فیلم متولد ماه مهر ساخته احمدرضا درویش مستقیمگو و انتقادیترین فیلم اوست. فیلم محصول سال ۱۳۷۸ است و در میانه تمام پیچ و تابهای تاریخی آن سالهای اجتماع ایرانی تولید شده است. فیلم دقیقا 2 سال بعد از روی کار آمدن دولت محمد خاتمی و جریان اصلاحات و درست در همان سالی که مجلس ششم به شکل تقریبا مطلقی در اختیار احزاب و گروههای سیاسی اصلاح طلب بود، ساخته شده است.
در آن سالها تمام لایههای اجتماع ایرانی بیش از پیش سیاستزده و پر تبوتاب بود. در میانه این حال و هوا تنها درویش نبود که سراغ ساخت فیلمی با محوریت مباحث اجتماعی ملتهب و حتی سیاسی رفت. بسیاری از فیلمسازان، سیاسی و انتقادیترین آثارشان را در همان سالهای اواخر دهه 70 و ابتدای دهه 80 خورشیدی ساختند.
گروهی از فیلمها روی پرده رفت و گروهی دیگر هیچوقت رنگ پرده را ندید. اما سال ساخت فیلم متولد ماه مهر از منظری دیگر هم اهمیت بسیاری داشت. سال ۱۳۷۸ سالی بود که رخدادهای مربوط به اعتراض دانشجویان به توقیف روزنامه سلام (جدیترین روزنامه با نگاه اصلاحطلبانه آن سالها) رفت. اعتراضی که منجربه اوج گرفتن دوباره جریان جنبش دانشجویی شد و در ادامه آن رخدادهای کوی دانشگاه ۱۳۷۸ و وقایع تلخی که در تاریخ ایران ثبت شده است، رقم خورد. دست بر قضا داستان فیلم هم کاملا مرتبط با مسئله اعتراضات دانشجویی و جنشها و کوششهای تشکلهای دانشجویی در آن سالها است.
گروهی از دانشجویان ارزشی در دانشکده علوم اجتماعی بیانیهای صادر میکنند با هدف جداسازی دانشجویان دختر و پسر در دانشگاه با این توضیح که اختلاط داشنجویان منجر به فساد (به تعبیر آنها) و چه و چه میشود.

اقدام این گروه حداقلی از دانشجویان که کم تعداد هستند اما برش و نفوذ زیادی در میان مدیران داشنگاه دارند، با اعتراض گسترده طیف حداکثری دانشجویان همراه میشود و کار به تحصن و اعتصاب و تعطیلی دانشگاه هم میکشد. نکته جالب توجه فیلم انتخاب دانشکده علوم اجتماعی برای وقوع داستان است. پر واضح است که در هر مرز و بومی دانشجویان، اساتید و فارغ التحصیلان رشتههای مربوط به علوم اجتماعی یکی از جدیترین رصد کنندههای تحولات و تغییرات اجتماعی را در دست دارند.
تاکید درویش در بروز این بحران در این دانشکده به خودی خود جنسی از تیزهوشی و نگاه کنایهآمیز را تداعی میکند. در این میان یک رابطه عاشقانه نیز در کار است. عشقی میان یک پسر ارزشی به نام دانیال (محمدرضا فروتن) به عنوان نماینده بخشی از اجتماع و دختری با تمایلات اصلاح طلبانه به نام مهتاب (میترا حجار) نمادی از بخش حداکثری اجتماع ایرانی. انتخاب این 2 شخصیت برای شکلگیری یک رابطه عاطفی هم در نوع خودش معانی بسیاری را تداعی میکند.
یکی از رگههای معنایی اصلی این رابطه آنجا برجسته میشود که در اوج کشمکشهای دانشجویی در محوطه دانشگاه و هنگامی که کار به تهدید به اخراج دانشجویان و مداخله نیروی انتظامی میکشد، هیچ یک از معترضان ارزشی دانشگاه به دلیل اقلیت بودن مطلقشان، جرات دست بالا بردن و ایستادن پای بیانیه و اعتراضشان را ندارند و در گوشهای پنهان میشوند.
جالب اینکه تنها کسی که دست بالا میبرد و از بیانیه دفاع میکند، همان کسی (دانیال) است که اصولا امضایش بدون اطلاع خودش پای بیانیه درج شده است. و این اتفاق دقیقا در یکی از بهترین و کلیدیترین سکانسهای فیلم که بعدتر سر و شکل پوستر فیلم را ترسیم کرد، رقم خورده است. اما دانیال چرا دست بالا میبرد؟

درویش در تلاش است تا او را مدافع نام و عنوان ارزشی بودن معرفی کند. در واقع دانیال نه برای دفاع از بیانیه بلکه برای دفاع از عنوانی که باعث نگارش بیانیه شده، دست بالا میبرد. او به دنبال دفاع از ارزشهایی است که برای آن جنگیده (او سابقه حضور در جنگ ایران و عراق را داشته است) پس در تنهاترین حالت ممکن، دست بالا میبرد.
انگیزه او دفاع از ارزشی که باور دارد فقط مربوط به دسته و گروه و نامها نیست. دانیال همزمان اما اعتقاد دارد که از این ارزش و نام سو استفاده شده است. در واقع گروهی برای رسیدن به مقاصد خودشان به نام ارزشی بودن منویات غلط و متعصبانه خودشان را دنبال کرده بودهاند و حالا که هوا پس شده، پا پس کشیدهاند. پس در نگاه درویش، دانیال نماینده طیف اصیل و نه منفعت طلب و تند و متعصب نیروهای ارزشی معرفی میشود.
در مقابل مهتاب قرار دارد. این دو که رابطهای عاشقانه با هم دارند و پای ازدواج رسیدهاند در اثر صدور این بیانیه میانهشان شکرآب میشود. مهتاب نقطه مقابل دانیال است و همزمان تفکری شبیه به دانیال دارد. در بزنگاه تهدید و ارعاب دانشجویان معترض از سوی نیروهای حراست دانشگاه، تمام معترضان پا پس میکشند و تنها کسی که پای حرفش میایستد و در میان جمعیت کثیر دانشجویان لب به اعتراض میگشاید، مهتاب است.
اما وجه اشتراک دانیال و مهتاب فیلم متولد ماه مهر کجاست؟ هر دوی این شخصیتها بر اساس باور راسخی که دارند از ارزشهای خودشان دفاع میکنند اما تمام کسانی که پشتیبان آنها بودند، در مرحله هزینه دادن و خطر پشت آنها را خالی میکنند. درویش در فیلم متولد ماه مهر تلاش دارد تا همزمان با طعنه و کنایههای سیاسی حاکم بر فضای اجتماع آن سالها و تمرکز ویژهاش بر جریان دانشجویی که پرچم دار اعتراضات آن سالها بود، ماجرای راستی و اعتقاد داشتن شخصیتها به آرمانهایشان را مورد نقد قرار دهد.

در فیلم متولد ماه مهر درویش جانب دانشجویان را میگیرد، اما همزمان به نقد جدی جریانهای درون حاکمیت که در تلاش هستند به شکل مستقیم و غیرمستقیم اعتراضات مدنی را به حاشیه برانند تا در پی آن بهانه سرکوب و ساکت کردن این جریانات را پیدا کنند، میپردازد. اما نکتهای که باعث میشود که این فیلم بعد از 23 سال همچنان تازه و قابل بررسی باشد، دست گذاشتن درویش روی شکاف اجتماعی در حال شکلگیری آن سالهاست.
پدر خانواده مهتاب، مردی تمامیت خواه و متکبر است که همزمان در هیات امنای دانشگاه هم سمتی جدی دارد. او شکل رفتار مستبدانهاش را در خانواده هم پیاده میکند تا جایی که زن و فرزندانش مجال مخالفت و ابراز عقاید متفاوت خودشان را در حضور او ندارند. همین شخصیت که کاراکتری کلیدی در فیلم است برای حفظ ظاهر با دانشجویان معترض همراه است اما همزمان در جلسه محرمانه هیات امنا یکی از سختگیرانهترین مواضع را اتخاذ میکند و نظر به تفکیک جنسیتی دانشجویان و برخورد با دانشجویان معترض میدهد.
دو نکته مهمی که درویش روی آن دست گذاشته است یکی تنها ماندن حرف راست و صداقت در انتهای ماجراست. حرفی که در میان هیجان، سیاست بازی و جار و جنجال گم میشود. حرفی که درست است، اما وقتی پای پرداخت هزینه مادی و معنوی به میان میرسد، مترادف میشود با تنهایی و خالی شدن پشت افراد پیشرو و پایبند به هدفشان. در فضای فیلم درویش هم دانیال ارزشی و هم مهتاب اصلاح طلب، محکوم به طرد شدن و بازی خوردن و تنهایی هستند و هیچ پناهگاهی جز خودشان ندارند.

نکته دیگری که درویش در فیلم متولد ماه مهر بر آن تاکید دارد، رفتار مزدورانه و ناصادق مدیر رده بالای دانشگاهی و از همه مهمتر تاکیدش بر تغییرات اجتماعی و بافت فکری و فرهنگی حاکم است. در واقع آن مدیر نماینده سردمداران جریانات سیاسی است. نماد منفعت طلبی و دو دوزه بازی که در نهایت قربانیان آن دانشجویان هستند. درویش به تغییراتی اشاره میکند که در همان سالهای انتهایی دهه 70 خورشیدی عیان بود و دیده نشد و حالا که در سالهای آغازین قرن چهاردهم خورشیدی هستیم همچنان پابرجاست و شدت بیشتری گرفته و بحرانآفرین شده است. همانطور که در ابتدا مطرح شد فیلم متولد ماه مهر سیاسیترین فیلم احمدرضا درویش است و البته یکی از آثار متعددی که به جد چشم بینای اجتماع ایرانی بودند و تلاش کردند نگاهی واقعگرایانه به بطن اجتماع ایرانی داشته باشند و آسیبها و مشکلاتی که آن سالها تازه جوانه زده بود را عیان کنند تا شاید چشمی و گوشی باشد برای دیدن و شنیدن این آسیبها. که انگار نبود. از این منظر تماشای دوباره این فیلم بعد 20 و اندی سال به علاقهمندان بررسی سیر تحولات سیاسی و اجتماعی و تاریخی سینمای ایران در آن سالها کمک شایانی خواهد کرد.