واکنش اولیه منتقدان به فیلم “خون شد” ساخته مسعود کیمیایی | چاقو و چراغ خانه

واکنش اولیه تعدادی از منتقدان به «خون شد» را در فیلیمو شات مرور می‌کنیم.

منتشرشده در ۲۰ بهمن ۹۸ همزمان با نمایش فیلم خون شد در جشنواره فجر
مسعود کیمیایی در آستانه هشتادسالگی همچنان فیلمساز مهم و تأثیرگذاری است؛ به همین دلیل، شروع روز نهم جشنواره با فیلمی از کیمیایی اتفاق مهمی است، حتی اگر بدون حضور خود او باشد.
«خون شد» روایتگر داستان مردی با نقش‌آفرینی سعید آقاخانی است که بعد از سال‌ها از زندان آزاد شده و تصمیم می‌گیرد تا اوضاع زندگی و خانواده‌اش را روبه‌راه کند. نسرین مقانلو، هومن برق‌نورد، سیامک انصاری و لیلا زارع دیگر بازیگرانی هستند که در فیلم جدید کیمیایی جلوی دوربین علیرضا زرین‌دست حاضر شده‌اند.
این سومین حضور کیمیایی در جشنواره پس از موفقیت «جرم» در سال ۹۲ است و از واکنش منتقدان به «خون شد» به نظر می‌رسد که با اقبال بیشتری هم مواجه شده است.
واکنش اولیه تعدادی از منتقدان به «خون شد» را در فیلیمو شات مرور می‌کنیم.


بهمن عبدالهی: در فیلم، سکانسی هست که مادر صندوقچه‌ای را در زیرزمین متروک می‌گشاید و خاطرات گذشته‌اش را بازکاوی می‌کند. «خون شد»، مصداق همین صحنه است؛ انگار مسعود کیمیایی دوباره به سینمای خاص خودش، آن آدم‌ها و آن فضاها رجعت کرده است. سینمای کیمیایی، سینمای موردعلاقه من نیست اما برخی فیلم‌هایش را دوست دارم. خصوصا آثاری که قصه‌گو باشند و سرراست بروند به سراغ داستان، نه اینکه حاشیه بروند و چهل‌تکه باشند. اینجا کیمیایی قصه را بهتر و سرراست‌تر تعریف می‌کند؛ گرچه آدم‌هایش مال این زمانه نیستند، در جهان فیلم قابل‌توجه‌اند. آخرین فیلم کیمیایی بهتر از دیگر آثار این چندساله اوست. مثل همیشه لحظات خوبی دارد و آدم‌های زمختش دوست‌داشتنی هستند.

درباره فیلم خون شد

فیلم خون شد به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال ۱۳۹۸ ساخته شده است. این فیلم محصول کشور ایران و در ژانر خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. در این فیلم سعید آقاخانی، نسرین مقانلو، سیامک صفری، لیلا زارع، هومن برق نورد، اکبر معززی، سیامک انصاری، مریم عباس زاده , اردشیر احمدی به هنرمندی پرداخته‌اند.

سعید آقاخانی و هومن برق‌نورد در نمایی از فیلم خون شد - واکنش منتقدان به خون شد

نقد فیلم خون شد


سید آریا قریشی: رفتار شخصیت‌ها در بعضی از قسمت‌ها افراطی است. منطق برخی از اتفاقات می‌لنگد. قهرمان فیلم، ساده‌تر از آنچه انتظار می‌رود از پس دشمنان برمی‌آید. ضدقهرمان‌ها را به‌درستی نمی‌شناسیم و کیفیت بازی‌ها یکدست نیست. با وجود تمام این مشکلات، «خون شد» از دو فیلم قبلی کیمیایی جلوتر می‌ایستد. این، به‌روزترین فیلم سال‌های اخیر کیمیایی است؛ با استعاره‌هایی پوشیده‌تر از فیلمی چون «قاتل اهلی». توانایی اجرایی کیمیایی کماکان در برخی از لحظات چشمگیر است (قرینه‌سازی نماهای ابتدایی و انتهایی فیلم، از نظر تصویرسازی جزو بهترین لحظات جشنواره امسال است) و داستان اصلی کمتر از «متروپل» و «قاتل اهلی» به حاشیه می‌رود. «خون شد» قطعا با بهترین‌های کیمیایی فاصله دارد اما در میان انبوه فیلم‌های «تله‌فیلمی»، فیلم تازه کیمیایی هنوز اثری برای پرده عریض سینما است.

علیرضا مجمع:‏⁧‫ «خون شد»‬⁩، قابش را با سایه و مرد شروع می‌کند. مرد، آشنای سالیان ماست با خالقش. همان نوری ⁧‫«سرب»‬⁩، همان رضای ⁧‫«دندان مار‬⁩» اما ضعیف‌تر. خالق معلوم است که پیر شده و حوصله ندارد، اما در همین حال هم خانه-ایران برایش مهم است. قلندری می‌خواهد تا خانواده را جمع کند دورِهم.

امید ذاکرنیا: آخرین اثر مسعود کیمیایی مثل آثار قبلی‌اش فیلمی بود که مخاطبانش به دو گروه شیفته و متنفر تقسیم شدند. فیلم مثل همه کارهای کیمیایی داستانی است که دنیای خاص کارگردان را روایت می‌کند، با یک سعید آقاخانی متفاوت؛ اما هرچه هست و هرچقدر هم این فیلم خوش‌ساخت‌تر از آثار متاخرش باشد، بازهم فیلم کیمیایی است که عاشقان و دشمنان جدی خودش را دارد و به‌عنوان مخاطب، قطعا در یکی از این دو گروه جای خواهید گرفت.

سعید آقاخانی و سیامک صفری در نمایی از فیلم خون شد - واکنش منتقدان به خون شد

امین مبینی: علاقه‌مندان جدی سینمای ایران سال‌هاست که می‌دانند دیگر نباید انتظار بالایی از مسعود کیمیایی داشته باشند. اگر این واقعیت را بپذیریم که او دیگر فیلم‌های مهمش را ساخته، می‌توان گفت که «خون شد» برای او گامی رو به جلو در این سال‌هاست و طرفداران سینه‌چاکش را راضی خواهد کرد. فیلم، سر و شکل متعادلی دارد و داستان خود را در تمام مقاطع، با ریتم مناسبی روایت می‌کند. از طرفی شروع و پایان فکرشده‌ای هم دارد و به واسطه حجم خون و شکل خشونت، در جهان سینمایی کیمیایی فیلمی آیکانیک محسوب خواهد شد. خصوصا که فیلم کیمیایی پس از سال‌ها از قهرمان جذابی بهره می‌برد که سعید آقاخانی به خوبی از پس ایفای نقشش برآمده است.


ممکن است به این مطلب‌ها نیز علاقه‌مند باشید

نظر شما چیست؟

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

20 نظر
  1. وحید می‌نویسد

    خوشم اومد ولی من باید در فیلمهای موفق نقش اول رو بازی میکردم ولی هنوز کشف نشدم

  2. م می‌نویسد

    خاک عالم تو سر سینمای ایران. اینم شد قیلم آخه. یادم میاد بچه بودم برا برنامه کودک فیلمنامه نوشتم و فرستادم. یه چیزی تو این مایه های فیلم “خون شد”. خخخخخخخخخخخ بخدا جدی میگم. خخخخخخ

  3. شاغلام می‌نویسد

    مسعود کیمیایی نه با تعریف بزرگ میشه نه با توهین کوچک میشه …. کیمیایی بزرگ هست .. نام استاد تا ابد بر تارک سینمای ایران میدرخشد .. ممنون استاد که خالق زیباترین تصاویر سینما برای ما بودید

  4. صادق می‌نویسد

    خانه خیلی شبیه ایران بود،استاد کیمیایی خسته نباشید

  5. پیشگیری از جرم می‌نویسد

    به نظر من فیلم جالبی بود ،فرهنگ سازی لوتی گری در راستای قبول اشباهات همه خانواده که به جای قربانی شدن دختران خانواده،آنهارا درک کردند،یه نگاهی به جامعه بندازید که چه دخترانی که قربانی ناموس پرستی شدند در حالی که قاتلین خود بی ناموس بودند و هیچ کاری برای انسجام خانواده انجام نداده بودند

  6. نگار می‌نویسد

    دوره فیلم فارسی های دهه چهل و .. تمام شده .. به نظرتان این فیلم جقدر باور پذیر

  7. یوسفی می‌نویسد

    غیرت چیزی بجز عشق به خانواده نیست. هیچ عاشقی عشق را نمی کشد. تغییری که در شخصیت های کیمیایی حاصل شده است.بی غیرت ترین آدمها ناموس کش ها هستند

  8. یوسفی می‌نویسد

    خانه استعاره از ایران ماست.

  9. Sasan می‌نویسد

    به نظرم فیلم خوب و جذابی بود و از دو فیلم قبلیش خیلی بهتر بود

  10. مرسده می‌نویسد

    چرا یکی بهش نمیگه آقا قیصر رو ساختی دستت درد نکنه دیگه بسه ولش کن کل ارتقای فکری این آقا توی ۵۰سال گذشته این بوده که اگه دختر خونه گندی زد نکشیدش برید باعث و بانیشو بکشید بابا تفکر فریز شده ی شما در همین حد رشد داشته؟؟؟؟وااااا بده نسااااااز برای وقت مردم ارزش قایل شو من میرم یه قانون مورفی رامبد جوان ببینم اینو بشوره ببره

  11. جواد می‌نویسد

    مرسده خانوم سهم شما همون قانون مرفیه تورو چه به فیلم های استاد کیمیائی

  12. فرهاد می‌نویسد

    فیلم روایتگر حال حاضر ایران بود خانه ای که سندش به دست بساز و بفروش افتاده به خواست پدر و مادر خانه بابت پول طعنه سر راستی است به قرارداد با چین . تمام صحنه ها ما به ازایی سر راست دارد ، با کمی دقت اکثرا متوجه خواهند شد . حتی در تنور انداختن نانوا و ……

  13. احمدجودکی می‌نویسد

    شما همون رامبدجوان و خندوانه مناسبتونه سینمای کیمیایی عشق و فهم میخاد هرکسی لمسش نمیککه

  14. حامد می‌نویسد

    فیلم mother از دارن آرونوفسکی را ببینید تا متوجه بشید آقای کیمیایی در چه حال و هوایی فیلم ساخته و به چه مفاهیمی به صورت استعاری و کنایه آمیز نزدیک شده.
    حتی در صحنه پاساژ کاملا این حس را داشتم که ایشان تحت تأثیر اون فیلم بوده.
    کار خوبی بود و حتما ما به این دست فیلم ها در جامعه ای که نمیشود سرراست انتقاد کرد نیاز داریم.

  15. علی می‌نویسد

    فیلم های که که قهرمان دارن لذت بخشن و دراین فیلم غیرت به خوبی به نمایش در آمد.اگر در فیلم در دعواها اکشن می داشت فیلم بهتری میشد ولی درکل این فیلم تلخ که بازیگران مخصوصاجناب سعیدآقاخانی وخانم لیلا زارع ایفای نقش عالی داشتند فیلم متوسط به بالایی بود

  16. علی می‌نویسد

    فیلم های که قهرمان دارن لذت بخشن ودراین فیلم غیرت به خوبی به نمایش درآمد.اگر درفیلم دردعواها صحنه های اکشن می داشت فیلم بهتری میشد.
    ولی در کل این فیلم تلخ بازیگرانی اعم از جناب سعید آقاخانی وخانم لیلا زارع که ایفای نقش عالی داشتندفیلم متوسط روبه بالای بود

  17. امیر می‌نویسد

    نصف فیلم بیشتر شبیه طنز بود و غیر قابل باور بود خیلی از صحنه هاش

  18. محمود می‌نویسد

    این که میگن کیمیایی کهنه گرا است و از تفکرات دهه ۴۰ و ۵۰ عبور نکرده مثل اینه که بگی استاد شجریان نباید یک عمری سمتی میخوندند و کم کم باید پاپ و حتی رپ را شروع میکردند.
    خب این سبک اقای کیمیایی است. چرا نمیخواید بفهمید؟!!
    هر کس به این سبک علاقه داره میبینه، مثل موسیقی که هر کس سنتی ووست دارد سنتی گوش میده هر کس پاپ، پاپ و هر کس رپ، رپ

  19. ستاره می‌نویسد

    فاجعه بود. کمدی بود اصلا. کیمیایی در سلامت عقل نبوده وقتی این فیلمو ساخته… سم بود اصلا

  20. علی می‌نویسد

    خانواده در این فیلم همان ایران ماست که از هم پاشیده. یکی معتاد، یکی فراری، یکی روانی، پدر خانواده هم خانه نشین و علیل. بزرگی میخواهد تا همه را دوباره دور هم جمع کند،و چراغهای خاموش اتاقها را یکی یکی روشن کند. قضاوت نکند بلکه بشنود. سند خانه که همان هویت خانواده است را دزدیده اند اوباید آنرا بازپس گیرد حتی اگر با خون و خونریزی. سکانس پاساژ هم تلنگری بود برای زورمندان خفته که اگر روزی فرصتی دست دهد هرکسی حق خود را خواهد گرفت و اوضاع با شلیک تیر هوایی ماموران نیز درست نخواهد شد. آشوب میشود. خیلی فکر کردم که چرا حیاط غمزده وخیس خانه که پراز درختان سرسبز است،را برگهای زرد پرکرده است؟ چیزی به ذهنم نرسید.