الگو گرفتن از یک فیلم تجاری موفق و بومی کردن آن، اتفاقی است که تاکنون بارها شاهد آن بودهایم و سینمای ایران نیز از آن مستثنا نیست. به ویژه در سینمای کمدی که گیشه نقش مهمی در شکلگیری آن داشته و در این مدار میچرخد. یکی از کمدیهای محبوب و پرفروش سینمای جهان که دنبالههایی هم بر آن ساخته شد، خماری ساخته تاد فیلیپس است که به خوبی قابلیت الگو گرفتن برای سینماگران کشورهای دیگر را دارد. چرا که براساس قواعد ابزورد نوشته و ساخته شده و تماشاگر هم با آن آشنایی خوبی دارد. در جشنواره فیلم فجر سال گذشته شاهد نمایش فیلمی با همین مختصات بودیم که اسکلت فیلمنامه خود را از خماری وام گرفته و نویسنده فیلمنامه و کارگرداناش برای ایرانیزه کردن آن تلاش کرده بودند. صبحانه با زرافه ها ساخته سروش صحت همان فیلم اشاره شده است که به تازگی روی پرده سینماهای کشور رفته و مورد استقبال گرم تماشاگران نیز قرار گرفته است.
صبحانه با زرافه ها؛ معرفی و نقد فیلم صحت
مجتبی همراه دوستان خود شاهین و پویا به مراسم عروسی پسرعموی خود رضا رفته و به واسطه استعمال کوکایین اتفاق مهمی برایشان رخ میدهد که کل داستان براساس آن شکل میگیرد. صحت که فیلمنامه دومین فیلم بلند سینماییاش را همراه ایمان صفایی نوشته، در دقایق نخست شناخت خوبی از این دوست به تماشاگر داده و روی بیخیالی و باری به هر جهت بودنشان مانور میدهد و در عین حال شوخیهای بامزهای هم خلق میکند. شوخیهایی که با ورود شاهین و پویا به مجلس عروسی رضا، شدت بیشتری گرفته و فضای مفرحی را برای علاقمندان ژانر کمدی خلق میکند که رگههای پررنگی از ابزورد را با خود دارد. نقطه عطف اول هم اندکی بعد رقم زده شده و رضا را وارد چالش جدی میکند. تلاش پویا و شاهین برای پوشاندن اتفاق رخ داده و بازگشت به موقعیت قبلی، قصه را وارد پرده میانی میکند. جایی که منحنی تنش حاکم بر داستان سیر صعودی کرده و شوخیهای جذابی در این فضا شکل میگیرد.
با ورود دکتر به داستان، صبحانه با زرافهها وارد فاز تازهای شده و مولفههای آشنا و مورد علاقه سروش صحت به آن اضافه میشود که مهمترین آن تم مرگ است. تمی که نقشی کلیدی در شکلگیری جهان با من برقص داشته و در اینجا هم تاثیر خود را روی قصه میگذارد. شخصیت دکتر تاثیر خوبی روی پیشرفت داستان داشته و نقشی کلیدی در شوخیهای شکل گرفته دارد. به ویژه در سکانسهای ویلای شاهین که تاثیر فیلم خماری روی آن کاملا مشهود بوده و کاملا برای تماشاگر آشنا به نظر میرسد. نقطه عطف دوم هم همین جا رخ داده و پیچ خوبی به فیلم میدهد. در عین حال فضا را برای تغییر لحن داستان آماده کرده و پرده نهایی را رقم میزند.

در آثار کمدی، شخصیتپردازی به سبک دیگر ژانرها وجود نداشته و تیپ و تیپسازی چربش زیادی نسبت به آن دارد. در صبحانه با زرافهها نیز چنین وضعیتی حاکم بوده با این تفاوت نسبت به کمدیهای نازل سینمایی که تیپسازی با مهارت انجام شده است. شاهین مرد میانسالی است که وضعیت مالی خوبی داشته و میکوشد لایه عبوس و تلخ درون خود را زیر شوخ و شنگی ظاهرش پنهان کند. پویا هم قرینه شاهین است که در عین حال بیخیالی بیشتری نسبت به بقیه دارد. مجتبی متفاوتترین شخصیت این جمع است که رابطه فامیلیاش با رضا لایه دیگری به آن اضافه کرده است. اما دکتر جذابترین شخصیت فیلم به حساب میآید که پس از گذشت یک سوم از زمان صد دقیقهای فیلم به آن اضافه شده و تاثیر عمیقی روی روند پیشرفت داستان میگذارد. پزشک متخصصی که به نوعی از پوچی رسیده و یک زخم عمیق درونی نیز دارد. شخصیت محبوب صحت که ردپای آن را میتوان در فیلم نخست او مشاهده کرد. صبحانه با زرافهها از آن دسته کمدیهایی است که در آن کفه کمدی کلامی نسبت به موقعیت سنگینی کرده اما در عین حال بیبهره از کمدی موقعیت هم نیست. به همین خاطر هم برای طیف متنوعی از علاقمندان سینمای کمدی جذابیتهای خاص خود را دارد.
سروش صحت در مقام کارگردان تلاش زیادی برای ساخت یک کمدی استاندارد و جذاب به خرج داده که تا حدود زیادی هم به بار نشسته است. به خصوص به لحاظ فنی و قاب بندیها که از فیلم اولاش هم بهتر از آب درآمده است. برای مثال هم میتوان به سکانس عروسی رضا اشاره کرد. در عین حال تیم بازیگران خوبی را گردهم آورده و بازیهای یکدستی از آنها گرفته است. بهترین نقشآفرینیهای فیلم هم متعلق به بیژن بنفشهخواه و هادی حجازیفر است که بخش مهمی از بار کمدی فیلم و اجرای شوخیهای آن را به دوش کشیدهاند.