ترولهای ما مثل پاستیل خرسی هستند که در مخملی پیچیده شدهاند. دنیایی که با هنر الیاف ساخته شده؛ همهجا و همهچیز از مو درست شده است.
«ترول ها در داستان ما، مثل پاستیل خرسی هستند که در مخملی پیچیده شدهاند. دنیایی که با هنر الیاف ساخته شده؛ همهجا و همهچیز از مو درست شده است. کف زمین با مو فرش شده، خانهها از مو ساخته شده و حتی آتش هم از مو تشکیل شده است. همهچیز حول محور مو است؛ مویی که منبع قدرت و نفوذ آنهاست.»

ترول ها (Trolls)، انیمیشن کمدی موزیکال از شرکت دریم ورکس (DreamWorks) است ، معرفی مجددی از زندگی آرمانگرایانه دهه ۷۰ میلادی که با شکهای تیز و برنده نسل امروز مقابله میکند. این به آن معنا بود که عروسکهای نمادین پشمالوی توماس دم، با شعار شادی، یک دنیای دستساز، رنگارنگ و پر از الیاف و پارچه ساختهاند تا در آن بچرخند. ( البته به لطف طراح تولید این کار Kendal Cronkhite – Shaindlin).
کارگردان ترول ها، مایک میچل است که در جایگاه انیماتور، سابقه همکاری با کارگردانان بزرگی چون تیم برتون و اسپایک جونز را دارد و در مقام کارگردان، کارگردانی شرک برای همیشه (Shrek Forever After) را در کارنامه کاری خود دارد. دستیار او در این کار، والت دورن است. این دو نفر، از این فیلم با عنوان دنیای «غوطهوری در عروسکهای پشمالو» یاد کردهاند: «ترول ها در داستان ما، مثل پاستیل خرسی هستند که در مخملی پیچیده شدهاند. دنیایی که با هنر الیاف ساخته شده؛ همهجا و همهچیز از مو درست شده است. کف زمین با مو فرش شده، خانهها از مو ساخته شده و حتی آتش هم از مو تشکیل شده است.»
میچل میگوید: «برای انجام این کار، دپارتمان مو در کمپانی دریم ورکس، برنامه جدیدی به نام Willow ساخته تا بتواند موها را بهتر به تصویر بکشد. با این برنامه، آنها میتوانند کاری کنند که موها کش بیایند، بلند شوند، میتوانند رنگش را تغییر دهند و از آنها، مانند شلاق استفاده کنند.»
آنها برای گرفتن ایده و الهام گرفتن بیشتر برای انجام این کار، به Dr. Seuss, Jim Henson, Hayao Miyazaki, Peter Max و سریال عجیب «وقت ماجراجویی» (Adventure Time) مراجعه کردند.
ترول ها همیشه شادند، میزنند، میخوانند، میرقصند، هم دیگر را در آغوش میگیرند و وقتی برای کتاب خواندن نمیگذارند. یکی از شادترین ترول ها که همیشه در حال آواز خواندن و شادی است، پاپی نام دارد. جمع بزرگی از ستارگان سینما و موسیقی در این انیمیشن حضور دارند؛ ازجمله آنا کندریک که در نقش پرنسس پاپی بهعنوان نقش اصلی گویندگی میکند.
برنچ، دوست عبوس و نهچندان خوشاخلاق پاپی (که جاستین تیمبرلیک بهجای او سخن میگوید.) در یک ترس همیشگی از برگن هاست: برگنها قبیلهای از غولهای ناراحتاند که به خاطر لذت، ترول ها را میخورند و این بار به شهر خوش آب رنگ آنها آمدهاند تا سوپ خوشمزهای از ترول ها آماده کنند. پاپی شادترین عضو ترول ها تصمیم میگیرد که به همراه دوستش برنچ هر طور شده در برابر برگن ها بایستد و شادی را به شهرشان بازگرداند و همه ماجرا ازاینجا شروع میشود.

در طی ۲۰ سال اخیرا، ترول ها موفق شدهاند تا از دست برگن ها خود را مخفی نگاه دارند تا وقتیکه زمان برگزاری جشن شادی پاپی فرا میرسد و جشن در جایی که آنها هم حضور دارند برگزار میشود.
دورن، دستیار کارگردان این انیمیشن میگوید:
«زمینه ذهنی ما درباره ترول ها، مثل یک لوح سفید بود که هیچ دنیا و ذهنیتی درباره آنها وجود نداشت؛ هیچ افسانهای درباره آنها روایت نشده بود. ما برای شروع کارمان، مقدار زیادی درباره انیمیشن گرینچ (Grinch) حرف زدیم و آن را بررسی کردیم. درباره اینکه این انیمیشن پرزرقوبرق، چقدر به دل نشسته صحبت کردیم. اما حالا چطور و به چه وسیلهای میتوانیم برگن ها را در قاب به تصویر درآوریم؟ در آخر، ما مجبور به استفاده از رنگهای زیادی برای ساخت این انیمیشن شدیم. اول کار تصمیم داشتیم غلظت رنگها را کنیم، اما بعدتر به این نتیجه رسیدم که غلظت رنگ را افزایش دهیم و به حد اشباع برسانیم.
کارگردانان این انیمیشن، تصمیم گرفتند خود را هم در ذات و طبیعت شادی غرق کنند. میچل معتقد است:
«من در سخنرانیهای TED زیاد جستجو کردم، در هاروارد تحقیق کردم، مقدار زیادی به فلسفه شرقی و فلسفه بودایی نگاه انداختم و از خودم پرسیدم: «شادی از کجا حاصل میشود؟ وقتی آن را از دست میدهید چه اتفاقی میافتد؟ چطور میتوان آن را برگرداند؟ ما واقعا وارد ذات شادی شدیم و کشف کردیم که همه ما با این سعادت ذاتی در درون خود، به دنیا میآییم و مسئول حفظ و نگهداری آن هستیم.»»
دورن میگوید: «برای برگن ها، شادی یکچیز خارجی و بیگانه است. داستان پیشینه آنها این است که آنها اعضای یک قبیله هستند که در سرزمینهایی که همیشه غمگیناند سفر میکنند. افراد این قبیله، موجودات شاد را پیدا میکند؛ آنها را میخورند و از این کار احساس خوبی دارند.»
موسیقی در این انیمیشن تبدیل به میان بری برای ابراز شادی یا ناراحتی شده است. میچل کارگردان این کار، ترول ها را بک جوک باکس موزیکال میداند که با آهنگ Hello لایونل ریچی و True Colors سیندی لاپر، جان بیشتری گرفته و چشمگیرتر شده است.
اما وقتی گروه نتوانستند یک آهنگ مناسب برای پایان فیلم پیدا کنند، جاستین تیمبرلیک، خواننده پرآوازه به کمکشان آمد و به دادشان رسید. او در فرصت کوتاهی، نسخه اصلی آهنگ !Can’t Stop the Feeling را بهعنوان تیتراژ پایانی ساخت و اجرا کرد. تیمبرلیک که در این فیلم عنوان تهیهکننده موسیقی متن را هم دارد، آهنگ Can’t Stop the Feeling را خودش خواند.
کمپانی دریم ورکس با ساخت ترول ها، بعد از ۱۸ سال، یکبار دیگر به سراغ ساخت انیمیشن موزیکال رفت. این سومین باری است که دریم ورکس، انیمیشنی میسازد که قهرمان اصلی آن یک دختر است. دو کار قبلی کمپانی دریم ورکس، که در آن کاراکتر اصلی و قهرمان فیلم، یک دختر بوده است، فیلمهای Chicken Run و Monsters vs. Aliens هستند.
دورن درباره این فیلم میگوید:
«هدف ما از ساخت این انیمیشن آن بود که قدرت خوشبینی را به مردم، بهخصوص به کودکان بیاموزیم. شاد بودن در دنیای امروز کار بسیار سخت و دشواری است؛ بهویژه در دنیایی که هر کسی با مشکلات مختلفی درگیر است و جهان پر از خشونت و جنگ شده است.»
منبع: IndieWire
