معرفی و نقد فیلم گیس
حامد بهداد، بهنوش طباطبایی، عرفان طهماسبی و الهه حصاری ستارههای این فیلماند
محسن جسور در دومین تجربه کارگردانی خود فیلم گیس را با محوریت بحرانهای یک پتروشیمی ساخته، به تهیهکنندگی سیدمهدی جوادی و حضور کاظم دانشی. اینجا درباره فیلم بیشتر بخوانید.
درباره چهل و چهارمین جشنواره فجر بیشتر بدانید
خلاصه داستان فیلم گیس
در خلاصه داستان فیلم گیس آمده است: در یکی از پتروشیمی های کشور، سیستم اولفین، قلب تپنده پتروشیمی دچار فروپاشی شده و منجر به آتش سوزی و مرگ یک سرکارگر میشود. پتروشیمی از مدار تولید خارج شده و نزدیک به سه هزارنفر بیکار میشوند. بحرانی کارگری و تولید گریبان شهر را میگیرد…
بازیگران و عوامل فیلم
محسن جسور در دومین تجربه کارگردانی سراغ گیس رفته است. سیدمهدی جوادی تهیهکننده این فیلم است.
حامد بهداد، بهنوش طباطبایی، عرفان طهماسبی، الهه حصاری، حسین پورکیانی و سپهر گندمی در فیلم گیس بازی کردهاند.
دیگر عوامل عبارتند از؛ سرپرست نویسندگان: کاظم دانشی (بر اساس فیلمنامهای از مهتاب صداقت)، فیلمبرداری: آرش رمضانی، طراح صحنه و دکور: بابک کریمی طاری، طراح لباس: نفیسه ناصرنیا، گریم: شهرام خلج، تدوین: عماد خدابخش، صداگذار: آرش قاسمی، صدابرداری: سعید زند، فرزین زند، آهنگساز: بهزاد عبدی، جلوههای بصری: کامیار شفیعپور، جلوههای ویژه میدانی و بدلکاری: آرش آقا بیگ، مدیر تولید: مینا سنگسفیدی، دستیار اول کارگردان: راما هاشمی، منشی صحنه: گل کوشان و عکاس: حمید جانی پور.

کوتاه درباره محسن جسور؛ کارگردان فیلم
محسن جسور در سینمای حرفهای کارش را به عنوان عکاس شروع کرد. او پیش از حضور در این عرصه به عنوان بازیگر و کارگردان در عرصه تئاتر فعالیتهای داشت.
نقد و بررسی فیلم گیس
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
احسان ناظم بکایی
آنها که چون نگارنده این سطور، مدتی در ماهشهر و سربندر زندگی کرده باشند میدانند که پتروشیمی چه تاثیرات عمیق و مختلفی بر زندگی ساکنان آنجا دارد. تقریباً هر کدام از مجتمعهای پتروشیمی، بوی مخصوص به خود را دارند که اهالی به راحتی با استشمامش میتوانند بگویند کدام مجتمع در حال فعالیت است. سکنه منطقه به بوی گازی که مشامها را پر میکند، گِیس که بومی شده کلمه گاز است میگویند.
به نظر می رسد نام فیلم باید چنین باشد و الا گیس و مو به کلیت فیلم ربط چندانی ندارد. هر چند در هیچ جای فیلم هم اشاره به گِیس نمیشود. فیلم از جمله فیلمهای تبلیغاتی بند مسئولیتهای اجتماعی پتروشیمی است که شعارهای تبلیغاتی دلخواه مدیران صنعتی را در خود به صورت گلدرشت جای داده است تا در اکران به چشم آنان فرو رود. طبعاً سفارشدهندگان با وجود بهرهگیری از حامد بهداد و بهنوش طباطبایی و الهه حصاری که معلوم است انتخابشان علاقه شخصی اسپانسر است، به اکران نمیاندیشند و شاید فیلم در جشنی در سالن اجتماعات پتروشیمیها برای مهندسان و خانواده هایشان پخش شود.
۳ نکته از فیلم:
- مهندس امیری، شعار ندی میمیری؟
- جای خالی مردم؛ باز هم پتروشیمی، بومیها را ندید.
- اسم فیلم را کمپرسور میگذاشتند بهتر بود.

سعیده نیکاختر

ارتباط اسم فیلم با موضوع را متوجه نشدیم اما فیلم دغدغهمند و خوشریتم است. گیس با یک سکانس کوبنده شروع میشود. اعتراض کارگران مطالبهگر پتروشیمی بوشهر در مقابل ماشینهای وزیر نفت که وارد بندر ماهشهر شده، هیجانانگیز است اما این موج به زودی از قوت میافتد. متوجه میشویم که سردسته معترضین یکی از مهندسین سرشناس پتروشیمی است که برای کمک کردن به کارگران آمده و فردا شب عروسیاش است. از قضا همسر، خواهر و شوهرخواهرش هم از مدیران همان پتروشیمی هستند. ناگهان داستان عوض میشود و وارد فاز خانوادگی میشود مجددا برگشتی غلوآمیز به پتروشیمی دارد و شاهد نماهای اسپانسری با تعداد بالا میشویم.
نماهای اسپانسری به نماهایی گفته میشود که در راستای اهداف و رضایتمندی اسپانسر در فیلم گنجانده میشود. گذشته از این نماها که تنها در میانه فیلم دیده میشود بگذریم، باقی فیلم مهیج است و کشش لازم را دارد. بازی ها خوب است و استفاده خوبی از خصوصیات اخلاقی همیشگی حامد بهداد در نقش سروش، مامور امنیتی گرفته شده است. دیالوگهای خوب و کوبندهای برایش نوشتهاند و کاملا به بازی بهداد میخورد. میزان قلدری و پرروبازی سروش دل مخاطب را خنک میکند و آرزو میکند ایکاش واقعیت هم چنین بود. پایان فیلم تا دقایقی قبل از اتمام خوب است که نهایتا باسمهای میشود و رضایت تماشاگر فرو میریزد.
۳ نکته از فیلم:
- همیشه پای یک زن در میان است
- سمیر مهندس بود یا معترض؟
- تا پایان فیلم اسم متهم را نفهمیدیم

احسان طهماسبی
فیلم، بر دو محور بهظاهر مترقی بنا شده است: قهرمانپروری و دفاع از طبقه کارگری. همین دو انتخاب نیز در لایههای عمیقتر، به پاشنه آشیل اثر بدل میشوند. قهرمانهای فیلم، چنان بار معنایی و اخلاقی سنگینی را به دوش میکشند که نهتنها امکان تنفس برای دیگر شخصیتها باقی نمیماند، بلکه خودِ واقعیت اجتماعی نیز به حاشیه رانده میشود. جهان فیلم هم میدان کنش جمعی میشود و صحنهای برای نمایش رنج و فضیلت یک فرد. در این منطق، طبقه کارگر نه بهعنوان یک سوژه جمعی با تضادها، صداها و منافع متکثر، بلکه بهمثابه پسزمینهای اخلاقی برای قهرمان عمل میکند. فیلم از کارگر دفاع میکند، اما این دفاع بیش از آنکه ساختاری باشد، عاطفی است. رنجها دیده میشوند، اما مناسبات تولید، روابط قدرت و امکان کنش جمعی حذف میشوند. گیس فیلم بدون ایرادی نیست، اما آگاهانه بر قهرمانپروری تکیه میکند و شخصیتی را نشان میدهد که ملیگراییاش از دل کنش و انتخاب بیرون آمده است. وطندوستی او نه در گفتار رسمی، بلکه در ماندن، هزینه دادن و ایستادن در برابر فرسایش معنا پیدا میشود. فیلم با این انتخاب، شکلی از قهرمان را بازتعریف میکند که صرفا وابسته به تأیید ساختار قدرت نیست و از این رو واجد اعتبار اخلاقی میشود. نقطه مقابل قهرمانان فیلم، مدیرانی هستند که فیلم بیپرده آنها را آلوده، منفعتطلب و بیارتباط با واقعیت زیست کارگران تصویر میکند. گیس تا حدودی در تلاش بوده تا آلودگی مدیریتی را نه بهصورت فردی، بلکه بهمثابه یک منطق ساختاری نمایش دهد.
۳ نکته از فیلم:
- احتمالا گیس بدترین نامی است که میتوان برای این فیلم در نظر گرفت!
- به راستی چرا در سینمای ایران کمتر فیلمی به سینمای کارگری و دغدغه کارگران در جامعه میپردازد؟!
- آیا میتوان گیس را فیلمی متاثر از رخدادهای اخیر ایران و اتفاقات تلخ اخیر دانست!؟

پتروشیمی نماد ایران و جامعه کارگری نماد قشر کارمند و کارگر ایران بود که با خیانت وزرا و مسئولان به حال نزار و فروپاشی اخلاقی اجتماعی و اقتصادی رسیده بود و بیانگر سطح خیانت و نفوذ مسئولان بلندپایه کشور در بوجود آمدن وضعیت کنونی جامعه و کشور میباشد که در فیلم به انفجار پتروشیمی و سنگ اندزای مسئولان بلندپایه برای احیای وضعیت اسفناک و بحرانی را بخوبی نشان میداد. برداشت من این بود که کارگردان بخوبی در متن فیلم توانسته بود به مانند تلنگری وضعیت کشور را به معرض نمایش عموم بگذارد.
سردسته ی معترضین سرکارگر بود نه مهندس