هنگامی که یک سریال در دو قسمت آغازین خود یک نقطه عطف مهم قرار داده و بقیه قصه را حول محور آن پیش میبرد، قسمتهای میانی کار از اهمیت بیشتری برخوردار میشود که سریال شغال به کارگردانی بهرنگ توفیقی نیز از آن مستثنی نیست.
سریال شغال؛ آنچه بهتر است بدانید
زامیاد سعدوندیان به عنوان نویسنده فیلمنامه، در قسمتهای اول و دوم تنش زیادی را به قصه تزریق کرده و روی تجاوز به آوا به عنوان ستون آن مانور میدهد. در عین حال، داستانکهایی را از قسمت سوم تا هشتم سروشکل داده و به موازات قصه اصلی پیش میبرد. از طرف دیگر، آزاد را به عنوان شخصیتی کلیدی رو کرده و پیچ و تاب خوبی به قصه میدهد. با ورود آزاد پسرخاله آوا، داستانک دیگری با محوریت او شکل گرفته که رنگ و بوی عاشقانهای هم دارد و مثلثی را با حضور سیاوش و آوا شکل میدهد.
از طرف دیگر، آزاد شباهتهای زیادی هم به یکه بزنهای محلههای قدیمی آن هم در سالهای دور داشته و روی شخصیتهای دیگر نیز تاثیر میگذارد. یکی از آنها عطا بچه محل قدیمی اوست که علاقهای قدیمی به یکی از دخترهای هم محلی داشته و عبدی هم به عنوان شخصیت منفی سریال به همان دختر علاقمند است. زخمی شدن برادر دختر و زخمی که روی صورتش انداخته شده، زمینه را برای نقطه عطف بعدی با محوریت عطا و عبدی آماده میکند که به چاقو خوردن عطا و درگیری آزاد با عبدی ختم می شود.
مخالفت سیمین بابت ازدواج سیاوش با آوا نیز یک گوشه کار را گرفته و پیش میبرد بدون آن که سیمین چیزی از ماجرای کامیار بداند. این در حالی است که فرهاد به عنوان پدر کامیار با اطلاع از ماجرا به شکل دیگری سعی در شکل نگرفتن این وصلت دارد. قرار رستورانی که سیاوش برای آشنایی بیشتر دو خانواده و خواستگاری رسمی او از آوا در حضور آنها میگذارد، عطف دیگری را رقم زده و تنش بین دو خانواده را بیش از پیش به رخ میکشد. داستانکی هم با محوریت کامیار و تارا شکل گرفته که چندان خوب پیش نرفته که بخش مهمی از آن به شخصیت تخت و تکبعدی تارا بازمیگردد. همچنین، حضور سیمین در پرونده دختری که مورد تجاوز قرار گرفته و به شکل مشکوکی در دریا غرق شده، به شکل ظریفی او را به سمت آوا که رفتاری شبیه به مقتول دارد کشانده و لایه دیگری به قصه اضافه میکند.

شخصیت های اصلی شغال با پیشرفت داستان به مرور کاملتر شده و نقش پررنگتری در جذب تماشاگر به عهده میگیرند؛ فرهاد کاویان یکی از آنها است که لایههای بیشتری از بقیه داشته و همچنان بخش مهمی از گذشته او در تاریکی نگه داشته شده است. مشکل مغزی فرهاد که میتواند او را از بین ببرد، لایه دیگری به او بخشیده و تماشاگر را در بیم و امید نسبت به زنده ماندنش نگه میدارد. سیمین هم شخصیت کنشمندی دارد که در همان قسمتهای اولیه شاهد آن بودهایم که پس از اندکی فراز و فرود، در قسمت هشتم اوج گرفته و قطعا در قسمتهای بعدی تاثیر بیشتری هم روی روند پیشبرد داستان میگذارد.
آزاد به عنوان یکی از شخصیتهای کلیدی شغال، وجوه تیپیک بسیار داشته و در نهایت به تیپی آشنا برای تماشاگر تبدیل میشود که یک تنه در برابر عبدی و آدمهایش میایستد. عطف پایانی قسمت هشتم (فرار عبدی از دست مامورها و تقاضای به قتل رساندن آزاد) نیز براساس این تقابل ازلی و ابدی شکل گرفته و منحنی تنش را همچنان در حالت صعودی نگه میدارد. کاری که بهرنگ توفیقی نیز در مقام کارگردان تلاش زیادی برای انجامش به خرج داده و در دکوپاژ فیلمنامه خود آن را لحاظ کرده است.
زوج شبنم مقدمی و مهدی سلطانی در نقشهای سیمین و فرهاد کاویان، یکی از نقاط قوت سریال به حساب میآیند که اعتباری به گروه بازیگران شغال بخشیده و بسیاری از ضعفهای فیلمنامه آن را پوشاندهاند. مقدمی از آن دسته بازیگرانی است که فاصله میان خود و نقش را از میان برداشته و مخاطب را به همذاتپنداری با خود وادار میکنند. امیرحسین فتحی هم با توجه به شخصیت پرنوسان کامیار، یک بازی بیرونی با اکتهای زیاد را به نمایش گذاشته است. نورا محقق هم انتخاب مناسبی برای نقش آوا بوده و شکنندگی چهرهاش کاملا با دختری آسیب دیده از تجاوز جفت و جور میشود.
