معرفی فیلم برف آخر + نظر منتقدان
امین حیایی، مجید صالحی و لادن مستوفی ستارههای این فیلم هستند
فیلم برف آخر به کارگردانی امیرحسین عسگری و محصول سال ۱۴۰۰ است این اثر تصویری از تکرار مکررات زندگی یک دامپزشک است. دامپزشکی که وقتی میخواهد از پیله تنهاییاش بیرون بیاید، اتفاقاتی میافتد… فیلمی که پس از ۳ سال در چرخه اکران قرار گرفت و حالا در فیلیمو در دسترس است. اینجا اطلاعات این فیلم را میبینید و البته نقد منتقدان ما را.
خلاصه داستان فیلم برف آخر
فیلم برف آخر در ژانر اجتماعی و خانوادگی تولید شده و روایتی از روزهای تکراری زندگی یک دامپزشک است. این اثر در دوران زمهریر شمال کشور فیلمبرداری شده و مملو از صحنههای برفی و بکر زمستانه است. کارگردان فیلم برف آخر امیرحسین عسگری است که پیش از این برای فیلم بدون مرز جوایز نفیس بسیاری دریافت کرده. خلاصه داستان فیلم برف آخر از این قرار است که یوسف در شهری کوچک دامپزشک است، او روزها به گاوداریها سرکشی میکند و شبها به شکار گرگ میرود. او روزی به دل آتش میزند تا جان گاوها و گوسالهها را نجات دهد که بدنش دچار سوختگی میشود؛ این موضوع زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد و در این میان به واسطه گرگی زخمی با زنی به نام رعنا آشنا میشود که برای رهاسازی و کنترل جمعیت گرگها وارد شهر شده است.
بازیگران و عوامل فیلم برف آخر
- امین حیایی
- مجید صالحی
- لادن مستوفی
عوامل فیلم برف آخر هم عبارتند از؛ کارگردان: امیرحسین عسگری، تهیه کننده: حسن مصطفوی، نویسندگان: امیرحسین عسگری، امیرمحمد عبدی و سیدحسن حسینی، مدیر فیلمبرداری: آرمان فیاض، مدیر تولید: علی بهرمند، تدوین: اسماعیل علیزاده، آهنگساز: مسعود سخاوت دوست، صدابردار: امیر حاتمی، طراح گریم: امید گلزاده، طراحی و ترکیب صدا: علیرضا علویان، طراح صحنه و لباس: علی نصیری نیا، طراح جلوههای بصری: کامیار شفیعیپور، مدیر برنامهریزی: لاله مستوفی، عکاس: حسن شجاعی، منشیصحنه: شیما باقری، مشاور پروژه: احسان علیخانی، محصول: موسسه فرهنگی هنری رسانه کهن وانیا و خانه فیلم.

جایزه ها و افتخارات فیلم برف آخر
امین حیایی | بهترین بازیگر نقش اول مرد | چهلمین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۰
امیرحسین عسگری | جایزه ویژه هیئت داوران | چهلمین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۰
آرمان فیاض | بهترین فیلمبرداری | چهلمین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۰
امید گلزاده | بهترین چهرهپردازی و گریم (مشترک با فیلم شادروان) | چهلمین جشنواره فیلم فجر – ۱۴۰۰
نقد و بررسی منتقدان درباره برف آخر امیرحسین عسگری
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه و فوری منتقدان و نویسندگان سینمایی درباره نسخه جشنوارهای فیلم است؛ در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
کمال پورکاوه
برف آخر ساخته امیر حسین عسگری یکی از متظاهرانهترین و فریبندهترین آثار به نمایش درآمده در جشنواره چهلم فجر است. فیلمی سردرگم و بلاتکلیف که میکوشد تمام ضعفها و حفرههای فیلمنامه داستانیاش را در پشت ظاهر مدرن فیلم پنهان ساخته و برای خود کسب اعتبار کند.
در سینمای مدرن، بر خلاف سینمای کلاسیک، ما با فیلمنامه پر حادثه و پر فراز و نشیبی روبرو نیستیم و این فیلمساز است که با تمرکز بر روی شخصیتها و موقعیت خاصی که کاراکتر اصلی در آن قرار دارد، تماشاگر را با دنیای ذهنی و درونی او آشنا میسازد. در اینجا، امیر حسین عسگری هم با به کارگیری مظاهر سینمای مدرن (نظیر قابهای مینیمال، اکستریم لانگ شاتهای پیاپی، ریتم کند، داستان یک خطی مرکزیاش) و تحت تاثیر فیلمسازانی چون عباس کیارستمی، میکوشد ما را با شخصیت اصلی خود که یک دکتر دامپزشک است بیشتر آشنا سازد، اما در این مسیر، نه موفق میشود دغدغههای شخصیت اصلیاش را به تماشاگر منتقل نماید و نه موقعیت ویژه و فضایی که در آن قرار دارد را به شکل ملموسی برای مخاطب آشکار کند. داستانکهای فرعی (همچون گم شدن دختر، طلاق گرفتن همسر دکتر، ماجرای آتش سوزی، رابطه عاشقانه و نیم بند دکتر و زن مدافع محیط زیست) و بیهوده مورد نظر فیلمساز، تنها میتوانند زمان فیلم را به صد و بیست دقیقه طولانی و کسالتبار دلخواه کارگردان نزدیک کنند.

پایانبندی تحمیلی و غیر قابل درک فیلمساز که نسبتی با فضای به اصطلاح واقعگرای ابتدایی آن ندارد، فیلم را دچار تشتت و گسستگی بسیاری کرده که بیش از هر چیز از آشفتگی ذهن فیلمساز خبر میدهد. نوعی از آشفتگی که نمودش را در رابطه الکن و غیر قابل توضیح خلیل با همسر و خانوادهاش و مست کردنهای گاه و بیگاهش شاهد هستیم.
برف آخر نشان میدهد، چگونه میتوان در غیاب صحنههای رقص و آواز و از دل یک فیلم با ریتمی کند، به نوعی از ابتذال در سینما رسید که ریشههایش در آدرسهای غلطی است که فیلمساز به اسم سینمای مدرن به خورد مخاطب میدهد. کافیست به صحنه دیالوگ دونفره امین حیایی و لادن مستوفی در کنار آتش نگاهی بیندازید تا با موجی از جملات قصار و دهن پر کنی که به شکل مداوم در شبکههای اجتماعی منتشر میشود روبهرو شوید.
3 برگزیده از فیلم برف آخر
- فیلمبرداری و نورپردازی تحسین برانگیز آرمان فیاض
- گریم متناسب با فضای داستان و شخصیتها
- شرایط سخت تولید در لوکیشن صعب العبور و عملکرد قابل اعتنای مدیر تولید
سید آریا قریشی
برف آخر در مقیاس سینمای ایران دارای نکات ویژهای است. شاید بتوان برف آخر را، از نظر اجرایی، کنترلشدهترین و حسابشدهترین فیلمِ سه روز اول جشنواره دانست. دقت عسگری در میزانسنها و طراحی دقیق طیف رنگی صحنهها (در این زمینه نباید کار آرمان فیاض در مقام فیلمبردار را از یاد برد) قابل ستایش است. امین حیایی هم با این فیلم نشان میدهد که دارد به متخصص بازی در نقش آدمهای درونگرا و زخمخوردهای تبدیل میشود که بر سر دوراهی میان انزوا و عشق قرار گرفتهاند. اما در بخش فیلمنامه اوضاع به این خوبی نیست. عسگری سعی کرده روایتی مینیمال از ماجرایی عاشقانه در محیطی بکر داشته باشد. اما تکرار نماهایی از انزوا یا راهرفتن شخصیت اصلی – وقتی این تکرار ظاهری، هر بار نکته جدیدی را به ما نفهماند و احساس جدیدی در ما ایجاد نکند – بهمعنای مینیمالیسم نیست.

از سوی دیگر یک داستانک در مورد گمشدن دختر یکی از شخصیتها در فیلم وجود دارد که هرچند حضورش بهطور کلی از نظر دراماتیک و تماتیک توجیهپذیر است اما بهنظر میرسد بیشاز حد قابلیت دراماتیکش در فیلم حضور دارد. مشکل دیگر به این بازمیگردد که انگار عسگری – در مواردی – به تماشاگر اطمینان ندارد. عناصری در فیلم وجود دارند که میتوانند از جنبهای استعاری مورد توجه قرار گرفته و حتی بهشکلی روابط میان شخصیتها را بازنمایی کنند (تأکید بر گرگها و گاوها یکی از این موارد است). اما شخصیتها در مواردی در قالب دیالوگ به رمزگشایی از این استعارهها میپردازند؛ تمهیدی که باز هم در تعارض با رویکرد کمگوی فیلم است. این مشکلات، فیلم را از نفس انداختهاند اما عسگری نشان میدهد کارگردان مستعدی است که میتواند فیلمهای بهتری بسازد.
3 برگزیده از فیلم برف آخر
- بازیهای متناسب امین حیایی و لادن مستوفی
- فیلمبرداری آرمان فیاض و کنترلشدگی اجرایی فیلم
- فیلمنامهای که مینیمال شروع میشود اما چندان مینیمال ادامه پیدا نمیکند
رضا صائمی
امیر حسین عسگری فیلم سخت و دشواری را از حیث تولید انتخاب کرد. شرایط برفی و کوهستانی خیلی از فیلمسازان را از ساخت فیلم در چنین فضا و لوکیشنی منصرف میکند. اقتباسی بودن فیلم که متاثر از داستان کوتاه «جلال آباد» است هم بر این سختی افزود شاید کندی و کش دار شدن قصه از همین روایت بلند از یک قصه کوتاه باشد. اما هم فضاسازی و هم شخصیتپردازی در خدمت قصهای قرار میگیرد که با کمی حوصله در ذهن و خیال تهنشین میشود. به ویژه صورتبندیهای روانشناختی که در پس شخصیتهای قصه و روابط آنها وجود دارد.

هر کدام از شخصیتهای اصلی قصه در فقدان عزیزی در زندگی خود در رنجند. از خلیل گرفته که نمیداند دخترش را گرگ دریده یا گم شده، یوسف که سوگوار رفتن همسرش به دلیل سوختگی بدن اوست تا رعنا که او هم رنج فقدان مردی که دوست داشت را در دل تحمل میکند. «برف آخر» یک قصه زیست محیطی دارد که در نسبت بین انسان و حیوان تلاش میکند از زاویه متفاوتی به رنجهای آدمها مینگرد. قاببندیهای زیبا و دکوپاژهای خوب فیلم را اگر در کنار بازی چشمگیر و کنترل شده امین حیایی قرار دهیم و همه این مولفهها را با مضمون انسانی و اخلاقی قصه گره بزنیم «برف آخر» را با همه کشدار و فراز و فرودهای اندکش میتوان به عنوان فیلمی قابل تامل به حساب آورد.
3 برگزیده از فیلم برف آخر
- فضاسازی خوب فیلم و زیباییشناسی آن
- بازی در سکوت و کم حرف امین حیایی
- توجه به طبیعت چه در فرم و چه در مضمون
علی نعیمی
برف آخر یک فیلم جشنوارهای است. با قاببندیهای وسواس گونه و تمیز و اجرای با کیفیت. فیلم اما قصهای لاغر دارد و ضعف کار دقیقا در همین جا است. فیلمساز همانند تمامی جوانان تازه وارد به سینما سعی میکند تمرکز خودش را روی تکنیکهای کارگردانی بگذارد و از شکلگیری هسته اصلی داستان و درام قصه غافل میشود. حضور مجید صالحی و امین حیایی برای فیلم اول عسگری مغتنم بود و به نظر میرسد بازیگری فیلم در بستر داستان متفاوتی که روایت کرده است نقش پررنگی را در خلق اتمسفر داستان دارد.
3 برگزیده از فیلم برف آخر
- بازی خوب و روان مجید صالحی در نقش یک پدر درمانده
- بازی در سکوت و متفاوت امین حیایی که نشان از تلاشش برای خلق فضاهای جدید دارد
- قاببندیهای زیبا و به اندازه و کارگردانی خوب عسگری
همه چیز درباره جشنواره فجر ۱۴۰۰
حرفهای عوامل فیلم در نشست جشنواره فجر
حسن مصطفوی، تهیه کننده: در ابتدا پروانه ساخت به نام احسان علیخانی بود و حتی پیشتولید هم رفتند اما به دلیل مشغله کاری ایشان برای ساخت برنامه تلویزیونی «عصر جدید»، نام پروانه ساخت تغییر کرد.
امیرحسین عسگری، کارگردان: این فیلم هیچ ارتباطی با کتاب «زنانی که با گرگها میدوند» ندارند اما من داستانی از محمد صالح علا خوانده بودم که ماجرای آن از ذهن من بیرون نمیرفت و ما تصمیم گرفتیم که آن داستان را تبدیل به سینما کنیم. در ابتدا طرحی اولیه را نگارش کردیم و بعد شروع به نوشتن فیلمنامه کردیم. احسان علیخانی به ما گفت با این حجم از دغدغه اگر قرار باشد سر صحنه حاضر نباشم عنوان تهیهکننده را هم نمیخواهم. احسان علیخانی مشاور پروژه بود و باقی پروژه را آقای مصطفوی پیش برد.

امین حیایی، بازیگر: من پنج ماه فرصت داشتم تا به شمایل این نقش نزدیک شوم. برای حضور در این فیلم پیشنهادات بسیاری را رد کردم تا در این اثر که به اعتقاد من هر بازیگری دوست دارد در کارنامه کاری خود چنین عنوانی را داشته باشد، حضور داشته باشم. همانطور که شاهد بودید فیلمبرداری این اثر بسیار سخت بود و ماحصل کار نتیجه کار گروهی همدل است که در دل برف کار میکردند. در چنین شرایطی اقلیم و شرایط آب و هوایی نیز کار را سخت میکند. مثلا برای پلان دفن کردن دختر که آخرین پلان ما بود مدتها منتظر ماندیم تا هوا ابری شود. نقدها قطعا درنظر ما نقطه تاملی ایجاد میکند که باعث میشود هر روز جهت رشد و اعتلای سطح کیفی کارمان کوشا باشیم.
پوستر فیلم سینمایی برفآخر


صحنه های مربوط به حیوانات خیلی طولانی و مشمئز کننده بود. حتی می توان حضور حیوانات را برابر با حضور بازیگران در صحنه دید. درست است که فیلم در مورد یک دامپزشک و مشکلات مربوطه است ولی این حد از تصاویر حیوانات لازم نبود که در کل به چشم انداز فیلم سایه بندازه. ولی بازی خوب آقای حیایی، مناظر زیبای برف قابل تحسین بود.
ولی در کل انتظار از این فیلم بیشتر بود که متاسفانه فیلم نتونست خودش رو به اون حد برسونه.
بهترین نقطه قوت فیلم فیلمبرداری عالی این فیلم بود که انصافا در این شرایط سخت محیطی عالی کار شده بود فیلمی عمیق و نه سطحی و جای همچین فیلمی در رزومه کاری اساتید سینما خیلی وقت احساس میشد ولی بازی مجید صالحی ضعیف بود و در نقش پدری که دخترش گمشده احساسات و غم و خشم پدر خوب در بازی بروز نداشت
اصلا جالب نبود کشدار و بازی ها هم تتکراری آخرش اصلا متوجه نشدم…
اصلا جالب نبود کشدار و بازی ها هم تکراری آخرش اصلا متوجه نشدم
دختره خودش رفته بود و یخ زده بود یا پسره بلایی سرش آورده بود؟
قشنگ بود ارزش یکبار دیدن را دارد ولی آخر فیلم و متاسفانه متوجه نشدم که چی شد
واقعاً هنر میخواد که یه کارگردان با چنین عوامل و لوکیشنی، مزخرف در مزخرف بسازه. همه چیز قلابیه، یه فیلمنامه ی بی مفهوم و بی معنی…
خیلی هنر میخواد با ابزار و امکانات چرت ساختن که کارگردانش این هنر رو داشته
لطفا پوستر با کیفیت این فیلم را قرار بدین
به زودی
عالی بود بهترین فیلم ۱۴۰۰ که دیدم!👌👏
عالی
بیخود ترین فیلم 1400 که دیدم همین بود حیف وقت
حیف این بازگرا …