کلاهبردارها و دزدهای خردهپا به واسطه نمایشی بودن، شخصیتهای جذابی برای به تصویر کشیدن روی پرده سینما به حساب میآیند که همین موضوع نیز به خلق فیلمهای متعددی با محوریت آنها منتهی شده است. به ویژه در ژانر کمدی و نیز زیر شاخههای آن که قالب فوقالعاده مناسبی برای روایت قصههای شکل گرفته بر این اساس به حساب میآیند. از فیلمهای دهه هفتادی سینمای آمریکا تا فیلمهای متاخری همچون: سری اوشنها که بسیار مورد توجه سینماروها قرار گرفته و در چند سری با حضور ستارههای سینما ساخته شده است. در سینمای ایران نیز گهگاه به نمونههایی از این دست برخورد میکنیم که یکی از تازهترین آنها، (آریاشهر دو نفر) به کارگردانی حمید بهرامیان است که این روزها از طریق اکران آنلاین پلتفرم فیلیمو در اختیار علاقمندان سینما به ویژه سینمای کمدی قرار گرفته است.
بهرامیان از همان تیتراژ فیلم، به اصطلاح سر شوخی را با تماشاگران فیلم خود باز کرده و در متنی کوتاه به دست و انگشتان آن اشاره میکند که نقشی کلیدی در ساختار فیلمنامه فیلم ایفا میکند. آریا شهر دو نفر، قصه تازهای نداشته اما تلاش زیادی برای روایت سرراست و بدون لکنت آن میکند؛ آن هم با کمترین بهرهگیری از شوخیهای جنسی و … که سینمای کمدی ایران را تحت تاثیر خود قرار داده است. ساختاری که بهرامیان برای روایت فیلمنامه خود انتخاب کرده، غیرخطی به نظر رسیده اما در ادامه سروشکل خطی پیدا کرده و سر آخر تماشاگر را به یاد فرم هندسی میاندازد! فیلم با بهرام کارمند بانکی آغاز میشود که شش میلیون یورو اختلاس کرده و پس از باز شدن پای مدیران رده بالای بانک به ماجرا و لو رفتن، قرصی خورده و تا حد مرگ پیش میرود؛ نقشهای تروتمیز که یکی از همسرانش کشیده تا با پولها از کشور خارج شوند.
به موازات آن، با خرداد به عنوان دیگر شخصیت محوری کار همراه میشویم که زندگیاش را پای پیدا کردن گنج گذاشته و هنگامی که گیر محسن و اصغر شرخر میافتد، به قصد خودکشی خود را دار میزند. پاره شدن طناب و افتادن او در قبری که کیفی خاص در آن پنهان شده، حادثه محرک پرده اول فیلمنامه به حساب میآید که زمینه را برای رقم خورد نقطه عطف نخست فراهم میکند. تلاش خرداد برای پیدا کردن اثر انگشت فردی که رمز کیف به حساب میآید، فصل بامزه ای را رقم زده که پای همسرش الهه را هم به ماجرا باز میکند. مرتبط شدن او با بهرام، نقطه عطف نخست را رقم زده و فیلم را وارد پرده پر ماجرای میانی میکند.

یکی از کلیشههای امتحان پسداده در فیلمهای اینچنینی، رکب زدن شخصیتهای اصلی به یکدیگر و موش و گربه بازیهایی از این دست است که آریا شهر دونفر نیز از آن بهره گرفته است. آن هم توسط بهرام و خرداد که چندباری به هم کلک زده و در یکی از این کلکزدن ها، اشتباه کرده و رودست اساسی میخورند. بهرامیان برای روایت قصه خود، به خوبی از کلیشهها بهره گرفته و به آن ریتم مناسبی بخشیده است.
شخصیتها از اصلی تا مکمل هم بر همین اساس شکل گرفته و شوخیهای متعددی را خلق کرده اند که بخش مهمی از آن خوب از کاردرآمده است. برای مثال میوان به سکانس قبرستان و غسالخانه اشاره کرد که در آن از عنصر تکرار به درستی بهره گرفته شده است. بهرام هم با وجود آن که نمونههای مشابه زیادی دارد، متفاوتتر به نظر رسیده و فراموش کار بودن و گردن نگیر بودناش به آن لایه بانمکی بخشیده است. خرداد هم از همان دست کلیشهها است که در ساختار فیلم جا افتاده و تیم دو نفره خوبی را با بهرام به راه انداختهاند. از بین شخصیتهای مکمل نیز تیم دونفره محسن و اصغر خوب از آب درآمده و شوخیهای زیادی را خلق کردهاند.

انتخاب بازیگر برای فیلمهای کمدی با توجه به تعدد تولید در سینما و همچنین پلتفرمها، کار سخت و پیچیدهای است که آریاشهر دو نفر هم از آن مستثنی نبوده است. محسن کیایی و مهران احمدی با توجه به سابقه طولانیشان در این ژانر، انتخاب های مناسبی برای نقشهای اول فیلم بوده و چند شوخی جذاب را خلق کردهاند. پانتهآ پناهی نیز در یکی از معدود نقشهای غیرجدی خود، موفق نشان داده و متفاوت به نظر میرسد. همین طور سها نیاستی در نقش الهه که با وجود تجربه اندک خود در سینما، جلوی تیم بازیگران فیلم به اصطلاح کم نیاورده و پارتنر مناسبی هم برای کیایی بوده است.
آریاشهر دو نفر برای پر کردن بخشی از اوقات فراغت آن دسته از علاقمندان سینمای کمدی که در عین حال علاقهای هم به کمدیهای خط قرمزی این روزهای سینمای ایران ندارند، گزینه مناسب و مفرحی است.
