شخصیتپردازی متفاوت و ساختار فانتزی آن، اجرایی جذاب و کمتر دیده شده از این بازیگر گزیده کار سینمای ایران است که بهطورقطع، شمار فیلمهایی که به او پیشنهاد داده شده و بازی نکرده بیش از آثاری است که در آنها نقشآفرینی کرده است.

فیلم سرو زیر آب | محمدعلی باشه آهنگر | ۱۳۹۶
- نام کاراکتر: جهانبخش
حمیدیان در این فیلم نقش اصلی مرد را برعهده داشت و برای این حضور در جشنواره سی و شش فیلم فجر، نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. سرو زیر آب بهعنوان بهترین فیلم با نگاه ملی سی و ششمین دوره فیلم فجر انتخاب شد اما بههیچوجه نتوانست در اکران عمومی فیلمی پرفروش و پرمخاطب شود.
سرو زیر آب با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی، حوزه هنری و شهرداری تهران ساخته شده و به موضوع شهدای گمنام اقلیت مذهبی و اتفاقاتی که در معراج شهدا و نورد لوله اهواز افتاده است، میپردازد. حمیدیان در نقش جهانبخش ظاهر شد و ارتباطاتش با چیستا، ماهرو، گودرز، بهرام، جهانگیر و سرگرد پوشیاس مسیر اصلی داستان را شکل میدهد.
فیلم به وقت شام | ابراهیم حاتمیکیا | ۱۳۹۶
- نام کاراکتر: علی
سومین همکاری حمیدیان با حاتمیکیا بعد از چ و بادیگارد به فیلم به وقت شام منجر شد فیلمی که برخلاف دو فیلم قبلی، حمیدیان نقش اول فیلم را برعهده داشت و در نقش علی و درکنار پدرش یونس بخش زیادی از داستان را پیش میبردند: یونس و علی، پدر و پسر خلبانی بودند که مأموریت ویژهشان به پرواز درآوردن یک هواپیمای ایلیوشین-۷۶ در تِدمُر به سمت دمشق است. آنها باید مردمی را که تحت ظلم داعش هستند، بهوسیله این پرواز نجات دهند؛ اما در این راه مشکلات زیادی در انتظار آنها است و…
به وقت شام اولین رونمایی خود را در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر تجربه کرد و موفق شد سه سیمرغ بلورین از جمله بهترین کارگردانی برای حاتمیکیا را به دست آورد اما هیچ یک از بازیهای فیلم از سوی داوران جشنواره حایز نامزدی سیمرغ نیز نشدند.
فیلم در اکران عمومی و به جهت سابقه و اسم حاتمیکیا فروش بدی نداشت و باوجود هزینه ساخت ۸ میلیاردی توانست ۱۳ میلیارد فروش کند. موضوع ملتهب فیلم و پرداخت داعش در کنار جلوههای ویژه و میدانی فیلم بیش از همه در فیلم به چشم آمد بهخصوص این که بازی بازیگرانی چون بابک حمیدیان بهخاطر فیلمنامه نهچندان دقیق و عمیق فیلم، آنچنان به چشم نیامد.
فیلم خرگیوش | مانی باغبانی | ۱۳۹۵
- نام کاراکتر: آرش
خرگیوش اولین و آخرین ساخته مانی باغبانی تا الان، از متفاوتترین تجربههای فانتزی و کمدی در سینمای ایران است که در زمان ساخت خود، موافقان و مخالفان زیادی پیدا کرد. کاراکتر آرش در این فیلم تاحدی تداعیکننده برخی نقشهای کمدی حمیدیان در آثاری چون بیپولی بود هر چند که تفاوتهایی نیز با آن داشت اما کاراکتر جوان الاف و الکیخوش در جایگاه شخصیت آرش، تجربهای متفاوت نه برای حمیدیان بلکه برای مخاطبان سینمای ایران بود که در خرگیوش محقق شد.
پدر آرش باید به خارج از کشور برود و قرار میشود دوستان آرش، بابک (سیامک انصاری) و بهنود (جواد عزتی)، کنار او بمانند تا تنها نباشد. در این میان آرش تصمیم میگیرد دکوراسیون داخلی خانه را تغییر بدهد و… اتفاقات و موقعیتهای عجیب و غریب در فیلم کم نیستند و اینگونه فضای ابزوردیسم باعث ایجاد تفاوت و تمایز این فیلم با غالب آثار مشابه سینمای ایران شد.

فیلم سیانور | بهروز شعیبی | ۱۳۹۴
- نام کاراکتر: مرتضی صمدیه
سیانور در ادامه پروژههای تاریخ معاصر ایران ساخته شد که در ابتدا با آثار اولیه محمدحسین مهدویان کلید خورد و بعدتر فیلمسازانی همچون شعیبی ادامه رو این جریان فیلمسازی در دهه ۹۰ شدند. این فیلم، داستان یک تسویه خونین است. تسویهای ایدئولوژیک سازمان مجاهدین خلق توسط بدنه مارکسیست حزب که به رهبری تقی شهرام، رهبران مسلمان حزب یعنی مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف را حذف کردند؛ فیلم شعیبی میکوشید به واقعیت وفادار باشد.
بازی بابک حمیدیان در سیانور از دیگر نقشهای قابلتوجه و بااهمیت کارنامه کاری او است. سکانسهایی که او توسط مامورین ساواک شکنجه میشود، رنج ناشی از این شکنجه شدن او را میتوان در تمام اجزای بدن او مشاهده کرد. همچنین در سکانسهایی که او با مجید شریف واقفی ملاقات میکند، شک و هراس از تحولات این سازمان را میتوان در صورت او دید. بازی در «سیانور» ثابت کرد که حمیدیان یکی از بهترین گزینهها برای بازی در نقش شخصیتهایی است که مابهازای بیرونی دارند. بازی او چنان با شخصیتی که مابهازای بیرونی دارد، مطابقت دارد که میتوان در بسیاری از موارد به آن استناد کرد.

فیلم بادیگارد | ابراهیم حاتمیکیا | ۱۳۹۴
- نام کاراکتر: میثم زرین
بادیگارد بهجز زوج پرستویی و مریلا زارعی، بازیگران فرعی مشهور و معروفی از جمله بابک حمیدیان، امیر آقایی، فرهاد قائمیان، پدرام شریفی، پریوش نظریه و… داشت که نشان از اهمیت حاتمیکیا به نقشهای مکمل و فرعی این فیلم دارد. حمیدیان از اصلیترین نقشهای فرعی این داستان بود که نقش مهمی در پیشبرد داستان داشت. او علاوه بر اینکه همانند آثار دیگری که در آن نقشآفرینی کرده بود بهنوعی نماینده نسل نوی جامعه ایران بود در قامت یک دانشمند هستهای و پسر دوست و همرزم حیدر ذبیحی نقشآفرینی کرد.
موضوع درباره بادیگاردی است به نام «حیدر» که وظیفه حفاظت از مسئولان بلندپایه کشور را برعهده دارد. نقش او را پرویز پرستویی بازی میکند. حیدر شخصیت آرمانگرایی است که مسائلی را در کارش میبیند و این مسائل او را نسبت به کارش دچار تضاد و شک و تردید میکند. مراودات و بدهبستانهای میثم و حیدر از بخشهای جذاب بادیگارد بود بهخصوص اینکه حضور حمیدیان در جایگاه یک دانشمند هستهای و یک جوان بهاصطلاح انقلابی بعدتر در فیلمهای دیگر از وی نیز مورداستفاده قرار گرفت.
فیلم نیمرخها | ایرج کریمی | ۱۳۹۳
- نام کاراکتر: مهران
نیمرخها از جمله فیلمهای تجربی و غیرتجاری کارنامه سینمایی حمیدیان محسوب میشود که نقشآفرینی متفاوتی را به لحاظ کاراکتر خاص و قصه نسبتاً عجیب آن تجربه کرد. ایرج کریمی اصولاً فیلمساز سینمای بدنه نبود و بازیگران فیلمهای او نیز بهخوبی میدانستند که نتیجه کار قرار نیست فیلمی پرمخاطب و مورد توجه توده مردم باشد ازاینرو حضور در این فیلمها و نمایشهای محدود بیشتر جنبه تجربی و عرق و علاقه به بازیگری بود. درهرحال حمیدیان برای این فیلم نیز برنده تندیس بهترین فیلم از بخش هنر و تجربه سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر شد و یکی از بهترین بازیگران فیلم در کنار رویا نونهالی و سحر دولتشاهی بود.
نیمرخها روایتگر زندگی زوج جوانی است که مرد به دلیل بیماری سرطان روزهای آخر عمرش را سپری کند و در ادامه آن رقابتی بین مادر و همسر این مرد جوان رخ میدهد. کاراکتر مهران نقشی بود که حمیدیان ایفا میکرد که فرد رماننویسی بود که در مراحل پایانی مبارزه با سرطان خون و در بستر مرگ است. مادرش بانو با بازی رؤیا نونهالی و همسرش ژاله با نقشآفرینی سحر دولتشاهی از او نگهداری میکنند و در این میان مردی به نام آقا سید (سید ابراهیم عمادی) به آنها در نظافت و پرستاری کمک میکند. میان بانو و ژاله بر سر مهران کشمکشی شکل میگیرد که با هر گام نزدیکتر شدن به مرگ مهران شدیدتر – اما درونیتر – میشود.
فیلم چ | ابراهیم حاتمیکیا | ۱۳۹۲
- نام کاراکتر: علیاصغر وصالی
فیلم چ فارغ از دستاوردهای حرفهای برای حمیدیان، از این نظر بااهمیت شد که حضور در این فیلم، سبب همبازی دوباره و سه باره این بازیگر با حاتمیکیا شد. بعد از چ، حمیدیان بازیگر اصلی دو فیلم دیگر حاتمیکیا یعنی بادیگارد و به وقت شام شد و علاوه بر حضور در فیلم یکی از بهترین فیلمسازان ایران، با بازیگرانی چون پرویز پرستویی و هادی حجازیفر همبازی شد.
بابک حمیدیان در فیلم چ نقش علیاصغر وصالی را برعهده داشت که یکی از نقشهای فرعی اما ماندگار فیلم و تاریخ سینمای دفاع مقدس ایران است. وصالی که جوانی پرشور است و روحیهای انقلابی دارد صلحطلبی و میل چمران به جلوگیری از برخوردها و ملایمت او را به انفعال تعبیر میکند و مدام با او کشمکش دارد. بازی حمیدیان در «چ» یک بازی برونگرا و در اصطلاح انرژیک بود. بازی جذاب و فعال که از اصغر وصالی یک قهرمان کلاسیک به سبک قهرمانهای وسترن میسازد. قهرمانی که قلبش برای مبارزه میتپید و هرلحظه آماده بود تا در راه آرمانی که دارد شهید شود. حمیدیان اُستاد بازی در نقشهایی است که ما بهازای بیرونی دارند؛ نقشهایی که احتیاج به دقت فراوانی دارند تا بهدرستی نمایش داده شوند. دقتی که در بازی بابک حمیدیان وجود داشت منجر شد تا نقش وصالی را با چنان قدرتی بازی کند که به سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد دست پیدا کند.

فیلم روز رستاخیز | احمدرضا درویش | ۱۳۹۲
- نام کاراکتر: یزید بن معاویه و عبیدالله بن زیاد
روز رستاخیز از این نظر در کارنامه بازیگری حمیدیان پراهمیت است که اولاً برای این فیلم بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در سی و دومین دوره جشنواره فیلم فجر شد و دیگر اینکه در دو نقش کلیدی یعنی یزید و عبیدالله ابن زیاد ظاهر شد. شاید اگر فیلم اکران عمومی پیدا میکرد شاهد تغییر مسیر حرفهای این بازیگر و شیفت آن به سمت آثار تاریخی بیشتر بودیم اما عدم نمایش عمومی این فیلم در سینماها باوجود هزینههای زیاد آن شکستی تمام عیار برای درویش و عوامل آن محسوب شد. روز رستاخیز از ۲۴ بازیگر که نقشهای پیشبرنده را به عهده دارند بهره برده و حدود ۴۰ بازیگر دیگر و هفت بازیگر زن و مرد مهمان نیز در آن بازی کردهاند. بهغیراز بازیگران ایرانی، بازیگرانی از عراق، کویت، لبنان، آمریکا و سوریه بازی کردهاند.

فیلم هیس! دخترها فریاد نمیزنند | پوران درخشنده | ۱۳۹۱
- نام کاراکتر: مراد
فیلم به دلیل مضمون افشاگرانهاش مورد توجه مردم و رسانهها قرار گرفت. فیلمی اجتماعی که با اغراقهای ملودراماتیک تعریف میشود. فیلم داستان دختری 8 ساله به نام شیرین است که در کودکی به او تعرض میشود؛ تعرضی که آثار روحی عمیقی در او به جا میگذارد. حمیدیان در این فیلم نقش مراد را بازی میکند.
بهطورکلی، کمتر بازیگری در سینمای وجود دارد که جسارت بازی در چنین نقش چندشآوری را داشته باشد. نقشی که تا سالهای سال میتواند ذهنیت تماشاگر را نسبت به بازیگری که آن نقش را ایفا میکند، تغییر دهد. اما بابک حمیدیان با جسارت تمام بازی در این نقش را قبول کرد و چنان تصویر وحشتناکی از این شخصیت نشان داد که میتوان آن را در صف منفورترین شخصیتهای تاریخ سینمای ایران قرار داد. این جسارت حمیدیان در ایفای نقشهای مختلف که نقطه اوج آن هیس دخترها فریاد نمیزنند است، یکی از برگهای برنده همیشگی او برای تبدیلشدن به مرد هزار چهره سینمای ایران است.

فیلم یک خانواده محترم | مسعود بخشی | ۱۳۹۰
- نام کاراکتر: آرش
یک خانواده محترم یکی از فیلمهای جنجالی و پرحاشیه بابک حمیدیان بوده که در اکران نیز با مشکلات زیادی همراه شد. درعینحال اکران آن با واکنش مطبوعات و رسانههای خارجی همراه بود. روزنامه لوموند در چند نوبت به این فیلم پرداخت: «اولین سکانس این فیلم که نحوه دستگیری آرش توسط یک راننده تاکسی را نشان میدهد، میتوان در هر فیلم اکشن آمریکایی نیز دید. این فیلم پیش از همه فیلمی مافیایی است که بادقت بسیار زیادی ساخته شدهاست. در این فیلم آرش و برادر شهیدش در یک سو قرار دارند و جعفر و پسرش حامد در سوی دیگر. سینمای ایران فیلمهای زیادی ازایندست را تولید کرده است که در آنها تمایل برای بازسازی چهره ایران وجود دارد که ما همواره از تاریخ بزرگ آنها شنیدهایم.»
در این فیلم مسعود بخشی در جایگاه فیلمساز، نگاه انتقادی تندی به جامعه امروز ایران از زاویه دید استاد جوان جامعهشناسی (آرش با بازی بابک حمیدیان) دارد که از پاریس به نزد مادرش که تنها در شیراز زندگی میکند بازمیگردد.
حمیدیان کلیدیترین کاراکتر فیلم است او نقش یک استاد دانشگاه را بازی میکند که بهتازگی به ایران آمده است. به این بهانه، فیلمساز نگاهی داشته به حال و هوای ایران امروز و مراودات و فضای سیاسی اجتماعی ایران را بازتاب داده است. نوع نگاه بخشی و انتقاداتی که به سیستم و برخی زدوبندها و مناسبات داشته باعث حواشی زیادی برای او و فیلمش شد. یک خانواده محترم اولین فیلم بلند مسعود بخشی و تنها نماینده سینمای ایران در شصت و پنجمین دوره جشنواره فیلم کن مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.

فیلم بغض | رضا درمیشیان | ۱۳۹۰
- نام کاراکتر: حامد
بغض داستان تلخ خانوادههای ایران در دو دهه اخیر یعنی مهاجرت است. ماجرای پرتنش عشق و نفرت و داستان دو روایت از دو مقطع زندگی حامد و ژاله در استانبول است. ژاله و حامد دو جوان از نسل سوم مهاجران ایرانی هستند که ناخواسته تن به مهاجرت دادهاند. شخصیت حامد را بابک حمیدیان بازی کرده و ژاله را باران کوثری نقشآفرینی کرده است.
این فیلم نیز همچون دیگر آثار درمیشیان، درونمایه اجتماعی دارد که در قالب یک داستان عاشقانه این مضامین اجتماعی یا سیاسی منتقل میشود.
فیلم در سیامین دوره جشنواره فیلم فجر اکران و مورد توجه منتقدان قرار گرفت.

فیلم اسب حیوان نجیبی است | عبدالرضا کاهانی | ۱۳۸۹
- نام کاراکتر: حمید
بابک حمیدیان در این فیلم نقش حمید را ایفا میکند؛ نقشی کوتاه و عجیب که نشانه بعد دیگری از قدرت بازیگری حمیدیان بود. حمید این فیلم، جوانی چترباز است که با صاحبخانه خود سر و سری دارد و با همکاری دوستانش از خارج جنس میآورد و در تهران میفروشد. او یکی از اولین کسانی است که بهروز میکوشد از او اخاذی کند اما حمید به سبک خودش باج نمیدهد. حمیدیان در این فیلم با آن خنده احمقانه که روی صورتش نقش بسته بار دیگر ثابت میکند که چه درک درستی از حال و هوای فیلم کاهانی دارد. همین درک درست است که شخصیت او را میان انبوهی از شخصیتهای متفاوت این فیلم متمایز میکند؛ تمایزی که باعث میشود تماشاگر کاراکتر جذاب حمید را فراموش نکند.
«اسب حیوان نجیبی است» یکی از آن فیلمهای خاص و متفاوت سینمای ایران است. فیلمی درباره یک زندانی به نام بهروز که در ایام مرخصیاش لباس مامورین آگاهی را میپوشد و میکوشد با استفاده از این لباس مردم را تلکه کند. کاهانی در این فیلم پوچگرایانه انبوهی از شخصیتهای متفاوت را کنار هم مینشاند و از کنار هم نشاندن این شخصیتهای خلوضع در یک موقعیت عجیب و پیچیده فضای متفاوتی میسازد. فضایی که محصول نهایی آن یکی از هجوآمیزترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است.
سریال به کجا چنین شتابان | ابوالقاسم طالبی | ۱۳۸۸
- نام کاراکتر: یونس هوشمند
نقش اول سریال ابوالقاسم طالبی و یکی از معدود حضورهای تلویزیونی بابک حمیدیان بهعنوان نقش اول در مجموعه به کجا چنین شتابان محقق شد. سریالی که آذر ۱۳۸۸ از شبکه پنجم پخش شد و مخاطبان نسبتاً زیادی نیز پیدا کرد. او در این مجموعه شخصیت یونس را بازی کرده است. یونس جوان دانشگاهی در خانوادهای منسجم و معتقد به اصول دینی زندگی میکرد. آشنایی او با دختر عمه ثروتمندش؛ کتایون، باعث آشنایی او با شوهرعمهاش میشود که سالهاست به دلیل مسائل اعتقادی که به لورفتن آنها منجر شده با پدر یونس قطع رابطه کرده است. یونس که در سالهای آخر مهندسی عمران تحصیل میکند، با پیشنهاد کتایون در این شرکت مشغول به کار میشود و پس از مدتی متوجه میشود ثروت شرکت از راه پیشفروش غیرقانونی زمین تأمین شدهاست. اما طمع رسیدن به ثروت زیاد و سریع، یونس را به ادامه راه تشویق میکند…
یونس، پسر هاتف و نسرین و برادر بهار و امیرعلی بود و تم سریال، حال و هوای عاشقانه با درونمایههای مذهبی و حتی افشاگرانه داشت. درونمایهای که موردعلاقه طالبی بود و بعدتر در سریال هفتسر اژدها نیز شاهد آن بودیم.

فیلم ریسمان باز | مهرشاد کارخانی | ۱۳۸۶
- نام کاراکتر: عسگر
کاراکتر عسگر از بهترین نقشهای بابک حمیدیان و فیلم ریسمان باز از برترین فیلمهای کارنامه فیلمسازی مهرشاد کارخانه محسوب میشود که در همان زمان و باوجود اکران محدود در هنر و تجربه مورد توجه منتقدان و علاقهمندان سینما قرار گرفت. حمیدیان در قالب شخصیت عسگر، جوان سادهدل شهرستانی که همراه و دستیار میکائیل است (پژمان بازغی) بهخوبی جاافتاده و ایفای نقشی باورپذیر و قابل تامل دارد. حضور گرم و شیرین این دو، بیآنکه به لودگی یا اغراق منجر شود، بخشی از بار جذابیتهای فیلم را به دوش میکشد.
سفر طولانی و پر فراز و نشیب میکائیل و عسگر، از فقیرترین نقاط جنوب تهران آغاز شده، با عبور از مرکز سنتی و پر ازدحام شهر، وارد فضای بزرگراههای پیچیده تهران میشود و این دو خیره به نمادهای نوینی چون برج میلاد، در نهایت خود را به محله مرفهنشین شهرک غرب میرسانند. این فیلم باتکیهبر سنت فیلمهای خیابانی ساخته شده و تصویر نمادین از برخورد مدرنیته و سنت و فقیر و غنی ارائه میدهد که چنین ایده تصویری در سینمای ایران و با این پرداخت کیفی، کمتر دیده شده بود.
لهجه متفاوتی که او برای این شخصیت استفاده کرده در کنار جزئیاتی که در بازیاش اعمال کرده (مثل آن لبخند درجهیک که بعد از استشمام عطر دختری که از وانت پیاده شده میزند) محرومیتهای این جوان سادهدل را بهخوبی بازتاب میدهد. نقش عسگر در «ریسمان باز» با حجم انبوه جزئیات که حمیدیان به این کاراکتر اضافه کرد، تبدیل به نخستین و بهیادماندنیترین شاهنقش کارنامه این بازیگر شد.

فیلم خاک آشنا | بهمن فرمانآرا | ۱۳۸۶
- نام کاراکتر: خواهرزاده نامدار
این نقش نیز در امتداد و ادامه کاراکتر فیلم بوس کوچولو با همان نمایههای شخصیتی و سمبلیک پرداخت شده است. خاک آشنا چهارمین فیلم بعد از انقلاب بهمن فرمانآرا است که پس از دو سال توقیف در تابستان سال ۱۳۸۸ اکران شد. نامدار (رضا کیانیان) نقاش و هنرمندی است که در گریز از هیاهوی مرکز به روستایی در کردستان پناه برده و سالها است به خلق آثار خود مشغول است. ورود خواهرزاده جوان او به محیط روستا در کنار وقایعی که در محیط روستا رخ میدهد، باعث تغییری شگرف در زندگی نامدار میشود و او را وامیدارد که در شیوه زندگی خود بازنگری کند. در این فیلم تأثیر نقش بابک حمیدیان بهعنوان خواهرزاده نامدار در زندگی کاراکتر اصلی هم از لحاظ تأثیرگذاری و هم زمان حضور بیش از فیلم «یک بوس کوچولو» است اما به نظر میرسد همان شمایل جوانی و تقابل نسلها را در فیلم تداعی میکند.

فیلم خدا نزدیک است | علی وزیریان | ۱۳۸۵
- نام کاراکتر: رضا
این نقش حمیدیان در ادامه کاراکتر رحمان در فیلم «قدمگاه» است با این تفاوت که جنبه زمینیتری پیدا کرده و جوان روستایی نجیب قصه، قرار است یک عشق زمینی را تجربه کند به عبارتی روشنتر حمیدیان در نقش رضا پسر جوانی است که با موتور مسافرکشی میکند. او در نگاه اهالی، شیرینعقل است، لیکن در باطن جوانی باعاطفه و مهربان و برخوردار از سلامت کامل ذهنی است. در نزدیکی محل زندگی رضا، روستای کوچکی است که بخشی از جاده آن در مسیر سیل ویران شدهاست. اهالی برای تردد به آنجا ناچارند با موتورهای مسافرکش و از راه جنگلی عبور کنند. در همین ایام، لیلا معلم جدید روستا از راه میرسد و برای رفتن به مدرسه ناچار میشود با موتور سفر کند. رضا دلباخته لیلا معلم مدرسه شده، رفتهرفته احوالاتش بهگونهای تغییر مییابد که مادرش او را برای شفا به امامزاده میبرد.
در این فیلم نیز بر بکر بودن روح و روان کاراکتر حمیدیان تاکید شده و همچنان که عنوان شد برخی در خلاصه داستانها او را شیرینعقل معرفی کردند. الناز شاکردوست نقش معلم جوان و دلربای فیلم را بازی میکند که رضا یک دل نه صد دل عاشق او شده است.
فیلم یک بوس کوچولو | بهمن فرمانآرا | ۱۳۸۴
- نام کاراکتر: فرزند شبلی
یکی از ویژگیهای کارنامه سینمایی حمیدیان حضور در نقشهای مکمل است بهگونهای که نقشهای فرعی وی شاید از حضور او در نقش اول نیز بیشتر باشد اما او با نقشآفرینی در این نقشهای بهظاهر فرعی، تجلی و جلوه کوتاه آن را دوچندان کرد. یکی از این حضورها در فیلم یک بوس کوچولو از بهمن فرمانآرا است که در نقش فرزند یکی از کاراکترهای اصلی حضوری کوتاه در حدود دقایق ۲۴ فیلم دارد که بهنوعی نماد و نماینده نسل جدید جامعه ایران است که خواستهها و دغدغههای متفاوتی با نسلهای قبلی که محوریت فیلم روی آنها قرار دارد، پیدا میکند. فیلم داستان زندگی نویسندهای را به تصویر میکشد که پس از گذشت سالها به ایران باز میگردد و در خانه دوستش اقامت میکند. آنها به همراه یکدیگر سفری را به چند شهر آغاز میکنند. تشابهاتی که دو شخصیت اصلی فیلم به نامهای اسماعیل شبلی و محمدرضا سعدی با دو نویسنده و هنرمند معاصر اسماعیل فصیح و ابراهیم گلستان داشتند، باعث برخی حواشی و تفسیرها درباره فیلم شد و ازاینجهت اهمیت آن را نزد هواداران و مخالفان سینمای فرمانآرا مضاعف کرد.
فیلم قدمگاه | محمدمهدی عسگرپور | ۱۳۸۲
- نام کاراکتر: رحمان
قدمگاه را باید اولین حضور جدی حمیدیان در سینما و رونمایی از شمایل تکرارشونده و انحصاری وی در نقش یک جوان معصوم غیرشهری دانست هرچند هومن سیدی در فیلم «یکتکه نان» نیز این شمایل را تکرار کرد اما به نظر میرسد حضور چندباره حمیدیان در این نقش در این فیلم و فیلم دیگری با عنوان «خدا نزدیک است»، تا حد زیادی شمایل جوان معصوم و نجیب روستایی را در سینمای ایران به نام او ثبت کرده است.
حمیدیان در این فیلم ایفاگر کاراکتر رحمان است. رحمان پسری سرراهی است که از همان کودکی در روستا زندگی کرده و بزرگ شده است. هر سال در نیمه شعبان او برای ادای نذر ده سالهاش (که امسال آخرین سال آن است) راهی قدمگاه میشود. اما با رسیدن به این زیارتگاه رحمان خوابی میبیند که زندگی او را متحول میکند و…. فیلم یکی از آثار معناگرای ایران در دهه هشتاد است که همزمان با نیمه شعبان از سیمای ملی پخش میشود.

اگر میخواهید به کلکسیونی از بهترین آثار بابک حمیدیان دسترسی داشته باشید، روی عکس زیر کلیک/لمس کنید











