رازهای فیلمسازی رخشان بنی اعتماد به روایت خودش
فیلم زیر پوست شهر یکی مهمترین آثار رخشان بنیاعتماد به عنوان یکی از مهمترین زنان کارگردان سینمای ایران است و چکیده نگاه او به اجتماع اطراف، شیوه واکاوی و تحلیلش از موقعیتهای فرهنگی، تاریخی و سیاسی و البته دغدغههای انسانی و اخلاقی را نمایندگی میکند. یکی از مهمترین دغدغههای همیشگی بنیاعتماد را میتوان در انتخاب نام همین فیلم جستوجو کرد.
زیر پوست شهر روایت واقعیتهای تلخ و گزندهای است که زیر پوست اخبار و اطلاعات و هیجانات و بالا و پایین شدنهای حسی و فکری و سیاسی در جریان است و درست در زمانی که ما سرگرم تحلیل این موضوعها هستیم و به سبک خودمان نسبت به آن واکنش نشان میدهیم، سرنوشت شهروندان و انسانها را تغییر میدهد. رخدادها و واقعیتهایی که وسط هیجانات و فریادها و سرگرم خبر و اتفاق شدنهای ما رقم میخورد، گروهی را نابود میکند، گروهی را از زندگی ناامید میکند، دستهای را به ورطه بزهکاری سوق میدهد، دخترانی را از خانه فراری میدهد و به سمت تباهی میبرد، جوانهایی را از رسیدن به آروزها و علاقهمندیهای طبیعیشان دور میکند و مادران و پدرانی را دل شکسته و ملول میکند.
داستان فیلم زیر پوست شهر حکایت نگاه بنیاعتماد به نکات و ریزهکاریهایی است که برای شخصیتهایش چیزی فراتر از ریزهکاری است. نکتهها و مولفههایی که زیر پوست سیاست و اخبار و هیجانات و سرگرمیهای ما با رسانه و حزب بازی و فلسفه بافی و الخ در جریان است و زندگیهایی را نابود میکند و انسانهایی را به تباهی میکشاند.
رخشان بنیاعتماد تنها یک فیلمساز نیست بلکه یک کنشگر اجتماعی است و همواره نگاهی دلسوزانه و مادرانه به جامعه ایرانی داشته است. جنس نگاه بنیاعتماد به جامعه اطرافش نگاهی عاری از بغض و غضب و سوگیری است. برای بنیاعتماد مسئله اصلی انسانها هستند. انسانهایی که دوستداشتنی هستند، آسیب دیده هستند، خطا کار هستند، درست کار هستند، مظلوم هستند، ظالم هستند و… اما آدماند و قابل درک و توجه. در جهان بنی اعتماد ماجرا ربطی به مرد یا زن بودن، برتر بودن یا نبودن از نظر جنسیت، اول یا دوم بودن ندارد. اصل ماجرا در مورد رخدادهایی است که به دلیل تنگ نظری، ندانم کاری، جهالت، حماقت، دل رحمی و … رقم میخورد.
مرور کارنامه و فروش فیلمهای رخشان بنی اعتماد
قابل کتمان نیست که مسئله بنیاعتماد بیش از آنکه مردان باشند، زنان جامعه ایرانی است. اما در این مسیر نگاه صفر و یکی در کار نیست. نگاهی که میگوید مردان همگی هیولاهایی هستند آسیبزا و مخرب و زنان فرشتههایی همواره مورد ظلم واقع شده. بنیاعتماد همواره به دنبال تعادل است. تعادلی که جدای از نگاه جنسیتگرا، تلاش میکند انسانگرا باشد.
طبیعی است که او به عنوان یک فیلمساز زن با تکیه بر دغدغه و شیوه نگاهش به جهان اطراف، سوژهها و داستانهایش را انتخاب میکند. در این مسیر با تکیه بر نگاه زنانه و همزمان مادرانه، بنیاعتماد بخش عمده بیتعادلیها در جامعه ایرانی را مرتبط با مصائب و ناکامیهای زنان ایرانی میداند. زنان و مادرانی که کمتر دیده میشوند اما بیشتر از آنچه به نظر میآید در حفظ ساختار خانواده نقش دارند و با فداکاری و صبر و تحمل از کیان خانواده یا قواعد و اصول انسانی خودشان دفاع میکنند.

سویه دیگر نگاه بنیاعتماد تکیه بر تحولات سیاسی و اجتماعی دارد. از نگاه او که نمادش را در «زیر پوست شهر» میتوان جستوجو کرد، کنش اجتماعی و سیاسی اهمیت دارد اما لایه مهمتر این اصل است که «جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند». در واقع بنیاعتماد در کنار تقدیر از نقش جوانان و نوجوانان کنشمند سیاسی و اجتماعی که در نهایت در داستان فیلم عملگرایانه و درست تصمیم میگیرند، بر این اصل تکیه میکند که زیر تمام هیاهوهای سیاسی و اجتماعی و تبوتابهای مقطعی، زنانی مثل «طوبی» (گلاب آدینه) زیر پوست همین شهر در حال دست و پا زدن برای حفظ خانواده و آبرو خودشان هستند.
اینجاست که دیالوگهای طوبی در مورد اهمیت شرکت در انتخابات منجر به آن میشود که او زیر میز بزند و جملاتی با این مضمون بگوید که «جمع کنید این بساط رو. اینکه کی از حال ما خبر داره؟ این همه فیلم و تبلیغ و الخ به چه درد میخوره وقتی ما داریم دست و پا میزنیم و وقتی کسی حواسش نیست داریم هستیمون رو از دست میدیم».
با این همه اما بنیاعتماد در زیر پوست شهر، طوبی، معصومه، محبوبه، حمیده و ناهید را به عنوان نماینده زنانی در اجتماع ایرانی گرفته که هریک به نوعی در رنج و عذاباند در زیر پوست این شهر، این جامعه، این فرهنگ، این کشور و این تاریخ. اینجاست که تاکید دوباره بر این اصل ضروری به نظر میرسد که بنیاعتماد دغدغههای سیاسی و اجتماعی بسیار دارد اما در عمیقترین لایه آثارش همواره نگاه ویژهای به مصائب و دل مشغولیهای زنان در جامعه ایرانی در مقاطع مختلف تاریخی داشته و دارد.
