نگاهی به بازخوانی قطعات قدیمی در صداتو
احترام به حافظه شنیداری یک ملت
حکایت آنها که ماندند و آنها که رفتند، حکایتیست آشنا در تمام کشورهایی که تغییر را تجربه کردهاند. آنها که رفتند، اگر اثرآفرین بودند، خودشان رفتند اما نامشان گره خورد به کارهایشان، به اشعار و ترانهها و تصنیفهایشان. آنها رفتند اما چیزهای بیشتری از جسمشان، پشتسرشان جا گذاشتند. آنقدر که هنوز جایشان به همان سفتی و پررنگی زمانیست که بودند چرا که آنها سطحی دیگر را تجربه کردند و بذر هنرشان را در حافظه شنیداری یک ملت کاشتند. جایی که گذر سالیان تاثیر آنچنانی روی آن نخواهد داشت، همچون لالاییهای کودکی از نسلی به نسل دیگر با زمزمهها همراه میشود و از راه قلب به قلب بعدی میرود و فراگیر میشود.
صداتو در فصل ۳؛ با سیامک انصاری
سالها پیش از این، تفکیکهای جدیتری در موسیقی ایران مطرح بود؛ موسیقی آنطرفی و موسیقی اینطرفی اما چندسالیست که به لطف شبکههای اجتماعی این مرزها آنچنان کمرنگ شده است، که حال واقعیتری را در موسیقی ایران در مقایسه با قبل به وجود آورده است. حالا دیگر این مردم هستند که انتخاب میکنند کدام قطعه را فارغ از اینکه کی و کجا خوانده شده است، دوست دارند گوش کنند یا نه را میخواهند و کدام را نه.
سازندگان صداتو به واقعیت جامعه احترام گذاشتند و از آن در برنامهشان دعوت کردند تا وجود داشته باشد و صداهای مختلف آنچه را یک عمر میشنیده و حفظ کرده بودند، بخوانند
خوشبختانه قدرت شبکههای اجتماعی، دیگر رسانهها را هم تحت تاثیر خود قرار داده و مرزبندیها در قطعات موسیقی کمرنگ و کمرنگتر شده است. اگر زمانی، رسانهها در صدد حذف نام و خاطره آنها بودند، و در نهایت با بیتوجهی عمومی با این رویکرد مواجه شدند، جایی پس از سالیان سال، به خودشان آمدند و دیدند که این شکل از حذف، جواب نمیدهد و آنها که عاشقانه، با موسیقی عجین شدهاند، به این راحتیها، از علایقشان دست نمیکشند.
صداتو یکی از اولین برنامههایی بود که در این راه جزو پیشگامان محسوب میشود. سازندگان صداتو به واقعیت جامعه احترام گذاشتند و از آن در برنامهشان دعوت کردند تا وجود داشته باشد و صداهای مختلف آنچه را یک عمر میشنیده و حفظ کرده بودند، بخوانند. صداتو که از همان قسمت اول تلاش کرده است تا در هر قسمت، گلچینی از قطعات بیادماندنی خوانندگان مختلف را پخش کند و در برنامههایش، گروهها و شرکتکنندگان مختلف قطعاتی از فریدون فروغی، معین، حبیب، ناهید، شادمهر و…. اجرا کردهاند، ثابت کرد که صدای جامعه است و همچون نامش، صداتو در جستوجوی شنیدن و پخش صدای دیگریست؛ بیش از آنکه در جستوجوی این باشد که بخواهد تنها از روایت غالب پیروی کند.

همین ویژگی، به تنوع گسترده قطعات و غیرقابل پیشبینی بودن آنها کمک کرده است و باعث شده علاوه بر جذب حداکثری مخاطبان ژانرهای مختلف، به کمک آنها بیاید که تا پیش از این حتی مخاطب برنامههای تولیدی در داخل ایران نبودند. صداتو بار دیگر با این کار و شکستن محدودیتهای نانوشته ثابت کرد که شکستن برخی تابوها، در وهله اول جسارت میخواهد و در وهله دوم با پخش چند قطعه ماندگار موسیقی، آسمان نمیتپد و آب و از آب تکان نمیخورد.
فقط مخاطبان یک برنامه حتما یادشان میماند که سازندگانی وجود داشتند که آنها را از خودشان جدا نمیدانست و برای هنر و صاحبان آثار موسیقی ایران، خواه در هر سرزمینی که باشند، احترام قائلند. اگرچه این تنها ویژگی تابوشی صداتو نیست و بسیار از این آسها رو کرده است که به عنوان مثال میتوان به نوازنگی لیانا شریفیان نوازنده نیانبان و نوازندگیاش به عنوان یک خانم اشاره کرد. همینطور است در زمینه حضور بانوان در مسند شرکتکننده و غیره….

باور بفرمایید قصد جسارت به کسبو ندارم ولی ایکاش کارگردان برنامه غز متخصصین برای انتخاب میهمان خواننده استفاده میکرد ؛ برنامه فقط فان که نیست جنبه آموزشی و انگیزشی هم باید ایفاد کنه ؛ موفق باشید