خاطرهبازی یا فرصت بازگشت
پرسه در حوالی فرهنگ؛ آیا «اکنون» فرصتی برای کامبک مجتبی شکوری بود؟
وقتی مجتبی شکوری پس از مدتی غیبت، در برنامه «اکنون» مقابل دوربین نشست، برای بسیاری از مخاطبان قدیمی برنامه «کتابباز» و البته سازندگان، خاطرههایی بسیاری ورق خورد. او همان مرد آرام و خوشبیانی بود که درباره کتابها و زندگی حرف میزد. انتخاب شکوری برای حضور در «اکنون» از یک منظر، انتخابی احساسی به شمار آمد؛ چرا که بخشی از مخاطبان تلویزیونی برنامه، با نام او پیوند عاطفی دارند. اما از سوی دیگر، این حضور پرسشی جدی را پیش میکشد: آیا مجتبی شکوری هنوز ظرفیت «تأثیرگذاری» دارد، یا صرفاً به عنوان چهرهای نوستالژیک به صحنه بازگردانده شده است؟
اطلاعات برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
بد نیست کمی از گذشته شروع کنیم؛ مجتبی شکوری در سالهایی که «کتابباز» پخش میشد، بهتدریج از یک کارشناس جوانِ برنامه به سلبریتی فرهنگی تبدیل شد. لحن متفاوتش در تحلیل مفاهیم فلسفی و انسانی، در کنار بیانی صمیمی و دور از تکلف، او را از دیگر کارشناسان کتابباز متمایز کرد. او نه خطیب بود، نه فیلسوف و نه دانشمند، اما توانست با زبان ساده و لحن تاثیرگذار، گفتوگوهای کتابباز را جذاب کند. در دورانی که رسانه ملی کمتر چهرههای تازهنفس و روشنفکرانه را تحمل میکرد، شکوری توانست با هوشمندی، محبوبیتی در میان جوانان و کتابدوستان به دست آورد که فراتر از تلویزیون رفت. صفحات مجازیاش پرمخاطب شد، ویدیوهایش بازنشر میشد و بسیاری از مخاطبان او را «معلم تفکر» نامیدند و پادکستهایش جزو پرشنوندهترین نسخههای فارسیزبان.
«اکنون» شاید بیش از آنکه برنامهای برای مخاطب باشد، فرصتی برای خودِ مجتبی شکوری بود؛ فرصتی برای مرور، بازاندیشی و شاید بازگشت. اما آیا این حضور، آغاز دوبارهای برای اوست یا صرفاً یادآوری نامی که زمانی پرآوازه بود؟ آیا «اکنون»، زمان بازگشت مجتبی شکوری به ذهن و زبان مردم است یا فقط پژواکی از دیروز؟
اما این اوج، چندان نپایید. شخم زدن گذشته شکوری و ارتباط فامیلیاش، او را -ناخواسته- وارد چالشی جدی در فضای مجازی کرد. مجنبی شکوری هم اگرچه تلاش کرد پاسخهایی دهد ولی به مرور خودش را کنار کشید، پادکست را کنار گذاشت، پستهای اینستاگرامش را پاک کرد و برخلاف برخی چهرههای فرهنگی که توانستند مسیر حضور در فضای مجازی را با قدرت ادامه دهند، در خلأ ماند. او به شکلی ناگهانی، از ذهن عمومی حذف شد.
حالا حضورش در «اکنون» را میتوان ریسکی برای بازگشت دانست. برنامه «اکنون» با رویکرد گفتوگویی و آرامشبخش خود، فضایی برای حرف زدن از زمان حال و زیستن در لحظه فراهم کرده است؛ فضایی که با روحیه و زبان شکوری کاملاً همخوان است. انتخاب او برای چنین برنامهای، در واقع تلاشی هوشمندانه برای سازندگان اکنون بود تا برای چندمین بار در صدر اظهارنظرهای توئیتری و اینستاگرامی قرار گیرند ولی از آن مهمتر حضور شکوری نه تنها یک نوستالژی، بلکه نوعی «بازسازی برند شخصی» نیز محسوب میشود.
در سطح جهانی نیز نمونههایی از این بازگشتها وجود دارد. مثلاً اپرا وینفری که پس از پایان برنامه معروفش، سالها در سکوت بود، با پروژههایی چون Apple TV+ دوباره در قاب رسانه ظاهر شد و بخشی از هویت قدیمی خود را بازسازی کرد. یا حتی در نمونههای مردمیتر، چهرههایی مانند درو بریمور یا متیو مککانهی با حضور در قالبهای متفاوت رسانهای، از فراموشی نجات یافتند. این بازگشتها معمولاً به شرطی موفق بودهاند که چهره مورد نظر چیزی تازه برای گفتن داشته باشد، نه صرفاً تکرار گذشته و از همه مهمتر؛ صادق باشد!
در مورد مجتبی شکوری نیز همین نکته کلیدی است. پس از حضور در «اکنون» اگر اثری صادقانه از خود بهجای بگذارد، احتمالاً حضورش کوتاهعمر نخواهد بود. اما اگر نتواند روایتگر تجربه غیبت خود باشد، نمیتواند دوباره به چهرهای اثرگذار تبدیل شود.
در نهایت، «اکنون» شاید بیش از آنکه برنامهای برای مخاطب باشد، فرصتی برای خودِ مجتبی شکوری بود؛ فرصتی برای مرور، بازاندیشی و شاید بازگشت. اما آیا این حضور، آغاز دوبارهای برای اوست یا صرفاً یادآوری نامی که زمانی پرآوازه بود؟ آیا «اکنون»، زمان بازگشت مجتبی شکوری به ذهن و زبان مردم است یا فقط پژواکی از دیروز؟ باید منتظر ماند و دید.
