جوری بازی میکنم که نگویند به خاطر چشمهایش مطرح شد
«من از همان اول که فیلمنامه را خواندم تمرکزم روی همین سکانس آخر بود»
شاید خیلیها نام اشکان هورسان را پیش از پخش سریال جیران شنیده بودند، اما او با بازی در نقش بهادر در این سریال به اندازه تمام نقشهایی که تا به حال بازی کرده دیده شد. او میگوید تلاشش را کرده تا از تجربیاتی که از ۱۳ سال فعالیتش در عرصه بازیگری به دست آورده در ایفای بهادر کمک بگیرد و هدایت حسن فتحی هم بدون شک در این مسیر بیتاثیر نبوده است. هورسان نقش بهادر را نقطه عطفی در کارنامه کاریاش میداند، یک نقش به قول خودش چند بعدی که لایههای پنهانی درونی داشته و بیننده در سکانس پایانی بازی او به خیلی از آنها پی میبرد. به بهانه پخش آخرین سکانس از نقش بهادر با اشکان هورسان بازیگر این نقش گفتوگویی داشتیم.
مرجع کامل معرفی و خبرهای سریال جیران
- اگر موافق باشید از سریال «جیران» شروع کنیم و اینکه همکاری شما با این مجموعه و حسن فتحی چطور اتفاق افتاد؟
اشکان هورسان: از طریق دوست خوبم سینا رازانی که نقش اسدالله را در این مجموعه بازی میکند به آقای فتحی و گروهشان معرفی شدم و همیشه از این بابت از دوست خوبم ممنونم. سینا فروردین سال گذشته (۱۴۰۰) با من تماس گرفت و درباره سریال «جیران» با من صحبت کرد و توضیح داد که بهادر نقش خیلی خوبی است و از من خواست تا یکسری عکس و فیلمهایم را برای دستیار آقای فتحی بفرستم و من هم این کار را انجام دادم. بعد از این پروسه آقای فتحی ابراز تمایل کردند که من را ببینند و اگر درست خاطرم باشد فردای آن روز به دفتر ایشان رفتم و با هم درباره کار و نقش صحبت کردیم و روز بعد هم برای بستن قرارداد رفتم و بعد هم تست گریم و لباس.
- از ابتدا برای نقش بهادر شما را در نظر داشتند و همین شخصیت را به شما پیشنهاد دادند؟
بله، از همان ابتدا بهادر را به من پیشنهاد دادند و چند روز بعد هم فیلمنامه را برایم فرستادند. البته فیلمبرداری سریال از چند وقت قبل شروع شده بود ولی به دلیل شرایط کرونا مدتی بین آن وقفه افتاد و من هم در همان بازه زمانی به «جیران» اضافه شدم.

- در فاصله زمانی که مقابل دوربین بروید برای شناخت نقش و نزدیک شدن به آن چه کارهایی انجام دادید؟
حدود یک ماه تا شروع فیلمبرداری وقت داشتم تا خودم برای جلوی دوربین رفتن آماده کنم. در همان سه چهار هفته خیلی به نقش و چگونگی ایفای آن فکر کردم. من پیش از «جیران» و بهادر نقش تاریخی دیگری در یک تله فیلم بازی کرده بودم که نقش اصلی آن را هم برعهده داشتم، اما آن کار دیده نشد. برایم مهم بود که ابتدا بتوانم این شخصیت را به درستی درک کنم تا بتوانم به خوبی بازیاش کنم.
خیلی از نکات درباره نقش بهادر در فیلمنامه مستتر بود. سکانس آخری که من در این کار بازی داشتم و اتفاقا همان اول هم گرفته شد، بهادر مونولوگهایی دارد که نقاط پنهان این شخصیت را نمایش میدهد و گذشته او را برای بیننده روشن میکند. این مونولوگها پیشینه بهادر را نشان داد و از گذشته او حقایقی را بازگو کرد که بیننده متوجه اینکه چرا او آدم بدی شده است شد. در همین چند روز پس از پخش سکانس پایانی بازی بهادر من کامنتهای زیادی را داشتم که مخاطبان میگفتند ما در عین حال اینکه از بهادر بدمان آمد اما دلمان هم برای او سوخت و این دقیقا همان چیزی بود که من، آقای فتحی و آقای جوانمرد میخواستیم. به نظر من همه آدمهای بد در این دنیا بد و سیاه نیستند، شرایط روزگار و زندگی و جامعه کوچکی که در آن رشد میکنند، یعنی خانواده، آینده و شخصیت آنها را شکل میدهد و اگر به عقبه بهادر نیز نگاه کنیم، متوجه این شرایط در او میشویم. بهادر هم شاید اگر در شرایط دیگری به دنیا میآمد و رشد میکرد، آدم بدی نمیشد. با این حال خدا را شکر میکنم که توانستیم به کمک هم به این مهم درباره بهادر دست پیدا کنیم. من از همان اول که فیلمنامه را خواندم تمرکزم روی همین سکانس آخر بود و همانطور که گفتم چون این سکانس را همان اول گرفتیم کار من کمی سخت شد و تلاش بیشتری برای اینکه بتوانم آن را به خوبی دربیاورم کردم.
- نقش بهادر به نظر میرسد برای اشکان هورسان به عنوان بازیگری که آن را مقابل دوربین بردید، دو جنبه داشت، یکی جنبه احساسی و عاطفی، یکی هم فیزیکی و بدنی که به نظرم باید خودتان را برای ایفای آن در صحنههایی که کشتی، زد و خورد یا تعقیب و گریز داشت آماده میکردید. در واقع بهادر نقش پر جنب و جوش و مثل اسمش به قول معروف بزن بهادر بود، در مدت زمانی که فرصت داشتید چقدر به لحاظ بدنی و فیزیکی خودتان را برای ایفای چنین نقشی آماده کردید؟
اتفاقا قشنگی نقش بهادر برای من اشکان هورسان همین چند بعدی بودنش بود و اینکه من را ترغیب میکرد تا تلاش بیشتری برایش انجام دهم. بعد از یک ماه اولی که من برای شناخت نقش و لایههای درونیاش وقت گذاشتم و فیلمنامه را به دقت خواندم، چالش بزرگم کشتی و اسب سواری بود. من سر فیلم تاریخی که بازی کرده بودم از اسب افتادم و به نوعی بعد از آن فوبیای اسب پیدا کرده بودم. اما در همان یک ماه اول تمرینهای اسب سواری من انجام شد و من سعی کردم هر طور شده که بر ترسم غلبه کنم. یادم میآید روزهای اول که سوار اسب میشدم دست و پایم میلرزید اما به خودم گفتم هر طور که شده باید خودت را جمع و جور کنی و بر این ترس پیروز شوی. شاید باورتان نشود اما شبها که به خانه میآمدم میرفتم زیر دوش و با مشت به دیوار میزدم و با خودم میگفتم اشکان اگر میخواهی این نقش به درستی بازی کنی باید بر این ترست غلبه کنی. بعد هم که سراغ تمرینهای کشتی رفیتم من دو بار کرونا گرفتم و شرایط سختی را پشت سر گذاشتم اما خدا رو شکر میکنم که نتیجه کار آن طور که میخواستیم شد.

- برای اشکان هورسان به عنوان یک بازیگر که در کاری بازی کرده نقش منفی داشته و با آن بیشتر از سایر کارهایش دیده شده، نگران تصویر ذهنی مخاطب و یا حتی کارگردانها و تهیه کنندههایی که در آینده سراغتان میآیند نبودید؟ خیلی از بازیگران میگویند وقتی بازیگری در نقشی دیده میشود کارگردانها در ادامه ریسک نمیکنند به او پیشنهادهای متفاوتی بدهند و ممکن است نقشها تکراری شوند. به این موضوع هم فکر کردید؟
نکته اول اینکه بهادر یک نقش منفی یک بعدی نیست و وجوه متفاوتی دارد، از طرف دیگر درباره تصویر ذهنی مخاطب من معتقدم مخاطب این روزهای ما باهوش است و تفاوت بین فیلم یا سریالهایی که بازیگر بازی میکند را متوجه میشود. من گریم متفاوتی در این کار داشتم اما با این حال کامنتهای جالبی گرفتم و خوشحالم با نقش و گریمی مقابل دوربین رفتم که با چهره واقعی خودم تفاوت زیادی دارد و فردا روزی کسی نمیتواند ادعا کند اشکان هورسان به واسطه چشمهای رنگیاش آمد و مطرح شد. اما درباره پیشنهادهایی که در آینده ممکن است به من بشود، اگر نقش منفی تک وجهی باشد، بله ممکن است تکراری شود. اما من به عنوان بازیگر سعی میکنم کاری را انتخاب کنم که تک بعدی نباشد. درباره بهادر هم با وجود اینکه مخاطب در بیشتر موارد چهرهای خشن از این شخصیت میدید اما در صحنهای رقص او را هم میبیند، حتی من سعی کردم یک طنز نهفتهای را هم در شخصیت او به تصویر بکشم، طنزی که در خیلی از آدمهای لمپن میتواند وجود داشته باشد. به نظر من این موردی که شما عنوان کردید به هوشمندی کارگردان هم برای انتخاب یک بازیگر برای نقش برمی گردد. شاید بد نباشد یک مثال بزنم، آقای فتحعلی اویسی سالها در نقشهای منفی بازی میکردند، اما بعد که در کارهای کمدی بازی کردند خیلی مورد توجه قرار گرفتند و مردم هم دوستشان داشتند.
- از همکاری با بازیگرها و پارتنرهایی که داشتید هم برایمان بگویید و اینکه ارزیابی کلیتان از حضور در این سریال چه بود و چقدر به آن چه که از ابتدا برای این نقش بهادر متصور بودید رسیدید؟
سریال «جیران» و بازی در نقش بهادر اتفاق بزرگی در زندگی هنری من بود و خیلی از این بابت خوشحالم. من پیش از این سریال ۱۳ سال کار کرده بودم و در نقشهای زیادی مقابل دوربین رفتم، اما حضور در این مجموعه به نظرم نقطه عطفی در کارنامه کاریام به حساب میآید که جا دارد به خاطر یک بار دیگر از دوست خوبم سینا رازانی بابت پیشنهادش و آقای فتحی به دلیل اعتمادی که به من کردند تشکر کنم. صبر و هدایت ایشان قطعا در بهتر به ثمر نشستن بهادر نقش زیادی داشت و از این بابت هم از ایشان ممنونم. بعد از اینکه من چند سکانس بازی کردم عوامل سریال هم انرژیهای مثبت زیادی به من دادند که در نتیجه کار من تاثیرگذار و کمک کننده بود. من از بازخوردهایی که از مردم و مخاطبان گرفتم متوجه شدم بهادر، ضد قهرمانی بود که دل خیلیها برایش سوخت و خوشحالم که توانستم این حس را به بیننده منتقل کنم.
