موفقیت تجاری یک فیلم اغلب سبب تولید قسمتهای بعدی میشود، چرا که سرمایهگذاری نسبتا مطمئن با کمترین ریسک برای تهیهکنندگان به حساب میآید. به ویژه در سینمای کمدی که اقبال عمومی روی آن بیشتر بوده و به همان نسبت نیز ریسک سرمایهگذاری را تا حد قابل ملاحظهای کاهش میدهد. سینمای ایران نیز در سالهای اخیر توجه زیادی به دنبالهسازی نشان داده که همگی آنها نیز در ژانر کمدی قرار دارند. از خجالت نکش و گشت ارشاد تا تگزاس که همگی آنها نیز یک وجه اشتراک دارند: مانور روی کلیشههای امتحان پسداده و شوخیهایی که در قسمتهای مختلف تکرار میشوند.
سه گانه تگزاس به کارگردانی مسعود اطیابی یکی از شاخصترین کمدیهای سریالی این سالهای سینمای ایران به حساب میآید که هر سه قسمت آن پرفروش بوده و حتی رکوردهایی را در این زمینه شکسته است. تگزاس 3 تازهترین آنها است که پس از یک اکران عمومی موفق توسط پلتفرم فیلیمو اکران آنلاین شده است.
حمزه صالحی کمدینویس پرکار این سالها، در تگزاس 3 قصه را از جایی شروع کرده که ماجراهای قسمت دوم به پایان رسیده اما شخصیتهای اصلی از ساسان تا بهرام و پدرش بابک همچنان درگیر مجسمههای پله پر از کوکایین هستند. گروگان گرفته شدن برادر آلیس همسر ساسان خط اصلی قصه به حساب میآید که موتور حرکت فیلمنامه بوده و الباقی داستان حول محور آن میچرخد. از ماجرای رفتن ساسان و بقیه به برزیل برای پرداخت پول تا مجسمههایی که بابک فروخته و حال باید آن را گرفته و تحویل پلیس بدهد. در این بین داستانکی هم در رابطه با یک گروه تروریستی خلق شده که قرار است به داستان اصلی پیوند بخورد اما این اتفاق رخ نمیدهد. در پرده نخست مقدمه چینیها صورت گرفته و در پرداخت شخصیتها نیز بابک در مرکز توجه قرار میگیرد. یک تیپ-شخصیت آشنا برای تماشاگر که زرنگیها و رندی خاص خود را دارد. در خانه همسر دومش سوری زندگی کرده و از حقوق مستمری شوهر مرحوم او استفاده میکند و در عین حال روی خانهاش وامهای مختلفی اخذ کرده است. داستان فرعی مربوط به فرشته که بابک او را برای ازدواج با بهرام در نظر گرفته نیز با محوریت او انجام شده و شوخیهای نسبتا خوبی هم از دل آن بیرون آمده است.

بارداری سوری نقطه عطف پرده نخست فیلمنامه محسوب میشود که نوسانی به قصه بخشیده و بخش مهمی از شوخیهای بانمکتر تگزاس 3 را رقم زده است. برای مثال میتوان به شوخی تکرارشونده ساسان و بهرام با محوریت حاملگی سوری اشاره کرد که از یک سو ساسان نمیخواهد کسی راجع به آن بداند و از سوی دیگر دهن لقی بهرام عکس آن عمل میکند. شخصیت پلیس و دستیارش هم با این که از دل کلیشهها بیرون آمده اما کمک شایانی به صالحی برای خلق شوخیهای جذاب کرده که نمونههای خوب آن را در سکانس داخل اتاق پلیس و شلیک میخ به پایش توسط دستیارش و نیز سکانسهای داخل هتل در اواخر فیلم میبینیم. خرید کوکایین برای پر کردن مجسمه خالی و تحویل آن به آدم رباها، ایده مناسبی برای خلق چند شوخی بامزه است که با ورود ساقی مواد و برخورد او با بهرام و بقیه کامل میشود. کمدیهایی از جنس تگزاس عموما در پرده پایانی ریتم سریعتری به خود گرفته و شوخیها را فارغ از کیفیت آن پشت سر هم به اجرا میگذارند. اتفاقی که در یک پنجم پایانی این فیلم نیز رخ داده و اطیابی و صالحی هیجان ویژهای هم به آن بخشیدهاند. به خصوص در سکانسهای پایانی که به لحاظ اجرایی فرم قابل قبولی دارد.
مسعود اطیابی که در سالهای اخیر بخش مهمی از پرفروشترین فیلمهای سال را کارگردانی کرده، در تگزاس 3 موفقتر از دوتای قبلی عمل کرده و کارگردانی سنجیدهتری دارد. موضوعی که میتوان آن را به بازیگران فیلم نیز تسری دارد. برای مثال میتوان به مهدی هاشمی اشاره کرد که لاقیدی و رندی بابک را خوب از کار درآورده و در اجرای شوخیها نیز نسبتا موفق بوده است. زوج پژمان جمشیدی و سام درخشانی نیز همچنان برای مخاطب عام جذاب بوده و نقشی کلیدی در تولید تگزاسهای بعدی خواهند داشت. پایانی هم که اطیابی برای تگزاس 3 تدارک دیده به گونهای است که خبر از ساخت تگزاس بعدی میدهد. موضوعی که با توجه به فروش 250 میلیاردی فیلم، محتمل به نظر میرسد.
