فیلم «گرتل و هانسل»، اقتباسی جدید از یک داستان ترسناک آلمانی است که ماجراجویی یک خواهر و برادر را در جنگلی وحشتناک روایت میکند.
در طول ماه گذشته، ژانر فیلمهای ترسناک با اکران فیلمهای ناموفق «کینه» با عنوان اصلی «The Grudge»، «زیر آب» با عنوان اصلی «Underwater» و «چرخش» با عنوان اصلی «The Turning»، دوران دشواری را گذرانده است. این سه فیلم حتی نتوانستند در نمایش وحشت و هیجان بهاندازه فیلم «پیتر خرگوشه» موفق عمل کنند. اگرچه عملکرد این سه فیلم مأیوسکننده بود اما بااینحال، چشم امید طرفداران ژانر فیلمهای ترسناک به «گرتل و هانسل» با عنوان اصلی «Gretel & Hansel» دوخته شده است؛ تاریخ اکران فیلم و همزمانی آن با برگزاری مسابقه سوپربول باعث شد که عموم مردم از دیدنش غافل شوند؛ اما این فیلم را میتوان به یک جواهر کمفروغ تشبیه کرد که هواداران فیلمهای ترسناک همیشه دنبال آن هستند اما بهندرت پیدایش میکنند. «گرتل و هانسل» فیلمی هوشمندانه با سبک منحصربهفرد در جلوههای تصویری است که شما را بارها وحشتزده خواهد کرد. برای نقد و بررسی فیلم «گرتل و هانسل» با فیلیمو شات همراه باشید.
همانطور که شاید از چیدمان برعکس نامها در عنوان فیلم مشخص باشد، تمرکز این نسخه از ترسناکترین افسانههای رعبآور، روی شخصیت گرتل (با بازی سوفیا لیلیس) معطوف شده است. در این فیلم، گرتل چند سال از برادرش هانسل (با نقشآفرینی سموئل لیکی) بزرگتر است. مشکلات گرتل زمانی پیچیده میشوند که مادرش او و برادرش را از خانه بیرون میکند و به آنها میگوید: «از خونه من گمشید بیرون و اون بیرون برای خودتون قبر بکنید.». آنها یکشب را در کنار جنگلبانی مهربان (با بازی چارلز بابالولا) سپری میکنند. جنگلبان به آنها غذا میدهد و سپس راهنمایی و نصیحتشان میکند، اما سفر این خواهر و برادر بسیار طولانی و دشوار است. وقتی هانسل و گرتل در میانه راه چند قارچ وحشی میخورند، اتفاقاتی عجیب برایشان رخ میدهد.
نقد و بررسی فیلم رویای پروانه | شعر در سالهای جنگ
درست زمانی که به نظر میرسد آنها گمشده و همهچیزشان را از دست دادهاند، با خانهای در وسط جنگل روبرو میشوند؛ کنجکاوی این خواهر و برادر، آنها را به میزی پر از غذاهای خوشمزه میرساند که گویی برایشان آماده شده است. این خانه متعلق به هولدا (با بازی آلیس کریج)، یک پیرزن عجیب است که هانسل و گرتل را برای غذا خوردن و گذراندن شب به خانهاش دعوت میکند. درحالیکه هانسل بیشتر به فکر پر کردن شکمش است، گرتل از همان ابتدا متوجه عجیب بودن قضایا میشود: داخل خانه، به طرزی غیرمنطقی بسیار بزرگتر از چیزی است که از بیرون به نظر میرسید؛ علیرغم آنکه پیرزن هیچ باغ یا حیوانی نداشت، آنها هر چه از غذاها میخوردند، میز خالی نمیشد. با این که گرتل از عجیبوغریب بودن اتفاقات آگاه بود اما آنها تصمیم میگیرند مدت بیشتری را در خانه هولدا بمانند. شاید با رسیدن به این نقطه از داستان، فکر کنید که میدانید در ادامه چه اتفاقاتی رخ خواهند داد اما بهاحتمال زیاد فرضیات شما در این مورد درست نیستند.
اولین واکنشها به فیلم انگاشته اثر کریستوفر نولان؛ منتقدان چه میگویند؟
«گرتل و هانسل» سومین فیلم بلند آز پرکینز است؛ او پیشازاین، فیلمهایی همچون «دختر کتمشکی» با عنوان اصلی «The Blackcoat’s Daughter» و «من همان چیز زیبایی هستم که در این خانه زندگی میکنم» با عنوان اصلی «I Am the Pretty Thing That Lives in the House» را کارگردانی کرده بود. هیچیک از دو فیلم قبلی او نتوانستند نظر منتقدان را به خود جلب کنند اما از همان ابتدا میشد حدس زد که پرکینز استعداد خوبی برای ساخت فیلمهای ترسناک دارد و یک فیلمنامه خوب، تاثیر زیادی در درخشش او خواهد گذاشت. چهار سال پس از آخرین تجربه کارگردانی، پرکینز تصمیم گرفت فیلمی با عنوان «گرتل و هانسل» بر اساس داستان معروف آلمانی نوشته برادران گریم بسازد. اگر بخواهیم منصف باشیم، نتیجه این تصمیم بسیار خوب بوده است.
راب هیز مسئول نگارش فیلمنامه «گرتل و هانسل» بوده و باید گفت که رویکردی تازه را با لحنی آشنا همراه با مضامین فمنیستی ارائه دادهاست. گرایش او به این مضامین، گاهی با اشکالاتی همراه است و روند قصهگویی را دچار مشکل میکند؛ برای مثال، گذر نمادین او از دوران کودکی به دوران زنانگی، بسیار تصنعی از آبدرآمده است. اگرچه داستان «گرتل و هانسل» ترسناک است اما دیدگاه آز پرکینز به فیلم اجازه میدهد تا قصهای تفکربرانگیز در مورد بزرگ شدن یک دختر جوان و درک قدرتهایش تعریف کند. گرتل در این فیلم به خوبی یاد میگیرد که چطور مسیر زندگیاش را به سبک خود بسازد.
بسیاری از عناصر فیلم، به شیوهای غیرمنتظره به تصویر کشیده میشوند. از لحاظ بصری، «گرتل و هانسل» یک موفقیت برای پرکینز و گالو الیوارز (فیلمبردار فیلم) محسوب میشود. الیوارز سعی کرده است که با سبکی خاص و هیپنوتیزمکننده، جذابیت داستان را بیشتر کند. برخی از صحنههایی که او ضبط کرده است ما را به یاد آثار ماریو باوا، استاد فیلمبرداری فیلمهای ترسناک ایتالیا میاندازد. طراحی صحنه جرمی رید هم کمک زیادی به باورپذیرشدن ماجرا برای مخاطب میکند. موسیقی متن فیلم که نوعی حس همدردی و دلهره را القا میکند توسط روبن کودر نواخته شده است؛ این موسیقی همچون لایهای اضافی روی فیلم قرار میگیرد و حس ناامنی و نگرانی را در دل مخاطب ایجاد میکند.
عملکرد هر سه بازیگر اصلی فیلم، درخشان است و همگی بدون آن که بخواهند تماشاگر را فریب دهند در نقش خود فرو رفته و بازی چشمگیری ارائه دادهاند. اگرچه برخی از سکانسها به موضوعاتی حاشیهای میپردازند اما «گرتل و هانسل» تقریباً در تمامی اوقات، مسیر مستقیم خود را با طراوت طی میکند. درحالیکه ردهبندی سنی فیلم برای افراد بالای ۱۳ سال مناسب است، بسیاری از هواداران سرسخت فیلمهای ترسناک مثبت هجده سال، از میزان وحشت ایجادشده در فیلم آز پرکینز راضی هستند؛ کارگردان فیلم «گرتل و هانسل»، هالهای از اضطراب خلق کرده است و اجازه نمیدهد مخاطب حتی برای یکبار با چیزهایی پایینتر از سطح استاندارد فضای فیلم به وحشت بیفتد.
تنها نقدی که بر فیلم «گرتل و هانسل» وارد است، صدای اضافهشده برای شخصیت گرتل است؛ این صداگذاری برای توضیح مسائلی اضافه شده که هیچ دلیلی برای بیانشان نیست و مخاطب، آنها را بهراحتی درک میکند. با وجود این، کارگردان فضایی در فیلم ایجاد کرده که باعث میشود با اثری بیشتر هنری روبرو شویم، نه اثری مناسب مخاطب عام. در این زمینه، «گرتل و هانسل» را میتوان با فیلم «رنگ خارج از فضا» با عنوان اصلی «Color Out of Space» مقایسه کرد؛ این فیلم پس از اکران در سال ۲۰۱۹ هواداران مخصوص به خود را پیدا کرد؛ کسانی که به تماشای اینگونه فیلمها مینشینند در جستجوی رویکردی هستند که انسان را بیشازپیش نگران و مغشوش کند. از سوی دیگر، این فیلم برای کسانی مناسب است که روحیهای انزواطلب دارند. پس اگر جزو این دسته افراد هستید برای تماشای «گرتل و هانسل» درنگ نکنید.
منبع: Roger Ebert
حیف وقت و اینترنت که حروم دیدنش شد!
به نظر من فیلم خیلی از قصه اصلی دور شده و استفاده از نماد ها و نشانه های مذاهب کاملا بیمورد بوده
پیام اصلی داستان که میخواد بگه هیچ چیز نمیتونه عشق رو از بین ببره (عشق بین خواهر و برادر) کاملا از فیلم حذف شده
وقتی فیلمی بر پایه انواع نماد ساخته بشه مخاطب بجای اینکه با فیلم همراه بشه مدام توی ذهنش کنکاش میکنه که فلان سکانس چی بود یا این تصویر نماد چیه در نتیجه از فیلم عقب میمونه و به مرور جذابیت فیلم از بین میره و کسل کننده و حوصله سر بر میشه.
این فیلم یک اثر ضعیف و کاملا کسل کننده هستش
فیلم گرتل و هانسلنسبت به اینکه ژانر ترسناک هست کمی خسته کننده هست . از نمادهای شیطانی در صهیونیسم زیاد استفاد شده و شاید میخواسته اند تبلیغی باشد برای نمایش اینگونه نمادها برای ببیننده خود . نماد مثلث و تک چشم و مثلث خالی و دابره ستاره دار از نمادهای مشهور شیطان پرستان و صهیونیسم هست و داخل خانه جادوگر پر از نعمت بود ! هرچند که در اصل آشغال و کثافت بودند . در کل فیلم سرگرم کننده و جذابی نبود