آرین وزیردفتری برای ساخت و تولید اولین فیلم بلندش به سراغ ایده جسورانه و جاهطلبانهای رفته که در کلیشههای حاکم بر مناسبات سینمای ایران، حکم راه رفتن روی لبه تیغ را برای او پیدا میکند. او که فعالیتش در سینما را با ساخت فیلم کوتاه « هنوز نه» در سال 1395 آغاز کرد، با ساخت دومین فیلم کوتاهش «مثل بچه آدم» آنچنان خودش را بر سر زبانها انداخت که بسیاری از اهالی سینما و علاقهمندانی که آثار کوتاه و بلند را به شکل جدی دنبال میکنند، از ظهور کارگردانی خلاق خبر میدادند که میتواند همچون یک استعداد جدید در بدنه سینمای ایران نیز بدرخشد.
او بر خلاف بسیاری از همنسلانش که برای محکم کردن جای پایشان در این سینما میکوشند به سراغ تولید آثار سفارشی، کمدی یا فیلمهایی با مضمون اجتماعی بروند، مسیر متفاوتی را برگزیده و با انتخاب داستانی متکی بر سویههای فلسفی و روانشناختی که چارچوبهای ذهنی همیشگی مخاطب را هم به چالش میکشد، اثری را به تماشاگران این روزها پیشنهاد میدهد که در سینمای ایران سابقه کمتری برای تولید و مواجهه با آن وجود دارد.
آرین وزیردفتری بیآنکه تمایلی برای ارائه یک داستان سرراست (با همان ویژگیهای کلاسیک و همیشگی خودش که تماشاگر را بنا بر اتفاقات و حوادث مختلف، به اوج و فرودهای گوناگون میرساند) داشته باشد، به سراغ یک موقعیت پیچیده ذهنی با تکیه بر مضمون هویت میرود که در آن تمرکز بر روی شخصیت و طراحی رخدادهای ریز و به ظاهر بیاهمیت (همچون نشستن روی مبل و کتاب خواندن رویا در ابتدای فیلم که کمی بعد به صورت قرینهای توسط زیبا با همان ژست تکرار میشود) چنان نقش مهمی در درامپردازی مدنظر او بازی میکنند که کنار هم قرار دادن آنها از جانب مخاطب، او را به همان سرگشتگی و سردرگمیای میرساند که کاراکتر اصلی فیلم (با بازی تحسینبرانگیز طناز طباطبایی) به آن دچار شده است.

ایده آن شب بارانی و مواجهه زنی پر از شور و انرژی با زنی دیگر که کنار درِ ورودی خانه او ایستاده (کاراکتری که با آن ردای سیاه و قد بلندش بیش از هر چیز شمایل الهه مرگ در فیلم مهر هفتم برگمان را برایمان یادآوری میکند) و گذشتهاش را به فراموشی سپرده و حتی هویتش نیز از جانب سامانه انگشتنگاری نیروی انتظامی قابل شناسایی نیست، زمانی سویهای تهدید کننده و خطرناک به خود میگیرد که انگار زن فراموشکارِ درونگرا و کمحرف میکوشد هویت و جایگاه زنی که او را به خانه خودش راه داده از او دزدیده و تمام خصوصیات اخلاقی و درونی خودش را با او تعویض کند.
در این بین فیلمساز کدها و دادههایی را به تماشاگر خودش میدهد که کمی بعد و با وقوع رخدادهای بیشتر، تمام آن دادهها و کدهای قبلی را بیاعتبار کرده و از این طریق ذهنیت تماشاگر را در یک آشفتگی بیحد و حصر شریک میکند. فیلم درست با اتکا به همین ویژگیاش از سایه توهمات یک بیمار اسکیزوفرنی فراتر رفته و موفق به خلق جهان هولناکی میشود که در آن فراموشی و بی اعتنایی به گذشته و پذیرفتن یک زندگی جدید که تعامل با آدمهای جدید را نیز با خود به همراه میآورد، از خصوصیات مهم آن است. شاید کلیدیترین دیالوگ فیلم که نقش زیادی در همراهی مخاطب برای ورود به جهان مورد نظر فیلمساز بازی میکند همان جمله دهشتناک زیبا به رویا باشد که با پیش کشیدن بحث فراموشی رو به او میگوید: «اگه آدم گذشتهاش را فراموش کنه، بازم همون آدمه یا یکی دیگهاس؟»
کمی بعد، اعتراف زیبا به هویت واقعی خودش و دعوت از رویا برای فراموش کردن گذشتهاش و قبول کردن یک زندگی جدید، چنان تصویر غریبی را پیش روی تماشاگر میگشاید که هر گونه مقاومتی از جانب رویا برای پذیرفتن هویت جدیدش (هانیه) را بیاعتبار جلوه میدهد. او که با آب دادن به گلهای داخل خانه، گویی هویت جدید خودش را تایید کرده است در مواجهه با دوست قدیمیاش که عاشق رصد ماه و ستارهها بود (با بازی علیرضا داوودنژاد) و حالا در قامت یک مامور حفاظتی پارک، جملاتی آشنا از زندگی گذشته را پیش او زمزمه میکند، چنان لبخند تلخ و طعنهآمیزی بر لب میآورد که انگار در جهانی که همه به فراموشی و زندگی جدید خودشان عادت کردهاند، چارهای جز لبخند زدن و به یاد نیاوردن وجود ندارد.

این فیلم برای تماشاگرانی ساخته شده که خودشون اسکیزوفرنی دارن ، کارگردانش هم همین بیماری رو داره ، همه شخصیت ها بجز رویا هم مبتلا به اسکیزوفرنی هستند وتصمیم دارن همه رو مثخودشون بکنن.از اسم فیلم هم معلومه “بی رویا” یعنی نباید هیچ ادم سالمی وجود داشته باشه!
والا ادماین فیلمو میبینه خل میشه … هدف اصلی همین بوده ،همه رو خل کنند .اگه دروغ میگم تف کنین تو صورت من.
موضوع فیلم تکراری و کلیشهای نبود .. بازی بازیگران قشنگ و طبیعی بود ..
من متأسفانه وقتم رو تلف کردم و این فیلم مزخرف رو دیدم.واقعا حیف اون بازیگران خوب که توی این فیلم […] بازی کردن.
فشار روانی فیلم بسیار بالا بود سر آخر به نتیجه هم نرسید کارگردان یادش رفت بگه کسی که به شیشه زده کیه
حتی هیچ احساسی به بچش نداشت بازیگری خوب بود ولی داستان افتضاح بود
والله من خودم اصلا دوست نداشتم این فیلمو.تاثیر خوبی هم روم نذاشت.ترجیح میدادم این فیلم رو اصن نبینم.
سعی نکنید فیلم رو بفهمید
سعی کنید فیلم رو حس کنید
دنبال دلایل منطقی و سرنخ های کارآگاهانه در فیلم نباشید
سعی کنید خودتون رو در آینه این فیلم ببینید
به این ترتیب همه ی ما با رویا همذات پنداری می کنیم و از این که بابک ها باعث شدن بی رویا بشیم ناراحت و سرخورده میشیم
ولی رویا ها هم میتونن هویت بقیه رو عوض کنن اونجوری که خودشون دلشون میخواد مثل اون موقع که رویا اسم اون دختر گمشده رو زیبا گذاشت
همه ی ما رویا و بابک و زیبا هستیم
همه
یک فیلم بسیار سخت برای ساختن. وقتی این فیلمنامه نوشته شد با اطمینان می گم صد بار خونده شده که هیچ جایی سوتی نده و حفره ای در ذهن بیننده ایجاد نکنه. این فیلم رو دو سه بار ببینید اشکالات و حفره ها و علامت سؤالهایی در ذهن شکل می گیره که در نوشتن فیلم مغفول مونده. مطمئن هستم در آینده فیلمهای عالی از این کارگردان پرریسک خواهیم دید.
حيف تايم و اعصاب ما كه براى اين فيلم مضخرف و تخيلى رفت . كارگردان معلوم نيست با خودش چند چند بوده !
بی نظیر بود مدتها بود همچون فیلمنامه ای ،بازیگری،کارگردانی درسینمای ایران ندیده بودم .ای کاش،درزمان اکرانش درسینما رفته بود حیف این پردا نقره ای که به تسخیر یک مشت لمپن اومده
از تفریق هم بهتر بود…طناز طباطبایی بی نظیره
درود ب همه عوامل فیلم… واقعا ارزش این فیلم بالاتر از صد تا فیلم و مسابقات چرت مافیا و غیره است…خیلی عالیبود
به نظر خودم خوب بود چون در تاریخ خیلی از آدما رو داریم که این وضعیت رو تجربه کردند
درود
با احترام به همهی عزیزانی که با عباراتی همچون: 《مزخرف، چرند، وو…》 این فیلم را توصیف کردند! بهطور خلاصهومفید عرض میکنم:
《فیلمهای روانشناختی》 را با دید بیمار(ی که نقشاول را بازی میکند) ببینید. نه از منظر خودتان!
۱- رویا (خانمطباطبایی) یک بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی است و طبیعی است که 《زمان، مکان، و هویت》ها را غیرواقعی ببیند.
درتمام طول داستان (بجز سکانسپایانی) این “رویا” است که بخاطر توهّماتش، خود را بجای “زیبا” قراردادهاست.
کافی است هرجا تصویر و نام ایندونفر را میبینید، برعکس درنظر بگیرید، به همینسادگی!
آنوقت، رفتار و گفتار آقای “صابر اَبَر” را به راحتی متوجه میشوید.
۲- کاراکتر “لیلی” ، تنها زاییدهی ذهن متوهّم “رویا” (که از ابتدا خودش را در قالب “زیبا” تصور کرده) میباشد و “وجودخارجی” ندارد.
این “همذاتپنداری” منحصر به بیماران نیست و “همهی انسانها” درطول عمر، بارها و بارها خود در مقام شخصیتهای مختلف (واقعی یاقهرمانان مثبتومنفی قصهها) قرارمیدهند…
تنها تفاوتش اینست که “بیماران” از این شخصیتخیالی که برای خود ساختهاند، خارج نمیشوند! مگر با درمان (یا دریافت یک شوکجدید)
رویا نیز، این شوک را درسکانس پایانی دریافت میکند، اگرچه بازهم بخشی از خیالات (تا مدتی) همچنان اثراتش را در زندگی بیمار میگذارد.
۳- دلیل انکار پدرومادر ِ رویا هم همین است، چون آنها والدین “زیبا” هستند، نه “رویا”.
این “فکت” را در سکانس “جشنتولد”، و توضیحات همسر زیبا، و قابعکسهای هردو خانواده (“زیباوهمسرش” & “رویاوهمسروفرزندش”) نیز میبینیم.
۴- آثار زخم روی مچ، خیالپردازیهای ادامهدار “رویا” درخصوص دیدار مجدد “آرش” (و اینبار در لباس مامور امنیت پارک، که نشان از ادامهدار بودن توهّمات وی دارد) ، شوک و لطمهی بزرگ روحی و عاطفی و مالی ِ ناشی از اختلاس “سهامی” وسایر اتفاقات… تماماً وقایعی هستند که در زندگی هر انسانی، امکان وقوعشان هست، و چه بسیارند کسانیکه بیماریهای “روان-تنی”شان بخاطر همین وقایع آغاز (یا تشدید) شده باشد… مثل “رویا”!
■□■□■□■
اینکه برخی دوستان معتقدند: زندگی جدید رویا درپایان فیلم (باهمسر، فرزند وو…) وهمچنین کارتملی، تایید هویتی جدیدوجعلی! ازطرف پلیس، وو… تبانی است! بسیار کودکانه و سطحی بهنظر میرسد.
همانطور که در ابتدا عرض کردم:
کلید حل معما، 《نگاه کردن به اتفاقاتداستان، از منظر یکبیمارروانی》 است، بههمینسادگی!
ارادتمند……
داستان فیلم تراوشات ذهنی نویسنده میباشد
سجاد صابر کتابی دارد به اسم کیجا که البته انتهایی برای داستان خود مد نظر قرار داده پیشنهاد میکنم کتاب رو بخونید ۱۴۶ صفحه
به نظرم کارگردانش یه آدم روانی تیمارستانی بود که بیشتر میخواست مخاطبو درگیر کنه و روانی کنه یه فیلم به تمام چرند که اصلا واقعی نیست ،از جهتی نمایش دادن یه آدم دیونه میتونست به شکل دیگه ای باشه .
سلام. من این فیلم رو دیدم. دیدگاه و برداشت خودم رو مینویسم با احترام به تمامی نظرات.
ما فیلم رو از نگاه رویا میبینیم در ابتدا. اگر فرض کنیم رویا گم شده و حافظه ش از دست رفته به هر دلیلی این طبیعیه که خاطرات دیگری رو جای خاطرات خودش به یاد بیاره. اولرفیلم که صابر ابر وارد خونه میشه و رویا ناگهان بیدار میشه اونجاست که رویا وارد دنیای جدید اشتباهی خودش میشه و میبینیم صابر ابر با دیدن زیبا تعجب نمیکنه و نگاهش غریبه نیست. پس زیبا رو میشناسه چون زنشه.
اول فیلم پلیس شناسایی نمیکنه فرد گم شده رو و در اخر فیلم هم رویا با استعلام تصویری پیدا میشه و با فرض اولیه مون این هم توجیه میشه.
تمام خاطرات و پدر و مادر و … خاطرات زیبا بودن که اون برای خودش میدونسته. مثلا دانمارکی بلد نبود ولی زیبا بلد بود یعنی زیبا اونی بوده که از اول میخواسته بره. شبی که تو بیمارستان بوده به خاطر اثرات دارو به حالت واقعیش برگشت موقتا برای همین عکس العمل بدی نشون داد. در کل فیلم جذابی بود. باید دقیق و موشکافانه فیلم رو دید. خسته نباشید میگم به سازندگان این فیلم.
فیلم رو دیدم و چیزی که استنباط کردم این بود
که زیبا همسر دوم بابک بود که به احتمال قوی نمیدونسته بابک متاهله و بعد که فهمیده اولش خودکشی کرده ولی بعد شرط گذاشته و
از بابک خواسته از رویا جدا بشه اما بابک مخالفت کرده
از طرفی خانواده زیبا (ساره)متوجه شده بودند که دخترشان با یک مرد متاهل رابطه داشته که طردش میکنن و زمانی که خودکشی کرده جوری صحنه سازی کردند که ساره مرده
برای همین ساره تو سکانس مسجد از اینکه پدرش و برادرش انکارش میکنن حیرت زده میشه
بعد بابک و همون ساره یا زیبا تصمیم میگیرن که رویا رو حذف کنند ولی آسیب جدی بهش نزنند
به این دلیل با همسر هانیه ،(هانیه که میتونسته همون جسدی باشه که به اسم ساره یا زیبا دفن شده باشه)
هماهنگ کردند و اون رو هانیه جا زدند
سکانس آخر توی پارک و حضور آرش هم میتونه تایید کننده این جریانات باشه
و ز
رد زخم روی دست رویا هم
میتونه به این خاطر باشه که پذیرش هویت جدید برای اون سخت بوده و رویا خودکشی کرده
افتضاح واقعا ادم سرکار میزارن معلوم نیست چی به چی بود اصلا هیچی معلوم نبود تو این فیلم صد رحمت به فیلمهای ترکی حداقل اینقدر بی سر وته نیستن
فکر نمیکنم حتی خود کارگردان هم بفهمه آخرش چیشد .
اگه هرجور هم فکر کنیم درباره فیلم ، مثلا رویا توهم زده یا خاب بوده یا هرچیزی ، همهٔ چیز تو این فیلم همدیگرو نقض میکنن ، پیچیده نشده فیلم ، بی معنی و بیهوده شده .
تو حیاط بیمارستان زیر باران کی بود زد تو شیشه ، کارگردان یادش رفت بگه
عالی بوود این فیلم پر از ابهام و شگفتی
احساس میکنم اشاره داشت به نظریه داروینیسم
سلام واقعا یه فیلم مزخرف بود
فیلم قشنگی بود ولی چند جاش که دیگه توهم رویا نبود پدر و مادر و همکاراش که در حایی براز رویا بودن و در جایی دیگه برای زیبا به نظرم اگه نویسنده کمی دقیق تر مینوشت فیلم قشنگتری از کار در میومد منطبق بر واقعیت ها بود
سلام.
وقتی زیبا با صاحب عذای ساره ملاقات کرد طوری چشماش حیرت زده بود که انگار پدر و برادرش دارن انکارش میکنن و به دروغ میگن مرده و ساره عست اون دختر !از اون طرف زخم روی دست رویا ثابت میکرد هانیه هست نه رویا!و چند پارادوکس دیگه هم بود .این فیلم سبک فیلم جزیره شاتر با بازی لئوناردودیکاپریو بود.که در این سبک ها نویسنده میخواد مخاطب رو گیج کنه و ذهنش رو به بازی بگیره که خیلی هم خوب و جالبه اما به شرطی که منطقی باشه.اگه از اول فیلم میدونستم اینقدر بی منطق و پراز تناقض و “دور از حقیقته”یه ذره هم هجان زده نمیشدم.داستان های گیج کننده وقتی عجیبن که همراه با حقیقت باشه .پس این فیلم به نحوی نیمه کار و دوپهلو و عفیم بود.
واقعا فیلم مذخرف و بیهوده ای بود من نمیدونم این فیلم ها چیه میسازن که از وسط فیلم تا اخرشا آدم نمیفهمه یعنی چی یعنی رویا داشته خواب میدیده یا اصلا رویا در کار نبوده واقعا حیف وقت فیلم تفریقم مثل همین مذخرف بود
دو بار نگاه کردم هنوز درست حسابی نفهمیدم. شاید چیز خاصی توش نیست. به نظرم به همون دژاوو و تلاقی ابعاد مربوطه
ووووای این چه سمی بود دیگه . آقای کارگردان اگ پول اضافه داری بده ب ما چرا علکی فیلم میسازی . تو را خدا دیگه ولخرجی نکن لدفااااا
نمیدونم چی بگم ک تمام حرفم توش باشه فقط خیلی 😅😅😅
بخدا نمیدونم چی بگم.. به شعور مخاطبین شدیدا توهین کردید با این فیلم ساختن
کاش بخونی
در کل فیلم مزخرفی بود که واقعا توجیهی برای چهار هویت فیلم (رویا-زیبا-ساره-هانیه) وجود نداشت.بنظر من تنها جواب منطقی به این فیلم این میتونه باشه که رویا اسکیزوفرنی بوده و از اول خودش گم شده بوده و جای زخم روی دست رویا هم در اخر فیلم همینو میگه وگرنه اگر داستان دسیسه و دزدیدن هویت رویا بود که دیگه پدرو مادرش وپلیس وخانواده جدید هانیه همه نمیشه باهم هماهنگ کرده باشن. که اگر اینطورهم باشه باز فیلم باگ زیاد داشت واون ساره طیبی که ختمش بود این وسط کی بود؟ وچرا زیبا هویت انگشت نگاری نداشت؟ اینجا هم این تصور میشه که زیبا همونطور که اخر فیلم گفت همون ساره طیبی بوده که خانوادش ختم گرفته بودن وشناسنامش باطل شده برای همین انگشت نگاری نداشت که اگه رویا خودش از اول گم شده بوده که جای زیبا بوده پس هانیه کی بود این وسط؟ما با چهار هویت روبرو بودیم. رویا _زیبا _هانیه _ساره طیبی. اخرشم معلوم نشد کی به کیه
در کل فیلم مزخرفی بود حیف وقت و هزینه که صرفش کردم
[…] […] […] […] […] بسیار فیلم […] و بی سر و تهی بود… فیلم مهمان ناخوانده صد شرف داره رو این فیلم.. حیف وقت که رو این فیلم گذاشتم… […] […] […] […] […]
بنظرمیاداین فیلم صرفا به جهت حمایت از نظریه ی داروینیسم هست،آدما نمیمیرن فقط بعدمرگ تو پوست یک آوم دیگه متولد میشن.عجیبه که این فیلم مجوز گرفته
فیلم های پیچیده ذهن را فعال می کنه ، تلاش می کنی آن حرفی که فیلم داره را درک کنی ، من حس می کردم فیلم تلاش داره بفهمونه اگر از وضعیتی راضی نیستیم ، تغییرش بدیم ، شاید ایده آل رویا داشتن یک خانواده کامل بوده، و همونطور که خودش گفت مهاجرت را نمی خواسته، حالا آن زندگی که در ضمیر ناخودآگاه خودش دوست داشته را بهش هدیه دادند ولی ذهنش درگیر یکسری رویا هست که فکر می کردن واقعیه
فیلم پر از اشکال و تناقض بود. خیلی خیلی پشیمونم که چرا برای این همه آشفتگی وقت گذاشتم .
به نظرم یکی از بهترین فیلمهای سینمای ایران بود واقعا تامل برانگیز و با محتوا … ممنون از عوامل فیلم
منکه اصلا نفهمیدم چی شد این چی بود دیگه
من تا قبل این که پدرش هم نسبتشون رو انکار کنه فکر میکردم تمام داستان سر اون 20میلیارد تومن وامه
همونطور که جوونای غیور ایرانی بوگاتی رو شبیه سازی کردن این کارگردان تازه وارد خوش ذوق هم خواسته بود تقلیدی از فیلمهای کریستوفر نولان و امثالهم رو انجام بده
سلام
من دوست داشتم فیلم رو
ممنون
مفهومی ترین فیلم آشفته ای که دیدم..گاهی توی دنیای واقعی محکومیم به فراموشی(حتی با دیدن آدمایی که مطمئنیم همون آدمیه که میشناختیم) و پذیدفتن اجبارها
واقعا مسخره و بی سروته….داستان فیلم یه چیزی بین واقعیت و از طرف دیگه بیماری روانی و توهم بود…..بیننده نمیتونه تشخیص بده واقعا رویا توهم زده و بیمار بوده یا دسیسه اطرافیانش بوده…..چون دوستش بهش میگه چقد گفتم رفتارت عوض کن، اون طرفی که تو پارک دید حرفاش یاداور گذشته واقعی بود که فکر کنم پسر عموش بود، مادرش هم غیب زد…..بعد این خانواده جدیدش دوباره بیننده رو میبره به بیماری رویا……خلاصه حیف وقت که این فیلمو ببینی.
بخدا مسخره ترین فیلم زندگیمو دیدم اصلا هیچی معلوم نبود
حداقل طوری درستش میکردن که انگار زیبا و بابک دسیسه چیدن
نه تا این حد که پدرش دوستاش وحتی پلیس هم نفهمه الان این سوال
پیش میاد آیا رویا واقعا رویا بود هانیه اصلا مادرش چرا گم شد چرا بهش زنگ نمیزد اصلا پدرومادرش اونا بودن یانه مسخرهههههه
جهان فیلم روان شناختی است اما کارگردان به این جهان نیز وفادار نمیماند و راه خودش را میرود … به قول دیوید لینچ ، پیچیدگی خوب است اما آشفتگی نه … این دو تفاوتهای زیادی با هم دارند … فیلم اشفته و سر در گم است گو اینکه بازی گرفتن از بازیگران و نیز رفتار دوربین و میزانسن قابل قبول و حرفه ای است … فیلم در روایت و در یک کلام فیلمنامه، لنگ جدی میزند و کارگردان قصد دارد تا به هر شکلی شده مخاطب را گیج کند اما فراموش کرده که با اصرار بر این عنصر، آنچه تولید میشود، آشفتگی و گیجی در روایت است …
اصلا فیلم خوبی نبود مزخرف بود
خیلی فیلم بدی بود پشیمونم نگاه کردم… متوجه نشدم چی به چیه…
مزخرف ترین فیلم بود هیچ چیزی مشخص نبود سردرگمی مخاطب به همراه داشت حیف زمان که برای دیدن فیلم بزاریم
فیلم در مورد تناسخ ارواح بود و فوق العاده عالی بود حتما ببینین
سلام فیلم بی سروته و مزخرفی بود اصلا سردر گم کننده بود
بیخودی فلسفی و علمی نکنید این فیلم رو. پر از تناقض که فقط مخاطب رو احمق فرض کرده. شبیه رنگ پاشی روی صفحه سفید و خلق اثری بی اهمیت که ساعتها تحلیل میکنن
فیلم متفاوتی بود.اینکه باعث شد بعد پایان فیلم ی چیزایی مبهم بمونه و آدم تو فکر فرو بره ی پوینت مثبته.ما ایرانیا عادت کردیم ب فیلم های یکجور و مشابه ب هم.بنظر من این تناقضا بود که فیلم رو جذابتر کرده بود و اگه در این حد گنگ نبود از جذابیتش کم میشد.میتونید ب چشم انیمیشن یا یک فیلم تخیلی بهش نگاه کنید،در اون صورت شاید جالب بنظر بیاد.
اگه فیلم تخیلی باشه، اوکی.. قابل قبوله
ولی اگه داستان محور هس که تناقضات زیاده
پدرمادر رویا اونو انکار میکنن، خب ینی چی؟
قاب عکسها عوض میشن؟
مگر اینکه این تغییرات رو کنایه بگیریم بقول یکی از دوستان تو نظرات!
ولی اخر فیلم اون جای رگ زدن های رو دست رویا،، شبیه اول فیلم روی دست زیبا بود!
خلاصه کدوم ور میره فیلم
یکی بما بگه
اگه فیلم تخیلی باشه، اوکی.. قابل قبول
ولی اگه داستان محور هس که تناقضات زیاده
پدرمادر رویا اونو انکار میکنن، خب ینی چی؟
قاب عکسها عوض میشن؟
مگر اینکه این تغییرات رو کنایه بگیریم بقول یکی از دوستان تو نظرات!
ولی اخر فیلم اون جای رگ زدن های رو دست رویا،، شبیه اول فیلم روی دست زیبا بود!
خلاصه کدوم ور میره فیلم
یکی بما بگه