با بهترین فیلم امسال سینمای ایران آشنا شوید

پیرپسر؛ نقد و معرفی فیلم اکتای براهنی

بازی خیره‌کننده حسن پورشیرازی، حامد بهداد، لیلا حاتمی و محمد ولی‌زادگان

فیلم پیر پسر ساخته اکتای براهنی دومین ساخته این کارگردان است که با بازی درخشان حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی و حامد بهداد در بخش خارج از مسابقه جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد. بسیاری معتقدند این فیلم بهترین فیلم سال‌های اخیر سینمای ایران است. در اینجا نقد و نظر منتقدان را درباره فیلم پیرپسر مرور می‌کنیم.

خلاصه داستان فیلم پیرپسر

در خلاصه داستان فیلم پیرپسر آمده است: این فیلم درباره دو برادر میانسال علی و رضا (حامد بهداد و محمد ولی‌زادگان) است که با پدر قلدر و زورگویشان، غلام (حسن پورشیرازی) زندگی می‌کنند و تحت فشار اقتصادی زیادی قرار دارند تا اینکه رعنا (لیلا حاتمی) وارد زندگی‌شان می‌شود…

این فیلم به‌دلیل صحنه‌های حاوی خشونت آشکار، محدودیت تماشا برای سنین زیر ۱۸ سال دارد.

خرید آنلاین بلیت فیلم در سینما تیکت

بازیگران و عوامل فیلم پیر پسر

فیلم سینمایی پیرپسر دومین فیلم سینمایی اکتای براهنی در مقام کارگردان است. او این اثر را با فیلمنامه‌ای به قلم خود و تهیه‌کنندگی مشترک بابک حمیدیان و حنیف سروری و با سرمایه‌گذاری ارسلان براهنی و امیرحسین عبداللهی جلوی دوربین برده است.

لیلا حاتمی، حامد بهداد، محمد ولی‌زادگان و حسن پورشیرازی بازیگران اصلی این فیلم سینمایی هستند. همچنین محمدرضا داوودنژاد، رضا رویگری، فهیمه رحیم‌نیا و بابک حمیدیان، وحید قاضی‌زاهدی، علی رحیمی، هژیرسام احمدی، وحید رحمتی، شقایق فریادشیران، آرش آقابیک، مهسا باقری، میثم غنی‌زاده، مهری کاظمی، آذر محمدی، محمد برنج‌پور، غلام‌علی رضایی، عباس پرنیانی در این فیلم نقش‌آفرینی کرده‌اند.

عوامل فیلم سینمایی «پیرپسر» بدین ترتیب است؛

مدیر فیلمبرداری: ادیب سبحانی، تدوین: رضا شهبازی و مشاور تدوین: هایده صفی یاری، طراح گریم: بابک اسکندری، طراح صحنه: آناهیتا تیموریان، طراح لباس: آزاده قوام، صدابردار: وحید مقدسی، صداگذار: احسان افشاریان، آهنگساز: حسام ناصری، برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: علی جناب، مدیر تولید: وحید رحمتی و مهدی چراغی، جلوه‌های ویژه میدانی: آرش آقابیک، جلوه‌های ویژه بصری: سینا قویدل، منشی صحنه: گلنوش انتظامی و فائزه فرزام و عکاس: جواد جلالی.

لیلا حاتمی و حامد بهداد در فیلم پیر پسر

نقد و بررسی منتقدان درباره فیلم پیرپسر

این نقد و نوشته‌ها، نظر کوتاه ولی دست‌اولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آن‌ها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست

محمد صابری

محمد صابری190 دقیقه سکوتی که کات به یک تشویق ممتد شد؛ این گزارش خلاصه‌ای از مواجهه با فیلمی است که حالا جدی‌تر از قبل می‌توانیم درباره چرایی محرومیت از تماشایش در بخش اصلی مهمترین رویداد سینمای ایران، بپرسیم و تن به هیچ توجیهی برای آن ندهیم! اکران ویژه «پیر پسر» غافلگیرکننده‌‌ترین اتفاقی است که در حافظه همه ما حک می‌شود تا سال‌ها بعد به نشانی آن جشنواره فجر سال 1403 را به یاد بیاوریم.

فیلمی که صادقانه انتظارش را از کارگردان فیلم ضعیف «پل خواب» نداشتیم اما اکتای براهنی، ثابت کرد که می‌توان درجا نزد و اثری خلق کرد که بالغ‌بر سه ساعت مخاطبش را روی صندلی سینما میخکوب کند. «پیرپسر» در سالن سینما به پایان نمی‌رسد و همزمان با سرکشی‌های دوربین به گوشه‌گوشه خانه‌ای که دقایقی در آن از ته دل خندیده بودیم و دقایقی بعدتر حجم خشونت لانه کرده در زیرپوست ساکنانش مبهوت‌مان کرده بود، خراش‌هایی به ذهن‌مان انداخت که تا ساعت‌ها بعد از تماشا، به‌دنبال مرهمی برای آن بودیم. تعمد دارم که داستان فیلم را تشریح نکنم چرا که اینجا پای «قصه» درمیان نیست و این «سینما» است که معجزه می‌آفریند و مخاطب را مسحور خود می‌کند.

«پیرپسر» را برای هیچ‌کس نباید تعریف کرد؛ این دقیقا همان نسخه‌ای از یک تجربه سینمایی است، که فقط باید آن را دید و چه ظلمی است اگر مخاطبان سینمای ایران همچنان از فرصت این تجربه ناب محروم بمانند و اکران عمومی فیلم به تأخیر بیفتد. دنیایی که «پیرپسر» آفریده است، از جنس واقع‌گرایی این سال‌های سینمای ایران نیست و همزمان نسبتی هم با خیال‌پردازی‌ها و شیرینی‌های رویاگونه ندارد. این دنیایی است که «شر» در آن حکم‌فرمایی می‌کند و حتی برای عاشق شدن هم ممکن است از «خوب بودن» پشیمان شوید! این دنیایی است که بیش از آنکه از جنس سیاست و اجتماع و اقتصاد باشد، از جنس «ماهیت انسان» است و عجب موجود پیچیده‌ای است انسان!

۳ نکته از فیلم:

  • حیرت از قدرت بازیگری حسن پورشیرازی
  • شخصیت پیچیده و غریب رعنا (با بازی تماشایی لیلا حاتمی)
  • سکانس تماشای مستند فرازمینی‌ها در تلویزیون نیمه‌سوخته!

حسن پورشیرازی در فیلم پیرپسر

نسیم قاضی زاده

نسیم قاضی زادهحسام ناصری را بیش از آنکه به موسیقی فیلم بشناسیم، به آثاری که در مقام آهنگساز طی چند سال اخیر برای علیرضا قربانی نوشته است می‌شناسیم. او طی همین چند سال کارهایی بسیار خاصص برای قربانی انجام داد و نه تنها توانست قطعات ماندگار و ملودی‌های خاطره‌انگیزی بسازد بلکه افزایش چشمگیر مخاطبان قربانی در داخل و خارج از ایران نشان از موفقیت او در این زمینه داشت.
اما در حوزه موسیقی فیلم، او نزدیک به چهارسال است که در این عرصه حضور دارد، آهنگسازی روزی روزگاری آبادان (حمیدرضا آذرنگ)، تابستان همان سال (محمود کلاری) سریال سرگیجه (بهرنگ توفیقی) و در جشنواره امسال هم بازی خونی ( حسین میرزامحمدی) را عهده‌دار بوده است. در کنار اینها موسیقی چند فیلم کوتاه را هم کار کرده است.

اما اگر حسام ناصری را به واسطه موسیقی‌های ترانه‌ها تصنیف‌ها می‌شناسید، از اساس آن تصور را کنار بگذارید و به تماشای پیر پسر بروید. موسیقی پیرپ سر به واسطه قصه و آشفتگی‌های ذهنی و رفتار شخصیت‌هایش، موسیقی‌ای است که توامان فضای الکترونیک و آکوستیک را به هم پیوند داده است. اما در این میان به خلق قطعاتی شگرف انجامیده است که با صداهای دیستورت شده به سبک تکنیک‌های موسیقی معاصر پریشان احوالی موقعیت فیلم و شخصیت‌ها را روایت کرده است.

در کنار این صداهای مدرن، موسیقی چند ترک طولانی دارد که از قضا نه تنها فیلم را از ریتم نمی‌اندازد بلکه به فهم و دنبال کردن آن بیشتر کمک می‌کند. این چند قطعه که در موقعیت های خاصی از آنها استفاده شده است در فضای رمانتیک و تماتیک هستند. همین آرامی آنها و ساده بودن دنبال کردنشان برای گوش مخاطب باعث شده است تا آن چند سکانس از جمله حضور پدر در خانه رعنا و بعد ترک خانه و ایستادن علی در میانه کوچه و وصل آن به رقص شمشیر شادی پدر بیادماندنی شود. با این وجود، ناصری ماهیت موسیقی فیلم را با تمامیی فراز و فرودهای قصه رعایت کرده است، برای دوئل پدر و پسر قطعه‌هایی در فضای اکشن نوشته و برای زمانی که جوان‌ترها در میهمانی مشغول استعمال مواد مخدرند، سراغ موسیقی‌های الکترونیک رفته. برای صحنه قبر کندن پدر موسیقی وحشت نوشته و برای عشق موسیقی رمانتیک. حتی در موقعیت هایی سراغ سلوی ویولنسل رفته که بارزترین سکانس آن، سکانس حضور پسر کوچک تر (رضا) در آرایشگاه مادرش در زیرزمین نور و پر از تار عنکبوت است.

مهم ترین ویژگی موسیقی پیرپسر که او را به یک اثر منحصر به فرد بدل کرده است، حضور متفاوت، قطعات اریجینال، ملودی جااندار و قوی و نهایتا انسجام معنادار آن است. امید که حسام ناصری فعالیتش را در حوزه موسیقی فیلم گسترده تر و بیشتر کند.

لیلا حاتمی و حامد بهداد در فیلم پیر پسر

سهام‌الدین بورقانی

سهام الدین بورقانیاولین سکانس «پیرپسر» مخاطب را به‌سرعت به جهان مهیب فیلم پرتاب می‌کند و فیلم از همین نقطه چنان نفس‌گیر شروع می‌شود و صورت‌مسأله‌ای دشوار طرح می‌کند که البته در آن گریزی از تقدیر نیست. ویرانه‌ای که خانه نام دارد، عتیقه‌فروشی‌ چرکینی که پر از نفس‌های مردانِ تاریخ‌گذشته است و مردسالاری پررنگی که در تاروپود فیلم درهم‌تنیده شده‌ و‌‌ صورت نمادین هم پیدا می‌کنند همه محصول هنرمندی است که داستان را رج به رج، یا حوصله و وسواس زیاد یافته است. مردانی که به‌دنبال عشق، هویت و نوری هستند تا تاریک‌خانه‌شان روشن شود و زنانی که یا قدرت رهایی از دایره تنگ و تیره سنت را ندارند و یا قربانی می‌شوند؛ همه این‌ها نتیجه دنیای مردسالاری است که جز تباهی عایدی دیگری ندارد. نه عشقی به سرانجام می‌رسد و نه اراده‌‌ای می‌تواند اندکی از نفرین‌شدگی این ویرانه و ساکنانش بکاهد؛ پول اما تا بخواهی هست و با گشاده‌دستی تمام خرج می‌شود، اما سعادتی در کار نیست.

«پیرپسر» سه ساعت تمام نفس همه را در سینه‌ها حبس کرد و کسی پلک نزد و با تمام وجود فیلم را دیدند. میزانسن‌های دقیق، فیلمنامه پاکیزه، دیالوگ‌های پینگ‌پنگی جذاب، شخصیت‌های درست، فیلمبرداری استاندارد و حرفه‌ای، بازی‌های دقیق و حتی تیتراژ کم‌نظیر که تازه برای خودش نقطه اوج بود، چنان همه را مبهوت و متحیر کرده بود که نه کسی دوست داشت فیلم تمام شود و نه سالن را ترک کند. براهنی با این فیلم استانداردها را بالا برده و دستاوردهای بسیار مهمی نصیب سینمای ایران کرده است. هرطور شده باید تلاش کرد تا فیلم روی پرده بیاید وگرنه ظلمی بزرگ در حق سینماست.

۴ نکته از فیلم:

  • فیلمنامه و درام روانشناختی دقیق و کم‌نقص
  • بازی‌های فوق‌العاده و بازی بی‌نظیر حسن پورشیرازی
  • ترسیم درست جهان فیلم به همراه ریتم خوب
  • جسارت، وسواس و دقت بالای کارگردان

عکس فیلم پیرپسر

محمد جلیلوند

محمد جلیلوندسینما به عنوان هنر هفتم به شدت وام دار ادبیات بوده و بخش مهمی از بهترین فیلم های تاریخ سینما را رقم زده اند. اتفاقی که در سینمای ایران به ندرت رخ داده و دلیل آن هم ترس فیلمساز از قضاوت و قیاس بوده است. شب گذشته فیلم سینمایی (پیر پسر) ساخته اکتای براهنی که در بخش ویژه برای اهالی رسانه به نمایش درآمد، جزو شاخص ترین این آثار است که ردپای ادبیات در فیلمنامه پروپیمان آن کاملا مشخص است.

روایتی سه ساعته از زندگی پدری لاابالی و عیاش با دو پسرش که هر کدام از یک مادر هستند. براهنی که در پل خواب اقتباسی آزاد از جنایت و مکافات را انجام داده، در پیرپسر سرصبر قصه اش را شروع کرده و با معرفی شخصیت های اصلی (غلام،علی و رضا) به نقطه عطف اول می رساند.

در نیم ساعت بعدی کلنجارهای پدر و پسرها ادامه پیدا کرده و شخصیت های فرعی همچون دوست هم منقلی غلام معرفی می شوند که نقش مهمی در نیمه دوم کار دارند. با ورود رعنا به داستان در دقیقه هفتاد فیلم، قصه وارد فاز تازه ای شده و یکی از عجیب ترین قصه های روایت شده در سینمای ده بیست سال اخیر کلید می خورد. پیرپسر زیرمتن های فوق العاده ای داشته و به قدری جزئیات دارد که برای پی بردن تمام و کمال به آن باید بیش از یک بار به تماشای آن نشست.

۳ نکته از فیلم:

  • فیلمنامه حیرت انگیزی که سه ساعت تماشاگر را میخکوب می کند
  • بازی فوق العاده و در حد استاندارهای جهانی حسن پورشیرازی
  • بهترین فیلم سال

حامد بهداد و محمد ولی زادگان در فیلم پیرپسر

محمد تقی‌زاده

محمد تقی زادهبا توجه به پیشینه ادبی اکتای براهنی و پدرش، فیلمی به شدت ادبی است به این معنا که تمام اجزایش از قهرمان تا ضد قهرمان و شخصیت‌ها از ادبیات داستانی کلاسیک وام گرفته شده است. فیلم با مثابه یک رمان داستانی  فصل معرفی شخصیت‌ها دارد، تعلیق بین پدر و پسر ایجاد میکند، عشق می‌افریند و رابطه عاشقانه را تصویر میکند و در نهایت کشمکش را دستمایه درام خود قرار می‌دهد تا ردپای ادبیات کلاسیک ایران  و جهان به شکلی واضح در فیلم هویدا شود.

بازی حسن پور شیرازی از مهم‌ترین وجوه فیلم است، نقش‌آفرینی که نه تنها بهترین بازی پورشیرازی بلکه یکی از بهترین بازی‌های تاریخ سینمای ایران است. یک بدمن واقعی و باورپذیر امروزی که به عنایت شخصیت‌پردازی در فیلمنامه و هدایت اکتای براهنی به کارکتری شیطان صفت و باور پذیر بدل میشود که ساعت‌ها پس از تماشای فیلم از یاد تماشاگر نخواهد رفت.

براهنی در سه ساعت و ده دقیقه فیلم خود فقط قصه نمی‌گوید و جهان خلق می‌کند. جهانی باورپذیر و با جزییات که لاجرم همراهی آن ممکن می‌شود و تماشاگر میخکوب به تماشای این پرفورمنس واقعی و پر فراز و فرود می‌نشیند.

ساعت‌ها درباره درام شخصیت‌ها بازی‌ها و روابط آن‌ها می‌توان حرف زد و نوشت اما به طور تیتروار از مهمترین ویژگی‌های فیلم پیرپسر میتوان به کارگردانی درجه یک و پخته اکتای براهنی، فضای گرم و گیرای فیلم، بازی‌های درجه یک به خصوص پورشیرازی و عوامل محیطی از جمله صدا، نور، طراحی صحنه، موسیقی و فیلمبرداری آن اشاره کرد که جملگی در اختیار یک کل واحد قرار گرفته و مضامین فیلمنامه را انتقال دادند.

۳ نکته از فیلم:

  • بازی پورشیرازی
  • نقش ادبیات در فیلم
  • پیشرفت کارگردانی

اکتای براهنی در پشت صحنه فیلم پیرپسر

سید مهرزاد موسوی

سید مهرزاد موسوینوشتن از فیلم پیرپسر در ۲۵۰ تا ۳۰۰ کلمه آن هم بدون آنکه بتوان مثال و نشانه‌ای از درون جهانِ فیلم آورد (تا لو نرود و لذت تماشایش برای مخاطبان از بین نرود) کار دشواری است. از سویی، بعید نیست که همه اظهارنظرهای ما حاصل یک اعراق یا جوگیری بزرگ (از نوع خوبش) باشد و باید گذاشت فیلم به درستی در ذهن ته‌نشین شود. اما با همه این خودداری از تعریف و تمجید، به مرور چند فکت در حین و پس از تماشای فیلم اشاره می‌کنم؛

شما یک فیلم ایرانی دیگر نام ببرید که پس از ۳ ساعت، نگران باشید که نکند تمام شود!؛ این حاصل ریتم خوب، قصه‌گویی درست و وارد کردن و درگیر کردن مخاطب در جهانِ روایی داستان است. فیلمی که در کنار مضمون جسورانه‌اش، ساختار دقیقی برای ارائه مضمونش دارد و به غایت «سینما» است؛ اکتای براهنی در پیرپسر از مد این روزهای ما در سینمای اجتماعی (مثل استفاده نکردن از موسیقی یا دور بودن دوربین از کاراکتر برای واقع‌نمایی بیشتر و…) فاصله گرفته و از همه ابزار و ترفندهای سینمایی برای انتقال حس و مفهموش دریغ نمی‌کند. برای همین‌هاست که قاب‌بندی‌ها، فضاسازی، طراحی صحنه و حتی نور در فیلم پیر پسر به چشم می‌آید و موسیقی متنش، هم مزاحم فیلم نیست و هم شنیده می‌شود.

لیلا حاتمی در فیلم پیرپسر

بازی حسن پورشیرازی و ساختن یک هیولای فراموش‌ناشدنی در سینمای ایران شگفت‌انگیز است؛ زمان بالای فیلم، زمینه‌سازی‌های دقیق در فیلمنامه و ظرفیت کاراکتری که براهنی در اختیار او قرار داده بود، باعث شد تا شخصیت «غلام» همه را میخکوب کند. به واقع اختلاف پورشیرازی با بقیه نامزدهای نقش‌اول‌های مرد این جشنواره بیش از یک سیمرغ است… اما در کنار او بازی تک‌تک بازیگران -از حامد بهداد تا لیلا حاتمی، محمد ولی‌زادگان و…- نباید فراموش شود. اگرچه بهداد نقش مردم آرام را پیش از این هم بازی کرده است، ولی حدود مشخص شده در نقش «علی» از تعریف تا انفجار، همه ظرفیت بازیگری او را به کار گرفته است. قرار دادن او کنار بازیگر گمنامی چون ولی‌زادگان در نقش «رضا» از ریسک‌های جواب‌داده براهنی بوده است.

فیلمی که مطمئنم یقه مخاطبش را رها نمی‌کند، با تیتراژ شگرف فیلم، به پایان نمی‌رسد و تا ساعت‌ها با او همراه می‌شود. فیلمی که باید در حوصله بیشتر، فرصت مناسب‌تر و البته مثال‌های بیشتر از درون فیلم، درباره‌اش حرف زد.

غر نمی‌زنم؛ در دوره بدی به‌سر می‌بریم که مخاطبان سینما به جمع کمدی‌پسندان محدود شده. البته خوراک دیگری هم برای این سینمای مهجور و مخاطبانش باقی نمانده است. چندین و چند سال است که جسارت در سینمای ما فراموش شده، کسی برای استانداردهای بالاتر دورخیز نمی‌کند، مگر یکی دو سینماگر تجربه جدید رقم بزنند و با محدودیت دیده شوند. حالا نمایش عمومی پیرپسر می‌تواند یک برگ برنده یا یک ساز مخالف در این سینما و برای مخاطبان سینما باشد. حیف است آن کلوزآپ دیدنی از چهره پورشیرازی در سکانس پایانی فیلم را روی پرده بزرگ نبینیم. به سینما و مخاطبانش رحم کنید.

۳ نکته از فیلم:

  • بازی ۳ سیمرغه حسن پورشیرازی
  • میزانسن‌های درجه یک فیلم
  • جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۳ با پیرپسر به یاد خواهد ماند؛ حالا چه در بخش مسابقه باشد، چه نباشد. این است جادوی سینما

حسن پورشیرازی در فیلم پیر پسر

احسان طهماسبی

از همان فیلم‌هایی که می‌توان با رویکردهای متعدد نقد و تحلیل به سراغش رفت و انتظار این را داشت که به اثری کالت در سینمای ایران بدل شود. فیلمی که با کمک نقش‌آفرینی درخشان گروه بازیگرانش (به ویژه حسن پورشیرازی)، ارجاعات زیادی به شاهکارهای مهم ادبیات جهان دارد و یکبار دیگر لزوم اهمیت و توجه به اقتباس را به سینمای ایران یادآوری می‌کند.

بدون اغراق با یک تدوین هوشمندانه، پیرپسر در صدر لیست بهترین فیلم‌های دهه اخیر سینمای ایران قرار خواهد گرفت و جایگاه اکتای براهنی را به عنوان کارگردانی که در فاصله شش سال (از زمان کارگردانی فیلم پل خواب) ره صد ساله را طی نموده تثبیت خواهد کرد. طولانی‌ترین فیلم سینمای ایران در زمان سه ساعته خود با معجزه سینما مخاطب را سحر کرده و جسورانه تماشاگر را به صندلی میخکوب می‌کند. سینمای ایران باید امیدوار باشد که ضمن ایجاد شرایط اکران برای این اثر فاخر و خروج فیلم از محاق توقیف، شرایط لازم برای تولید فیلم‌هایی با این سطح کیفی فراهم شود. نقد مفصل پیرپسر هم بماند برای همان روز.

۲ نکته از فیلم:

  • ای کاش برخی مسئولین فرهنگی ما دست از سماجت‌های مغرضانه برداشته و جسارت ایستادن پای آثار فاخر را داشته باشند.
  • مردی که قانون نداشته باشه پسر باقی میمونه (از دیالوگ‌های فیلم)

اطلاعات کامل چهل و سومین جشنواره فجر ۱۴۰۳

پوستر و عکس های فیلم پیر پسر

نمایی از فیلم پیرپسر

فیلم پیر پسر

اکتای براهنی و لیلا حاتمی و حامد بهداد در پشت صحنه فیلم پیرپسر

حسن پورشیرازی در فیلم پیرپسر

لیلا حاتمی در فیلم پیرپسر

اکتای براهنی و حامد بهداد در پشت صحنه فیلم پیرپسر

حسن پوسیرازی در فیلم پیرپسر

لیلا حاتمی در فیلم پیرپسر

پوستر فیلم پیر پسر

پوستر فیلم پیرپسر

پوسترهای بین‌المللی فیلم پیرپسر هم این‌هاست؛

پوستر فیلم پیر پسرپوستر فیلم پیرپسر

نظرتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

233 نظر
  1. امیرمحمد شیرین آبادی می‌نویسد

    در یک کلام لجن.
    و لعنت بر خاموش فکرانی که این بمب فرهنگی مصور را تبلیغ میکنند

  2. پریسا صرافی نور می‌نویسد

    فیلم پیر پسر شاهکار و در عین حال عصیانیست علیه بد سرپرست سالاری، در جامعه ای که قوانینش حتی پدر را از جزای کشتن فرزندش مصون می‌داند. و این از فرزند علامه ی ادبیات ایران (رضا براهنی) انتظار می‌رفت.

  3. جواد بزرگ امین می‌نویسد

    فیلم پیر پسر شاهکار و در عین حال عصیانیست علیه بد سرپرست سالاری، در جامعه ای که قوانینش حتی پدر را از جزای کشتن فرزندش مصون می‌داند. و این از فرزند علامه ی ادبیات ایران (رضا براهنی) انتظار می‌رفت.

  4. مهدي می‌نویسد

    از ديد من يك كلام افتضاح

  5. مهدي می‌نویسد

    حيف اون سه ساعت كه پاي اين فيلم گزاشتيم، و از همه مهمتر اينكه طبق معمول فيلم هاي سينماي ايران در اخر بدون هيچ ثمره و نتيجه اي به پايان ميرسه، و واقعا سينماي ايران روز به روز ضعيف تر و سردرگم تر….

  6. Yaser می‌نویسد

    بعد مدتها رفتم سینما، و واقعاً ارزششش رو داشت، یه فیلمنامه درست، بدون حتی یه سکانس اضافه، آقای پورشیررازی فوق‌العاده بودن، برای من جای آلپاچینو رو گرفت

  7. راز می‌نویسد

    افتضاح تربن فیلمی بود که تا حالا دیدم کاش اول فیلم اعلام میکردن هرکی نیاز به حال خوب داره نبینه این فیلمو
    به اندازه کافی توو کشوری هستیم که هر روز مصیبت میباره نیاز داریم حال خوب داشته باشیم
    واقعا برام سواله خانم حاتمی چرا قبول کرده توو همچین فیلمی با همچین فیلمنامه ای بازی کنه
    البته اشتباه خودم بود نقد مردمو قبلش نخوندم

  8. نیکی می‌نویسد

    پدر از نظر روانشناسی شخصیت خودشیفته بدخیم رو داره که وحشتناک ترین حالت خودشیفتگی است .اصو لا طبقه مردان ایرانی کمی خودشیفتگی فرهنگی دارند ولی در این حد کثیف ….نه.بالاخره یه جایی از تخت خودشیفتگی پایین میان و وارد تعامل با اطرافیان می‌شوند ولی گاها هم تبدیل به هیولاهایی مثل ،غلام….که البته غلام _ نفس کثیفش بود.بازی بی نهایت جذاب پورشیرازی فوق العاده و تاریخی بود.

  9. نیکی می‌نویسد

    پدر از تظر روانشناسی شخصیت خودشیفته بدخیم رو داره که وحشتناک ترین حالت خودشیفتگی است .اص لا طبقه مردان ایرانی کمی خودشیفتگی فرهنگی دارند ولی در این حد کثیف ….نه.بالاخره یه جایی از تخت خودشیفتگی پایین میان و وارد تعامل با اطرافیان می‌شوند ولی گاها هم تبدیل به هیولاهایی مثل ،غلام….که البته غلام نفسکثیفش بود.بازی بی نهایت جذاب پورشیرازی فوقالعاده و تاریخی بود.

  10. الی می‌نویسد

    ازنظرمن فیلم خوبی بود اینکه یه پدرمستبد ،کثیف وبی بندوبارچطور میتونه چندنسل رو نابود کنه،فرزندانی که به بدترین شکل تحقیر وتهدید شدن وتبدیل به نسای شدن که نتونن تصمیم درست وبه جابگیرن،وگرنه درزمان مناسب تری میشد ازشر این هیولا راحت بشن

  11. محسن می‌نویسد

    واقعا سینما داره به کجا میره ؟ مزخرف ترین و لجنترین فیلم ایرانی بود که تا به حال دیدم

  12. علی می‌نویسد

    هنر برای لجن و لجن برای هنر…

  13. مهزیار می‌نویسد

    این فیلم از نظر برخی بد و از نظر برخی خوب است

    فرق ارزشگذاری در پیش فرض های افراد است

    پیش فرض هایی که از واقعیت‌های اجتماعی و مسائل دیگر به مرور زمان شکل گرفته

    به لحاظ روانشناسی اجتماعی افراد در مواجهه با پدیده های جدیدی که درک میکنند، بر اساس پیش فرض هایشان قضاوت میکنند

    بنابراین کسانی که فیلم را پسندیده اند در واقع تجربه زندگی خودشان کم یا بیش مطابق با مفاهیم فیلم هست! و کسانی که نپسندیده اند این مسائل را کمتر در زندگی تجربه کرده اند!
    .
    تمام
    .

  14. علیخانی می‌نویسد

    عالی عالی عالی.و چقدر یاد برادران کارامازوف افتادم.لذت بردم.سه ساعت لذت تمام.و وسواس دوستداشتنی کارگردان و بازی فوق ااعاده پورشیرازی

  15. هانی حسن می‌نویسد

    همون جورکه توی بعضی از فیلم‌ها زندگی لوکس و لاکچری بیانگر وضعیت ایران نیستش این فیلم سراسر کثیف و افکار شیطانی و پلید و هرزگی هم بیانگر ایران و ایرانی نیست .
    ای کاش بازی زیبای حسن پورشیرازی در یک داستانی زیبا نقش می‌بست.
    جامعه پرالتهاب ما احتیاج به بازگو کردن زیبایی داره نه هرزگی و کثافت .

  16. الی می‌نویسد

    این فیلم واقعیت ها رو به تصویر می کشه چرا بعضیا نمیخواهند قبول کن هست اینا بعضیا دررکشون در حد ۵۰ کیلو آلبالو و فسیل😁

  17. الی می‌نویسد

    این فیلم بی نظیره کسی که میگه فیلم مزخرفیه بی سواد در هر زمینه ای

  18. مهناز می‌نویسد

    عزیز جانی که مبگی سیاه‌نمایی از ایران!!!
    این فیلم اقتباس از یکی از آثار ادبیات جهانه!! اینقدر همه‌چیزو نچسبونید به ایران و بهونه برای نساختن و سانسور و توقف نمایش دزست نکنید! ابن بهونه دیگه نخ‌نما شده. کمی مطالعه داشته باشید.

  19. فریبا می‌نویسد

    به نظر من فیلم چیزی برای کشف نداشت چون موضوع فیلم میشه گفت کلیشه ای بود و اتفاقات و آخر فیلم رو میشد به راحتی حدس زد علت ارزشمندی این فیلم شاید بیشتر این بود که از جنبه های مختلفی میشد در موردش صحبت کرد نمادها بسیار زیاد و پررنگ بودن و این حجم از نماد چیز جالبی نبود بازی حامد بهداد افتضاح بود گریم ها عالی بودن انتخاب خونه و وسایلش نقطه ی قوت فیلم بود و بازی حسن پور شیرازی اصلا انتخاب لیلا حاتمیبرای نقش رعنا کار درستی نبود چون عملا نقشی نداشت و یکی از نقشهای اصلی فیلم که حامد بهداد بود عملا منفعل بود موسیقی وسط فیلم عالی بود و در کل صدا های جانبی و موسیقی جا داشت بیشتر باشه خیلی از صحنه های فیلم اضافی بودن و حذفشون لطمه ای به فیلم نمی زد مثل خانواده رعنا در کل به نظر من اونقدری که ازش تعریف شده ارزشمند و دیدنی نیست شاید بشه گفت یک فیلم متوسط رو به خوب و به هیچ وجه عالی نبود

  20. جواد بزرگ امین می‌نویسد

    چرا دیدگاهم رو منتشر نکردید؟!!!

  21. جواد بزرگ امین می‌نویسد

    باعث تاسفه که در سینمای ایران همچنان شاهد یک ساعت و نیم از سه ساعت فیلم، تبلیغ شیره کش خانه ،و توهین به موسیقی اصیل ایرانی،با اختصاص این گنجینه موسیقی ملی به شیره کش خانه،و ..و…و…هستیم.!!!!!!!

  22. شهاب می‌نویسد

    فیلنامه ضعیف، داستان بدون انسجام، سکانسهای غیرضروری و حوصله سر بر، فیلمی که بی دلیل کشدار شده و با داستانی باورنکردنی و رابطه اغراق شده پدر و پسری، و پایانی بی سر و ته فیلم با بازی بسیار ضعیف حامد بهداد و تدوینی که به بی سر و ته کردن فیلم کمک کرده، و سرانجام موسیقی آزار دهنده، همه ی چیزی ست که در مورد بدترین قیلم زندگی ام می توانم بگم. تنها نکته ی مثبت فیلم، بازی پورشیرازی ست که البته تقلیدی خوب از شعبون استخونی محمدعلی کشاورز است.

  23. armin می‌نویسد

    بله مادر رضا رو خاک کرده بود هم سکانس خاک کردن رعنا یه جنازه پتو پیچ شده دیگه کنار استخر چال شده بود هم آخر فیلم غلام گفت کنار استخر خاک‌ کردم کنار مامان این به رضا اشاره کرد

  24. بهار می‌نویسد

    نمیدونم لیلا حاتمی نقشش رو خوب بازی کرد یا کارگردان انقدر درک خوبی از امثال رعناها داشت، همه ی هنرپیشه ها یک طرف باشن، پورشیرازی طرف دیگه ست مخصوصا یک ربع آخر فیلم، داستان عالی بود ولی خب فیلنامه ، دست فیلنامه نویس ماهرتر اگر بود عالی تر میشد.من خودم دقیقا رعنام چقدر خوب درکش کردم خوب شد با پارتنرم نرفتم ببینم ، به اکتای و حسن خیلی تبریک میگم

  25. کیارش می‌نویسد

    در یک کلام فیلم کثیفی بود حالم به هم خورد واقعا گند زدین به حال منی که عاشق فیلم هستم فیلمنامه آشغال بازی ها آشغال حسی که فیلم منتقل میکنه آشغال در یک کلام یک آشغال تمام عیار

  26. maryam می‌نویسد

    واقعا بازی‌ها معرکه بود.حسن پورشیرازی بسیار عالی هنرنمایی کردن.حامد بهداد و محمد ولی زادگان، مظلومیت علی و رضا بسیار زیبا به نمایش گذاشتند . لیلا حاتمی واقعا عالی نقش یک زن آویزون رو بازی کرد.حیف که فیلم نتونست تو جشنواره، نظرهای سفارشی رو جلب کنه. به همه عوامل از صمیم قلب خسته نباشید میگم. به تمام معنا از دیدن فیلم لذت بردم.

  27. فرناز می‌نویسد

    فارغ از بازی فوق العاده ی آقای پور شیرازی، کادرهایی که چیده میشد و همچنین میزانسن هارو هم نباید فراموش کرد، کمتر اثری در سینمای ایران با چنین کیفیت بالایی در زمینه کارگردانی و طراحی صحنه دیده میشه. موسیقی کاملا با قصه عجین شده بود و از نقاط قوت فیلم به شمار می‌رفت. همچنین، یکی از معدود کارهایی بود که از اثرهایی چنین قوی مثل ادیپ اقتباس کرده بود، و کاری با این ظرافت و تمیزی در آورده بود. در کل فیلم، فیلم رده بالایی است.

  28. R.M می‌نویسد

    فیلم خیلی باز و همچنين پر از در و رنج و عشق و با جاشنی جنایت بود و توقعم یکم از آیت فیلم بیشتر بود حس میکردم آخر فیلم خیلی شوک بر انگیز تر میشه و از اونجایی که در نقد ها خوانده بودم که گفته بودن در سکانس آخر همه میخکوب میشند من خیلی متعجب نشدم و حتی می دونستم شخصیت علی گه دورنگرا هم بود و زیر فشارهای تحقیر و توهین بهش سرکوب می شد آخر فیلم دست قتل پدرش میزنه و خودش رو تخلیه در واقع میکنه و چه قدر حس برداری که بین رضا و علی بود دوست داشتم اونجایی که ازش علی مراقبش بود واقعا حس خوب یبه آدم میداد و رضا هم گویا وابسته علی بود رابطه برادری شون با وجود پدری خیلی اعیاش و زورگو بود قشنگ بود
    ولی یه چیزی شما فهمیدید واس چی نمی‌خواست خونه به فروش برسه گفت یه رازی هست نکنه مادر یکی شون رو کشته بود این برام مبهم شده بود یا نکنه گفت تو فیلم من حواسم نبوده
    و شخصیت لیلا حاتمی خیلی برام مبهم بود چی میخواست عشق رو یا اینکه پول یا اینکه از همه بهتر باشه و همه بهش بگن خیلی خوشگله
    در کل نمیشه گفت فیلم خوب یا بدی بود و بنظرم تلخ بود خیلی تلخ

  29. مهدی زارع می‌نویسد

    من از دیدن فیلم بسیار لذت بردم و خوشحالم که بعد از مدتها فیلم زیبایی به پرده سینما نشست . تشکر از کارگردان و بازیگران از جمله حسن پورشیرازی

  30. مروارید می‌نویسد

    از اول تا آخر فیلم چندشم شد. صحنه کثیف، افکار کثیف، رفتار کثیف، خوردن کثیف چی بود واقعا

  31. parham می‌نویسد

    مگر شما اتفاق خوب هم درایران سراغ دارید؟

  32. parham می‌نویسد

    به نظر من درتمام فیلم های ایرانی وضعیت کشورمون نمایش داده میشه و شاید مواردی که دراین فیلم دیده میشه حد اقل دربخشی از جامعه اتفاق افتاده شاید هم بد تر ازاین ولی از آنجایی که حقیقت تلخه خوب دیدن این فیلم هم ناراحت کنندس اما به نظرم انتخاب لیلا حاتمی برای نقش زن اصلا مناسب نبود و موزیک زمینه فیلم در بعضی از قسمتها بسیار گوش خراش و نا مطلوب بود و موضوع فیلم چیز تازه ای نبود و درکل من نپسندیدم

  33. تارا می‌نویسد

    فیلمی کمتر دیده شده در سینمای ایران. بیش از سه ساعت میخکوب روی صندلی بدون یک دقیقه آننتراکت حتی برای خوردن یک جرعه آب، یعنی با فیلمی خوش ساخت طرفی که همه جزییات آن با دقت چیده شده. تماشای بیش از یک دهه آثار هجو و مطربی در سینما، سلیقه تماشاگر را به شدت تنزل داده و برخی که با امید لحظاتی شاد و مبتذل به سینماآمده بودند را ناامید می کند. بر خلاف نقد برخی تماشاگران، این فیلم اصلا درباره ایران ساخته نشده بود که قصد سیاه نمایی یا خودنمایی در جشنواره خارجی داشته باشد. یک اثر کاملا فاخر بر اساس ادبیات کلاسیک در نرم جهانی که هر کجای دنیا قابل ترجمه و اقتباس است. مثل یک شاه لیر! یک هابیل و قابیل که جغرافیا نمی شناسد. مرحبا به طراحی صحنه، تدوین، موسیقی و بسیاری عناصری که فیلم را در ذهن تو می کارند و هیچ تحسینی شایسته بازیگران این فیلم نیست از غلام و علی و رضا و رعنا تا جوان نوچه غمخوار و حتی سکانس های چند دقیقه ای رضا رویگری و بابک حمیدیان. تمام عناصر برای نمایش بخش تاریک انسان و مبارزه شر با خیر، به بهترین نحو و کامل ترین شکل ارائه شده بود. و چقدر خوشحالم که این اثر را روی پرده سینما دیدم نه در تلویزیون و نمایش خانگی. مطمئنم تا سال ها چنین فیلمی را مجدد نخواهم دید و مطمئنم اگر اکران جشنواره شده بود جوایز بسیاری درو می کرد و شاید هم به همین دلیل اکران نشد! ممنون آقای اکتای براهنی و تشکر برای احترام به وقت و ذهن مخاطب!

  34. میلاد سعادت می‌نویسد

    مرزهای شر و امکان رستگاری: بازنمایی شر در فیلم «پیر پسر»
    مقدمه: شر به مثابه امر انسانی
    در جهان معاصر، شر دیگر تنها به چهره‌های اسطوره‌ای و ماورایی منحصر نیست؛ بلکه در زندگی روزمره، در روابط انسانی و حتی در نیت‌های خیرخواهانه نیز رخنه کرده است. فیلم پیر پسر کوششی است در به تصویر کشیدن این پیچیدگی. این فیلم نه‌تنها بازنمایی متکثر و چندلایه‌ای از شر ارائه می‌دهد، بلکه تلاش می‌کند مرزهای آن را در زمینه‌ی روان‌شناختی، اخلاقی و اجتماعیِ انسان مدرن ایرانی بازتعریف کند.
    فیلم‌ساز، با الهام از متونی چون شاهنامه و برادران کارامازوف، شر را همچون مفهومی ریشه‌دار در تاریخ اندیشه و اسطوره، اما در عین حال زیسته در بطن جامعه‌ی امروز به تصویر می‌کشد. این بازنمایی، نه صرفاً استعاری یا انتزاعی، بلکه در قالب چهره‌هایی آشنا و ملموس شکل می‌گیرد: پدر، علی، رعنا، کافه ای زیرزمینی.

    علی میان انفعال بودایی و مداخله اخلاقی
    شخصیت علی، در نگاه اول ممکن است منفعل، منزوی یا بی‌تفاوت به نظر برسد. اما با نگاهی دقیق‌تر، درمی‌یابیم که سکوت و فاصله‌گیری‌اش نه از سر بی‌مسئولیتی، بلکه نوعی مراقبت اخلاقی و انتخاب آگاهانه است. جمله‌ی کلیدی‌اش «من به کسی کاری ندارم» را نه باید به‌مثابه عافیت‌طلبی، بلکه به‌عنوان تلاشی برای عدم مشارکت در شر فهم کرد. علی، برخلاف بودایی که از جهان کناره می‌گیرد، در لحظه‌های حساس حضور دارد، مداخله می‌کند و بهای آن را نیز می‌پردازد.
    او همواره در تردید، اندیشه و ارزیابی است. از مطلق‌گرایی روشنفکرانه فاصله دارد؛ “روشن‌فکری که گمان می‌کند حقیقت از آنِ اوست. “ علی شک می‌کند، می‌سنجد، به درون خود می‌نگرد، اما در عین حال، از جامعه فاصله نمی‌گیرد. او نه بوداست، نه پیامبری تمام‌عیار؛ شاید چیزی میان این دو. گاه با اضطرار، مجبور به ارتکاب «شر کوچک» برای مقابله با «شر بزرگ» می‌شود: قتل پدر برای نجات برادر. این عمل، نه از سر نفرت، بلکه از دل یک بحران اخلاقی و انسانی سر می‌زند.

    پدر: ضحاکی مدرن
    پدر، نماد شر کلاسیک در دل جامعه‌ی مدرن است. چهره‌ای چندوجهی دارد: همزمان مستبد، معتاد، فاشیست، زن‌ستیز، و در عین حال زخمی. او همچون ضحاک در شاهنامه، نه از سر ذات شیطانی، بلکه به‌واسطه‌ی فرار از مواجهه با خود، به هیولایی بدل شده است. پدر به‌جای پذیرش مسئولیت، به الکل و مورفین پناه برده، و زخم‌های کهنه‌ی خود را در لایه‌ای از فراموشی پیچیده است.
    فیلم‌ساز از مطلق‌سازی شر پرهیز می‌کند: پدر، با همه‌ی تباهی‌اش، هنوز انسانی است که گاه با آینه‌ای روبه‌رو می‌شود و از دیدن خویشتن می‌هراسد. همین یک لحظه، او را از تبدیل شدن به یک شر مطلق بازمی‌دارد؛ لحظه‌ای از درون‌پاشی و تأمل که شر را پیچیده‌تر و انسانی‌تر می‌کند. او حقیقتی کوچک را گرفته و آن‌را به کل تعمیم می‌دهد، خیانتی که در گذشته به او شده به او کمک می‌کند تا همه‌ی این شرها درون او هبوط کنند.

    رعنا: امکان عشق و رهایی
    شخصیت رعنا، تصویری زنانه از تقاطع شر، فقر و امید است. او هم در معرض خشونت بیرونی است، هم اسیر وسوسه‌های درونی: نیاز به تأیید، خودشیفتگی، و فروپاشی معنا. اما در دل این وضعیت، هنوز در تلاش است برای حفظ کرامت و بازیافتن خویش. او از فقر سخن می‌گوید؛ فقر انتخاب، فقر امنیت.
    در این میان، عشق به‌عنوان یک نیروی ترمیمی وارد می‌شود. رابطه‌ی علی و رعنا، نه رمانتیک به معنای سطحی کلمه، بلکه نقطه‌ای است که دو انسان مجروح، با کنار گذاشتن نقاب‌ها، امکان بازسازی هویت خود را می‌یابند. عشق، در فیلم، نه راه‌حل نهایی، بلکه امکانی برای توقف چرخه‌ی شر است.

    جامعه‌ی زیرزمینی: دوپامین، مصرف‌زدگی، و مرگ تدریجی
    یکی از مهم‌ترین فضاهای فیلم، کافه‌ای زیرزمینی‌ است که جامعه‌ی مدرنِ مصرف‌گرا را بازتاب می‌دهد. در این جهان، معنا جای خود را به لذت‌های آنی داده و اشتیاق به تجربه‌ی سطحی، جای آرمان و پرسش را گرفته است. دوپامین به‌عنوان استعاره‌ای از این وضعیت، مظهر لذت‌های لحظه‌ای است که در بلندمدت به فرسایش روحی و تهی‌شدن از معنا منجر می‌شود. گویی در زمانه مرگ اسطوره و سوپر ایگو دیگر تنشی درونی وجود ندارد تا دیگر خود را در بدن نگاه دارد، به او جهت دهد و پیوستگی ایجاد کند، بلکه همه‌چیز گسسته ، اتمیزه شده و بی جهت است و هیچ تعهد و میراثی وجود ندارد و همه چیز گذراست.( دیوار نوشته‌ها نشانی از تلاش برای ثبت خود است تا به این فراموش‌شدگی پایان دهد).
    این کافه، تصویر یک مدرنیته‌ی پوسیده است؛ جهانی زیرزمینی، بی‌هویت و پرهیاهو، که در آن، مرگ نه در قالبی تراژیک، بلکه تدریجی، خاموش و روزمره رخ می‌دهد.
    این فیلم مصداق این جمله از رضا براهنی است:«شتاب کردم که آفتاب بیاید، نیامد».

    نتیجه‌گیری: از شناخت شر تا عبور از آن
    پیر پسر فیلمی‌ است درباره‌ی شر، اما نه برای وحشت‌افکنی یا قضاوت. بلکه برای فهمیدن. شر در این فیلم، طیفی‌ است از بی‌عملی، قدرت‌طلبی، خشونت، خودفریبی و انکار. اما در دل همین پیچیدگی، فیلم می‌پرسد: آیا راهی برای عبور از شر وجود دارد؟ آیا اخلاق، عشق یا آگاهی می‌توانند راهگشا باشند؟
    پاسخ فیلم، نه قطعی و نه خوش‌بینانه است، اما از جنس امید است: تنها با پذیرش شر، با مواجهه‌ی بی‌واسطه و صادقانه با آن، و با تمایز قائل شدن میان شرهای کوچک و بزرگ، می‌توان به رستگاری اندیشید. رستگاری، نه در فرار از شر، بلکه در عبور آگاهانه از دل آن، و در شهامت مداخله‌ی اخلاقی است.

  35. حمید می‌نویسد

    نظر من درباره فیلم «پیرپسر» به کارگردانی اکتای براهنی ترکیبی از نکات مثبت و منفی است، ولی در مجموع، می‌تونم بگم فیلم بیشتر یک تجربه‌ی هنری خام و ناپخته‌ است تا یک اثر سینمایی کامل.

    ✅ نکات مثبت:

    جسارت در فرم:
    اکتای براهنی تلاش کرده روایت کلاسیک رو کنار بذاره و به یک بیان بصری و ذهنی برسه. این جسارت در سینمای ایران خیلی رایج نیست و قابل توجهه.

    بازی حسن پورشیرازی:
    با وجود ضعف‌های فیلمنامه، حضور او تا حدی به فیلم وزن داده و در برخی سکانس‌ها حضورش درخشان‌تر از فضای کلی فیلمه.

    ❌ نکات منفی:

    فیلمنامه ضعیف و گنگ:
    روایت فیلم بیش از حد مبهمه و انگار بیشتر از اینکه داستانی تعریف کنه، سعی داره مخاطب رو در یک حس یا وضعیت ذهنی غرق کنه. این رویکرد اگه پخته اجرا نشه، فقط باعث سردرگمی و بی‌حوصلگی می‌شه.

    مخاطب‌گریزی:
    فیلم کاملاً از مخاطب عام فاصله می‌گیره؛ نه به خاطر عمق مفهومی، بلکه به دلیل پراکندگی روایی و عدم جذابیت در شخصیت‌پردازی. فرم بدون محتوای قابل‌لمس برای تماشاگر عادی، معمولاً نتیجه‌اش اینه که مخاطب حس کنه وقتش تلف شده.

    ادعای فلسفی بدون بستر مناسب:
    فیلم تلاش می‌کنه فلسفی یا معناگرا باشه، ولی چون بستر قوی‌ای نداره، بیشتر به شعار یا سردرگمی شبیهه تا تفکر عمیق.

    جمع‌بندی:

    «پیرپسر» تلاش جسورانه‌ایه که می‌خواد متفاوت باشه، اما در اجرا موفق نیست. بیشتر یک تجربه‌ی شخصی از سوی کارگردانه تا یک فیلم منسجم و درگیرکننده. برای مخاطب عام، فیلم احتمالاً خسته‌کننده یا بی‌معنا خواهد بود. برای علاقه‌مندان به سینمای تجربی یا ذهن‌گرا، شاید جذابیت‌هایی داشته باشه، ولی همچنان ناپخته است.

  36. نوشین می‌نویسد

    حسن پور شیرازی واقعا در این‌فیلم درخشید ، همه محو تماشای بازیگری این استوره سینما شدن ، ممنونم از ایشون با این قدرت بسیار بالای بازیگری که جهانیست

  37. زهراپورقاسمیان می‌نویسد

    سلام،قدیما شاهکارهای سینمایی رو اخلاق محور می ساختن،مثل فیلم مادرو…واقعا ارزش داره واسه دیده شدن تو جشنواره‌های غربی که حاکمانشون پشت کراوات و کت وشلوار اتو کشیده رذیل ترین فاجعه های انسانی رو از پشت پرده،هدایت می کنند ،این چهره ی کریه و کذب رو از فرهنگ پر افتخار ایرانی به نمایش بذاریم؟!!!!
    چند درصد پدرها تو ایران این طوری هستند؟
    چرا با نمایش دادن این فیلم‌ها بی اخلاقی رو باورپذیر و عادی سازی می کنید؟
    بعضیا بدنامی رو به گمنامی ترجیح میدن تا به هر قیمتی دیده بشن

  38. مهدی می‌نویسد

    بنظرم اینهایی که میگن مزخرف بود بهتر برن همون فیلم های کمیدیشون رو ببین
    این فیلم فوق العادس عالی بی نقص

  39. فاطمه می‌نویسد

    چقدر سود میبرید از اینکه همچین فیلم مبتذلی با محتوای رذیل و غیراخلاقی رو به نمایش دربیارید و فضای فکری و فرهنگی جامعه رو به لجن بکشید؟ در عجبم که تحت وزارت فرهننننگ هستید

  40. علی می‌نویسد

    سلام بعضیا میگن واقعیت ایران هست ایا پدر و برادر شما هم همیطور هستند من در تمام دوست و آشنا یک نفر نیست که این شخصیت ها داخلشون باشه پس این واقعیت ایران نیست شاید تو کل جامعه چند نفر معلوم الحال پیدا بشن دلیل نمیشه کل جامعه ایران اینطوری هستند برید از کشورهای دیگه یاد بگیرید هیچ کشوری تو دنیا نمیاد ضعف های کشورش رو به نمایش بذاره این اتفاق فقط در ایران میفیته
    حالا به فرض هم که اینطور باشه چرا این همه فیلم از بدبختی ایران میسازید چرا از موفقیت های ایران پیشرفتهای ایران یک فیلم نمیسازید که کم هم نیستند اگه مرد هستید یک نقد و یک موفقیت هم بسیازید
    اهام یادم اومد به موفقیت ها جایزه نمیدن باید بدبختی رو نمایش بدید جایزه بگیرن این نکته رو دقت نکرده بودم !!!!!!!!!!!!!!

  41. علی می‌نویسد

    ینی میتونم بگم
    از کارگردان این فیلم سینمایی تا جایزه های بین المللی هایی ک گرفته
    وااااضحه محضه که این فیلم توسط یه مغذ مسموم درست شده
    سینمایی زیاد داریم ولی این همه نقد خوب از یه فیلم واقعا عجیبه
    نفوذ رخنه نکرده تو جامعه جامعه مون کمی‌رخنه داره تو نفوذ ها
    از کارگردان بعید نیست بد تر از اینا شو هم بسازه
    دوستانی هم که میگن محدودیت سن خودم ۳۲ سالمه

  42. مهدخت می‌نویسد

    داستان فیلم با وجود طولانی بودن کسل کننده نبود و سیر داستان خوب بود.بازی تمام بازیگران به خصوص پورشیرازی عالی بود.جالب بود و موضوع با این کمدی های مسخره که فقط رقص و آهنگ نقطه قوتشونه خیلی متفاوت بود.
    فقط کاش توی صحنه ای که تار عنکبوتها رو رضا از رو وسایل برمیداشت قدری بیشتر طبیعی بود.
    حتی فکر میکنم شاید در اواخر فیلم و درگیریها جذاب تر میبود اگر پسرها با پدر محتاط تر برخورد میکردن.مثلا میبستنش به تخت تا بعد از باز کردن صحنه های آخر اتفاق بیفته.

  43. کورش می‌نویسد

    درود..اینها نقد نبود بلکه مدح بود.

  44. فرهاد می‌نویسد

    بنظرم فیلم پیرپسر باید +۲۵ باشه آخه اینهمه جرم و جنایت و خشونت تو یه فیلم چند دقیقه ای…هدف از ساخت اینجور فیلم ها چیه…جز اینکه بعضی از رفتارهای زشت و ناپسند و غیراخلاقی رو رواج میده و باعث میشه که این رو به مخاطب القا کنه آره جامعه اینقد کثیف و آلوده هست که تازه اینا بخشی از اون همه کثافتها ی هاست…و این باعث میشه که این رفتارهای خارج از عرف و نامتعارف و کثیف و مجرمانه،عادی انگاری بشن و جوامع به شما این رفتارها سوق بدهند بخصوص در قشر جوان که بدنبال کسب تجربه هستند.نمره من به این فیلم از ۱۰۰ فقط ۵هست.

  45. ali fardid می‌نویسد

    چقدر زور زدی فیلم رو خوب جلوه بدی اما یک فیلم مزخرف با مشتریانی در جشنواره های خارجی

  46. رضا می‌نویسد

    این جور فیلم ها که مضمون و احوالات واقعی زندگی هنرپیشه هاست چرا با اسامی خودشون نیست، به جای علی و رضا باید از مانی و جانا استفاده می‌شد

  47. صافی زاده می‌نویسد

    فیلم زیبایی بود و بین فیلم های حاضر در سینما واقعا ارزش دیدن داشت و به عنوان مخاطب دیدنش بهم خوش گذشت با این وجود که خب طولانی بود فقط یه موضوع راجب پایان فیلم ( اسپویل داره پیامم نمی دونم اصن نظرات حاوی اسپویل رو تایید می کنن یا نه ولی اگر تایید شد دیگه گفتم بگم که اگه خواستید نخونید که داستان براتون لو نره) اونم اینکه می تونست به نظرم جالب تر باشه فقط به عنوان یک بیننده به نظر اگر در پایان مرگ رضا باز می موند جذابیت فیلم بیشتر میشد چون به هر حال فکر کنم رضا اون شخصیتیه که مورد علاقه اکثر مخاطبانه و مرگش مقوله مهمیه و خب اگر فیلم اونجایی که غلام می مرد به نحوی تموم میشد که ما از مرگ غلام مطمئن می شدیم ولی مرگ رضا نه برای من جالب تر میشد حالا از کلیت ماجرا خبر ندارم

  48. مریم اسعدی می‌نویسد

    در این آشفته بازار فیلم های مزخرف کمدی و تجاری یک شاهکار زیبا خلق شد دیشب سینما غرق سکوت بود من و‌همسرم سه ساعت تمام را پلک نمی زدیم و تمام مدت غرق هیجان بودیم من در لحظات پایانی فیلم صدای قلبم رو‌می شنیدم افای پورشیرازی
    عالی نمی تونم کلمه ای در وصف بازی ایشون بیلن کنم سوپر استار در حد بهترین بازیگر های جهان و لایق چند سیمرغ و اسکار و‌کلدن گلوب و بهترین های کن گرچه که خانم حاتمی و اقای بهداد و اقای ولی زادگان هم عالی بودن و برسیم به اقای براهنی که یادآور مارتین اسکورسبزی برایم شدن گرچه سبک فرق دارد اما قدرت ماندگاری سوژه رو میگویم خوشحالم که این فیلم رو دیدم ممنونم اقای پورشیرازی

  49. کاوه راد می‌نویسد

    نمایش فیلیمی ارزشمند در شرایط زمانی بسیار نا مناسب

  50. جواد اردلان می‌نویسد

    هر چی فیلم جلو میرفت منتظر بودم که اون همه تعریب و تمجیدی که منتقدین ازش کردن رو ببینم ولی سکانس به سکانس متوجه چیزی نمیشدم به نظر الکی فیلم را لفت دادن و مدتش رو زیاد کردن