سریال «گذرگاه»، یک تریلر ترسناک است که از شبکه فاکس پخش میشود.
سریال گذرگاه، یک تریلر ترسناک است که از شبکه فاکس پخش میشود. شخصیت تبهکار داستان، ویژگی مهمی دارد که هدفش در زندگی را تعیین میکند. شخصیت دانشمند، (که به نظر نمیرسد تا بیشتر از نیمه سریال زنده بماند) درباره شخصیت تبهکار میگوید: «در مقابل بیماریها مقاوم و درعینحال یک هیولای خونخوار کشنده شبیه به خونآشام است.»؛ بنابراین داستان، داستان مبارزه است. با فیلیمو شات همراه باشید.
توطئه پزشکی ماوراء طبیعهای که باعث کشتار وسیعی میشود، نوعی خرابکاری طنزآمیز است و طنز قضیه؛ در سریال «گذرگاه»، مخلوطی جدی از ژانرهای مختلف به چشم میخورد. این سریال درباره تاثیر یک آزمایش علمی بر روی ویروسی کمیاب از جنگلهای بولیوی است که بر اساس رمانی سهگانه به قلم جاستین کرونین ساخته شده است. این آزمایشها بهمنظور دستیابی به نتایج مافوق طبیعی و خلق هیولاها (با خونآشامها تفاوت دارند) انجام شدهاند. درصورتیکه سریال بر اساس کتاب جلو برود، این هیولاها زمین را نابود خواهند کرد.
نقد و بررسی فصل سوم سریال گلو | موفقیت خارقالعاده
در سه اپیزود اول، داستان درباره موجودات وحشتناک غول مانند و یک زندانی سابق محکوم به اعدام است که در حال حاضر در پایگاه امنی در کلورادو زندانی شده؛ همچنین دکترهای مختلف مغرور و نگرانی که سعی در ساختن واکسن آنفولانزای مرغی داشته اند ولی در عوض به چیز دیگری رسیدهاند. اگرچه یکی از این نقشها را هنری ایان کوسیکِ محبوب بازی کرده است که ایفاگر نقش دزموند در سریال «لاست» بود، اما تمرکز اصلی داستان بر روی اینها نیست.
آن چیزی که سریال «گذرگاه» را در مقایسه با نمونههای شبیهش در سطح بالاتری قرار میدهد، نکتهای دیگر در داستان است. مارک پل گاسلر در نقش بِرد، یک افسر فدرال است که فرستاده میشود تا دختربچهای به نام ایمی را برای انجام آزمایشهای بیشتر بازداشت کند؛ ولی بهجای دستگیری دختر، با او فرار میکند. این اتفاقی تماشاگرپسند و کمدی -احساسی است که مقدمه داستان محسوب میشود. ایمی، دختربچهای آسیبپذیر است که حرفهای کنایهآمیز میزند و مدام در حال شیطنت و فرار از مخمصههایی است که برای خود درست کرده و برد جای پدر او را میگیرد. گاسلر مانند کلینت ایستوودی جوان و عجیب، به خوبی از عهده این کار برآمده است.
نقد و بررسی سریال دشمن درون | نه چندان جدی اما جذاب
اگرچه گاسلر بسیار بدشانس است که در صحنههای زیادی با این دختر همبازی بوده؛ سانیا سیدنی، بازیگر ۱۲ ساله نقش ایمی، تمام صحنهها را از آنِ خود میکند. بخشی از این اتفاق به این دلیل است که فیلمنامه بهگونهای نوشته شده که برد، مردی قابلاطمینان برای ایمی باشد و بخش دیگر آن، به این علت است که سیدنی بااستعداد، توجهها را معطوف خود میکند. او میداند چگونه بیننده را با خندههایش مجذوب کند و یا برای صحنهای که باید در آن خود را حیرتزده نشان دهد، صورتش را از چه زاویهای به سمت دوربین بگیرد. سیدنی برای بازی در نقش کیزی در ابتدای سریال «ریشهها» محصول سال ۲۰۱۶ حضور داشت و همچنین در نقش دختر تاراجی پی هنسن در «ارقام پنهان» نقشآفرینی کرده است. دیگر بازیگران جوان در فیلمهای ابرقهرمانی اکشن با قدرتهای ماوراءالطبیعه، نوعی ترس اندک و خالص را از خود نشان میدهند که رفتهرفته شدت مییابد؛ مانند میلی بابی براون در «چیزهای عجیب» و یا مدلین مک گرا در «رانده شده». اگرچه سیدنی اینگونه بازی نمیکند اما یکجور خودداری جذاب منحصربهفرد دارد که از نقاط قوت بازی اوست که بدون آن، فیلم فقط ترکیبی از ویژگیهای متعارف بود.

لیز هلدنز که تهیهکنندگی سریال گذرگاه را برای پخش در تلویزیون به عهده داشته، تهیهکنندگی فیلمهای دیگری مانند «Camp» و «Mercy» را هم برای شبکه انبیسی انجام داده است. این سریالها شخصیتهای خوبی داشتند اما داستان آنها هنگام پخش قابل پیشبینی بود. در این سریال که خلاصهای از مهمترین اتفاقات داستان سهگانه کرونین است، هلدنز داستان را بهاینترتیب بر طبق رویدادهای اصلی خلاصه کرده است: دانشمندی که برای نجات جان یکی از آشناهایش همه جهان را به خطر میاندازد، پلیسی آشفته که هنوز درگیر رابطه قبلیاش است و آدمکشی از یک گروه که اندک وجدانی دارد.
داستان اپیزودهای ابتدایی «گذرگاه» بدون هیچ مقدمهای، زمانی را نشان میدهد که برد و ایمی در هواپیما هستند. این چند اپیزود، تاثیر احساسی خود را دارند و به بیننده میفهمانند که ایمی بهزودی تواناییهای جسمیاش را ارتقا میدهد و در مواجهه با قدرت زیاد بدن کوچکش، قطعا احساس خوشحالی میکند.
باید دید که هلدنز چگونه میان عناصر ترسناک داستان و ملودرام آرامشبخش آن تعادل برقرار میکند و باید منتظر ماند و دید که او سرعت داستان را چطور تنظیم میکند؛ چراکه بر اساس کتاب، ماجرا طی یک قرن اتفاق میافتد. از شواهد برمیآید که امکان دارد هلدنز روش سریال «لاست» را در پیش بگیرد و از چند فلش بک برای شکلگیری بهتر شخصیتها استفاده کند. سریال «گذرگاه» برای کسانی جذابیت دارد که ترجیح میدهند پاپکورنشان را در زمان تماشای فیلمی اکشن بخورند تا اینکه بیننده یک سریال احساسی و پرطرفدار باشند.
منبع: NY Times
نظر من اینه که من از سریال گذر گاه متنفر هستم و خدا لعنت کنه کارگردانشو نزدیک بود از ترس سکته کنم بی شرفا😡😡