مروری بر کارنامه مجید مجیدی | آن‌سوی ابرها

مجید مجیدی متولد ۱۳۸۸در تهران است. او در عرصه بازیگری، فیلمسازی و کارگردانی فعالیت دارد. برای مرور کارنامه این هنرمند با فیلیمو شات همراه باشید.

مجید مجیدی (متولد ۱۳۳۸)، کارش در سینما را با بازی در فیلم‌هایی که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم توسط حوزه هنری تهیه می‌شدند، آغاز کرد. فیلم‌هایی با درونمایه‌هایی پیرامون انقلاب، رژیم پهلوی و عقاید مذهبی. مجیدی در دهه شصت در فیلم‌هایی نظیر بایکوت (در نقش یک مارکسیست)، تیرباران (در نقش شهید علی اندرزگو) و در شنا در زمستان (در نقش معلمی دلسوز) ظاهر شد و حضوری قانع کننده داشت. اما در دهه هفتاد، بازیگری را کنار گذاشت و به ساخت فیلم‌هایی سینمایی روی آورد که خودش در آنها بازی نمی‌کرد. فیلم‌هایی که موضوع اصلی بیشتر آنها تقابل معصومیت دنیای کودکان/ نوجوانان، با دنیای واقعی و بی‌رحم پیرامونشان بود. در ادامه، مروری داریم بر کارنامه مجید مجیدی طی سه دهه؛ با فیلیمو شات همراه باشید.


اولین ساخته مجیدی، بدوک (۱۳۷۰) حتی با معیارهای امروزی نیز فیلمی تندوتیز به‌حساب می‌آید. سرگذشت خواهر و برادری که پس از مرگ پدرشان به‌راحتی خریدوفروش می‌شوند. پسر به قاچاقچی مواد مخدر تبدیل می‌شود و دختر برای فروخته شدن به کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس می‌رود. بدوک با وجود رقابت با فیلم‌هایی همچون نیاز، ناصرالدین‌شاه آکتور سینما، مسافران و نرگس در دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر موردتوجه قرار گرفت. هر چند که پایان تلخ فیلم موجب واکنش‌هایی شد و ساخت فیلم بعدی را برای مجید مجیدی سخت کرد. 

نمایی از فیلم بدوک اثر مجید مجیدی

پدر (۱۳۷۴) در رویکردی کاملاً متفاوت با بدوک به روحیات شخصیت‌ها و درونیات آنها توجه بیشتری نشان می‌دهد، و به جای تأکید بر ناهنجاری‌های اجتماعی، بر شکل‌گیری روابطی متمرکز می‌شود که تقابل میان دنیای کودک با دنیای بزرگ‌سالان را پررنگ جلوه می‌دهد. پسر نوجوانی به نام مهرالله پس از مرگ پدرش برای کار و تأمین مخارج زندگی مادر و خواهرش به شهری دیگر می‌رود، اما وقتی به خانه باز می‌گردد متوجه می‌شود مادرش (با بازی پریوش نظریه) با مرد ژاندارمی (با بازی محمد کاسبی) ازدواج کرده. مهرالله، مرد را به‌عنوان جایگزینی برای پدرش نمی‌پذیرد و به مقابله با او می‌پردازد. عناصر تکرار شونده در آثار مجیدی در پدر جلوه بیشتری دارند؛ عناصری نظیر آب، طبیعت، حرکت آهسته و از سوی دیگر تلاش برای بیان بصری تحول شخصیت‌ها، در موقعیت‌های حساس.
به‌عنوان مثال، در صحنه پایانی فیلم که با حرکت عکس در میان آب، مهربانی شکل‌گرفته میان پسر و مرد، به شکلی بصری به بیننده منتقل می‌شود. پدر علاوه بر کسب چند جایزه اصلی جشنواره فجر، به دلیل مضمون انسانی‌اش موردتوجه جشنواره خارجی نیز قرار گرفت.

حسن صادقی در نمایی از فیلم پدر اثر مجید مجیدی

یک سال بعد، مجیدی بچه‌های آسمان (۱۳۷۵) را ساخت. برخلاف دو فیلم قبلی، داستان بچه‌های آسمان در شهر جریان دارد، اما بازهم موضوع اصلی تقابل پسربچه‌ای با دنیای پیرامونش است. علی کفش‌های خواهرش را گم می‌کند، پدرش توانایی مالی خرید کفش جدید را ندارد و حالا خواهر و برادر تنها یک کفش دارند… با وجود گذشت ۲۵ سال از زمان ساخته‌شدن بچه‌های آسمان، همچنان با فیلمی مواجهیم که هیچ نشانی از کهنگی در خود ندارد؛ علاوه بر اینکه داستان جهان‌شمول فیلم موجب می‌گردد بینندگان در سراسر دنیا درکی یکسان از موضوع آن داشته باشند. همچنان آب، طبیعت و حرکت آهسته (به‌خصوص در صحنه مسابقه دو) عناصری تکرارشونده هستند؛ اما برگ برنده فیلم پلان فکر شده‌ای است که در آن علی پاهای خود را در آب حوض فرو می‌برد. نمای بالا از پسربچه‌ای که به‌تنهایی به جنگ دنیای بی‌رحم بزرگ‌ترها رفته و حالا ماهی‌ها به پاهای خسته‌اش بوسه می‌زنند. مجیدی برای بچه‌های آسمان برنده سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی و نویسنده فیلمنامه شد اما شگفتی بزرگ زمانی رخ داد که بچه‌های آسمان در میان پنج نامزد نهایی، جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۱۹۹۷ قرار گرفت. این اولین‌بار در تاریخ سینمای ایران بود که فیلمی نامزد اسکار می‌شد. فیلمی که جدای از تمامی مضمون‌زدگی‌های رایج سینمای ایران، قصه‌ای تازه برای تعریف کردن داشت. قصه پسری که می‌خواست سوم شود اما اول شد.

میر فر‌خ هاشمیان در نمایی از فیلم بچه‌های آسمان اثر مجید مجیدی

رنگ خدا (۱۳۷۷) با بازی خیره‌کننده محسن رمضانی، داستان پسربچه‌ای نابینا به نام محمد است، که لابه‌لای هر آنچه به آن دست می‌کشد به دنبال خدا می‌گردد. رنگ خدا با وجود اهمیتی که به انتقال پیام معنوی‌اش به بیننده قائل است، رابطه میان محمد و پدرش (با بازی حسین محجوب) را در کانون توجه قرار می‌دهد تا روشن‌دل بودن محمد را در برابر تاریکی ضمیر پدرش قرار دهد. طبیعت زیبای شمال کشور، آب نجات‌بخش و حرکات آهسته دوربین، در رنگ خدا نیز تکرار ‌شده‌اند و به تثبیت مجیدی به‌عنوان فیلم‌سازی که فیلم‌هایی با درون‌مایه انسانی و داستانی جهان‌شمول می‌سازد یاری رسانند.

محسن رمضانی در نمایی از فیلم رنگ خدا اثر مجید مجیدی

باران (۱۳۷۹) در زمان به قدرت رسیدن طالبان، حمله نظامی آمریکا به افغانستان و توجه جهانی به مردم رنج‌کشیده افغان، ساخته شد. لطیف (با بازی حسین عابدینی) پسری نوجوان و کارگری ایرانی است که دل به دختری افغان می‌سپارد. باران با عبور دادن عشق لطیف از دل مناسبات سخت‌گیرانه حاکم بر زندگی افغان‌ها، باز هم همان داستان تقابل معصومیت و بی‌رحمی را در فیلم‌های مجیدی روایت می‌کند. عنصر آب این‌بار هم نقش مهمی در پایان‌بندی داستان دارد، علاوه بر اینکه انتخاب نام باران برای دختر افغان، جلوه‌ای مضاعف به این پایان‌بندی داده است. 

نمایی از فیلم باران اثر مجید مجیدی

مجیدی دهه هشتاد، تفاوتی آشکار با مجیدی دهه هفتاد دارد. بید مجنون (۱۳۸۳) و آواز گنجشک‌ها (۱۳۸۶) هر دو فیلم‌هایی مضمون‌زده هستند. او تلاش زیادی برای انتقال بصری مضامین داستان مرد نابینایی (با بازی پرویز پرستویی) که چشمش به دنیا باز می‌شود اما دوست دارد دوباره نابینا شود و داستان مرد ساده‌دلی (با بازی رضا ناجی) که تحت تأثیر مناسبات شهر قرار می‌گیرد، به خرج داده؛ با این حال دیگر خبری از تقابل معصومیت و بی‌رحمی نیست. در بید مجنون و آواز گنجشک‌ها به جای کودکان معصوم، با مردهای گناهکاری روبه‌رو هستیم که در مواجهه با دنیای متفاوت بیرون، از چارچوب‌های بسته ذهنی‌شان وا می‌دهند و فیلم‌ساز مجبور است در انتهای کار آنها را به‌خاطر لغزش‌های انسانی‌شان تنبیه کند.

پرویز پرستویی در نمایی از فیلم بید مجنون اثر مجید مجیدی

پروژه بلند پروازانه ساخت فیلمی بر اساس زندگی پیامبر اسلام(ص) بالاخره پس از هشت سال به ثمر نشست و محمد رسول الله(ص)(۱۳۹۴) به اکران عمومی در آمد. فیلم موردتوجه عامه مردم قرار گرفت و رکود فروش در سینمای ایران را جابه‌جا کرد، اما چندان موردتوجه منتقدان قرار نگرفت و همچون فیلم‌های قبلی او موردستایش قرار نگرفت. استفاده از فلاش‌بک‌های طولانی و تعریف کردن داستانی بر اساس روایت‌های متداخل، باعث شده محمد رسول الله(ص) از نعمت یکدستی فیلم‌های قبلی مجیدی (که سادگی‌شان کیفیتی ویژه به آنها می‌بخشید) محروم باشد. حساسیت‌های پیرامون به تصویر کشیدن کودکی پیامبر(ص) که برای هرلحظه از زندگی‌شان روایت‌های مختلف تاریخی وجود دارد، دست مجیدی را در نمایش رفتارهای از سر بچگی شخصیت محوری فیلم بسته است. اما همچنان می‌توان شاهد تلاش مجید مجیدی برای ساخت و پرورش تقابل میان کودکی معصوم با مردمانی که به جاهلیت مفتخرند باشیم. هرچند که زمان طولانی فیلم و پرداختن به ماجراهای حاشیه‌ای موجب شده این تقابل به‌درستی شکل نگیرد و موضوعیت پیدا نکند.

نمایی از فیلم محمد رسول الله(ص) اثر مجید مجیدی

در نیمه دوم دهه نود، مجیدی کوشش فراوانی به خرج داد تا دوباره به دوران اوج خود در دهه هفتاد باز گردد. پس از ساخت فیلم کوتاه رنگ‌ها به پرواز در می‌آیند برای المپیک ۲۰۰۸ پکن، این‌بار برای ساخت فیلمی بلند به هندوستان رفت و آن‌سوی ابرها (۱۳۹۵) را ساخت. آن‌سوی ابرها شروع خوب و درگیر کننده‌ای دارد، اما رفته‌رفته به فیلمی سردرگم تبدیل می‌شود که پاسخ سوال‌هایی که برای بیننده ایجاد کرده را نمی‌دهد. رویکرد او برای نمایش پر جزئیات زندگی مردم فقیر و زندان‌های هند یادآور بدوک است، اما پایان همدلانه فیلم، بیننده را به یاد باران می‌اندازد.

نمایی از فیلم آنسوی ابرها اثری از مجید مجیدی

خورشید (۱۳۹۸)، آخرین ساخته این کارگردان، در ادامه راهی که با در میان ابرها شروع شده، با تمرکز بر نمایش معضلات اجتماعی و بالا بردن ضرباهنگ روایت، باز هم بچه‌ها را به موضوع اصلی داستان تبدیل می‌کند. چند پسربچه برای پیدا کردن زیرخاکی راهی مدرسه‌ای در جنوب شهر می‌شوند، اما جو حاکم بر مدرسه و حضور معلمی دلسوز (با بازی جواد عزتی) سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر می‌دهد. خورشید بهترین فیلم مجیدی بعد از آواز گنجشک‌هاست و با بهره‌گیری از عناصر آشنای سینمای مجیدی در جشنواره فجر موردتوجه قرار گرفت و دوباره توجه منتقدان را به فیلمی از مجید مجیدی جلب کرد.

نقد فیلم خورشید ساخته مجید مجیدی

جواد عزتی در نمایی از فیلم خورشید اثر مجید مجیدی

مرور کارنامه بازیگری جواد عزتی

۱۶ فیلم اجتماعی جذاب از سینمای ایران| جامعه به روایت سینما


سینمای مجیدی، نوع نگاهش به دنیا و علاقه‌اش به بازتاب دادن امور معنوی در فیلم‌هایش شاید خوشایند بسیاری نباشد؛ حتی استفاده‌ مستمر مجیدی از امکانات دولتی ممکن است این شائبه را به وجود بیاورد که کیفیت فیلم‌های او محصول حمایت‌هایی است که همواره نثارش شده. با این حال آثار مجیدی طی سه دهه همواره استانداردهای سینمای قابل قبولی داشته و کم‌وبیش با نظرات مثبت منتقدان داخلی و خارجی همراه بوده. از این رو، با وجود اختلاف نظرها می‌توان مجیدی را یکی از موفق‌ترین کارگردان‌های ایرانی پس از انقلاب دانست و همچنان چشم‌انتظار ساخته‌شدن بچه‌های آسمانی دیگر بود.


ممکن است به این مطلب‌ها نیز علاقه‌مند باشید

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم