فیلم اردوبهشت؛ نقد و معرفی
حامد بهداد ستاره بیچون و چرای این فیلم است
فیلم اردوبهشت به کارگردانی محمد داودی و تهیه کنندگی محمد احمدی از اواخر آبان در تهران کلید خورد و با تعداد جلسات فشرده آماده شد. در اینجا به متن و حواشی این فیلم میپردازیم.
همه چیز درباره چهل و چهارمین جشنواره فجر ۱۴۰۴
داستان فیلم اردوبهشت
در خلاصه داستان فیلم اردوبهشت آمده است: شاه مهدی، مردی که در شرایط مالی خوبی قرار ندارد و به دلیل بدهکاریهایی که بالا آورده همسرش خانه را ترک کرده است. در چنین شرایطی دخترش به همراه ۶ نفر دختر دیگر در اردویی که از طرف مدرسه رفتهاند در پارک شهر غرق میشوند او دنبال حق خواهی خون دخترش است…
فیلم با نگاهی مستقیم به ماجرای حقیقی و مشهور پرونده دلخراش نیلوفران آبی و غرق شدن دختران در پارک شهر ساخته شده است. اتفاقی که در سال ۸۱ تاثیر عمیقی در جامعه گذاشت.
بازیگران و عوامل فیلم اردوبهشت
فیلم اردوبهشت به کارگردانی محمد داودی و تهیهکنندگی محمد احمدی و کاظم دانشی و با فیلمنامهای از محمد داودی و کاظم دانشی ساخته شده است.
حامد بهداد، شهرام حقیقتدوست، ستاره پسیانی، تورج الوند، علیرضا خمسه و اصغر همت بازیگران اصلی این فیلم هستند.
درباره کارگردان فیلم؛ محمد داوودی
فیلم اردوبهشت نخستین تجربه کارگردانی محمد داودی است که پیش از این نویسندگی آثار مطرحی چون قصر شیرین، نگهبان شب، بی همه چیز و… را بر عهده داشته است و برای فیلم های قصر شیرین و بی همه چیز موفق به کسب سیمرغ بهترین فیلمنامه شده است.

نقد و بررسی فیلم اردوبهشت
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
سعیده نیک اختر

همانطور که از اسمش پیداست ماجرای اردویی در سال هشتاد مطرح میشود که منجر به فوت هفت دختربچه شد. وقتی مشاور فیلمنامه کاظم دانشی باشد باید فهمید که پای یک پرونده قضایی به میان است که الحق مشاوره خوبی هم داده و با داوودی که پیش از این فیلمنامههای خوبی نوشته و سیمرغ هم گرفته، تیم خوبی تشکیل دادهاند. فیلمنامه محکم و قوی است و دیالوگها به جا و روان نوشتهشدهاند. حرف ها زبان حال و اندازه همان مردمیست که در فیلم نشان دادهشده و بیرون نمیزند.
به محاسن نویسندگی خوب، باید به کارگردانی خوب داوودی هم اشاره کرد. فیلمساز دقیقا میدانسته از بازیگرش چه میخواهد. واقعا هنر میخواهد از یک بازیگر پرسروصدا و هیجانزدهای مثل حامد بهداد برای نقش اولات یک بازی کنترل شده و درستی در جهت اهداف فیلم بگیری. شاه مهدی (بهداد)، پدر یکی از دخترانیست که در استخر پارکشهر غرق شده. هم عزادار است و هم خونخواه دخترش. اما مهمتر از هرچیز در پی اجرای عدالت و روکردن دست مقصران اصلی این حادثه است که سعی دارند مساله را مالهکشی کنند و با دادن وعده های مالی و شغلی سر والدین عزادار را کلاه بگذارند. به وضوح شاهدیم که شاه مهدی بعد از فوت دخترش چطور فرو میریزد. صدایش بمتر میشود، شانههایش میافتد، رفتارش متین است، اما یک لحظه کنترلش را از دست نمیدهد. حتی موقعیکه با حقکشی سعی دارند او را خشمگین کنند و او با سخنرانی طویل در دادگاه احقاق حق میکند. اینقدر بازی مسلطی دارد که مخاطب را حیرتزده میکند.
به قدری بازی حامد بهداد خوب هست که بشود آن را شایسته سیمرغ دانست. نهایتا نکته آزاردهنده فیلم، استفاده از موسیقی نابجاییست از شیپور تعزیه که فیلم با همان سکانس بیربط تعزیه آغاز شده و در تمام طول فیلم شنیده میشود. ربط تعزیه به موضوع فیلم مشخص نیست. در تیتراژ هم میبینیم که فیلم آهنگسازی نداشته و موسیقی انتخابیست. پیشنهاد میشود فیلم در موقع اکران از لاین موسیقی ساخته شده و اورجینال استفاده کند. فیلم خوش ریتم است اما چند پلان اضافی دارد که با حذفاش هم مدت زمات فیلم کمتر میشود هم داستان لطمهای نمیبیند.
۳ نکته از فیلم:
- حتما موسیقی بسازید
- خوشحال شدیم بعد سال ها اصغر همت را دیدیم
- طراحی صحنه آزاردهنده است. پایین شهری هستند ولی دلیلی ندارد یک خانواده این میزان شلخته باشند.

محمد جلیلوند
یکی از ویژگی های مشترک فیلم اولی ها، رفتن سراغ قصه های ملتهب جامعه محور و روایت آن در قالب ملودرام است. به خصوص وقتی که خطوط اصلی قصه براساس یک داستان واقعی شکل گرفته و آن را در عنوان بندی اولیه به تماشاگر متذکر شود. فیلم سینمایی (اردوبهشت) ساخته محمد داودی که در بخش مسابقه جشنواره فجر امسال نمایش داده شده، یکی از همین دسته آثار است که اسکلت فیلمنامه اش براساس فاجعه غرق شدن چند دانش آموز دختر در قایق سواری در اردویی شهری شکل گرفته است.
داودی که فیلمنامه اولین ساخته سینمایی اش را با کاظم دانشی نوشته و زنده شور نیز دیگر محصول قلم مشترک آنها است، ده دقیقه نخست فیلم را به آشنایی با شاه مهدی به عنوان شخصیت اصلی و مساله اش با همسرش افسانه اختصاص داده و سپس سراغ نقطه عطف نخست می رود… فیلم از دقیقه شصت به بعد به سمت درام های دادگاهی رفته و روی مفاهیم اخلاقی همچون: عدالت مانور داده و تماشاگران خود را به قضاوت فرا می خواند. در این بین، داستانک هایی هم خلق شده و به تنه فیلمنامه می چسبند که گاه خوب از آب درآمده و گاه زائد به نظر می رسند.
محمد داودی در کارگردانی اردوبهشت، موفق نشان نداده و بیش از حد از کلوزآپ و مدیوم شات بهره گرفته که همین امر آن را به قالب تله فیلم نزدیک می کند. بازی بازیگرانی همچون: حامد بهداد، ستاره پسیانی و اصغر همت نیز برخی از ضعف های ریز و درشت فیلم را پوشانده و ریتم کند و کشدار آن را قابل تحمل کرده است.
۳ نکته از فیلم:
- استفاده اندک از لانگ شات و حضور پررنگ نماهای درشت!
- بازی درخشان حامد بهداد.
- ریتم کند و کشدار.

سید مهرزاد موسوی
همین اول بگویم تماشای فیلم اردوبهشت بسیار سخت است؛ بخصوص برای کسانی که فرزند دختر دارند. فیلم داستانش را که از واقعه مشهور نیلوفران آبی برداشت کرده، خیلی مستندوار و پر حوصله تعریف میکند. کارگردان به هیچ شکل از بیان جزییات کوتاه نمیآید و تلاش نمیکند که ذرهای از داستانگویی و ریتم استوارش -از ابتدا تا لحظات بحران تا گرهداستانی و…- عقبنشینی کند و روش انتخابیاش را فدای ریتم کند. بهوضوح این «انتخاب» بوده نه اشتباه؛ انتخابی که از زمان نوشتن تا میز تدوین ادامه داشته و اصطلاحا به مخاطبش باج نمیدهد.
نتیجه این جسارت در نوع بیان و انتخاب لحن آرام ولی پرجزئیات -شاید- برای برخی مخاطبان آزارنده باشد؛ هم از نظر ریتم خستهشان کند و هم سنگدلی خاصی میطلبد تماشای جزبهجز وقایع و لحظات. این شما هستید که به عنوان مخاطب تصمیم میگیرد همراه قصهگوی خوشسابقه و حالا کارگردان سختگیری چون محمد داوودی بشوید یا نه.
بله! تماشای اصل تصاویر واقعه با دوربینهای معمول دهه هشتاد زجر است، سکانس یخ آوردن برای جنازه ویرانکننده است، بغل کردن پیکر در کاور آتش میزند و سازنده به هیچ عنوان اجازه نمیدهد اتفاقی از زیر دستش در برود یا پلانی را به ذهن مخاطب نمیسپارد. اینها در عین سختی، انتخاب سازنده است و از این نظر آن را در شرایط کنونی سینمای ما، جسارت مینامم.
اهل اظهارنظر تند و یکطرفه نیستم ولی متعجبم از کسانی که بازی حامد بهداد را بد میدانند؛ بازی کنترلشده، هماهنگی و یکدستی بازی حتی در لحظات اوج، رعایت مدل خاص راه رفتن و نشستن و نمایش رشد کاراکتر از ابتدا تا انتهای فیلم هر بیننده را شگفتزده میکند. امسال سال سختی برای داوران جشنواره در انتخاب سیمرغ بازیگر برتر مرد نیست اگر درگیر شرایط برگزاری اختتامیه و الزام حضور بازیگر نباشند!
۳ نکته از فیلم:
- موسیقی فیلم که در سازبندی وابسته به تعزیه است، در هر جایی، من را از حس فیلم بیرون میکشید
- داوودی پس از سالها نوشتن، فیلم اولی محسوب نمیشود و باید سنگ محک جدیتری برای او در نظر گرفت
- چه قصههایی از این سرزمین که هنوز ناگفته مانده است
محمد تقیزاده
«اردوبهشت» ادامهدهنده مسیر سینمایی کاظم دانشی (تهیهکننده و نویسنده) در ساخت آثاری با ادعای واقعگراییِ مبتنی بر پروندههای تاریخی، پس از «بیبدن» و «علفزار» است. نقطه قوت این فیلمها، پرداختن به سوژههای مهم مغفولمانده (مانند فاجعه غرق شدن دختران دانشآموز در پارکآبی) با دقت اطلاعاتی بالا است. با این حال، ضعف ساختاری مکرر آنها، «ژورنالیستی شدن» روایت و ناتوانی در «دراماتیزه کردن» واقعیت است.
فیلم بیش از آنکه یک تجربه سینمایی منسجم باشد، به یک گزارش تلویزیونی مفصل شبیه است که وسواس زیادی در بازسازی مو به موی واقعه دارد. این امر منجر به انباشت حجم زیادی از شخصیتها و جزئیات فاقد کارکرد دراماتیک شده است. در نتیجه، ریتم فیلم ناپایدار و کند میشود و پس از صحنههای تاثیرگذار و تلخ ابتدایی، در میانه راه گرفتار تکرار و تفصیلهای زائد میگردد.
این گزارشوارگی، شخصیتپردازی را نیز قربانی میکند. شخصیتها عمدتاً حاملان رویدادها هستند، نه موجوداتی پیچیده با عمق روانی. این مسئله در نقش شامهدی (با بازی حامد بهداد) آشکار است. با وجود تلاش بهداد، نقص در بستر نوشتاری، بازی او را به سطحی تصنعی و اغراقآمیز میکشاند و از خلق یک شخصیت باورپذیر جلوگیری میکند.
در نهایت، «اردوبهشت» این پرسش کلیدی را مطرح میکند: آیا بازسازی وفادارانه واقعیت، به خودی خود یک اثر سینمایی ماندگار خلق میکند؟ پاسخ منفی است. هنر سینما در گزینش، تمرکز و تبدیل واقعیت به درام و احساس است. فیلمهای دانشی، علیرغم سوژههای قدرتمند، هنوز در گذار از «روایت خبر» به «خبر روایت» ناتوان بوده و در نهایت در حد مستندهای نمایشی پرطول باقی میمانند.
۳ نکته از فیلم:
- بازی بد بهداد
- پرداخت ژورنالیستی فیلم
- مقدمه طولانی و جزئیات زاید

احسان ناظم بکایی
پرداخت سینمایی به موضوعات ملتهب اجتماعی که یک ملت با آن خاطره دارند، ولو مشمول گذر زمان قرار گرفته باشد، جذاب است. دو سال پیش، فیلم بیبدن درباره پرونده غزاله و آرمان که دهه ۱۳۹۰ق موضوع داغی بود، ساخته شد که توجهات را جلب کرد. اردوبهشت هم ماجرای تأثربرانگیز غرق شدن شش دانشآموز دختر در واژگونی قایق در دریاچه پارک شهر که اردیبهشت ۱۳۸۱ روی داد را روایت میکند. کاظم دانشی که بیبدن را کار کرده بود و امسال هم زندهشور را داشت در مقام مشاور و نویسنده نشان داد که دغدغه مسائل اجتماعی و خاصه قضایی و جنایی دارد و حتی با مقایسه میان دو فیلم اردوبهشت و زندهشور، میتوان مدعی شد او در جایگاه نویسنده و مشاور، موفقتر عمل میکند!
اردوبهشت اگر چه فیلمی طولانی است و نیاز به تدوین دارد؛ ولی شخصیتپردازی درست و بهخصوص بازی درخشان حامد بهداد، فیلم را پیش میبرد. فیلم با تعزیه و علاقه شخصیتها به آن شروع میشود؛ ولی تا پایان آن جز موسیقی، اثری از تعزیه در فیلم نیست. اگر تعزیه بخشی از هویت شخصیتهاست پس چرا نمودی در زندگی روزمره ندارد و حتی بر دیوار خانهها هم تابلویی پیرامون عاشورا دیده نمیشود؟ شخصیتها در تنهایی خود هم مرثیه نمیخوانند و اهل روضه و…. نیستند. در واقع تعزیه تنها پوستهای برای توجیه استفاده از موسیقی تعزیه است که البته آن را هم نساختهاند و انتخابی است!
اردوبهشت فیلمی است که مانند خود رخداد تلخ است و خیلیها را به سرچ دوباره ماجرا میکشاند.
۳ نکته از فیلم:
- جزئیات در بازی بهداد
- نیاز به توضیح وضع سیاسی و اجتماعی زمان واقعه
- نقش متفاوت خمسه
عکس های فیلم اردوبهشت














خدا نگذره از کارگردان و نویسنده فیلم که دوست دارن مدام دردهای مردم رو براشون تازه کنن! واقعیت و دروغ رو با هم می آمیزن که برسن به حرفی که میخوان بزنن . سوال من اینه به چه حقی در یک فیلم داستانی بدون هیچ هشداری، تصاویر واقعی و دلخراش اجساد بچه ها رو نشون دادن!!!! بعضیا انگار روی خون بقیه ، تجارت میکنن