سریال بازنده؛ معما، جنایت و مکافات
علیرضا کمالی، صابر ابر و سارا بهرامی ستارههای این سریال معمایی هستند
سریال بازنده یک مجموعه معمایی است که بهصورت اختصاصی از پلتفرم فیلیمو منتشر میشود. اینجا معرفی سریال را مشاهده میکنید و آخرین خبرها درباره این سریال.
بهترین سریال های ایرانی نمایش خانگی
خلاصه داستان سریال بازنده
به دلیل معمایی بودن داستان و حفظ جذابیت آن برای مخاطبان، اطلاعات دقیقی درباره سریال بازنده Loser منتشر نشده ولی خلاصه داستان آن، این متن مبهم و رازآلود است: کارآگاه کیانی، درگیر پروندهای پیچیده میشود که رازهای بزرگی از یک خانواده را برملا میکند. آنطور که پیداست ما با سریالی جنایی و رازآلود طرفیم که قرار است یک پلیس، راز این ماجرا را به دست آورد.
بازیگران و عوامل سریال بازنده
امین حسینپور، نویسنده و کارگردان این سریال و احسان ظلیپور تهیهکننده آن است. این کارگردان، پیشتر سریال کوتاه درمانگر را در ژانری جنایی و رازآلود برای فیلیمو ساخته است. بازنده دومین تجربه حسینپور در این ژانر محسوب میشود.
اما گروه بازیگران اصلی مینیسریال بازنده که بسیار هم کنجکاویبرانگیز است، از این قرار است؛ علیرضا کمالی، سارا بهرامی، صابر ابر، صدف اسپهبدی، رویا جاویدنیا، محمد علیمحمدی، امیر غفارمنش، مهدی رکنی، علی مردانه، الهه اذکاری، ترنم کرمانیان، امیرحسین رضازاده، سپیده مولوی، ستاره قهرمانی و با حضور پیمان قاسمخانی.
مدیر فیلمبرداری: آرش رمضانی، تدوین: سیاوش کردجان، طراح و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، طراح لباس: مارال جیرانی، طراح صحنه: امین حسین پور، مدیر تولید: پوریا زمانی، موسیقی: پیام آزادی، مدیر صدابرداری: محمود کاشانی، طراح چهره پردازی: مهدی صیاد، سرپرست گروه برنامهریزی و کارگردانی: علی مردانه، دستیار اول کارگردان: رضا مسعودی، برنامه ریز: حمید غفارزاده، منشی صحنه: فائزه فرزام، مدیر تدارکات: مرتضی اسکندری، طراح جلوه ویژه بصری: کامیار شفیع پور، طراح جلوه ویژه میدانی: مجید حیدریی و عکاس: محمد مهدی دلخواسته.
زمان پخش و تعداد قسمت های سریال بازنده
سریال معمایی بازنده در آخرین جمعه تابستان ۳۰ شهریور ۱۴۰۳ از فیلیمو پخش شد. تعداد قسمتهای این مجموعه ۱۱ قسمت در نظر گرفته شده و جمعه ۹ آذر ۱۴۰۳ قسمت آخر بازنده در معرض نمایش قرار گرفت.
موزیک ویدئو سریال بازنده با صدای روزبه بمانی
آیا بازنده اقتباس است؟
سریال بازنده بعد از سریالهای یاغی، قطب شمال و زخم کاری چهارمین اثر اقتباسی فیلیمو است که اقتباسی از یک رمان است. رمان «زن همسایه» نوشته شاری لاپنا یک رمان جنایی و معمایی است که روایتی دلهرهآور دارد و امین حسینپور تلاش کرده است استخوان و اسکلت اثر خود را بر پایه این رمان که از آثار برگزیده سال 2016 است بنا کرده است.
عنوان فرعیِ «تقریبا هر کاری از آدمها برمیآید» که روی جلد کتاب «زن همسایه» نقش بسته است، نوید یک داستان هیجانانگیز و جنایی را به خواننده میدهد. داستان این رمان از مهمانی شام دو زوج که در همسایگی یکدیگر زندگی میکنند شروع میشود و در همان فصلهای ابتدایی با اولین اتفاق مواجه میشویم: نوزاد آنه و مارکو ربوده میشود. اما این تنها اتفاق تکاندهنده داستان نیست؛ رمان با ورود پلیس و تحقیقات آنها پیش میرود و در این میان از رازها، فریبها و دروغهایی که بین این زوجهای همسایه وجود داشته پرده برداشته میشود. کتاب «زن همسایه» اثری از شاری لاپنا، رمانی در سبک جنایی، معمایی و دلهرهآور است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد. این رمان که از پرفروشهای نیویورکتایمز و ساندیتایمز بوده، برنده جوایز و عناوینی مانند «کتاب سال WHSmith» در سال ۲۰۱۶، «عنوان شماره ۱ داستان بزرگسالان در بریتانیا» در سال ۲۰۱۷ و «پرفروشترین کتاب» در چند فهرست و جایزه کتاب کانادا و بریتانیا شده است. کتاب «زن همسایه» را نشر آموت با ترجمه عباس زارعی به فارسی ترجمه کرده است.
داستان کتاب زن همسایه چیست؟
داستان کتاب «زن همسایه» از یک مهمانی تولد شروع میشود؛ آنه و مارکو به خانه همسایه دیوار به دیوارشان رفتهاند و به نوبت به نوزاد شش ماهه خود که در خانه گذاشتهاند سر میزنند. اما هنگامی که پس از نیمهشب به خانه بازمیگردند، با درِ باز خانه و تخت خالی بچه مواجه میشوند: کودکشان ربوده شده است. پلیس وارد میشود و به بازرسی خانه و بازجویی از والدین و همسایهها میپردازد. در این میان، کارآگاه راسبک حس میکند این زوج چیزهایی را مخفی میکنند. او پس از پیدا نکردن مدرکی مبنی بر ورود شخصی غریبه به خانه، به والدین بچه مظنون میشود. اما در ادامه معلوم میشود که ماجراهای پیچیدهتری هم در جریان است؛ از همان صفحه اول کتاب، بذر شک و نگرانی در دل خواننده کاشته میشود.
آنه که درگیر افسردگی پس از زایمان است، حس خوبی بابت حضور بدون فرزندش در مهمانی ندارد و بهعلاوه، به رابطه بین مارکو و زن همسایه مشکوک شده است. ریتم سریع کتاب در روایت اتفاقات، حس ترس و آشفتگی آنه و مارکو پس از گم شدن فرزندشان را به خوبی به خواننده منتقل میکند. در طی تحقیقات پلیس، آنه و مارکو متوجه میشوند که هر کدام رازهایی را سالها از همدیگر پنهان کردهاند. این رازها، دروغها و خیانتهایی که در طول داستان فاش میشوند و همچنین تعلیقهای آن، باعث میشود زمین گذاشتن کتاب کار راحتی نباشد. شخصیتپردازی کاراکترها نیز به خوبی انجام شده است و خواننده احساسات آنها را درک میکند. در مجموع، خواندن این پرمخاطب و پرهیجان به علاقمندان رمانهای پلیسی و معمایی پیشنهاد میشود.

بخشی از کتاب زن همسایه
آنه طنین صدای جیغش را درون سرش و روی دیوارها میشنود، فریاد او همه جا را پر کرده است. بعد ساکت میشود و در حالی که دستش را جلوی دهانش گذاشته است، جلوی تخت خالی بچه خشکش میزند. مارکو کورمال کورمال دنبال کلید برق میگردد. هر دو به تخت خالی بچه خیره میشوند، جایی که نوزادشان باید آنجا باشد. امکان ندارد نباشد! کورا به تنهایی نمیتوانسته از تخت خارج شود. او یک نوزاد شش ماهه بیشتر نیست.
آنه آهسته میگوید: «به پلیس زنگ بزن.» بعد بالا میآورد و مایع توی شکمش روی انگشتانش و بعد روی کف چوبی اتاق میریزد. اتاق بچه به رنگ زرد کرهای ملایم رنگ شده و تصویر برههایی که جست و خیز میکنند، روی دیوارها نقش بسته است. فورآ بوی ترس و وحشت فضای اتاق را پر میکند.
مارکو قدرت حرکت را از دست داده است. آنه به او نگاه میکند. مارکو شوکه شده و به تخت خالی خیره مانده است، انگار هنوز باورش نمیشود. آنه ترس و گناه را در چشمان او میبیند و شروع میکند به شیون کردن؛ صدایی تیز و ترسناک مانند صدای حیوانی که درد میکشد.
آنه ازهال عبور کرده و خود را به اتاق خواب میرساند، تلفن را از روی میز برمیدارد و با ۹۱۱ تماس میگیرد. دستانش میلرزند، گوشی تلفن هم به مایع استفراغ او آلوده میشود. مارکو بالاخره خودش را پیدا میکند. آنه صدای او را میشنود که دارد به سرعت در طبقه دوم راه میرود. مارکو دستشویی و حمام بالای راه پله را چک میکند، بعد از کنار آنه رد میشود و به اتاق آخر سر میزند؛ اتاقی که آن را به دفتر کار تبدیل کردهاند. آنه تعجب میکند که چرا مارکو دارد خانه را جستجو میکند. انگار بخشی از ذهن آنه جدا شده و دارد منطقی فکر میکند. نوزاد آنها به تنهایی قادر به حرکت نیست؛ بنابراین نمیتواند در حمام یا اتاق کار باشد.
کسی بچه آنها را برده است.
وقتی منشی پلیس گوشی را برمیدارد، آنه فریاد میزند: «یکی بچهمون رو دزدیده!» دیگر نمیتواند خود را آرام کند و به سؤالات منشی جواب بدهد.
منشی پلیس میگوید: «درک میکنم، خانم. سعی کنید آروم باشید، پلیس تو راهه.»
آنه گوشی را میگذارد. تمام بدنش میلرزد. حس میکند دوباره دارد حالش بد میشود. به کار خودشان فکر میکند. آنها بچه را توی خانه تنها گذاشته بودند. آیا این کار غیرقانونی است؟ باید باشد. چطور باید این موضوع را توضیح بدهند؟
مارکو دم در اتاق خواب ظاهر میشود، رنگ پریده و رنجور.
آنه فریاد میکشد: «تقصیر تو بود!» او را هل میدهد و رد میشود. به سمت دستشویی بالای پلکان میرود و دوباره بالا میآورد. این بار توی روشویی، بعد دستان لرزانش را میشوید و دور دهانش را پاک میکند. توی آینه نگاهی به خودش میاندازد. مارکو درست پشت سرش ایستاده است. نگاهشان در آینه به هم گره میخورد.
مارکو آهسته میگوید: «متأسفم، تقصیر من بود.»
پوستر رسمی سریال Loser


من از اتباع خارجي هستم از اين سريال خيلى خوشم مياااااد خيلى نظرم در اين سريال عاليه همه چى عالى بود
عالی بود
منسجم و خوب بود ؛ لذت بردم
واقعا جذاب و عالی بود .
خیلی وقت بود فیلم ایرانی ندیده بودم .این سریال به نظر من از افعی تهران هم سرتره.
باسلام واحترام
سریال بسیارجذابی بود آخرش هم خیلی خوب تموم شد در سریالهای ایرانی سنتی که هست آخرسریال ازدواج پسروختر ویا دستگیری خلافکار به هرنحوممکن و…. باید صورت بگیره ولی در این سریال هم پلیس موفق بود هم سرشاخه خلافکار با هوش واستعداد بالا درزمینه منفی تونست ازمهلکه قسردربره که به نظربنده این سریال باتمام سریالها فرق داشت چون در واقعیت هم درجامعه خیلی ازاین اتفاقات میفته که بعضی از خلافکارها چندین جنایت انجام داده اند ولی گیرقانون نیفتاده اند.
تبریک به تمام پرسنل زحمتکش سریال بازنده
واقعا عالی بودید.
اینکه هر کسی از یک فیلم یا سریالی خوشش اومده یا نظر منفی داره به نظرم یک نظر شخصی هست و قابل احترام ، این بهترین سریالی بود که تا حالا دیدم ، کارگردانی ، نویسندگی ، طراحی صحنه و موسیقی به شدت تاثیر گذار و بقیه عوامل ، کار اقتباسی که خیلی خوب ساخته شد و تا آخرین لحظه همه چی قابل حدس نبود ، این نشون دهنده فهم و درک خیلی خوب عوامل سازنده هست و همینطور رشد جامعه سینمایی ما هست که به مخاطب احترام قائل هستند و تلاش می کنند آثار خیلی خوبی ساخته بشه و مخاطب راضی بمونه ، ما قدردان همشون هستیم ،
نسبت به سریال های دیگه خیلی بهتر و موفق تر بود.همینو میدادی دست آقای مهدویان میخواست تو ۴ فصل بیست قسمتی تمومش کنه!آخرشم هیچی به هیچی!
بعضی ها ایراداتی میگیرن آدم خندش میگیره.خب برو بشین سریال هایی مثله دل یا زخم کاری ببین تا بفهمی سریال خوب چیه!
تشکر از عوامل دست مریزاد خدا قوت
کاری به سریال ندارم که فوق العاده ضعیف و تکراری بود، دقیقا با همچین داستانی سالها پیش سریالی با نام «تب سرد» با نقش آفرینی شهاب حسینی ساخته شده بود. نمونه خارجی هم وجود داشت که حضور ذهن ندارم یادآور بشم.
بیشترین چیزی که من رو ناراحت کرد صحنههای فیلمبرداری شده بازیگر «جانا» بود. خیلی گریه کرد، خیلی جاها هق-هق با لرزش گریه کرد. جدا چطور دلشون اومد به این شکل از بچه فیلم بگیرن!
به نظرم جزو سریال های مهم نمایش خانگی قرار میگیره فقط یه سؤال فیلیمو آماری از مخاطبان بازنده اعلام نمیکنید
فیلیمو تو یه مصاحبه ای آقای امین حسین پور گفتن که سریال رو من یسال پیش داده بودم به فیلیمو ولی پخشش نمیکرد؟
چرا اخه؟
حالا سریال بسیار مزخرف زخم کاری رو حتی درست درمونم تدوینش نمیکنید همینجوری میدید بیرون که فقط بیننده ببینه و مثلا خوشش بیاد🤦🤦
سریال جذابی بود ، فضایی به سبک معماری نئو کلاسیک و با هنرنمایی هوشمندانه و معما گونه.. بدور از اضافه گویی در دیالوگ ها و کش های بیهوده سریال و اپیزودهای معمول سریال های ایرانی… جذب مخاطب با پایان باز و حدس و گمانهای متفاوت و سوال پرسش های فراوان برای یافتن متهم ..
پیشنهاد تماشای این سریال رو برای کسانی که دنبال ژانر جنایی و درام هستند تاکید میشه!!
کسی که رمان زن همسایه رو خونده باشه میتونست از همون قسمت اول روند ماجراها و تهش رو حدس بزنه من از همون اول میدونستم کار ناپدری ارغوان هست کاملا مشخص بود کی راز بهروز صابری رو میدونست جز خانواده خود ارغوان از جمله ناپدریش؟ ونوس که قطعا صدمه ای به نوه اش نمی رسوند ولی رفیع عقده ای و کینه ای که سال ها منتظر فرصت کندن از زنش بوده چرا! اما نه دست تنها بلکه از طریق یه زن به اسم اوا که اتفاقا همسایه روبرویی نادختریش هست و یه خلافکار به اسم فرهاد که تمام عمرش زندان بوده. کی میتونست اون دوتا رو به رفیع ربط بده؟ تو سکانس اخر اگر نگاه کیانی به تابلوی زن و شوهر نمیفتاد اصلا متوجه نمیشد که همه این نقشه پیچیده توسط رفیع کشیده شده. فقط اخرش اینکه رفیع فرار کرد و راز مادر ارغوان که همون دست داشتن تو کشتن پدر واقعی ارغوان بود فاش نشد کمی فیلم رو ناخوشایند کرد چون معمولا ته فیلمایی که فصل دومی ندارن همه رازها باید کشف بشن. تو این فیلم قاتلین اصلی قسر دررفتن
فوق العاده جذاب و حرفه ای
با اختلاف بهترین سریالی ایرانی که تا به حال دیدم
فیلمنامه،طراحی صحنه،بازی بازیگران،شخصیت پردازی،تدوین ،کارگردانی و در کل همه چیز مثل یه شاهکار هنری بود
تبریک میگم به کلیه عوامل فیلم دست مریزاد
عالی بود 👍😍
با دیدن قسمت آخر واقعا سوپرایز شدم ، یه سریال ساخته شده در ایران انا از نظز کیفیت و فضای ساخت و … اروپایی و شیک و خفن 😎 . باید سریال های خفن و با فضای خارجی بیشتری ساخته بشن یا با همین فضای ایرانی کار کنن اما کیفیت رو بالا ببرن . واقعا بازنده سریال خفنی بود 👌
اگه ندیدید ، حتما ببینید و اگه دیدید امیدوارم لذت برده باشید .
یه سوال :
ادمین حالا تو بگو ، سریال بازنده از نظر بیننده و در آمد و ... موفق بوده ؟
سریال بسیار موفقی بود و امیدواریم این تجربه تکرار بشه…
من از همان ابتدا به مسعود شک کردم و تا اخر هم به شکم شک نکردم ولی کاش دستگیر میشد
بهترین سریال ایرانی ک به عمرم دیدم
آفرین به نویسندش
فوق العاده بود.
امروز با دیدن قسمت آخرش بیشتر از هر قسمت دیگه ای مجدد سورپرایز شدم .
تو این همه سریال افتضاح بازنده ، برنده شد.
تبریک به کل تیم.
برای اولین بار خوشحالم برای یک مینی سریال با جون و دل وقت گذاشتم.
منتظر کارهای بعدی هستیم.
علیرضا کمالی بهترین بود.