سریال بازنده تا قسمت نهم، حرکت نرم و نازکی روی لبه یک سریال جنایی و معمایی داشت. سعی میکرد سر حوصله و صبر زیاد (شما بخوانید ریتم آرام) داستانش را تعریف کند، کاراکترها را دانه دانه معرفی کند و معمایش را آرام آرام بسط دهد. اما در پایان قسمت هشتم و کل قسمت نهم، با نمایش صریح چند قتل، روی جنایی شدن پروندهاش تاکید کرد تا سریال بازنده به قواعد این ژانر پایبند بماند.
اگر این قسمت را ندیدهاید، از اینجا به بعد مطلب با همه خودداریاش حاوی اسپویل است:
مرگ یکی از کاراکترهای اصلی سمت سفید سریال یعنی پلیس دوستداشتنی آن، یکی از شوکهایی بود که کمتر در سریالهای ایرانی رخ میدهد. شخصیت عصبی، صریح و حتی بیادبی که رفتارهایش محبوب تماشاگران بود و مرگ ناگهانیاش وقتی تازه با گذشته و شناسنامهاش مواجه میشویم، یکی از تمهیدات سازندگان سریال بازنده برای جذابیت این قسمت شد.
اما در سوی دیگر سریال (شما بخوانید ساید سیاه!)، ما ۳ مرگ داشتیم تا سریال در قسمتهای پایانیاش خلوتتر شود. سارق اصلی، بدون نمایش تصویر مرگش کشته شد، کمکطراح و ناظر هم بدون نمایش علت و چگونگی مرگش، به قتل رسید (همه به یک شکل و یک فرم). و اثرات سومین قتل -ناخواسته- که در قسمت هشتم رخ داد، به پایان رسید.
انتقادات به نمایش صریح خشونت در یک قسمت، وارد است اما سازنده بازنده، زاویه دورتر را برای تصویرسازیاش انتخاب کرد، نمایش خشونت را تنها به یکی از قتلها محدود کرد تا تلخی این قسمت زیاده از حد نشود و مهمتر از همه، قبل از نمایش این قسمت و قبل از پخش آن، درباره این قسمت ویژه، هشدار داد
«بازنده» اگرچه در محتوا، وامدار جدی یک کتاب است ولی در چینش داستانی میتوانست این قتلها را در قسمتهای دیگری بچیند و از این انباشت مرگ (شما بخوانید خلوت شدن سریال) خودداری کند، اما نویسنده و کارگردان اثر از این همزمانی نترسید تا یکی از ویژگیهای خوب بازنده را به معرض نمایش بگذارد.
بله! انتقادات به نمایش صریح خشونت در یک قسمت (بهخصوص در نمایش انتقال جنازه و تاکید روی شیوه آن)، وارد است اما سازنده بازنده، زاویه دورتر را برای تصویرسازیاش انتخاب کرد، نمایش خشونت را تنها به یکی از قتلها محدود کرد تا تلخی این قسمت زیاده از حد نشود و مهمتر از همه، قبل از نمایش این قسمت و قبل از پخش آن، درباره این قسمت ویژه، هشدار داد.
وقتی محدودیت سنی، هشدار نمایش و ژانر و فضای سریال برای نمایش یک خشونت، هشدار میدهد، دیگر تذکرهای اخلاقی و اداری(!) برای خانواده و مخاطبان خردسال، نقض سواد رسانهای است. وقتی سازنده همه موارد هشدارآمیز را برای پخش اثرش رعایت کرده، اینکه بینندهای به بدیهیات رسانه، توجه نکند، مشکل رسانه و سازنده نیست. باید ایراد را در دانش استفاده از رسانه جستوجو کرد که هر کس باید مسئولیت رفتارها و انتخابهای خود را به عهده بگیرد.
کوتاهسخن اینکه؛ قسمت نهم بازنده، یکی از بهترین قسمتهای این سریال و یک اثر پلیسی در ایران بود چون جسارت نمایش ایدهاش را داشت، از تعدد رخدادها نهراسید و در عین خودداری معمول، خساست داستانی به خرج نداد، روند داستان را سریعتر کرد و یادآوری کرد که غافلگیری یکی از مهمترین اصول داستانی در هر سریالی (بهخصوص داستانهای معمایی و جنایی) است.
