10 نکته جذاب درباره پالپ فیکشن که نمیدانستید
تارانتینو با فیلم Pulp Fiction داستان عامه پند هالیوود را تکان داد؛ چرا؟
در سال 1994، کوئنتین تارانتینو با فیلم پالپ فیکشن یا داستان عامه پسند، سینمای هالیوود را تکان داد و اثری به یاد ماندنی در تاریخ سینما برجای گذاشت. این فیلم نه تنها نقطه عطفی در کارنامه تارانتینو بود، بلکه در سبک فیلمسازی و نحوه روایت داستانها نیز تغییرات بزرگی ایجاد کرد. حالا که 30 سال از اکران این شاهکار سینمایی میگذرد، زمان مناسبی است تا به پشت صحنه، گافها، حاشیهها و نکات جذاب این فیلم بپردازیم.
کارنامه کوئنتین تارانتینو؛ از بدترین تا بهترین فیلم
چرا پالپ فیکشن مهم است؟
فیلم پالپ فیکشن Pulp Fiction یا داستان عامه پسند، یکی از برجستهترین فیلمهای دهه 90 میلادی است که در آن داستانهای مجزا به شکلی غیرخطی و با استفاده از دیالوگهای هوشمندانه و شخصیتهای به یادماندنی روایت میشود. تارانتینو، با بازی گرفتن از ستارگان هالیوود مانند جان تراولتا، ساموئل ال. جکسون، اوما تورمن و بروس ویلیس، ترکیبی از طنز، خشونت، و دیالوگهای پرانرژی خلق کرد که تماشاگران را شگفتزده کرد.
این فیلم برنده نخل طلای جشنواره کن شد و توانست در هفت رشته اسکار نامزد شود و جایزه بهترین فیلمنامه اورجینال را به خود اختصاص دهد. همچنین، بازگشت جان تراولتا به اوج محبوبیت، تاثیرگذاری شدید آن بر فرهنگ عامه، و ایجاد موجی جدید در سینمای مستقل هالیوود، پالپ فیکشن را به فیلمی فراتر از یک اثر سینمایی معمولی تبدیل کرد.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این فیلم، روایت غیرخطی آن است. داستانهایی که به نظر پراکنده و بدون ارتباط هستند، در نهایت با هم تلفیق میشوند و داستانی پویا و پرتنش را به تصویر میکشند. تارانتینو همچنین با استفاده از ارجاعات فرهنگی، دیالوگهای دیوانهوار و تدوین خاص، سبکی منحصر به فرد خلق کرد که برای همیشه ماندگار شد.

10 نکته جذاب درباره فیلم دوستداشتنی داستان عامه پسند
وام گرفتن مونولوگ اصلی فیلم از یک فیلم دیگر
این فیلم پر از دیالوگهای نمادین و به یادماندنی است و یکی از معروفترین آنها، مونولوگ کتاب مقدس است که توسط جولز (با بازی ساموئل ال. جکسون) ارائه میشود – سخنرانی معروف حزقیال ۲۵:۱۷.
با این حال، این دیالوگ در واقع اقتباس مستقیمی از کتاب مقدس نیست. تارانتینو آن را از یک فیلم ژاپنی رزمی به نام بادیگارد (The Bodyguard) که در سال ۱۹۷۶ با بازی سانی چیبا ساخته شده، گرفته است. البته تارانتینو عیناً دیالوگ را کپی نکرده، اما تغییرات کمی در آن ایجاد کرده است.
تارانتینو پایان این نقلقول را تغییر داده است، چرا که در نسخه فیلم بادیگارد این جمله وجود دارد:
«و آنها خواهند دانست که من چیبا، بادیگارد هستم، زمانی که انتقام خود را بر آنها وارد کنم!»
جالب است بدانید که تارانتینو در اصل این مونولوگ حزقیال را برای فیلم از غروب تا طلوع (From Dusk Till Dawn) در سال ۱۹۹۶ نوشته بود – یک فیلم ترسناک درباره خونآشامها که توسط او نوشته و به کارگردانی رابرت رودریگز ساخته شد. در نسخه اولیه، قرار بود این مونولوگ توسط شخصیتی که هاروی کایتل نقش او را ایفا میکرد، برای خونآشامها قرائت شود.
مکگافین معروف فیلم منبع بحث های زیادی بوده است
فیلم پالپ فیکشن یکی از معروفترین مکگافینهای سینمایی را در خود دارد، که بهصورت چمدان معروفی نمایش داده میشود که جولز و وینسنت (جان تراولتا) مأمور به بازپسگیری آن در ابتدای فیلم هستند.
ما هرگز نمیفهمیم چه چیزی داخل چمدان است، اما در طول سالها، تئوریهای مختلفی درباره محتوای آن مطرح شده است. برخی از این تئوریها شامل موارد زیر هستند:
- الماسهایی که گانگسترها در فیلم سگهای انباری (Reservoir Dogs) محصول ۱۹۹۲ تارانتینو دزدیدند.
- لباس طلایی که وال کیلمر در فیلم رمانس واقعی (True Romance) محصول ۱۹۹۳ میپوشد، که در آن نقش الویس را بازی میکند.
- روح مارسلوس والاس.
اما تارانتینو این گمانهزنیها را به پایان رساند و گفت که محتوای چمدان هر چیزی است که تماشاگر میخواهد باشد.
زمانی که وینسنت چمدان را باز میکند، ما محتوای داخل آن را نمیبینیم، فقط نور طلاییای که به صورت وینسنت تابیده میشود. برای دستیابی به این جلوه نوری، چمدان با یک لامپ و باتری مجهز شده بود.

اوما تورمن از تصور رقصیدن با تراولتا ترسیده بود
یکی از لحظات نمادین فیلم پالپ فیکشن صحنهای است که وینسنت وگا (جان تراولتا) و میا والاس (اوما تورمن) در مسابقه رقص رستوران Jack Rabbit Slim شرکت میکنند. با توجه به پیشینه جان تراولتا در رقصیدن در دو فیلم معروف «تب شنبه شب» و «گریس»، اوما تورمن از رقصیدن با او کمی نگران بود. او به تارانتینو گفت: «تو از من میخوای با جان تراولتای لعنتی برقصم؟!» تارانتینو این حرف را به تراولتا گفت و او پاسخ داد: «فقط ساکت باش و بچرخ!»
تارانتینو این نقش را برای تراولتا ننوشته بود، اما از انتخاب او بسیار خوشحال شد. او گفت: «همه فکر میکنن که من این صحنه رو فقط برای این نوشتم که جان تراولتا برقصه. ولی این صحنه قبل از انتخاب جان وجود داشت. اما وقتی که او انتخاب شد، با خودم گفتم: “عالیه! حالا میتونیم رقص جان رو هم ببینیم. بهتر از این نمیشه.»
آهنگی که در هنگام رقص میا و وینسنت پخش میشود، آهنگ You Never Can Tell از چاک بری است. اوما تورمن از این انتخاب راضی نبود و به تارانتینو گفت که این آهنگ برای صحنه مناسب به نظر نمیرسد. اما تارانتینو فقط پاسخ داد: «به من اعتماد کن، این آهنگ عالیه!»
میا و وینسنت در واقع برنده جایزه رقص نشدند!
بعد از ترک کردن رستوران Jack Rabbit Slim’s، میا و وینسنت به آپارتمان میا برمیگردند و در دستشان یک جام بزرگ دیده میشود که نشان میدهد آنها برنده مسابقه رقص شدهاند و میا به آرزویش رسیده است.
اما در صحنهای دیگر که در بخش مربوط به بوچ (با بازی بروس ویلیس) رخ میدهد، از تلویزیون صدای یک خبر پخش میشود. در این خبر گزارش داده میشود که جام مسابقه رقص در Jack Rabbit Slim’s دزدیده شده است. بنابراین، مشخص میشود که میا و وینسنت در واقع آن جام را کش رفتهاند!
ترفندهای ساده برای صحنه اوردوز میا
وقتی میا و وینسنت بعد از «بردن» مسابقه رقص به آپارتمان میا برمیگردند، میا کیسهای از هروئین را در جیب کت وینسنت پیدا میکند. او به اشتباه فکر میکند که این کوکائین است و مقداری از آن را میکشد و دچار اُوِردوز میشود. وینسنت او را به سرعت به خانه فروشنده موادش، لنس، میبرد تا با تزریق یک دوز آدرنالین جانش را نجات دهند.
وقتی وینسنت میا را پیدا میکند، او بیهوش است و دور دهانش از بزاق و کف خشکشده پوشیده است. این بزاق در واقع سوپ قارچ سرد برند «کمپبل» بوده است!
همچنین، صحنهای که در آن وینسنت سرنگ را به قفسه سینه میا فرو میکند، به این صورت فیلمبرداری شده که جان تراولتا ابتدا سرنگ را از سینه بیرون میکشد و سپس فیلم را به صورت معکوس پخش میکنند. اگر دقیق نگاه کنید، میتوانید نشانهای روی سینه میا ببینید که هنگام احیای او ناپدید میشود.

جولز و وینسنت ممکن بود کاملا متفاوت باشند
امروزه، ساموئل ال. جکسون و جان تراولتا به عنوان قاتلهای حرفهای، جولز وینفیلد و وینسنت وگا، غیرقابل جایگزین به نظر میرسند. اما در مراحل ابتدایی انتخاب بازیگر، تارانتینو به این فکر کرده بود که در درجه اول «مایکل مدسن» و بعد «تیم راث» را برای نقش وینسنت و «گری اولدمن» را برای نقش جولز انتخاب کند و شخصیت آنها را به عنوان «دو مرد انگلیسی» بازنویسی کند.
در لیست نهایی انتخاب بازیگر برای نقش جولز، «لارنس فیشبرن»، «ادی مورفی»، «چارلز اس. داتن» و «مایکل بیچ» حضور داشتند. «پاول کالدرون» که نقش کوتاهی به عنوان مسئول بار رستوران مارسلوس را دارد، در تست بازیگری خود به قدری تارانتینو و تهیهکننده «لارنس بندر» را تحت تاثیر قرار داد که نزدیک بود نقش جولز را به دست بیاورد، تا اینکه ساموئل ال. جکسون وارد میدان شد.
نسخه متفاوت فیلم در بعضی از کشورها
تدوین و روایت غیرخطی فیلم پدیده جدیدی بود و ممکن بود خیلیها از آن سر درنیاورند. برای همین فیلم موقع اکران در برخی از کشورهای عربی به صورت خطی و سرراست تدوین شد و اپیزودها به ترتیب اتفاقاتی که در آن میافتادند مرتب شدند!
نقش «بوچ» برای «بروس ویلیس» نوشته نشده بود
نقش بوچ در ابتدا به عنوان یک بوکسور جوان و در حال پیشرفت نوشته شده بود، و «مت دیلون» در حال مذاکره برای بازی در این نقش بود. دیلون از فیلمنامه خوشش آمد و از تارانتینو خواست یک شب فرصت داشته باشد تا در مورد آن فکر کند، اما تارانتینو پاسخ داد که نه.
سپس تارانتینو نقش بوچ را به یک بوکسور مسنتر که بهترین روزهایش را پشت سر گذاشته است، تغییر داد. با این حال، بروس ویلیس اولین انتخاب تارانتینو نبود. در واقع، «میکی رورک» این نقش را رد کرد تا به حرفه بوکس واقعی خودش ادامه دهد. رورک در آن زمان گفته بود: «فیلمنامه مزخرف است»، اما بعدها اعتراف کرد: «راستش را بخواهید، فیلمنامه را متوجه نشده بودم.»
همچنین در لیست تارانتینو برای نقش بوچ، «شان پن»، «جانی دپ» و «نیکلاس کیج» نیز حضور داشتند.
نکات جذاب درباره آلت قتاله وینسنت
یکی از لحظات تکاندهنده در فیلم، صحنهای است که بوچ به آپارتمانش برمیگردد تا ساعت طلای پدرش را بردارد. او در این حین با یک اسلحه نیمهخودکار روی میز کار مواجه میشود و هنگامی که وینسنت از حمام بیرون میآید، او را با آن اسلحه میکشد. بسیاری اشتباه میکنند و فکر میکنند که این اسلحه متعلق به وینسنت است و او آن را قبل از رفتن به حمام روی میز گذاشته، اما اینطور نیست. این اسلحه متعلق به مارسلوس است.
مارسلوس و وینسنت در حال مراقبت از آپارتمان بوچ بودند و مارسلوس برای گرفتن قهوه و دونات از آنجا رفته بود. در نهایت سر پریدن دو عدد نان از تستر، وینسنت که از توالت بیرون آمده توسط بوچ به قتل میرسد و بوچ موقع فرار به پست مارسلوس میخورد که برای خرید قهوه و دونات بیرون رفته بود!
فیلم فورا به عزیز دل منتقدان تبدیل شد
پس از اکران فیلم پالپ فیکشن، استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدان و مخاطبان دریافت کرد. «راجر ایبرت» یکی از معروفترین منتقدان سینما، به فیلم امتیاز ۴ از ۴ داد و گفت: «فیلم بهقدری بهخوبی نوشته شده است که دوست دارید آن را به نویسندگانی که از فرمولهای کلاسهای آموزشی استفاده میکنند، نشان دهید و به آنها بفهمانید که چهطور باید فیلمی موفق ساخت.» ایبرت همچنین این فیلم را “تأثیرگذارترین فیلم دهه” نامید.
جنت مسلین از نیویورک تایمز نوشت: «باورکردنی نیست که تارانتینو، استعدادی خودآموخته، توانسته اثری با این عمق، طنز و اصالت فوقالعاده خلق کند که او را در ردههای بالای فیلمسازان آمریکایی قرار میدهد. این فیلم هم داغترین و هم خنکترین فیلم سال است.»
در مقابل، لسآنجلس تایمز یکی از معدود نقدهای منفی را ارائه داد. کنت توران نوشت: «برخی از صحنهها، بهویژه آنهایی که شامل شکنجههای مربوط به بردگی جنسی و تجاوز همجنسگرایانه است، حس ناامیدی خلاقانه را منتقل میکند؛ حس کسی که از ترس از دست دادن اعتبارش، به دنبال هر چیزی است که بتواند مخاطب را ناراحت کند.»
در وبسایت Rotten Tomatoes، این فیلم 92٪ از منتقدان و 96٪ از مخاطبان رأی مثبت دارد و در IMDb نیز با امتیاز 8.9 از 10، در رتبه هشتم از لیست 250 فیلم برتر قرار گرفته است.
جمعبندی: چرا هنوز Pulp Fiction مهم است؟
پالپ فیکشن یک فیلم ماندگار است که هنوز پس از گذشت سه دهه، تماشاگران را مجذوب خود میکند. روایت غیرخطی، دیالوگهای قوی، شخصیتهای منحصر به فرد، و سبک خاص تارانتینو باعث شده تا این فیلم همچنان الهامبخش نسلهای جدید فیلمسازان و تماشاگران باشد.
خشونت در فیلم پالپ فیکشن به شکلی بیپروایانه و در عین حال طنزآمیز به تصویر کشیده شده است. تارانتینو توانسته خشونت را با دیالوگهای خندهدار و غیرمنتظره همراه کند و از این ترکیب برای خلق لحظاتی پرتنش و خندهدار استفاده کند. این رویکرد جدید به خشونت، آن را از بقیه فیلمهای جنایی متمایز کرد.
برنده شدن پالپ فیکشن در جشنواره کن یکی از دلایل اصلی موفقیت آن بود. این فیلم راه را برای بسیاری از فیلمهای مستقل باز کرد و ثابت کرد که فیلمسازی غیرمتعارف و جسورانه میتواند در بزرگترین جشنوارههای دنیا موفق باشد.

پالپ فیکشن عشقه ۲۵ بار دیدمش مثل نجات سرباز رایان و دسپرادو