فیلم اسکورت؛ معرفی و نقد و بررسی
امیر جدیدی و هدی زینالعابدین ستارههای این فیلم هستند
فیلم اسکورت جدیدترین ساخته یوسف حاتمیکیا است. پسر ارشد ابراهیم حاتمیکیا که در فیلمسازی راه پدر را پیش نگرفت و در سینمای اجتماعی مسیر فیلمسازی را ادامه داد. در اینجا به متن و حاشیه دومین ساخته سینمایی او میپردازیم.
خلاصه داستان فیلم اسکورت
خلاصه داستان فیلم اسکورت را میشود اینطور تعریف کرد؛ یک اکشن ماجراجویانه پیرامون داستانی که توسط یک سرباز و یک راننده شوتی روایت میشود؛ روایتی پرالتهاب از داستان انتخابهای فردی برای تامین معاش روزانه که میتواند زندگی افراد را تغییر دهد.
اما شما بدانید که داستان فیلم دوم یوسف حاتمیکیا درباره سربازی است که مجبور میشود برای تهیه داروی سرطان دوستش، اسکورت یک شوتی زن شود تا بار قاچاقی را به مقصد برساند.
بازیگران و عوامل فیلم اسکورت
یوسف حاتمیکیا که پیشتر با فیلم «شب طلایی» در فجر حضور داشت، امسال با «اسکورت» پا به این جشنواره گذاشته که فیلمنامهاش را هم خودش نوشته است. این فیلم را محمدرضا منصوری تهیه کرده است.
امیر جدیدی، هدی زینالعابدین، افشین هاشمی، رضا کیانیان، مهدی زمین پرداز و هادی شیخ الاسلامی ترکیب بازیگران اصلی این فیلم را تشکیل میدهند.
دیگر عوامل فیلم هم عبارتند از؛ مدیر فیلمبرداری: میلاد نوری، تدوین: میثم مولایی، چهرهپرداز: امید گلزاده، موسیقی: سروش انتظامی، صدابردار: سعید زند، صداگذار: علیرضا علویان، طراح صحنه: فرهاد احمدی، طراح لباس: لیلا مظفرزاده، جلوههای میدانی: آرش آقابیک، جلوههای بصری: امین انتشاری.

نقد و بررسی فیلم اسکورت
مسعود میر
کاش میشد در جاده زندگی هم کنار غربیلک ماشین روزگار، دکمه آبی را پیدا کرد و آن سگمصب را زد و بحرانها را به فراموشی سپرد. کاش میشد در غوغای تخته گاز راندن برای رسیدنهای مبهم بهانه خوبی به چشم میآمد برای ترمز زدن. «اسکورت» بهانه خوب تماشای فیلم است در رقابت بیرمق فیلمهایی که انگار اکثرشان قرار است بند اول رزومه یک کارگردان را پر کنند. فیلمهایی که در پس شعارهای سیاسی و تفکرات ارگانی انگار یادشان رفته که باید تماشاگر را از تماشای فیلم محظوظ کنند.
فیلم اسکورت نشان میدهد یوسف حاتمی کیا میتواند در سینمای ایران برای ساخت فیلمی جادهای با هیجان و اکشن بالا هم ادعا داشته باشد و هم نمونه کار آبرومند. فیلمی که نشان میدهد هنوز هم سینما راه نجات سینمای بی جان و تماشاگر بی حال است.
امیر جدیدی در فیلم اسکورت، ملغمهای است از آریا در «من» و سیاوش «روز صفر» اما خواستنی است و کله خراب و همراهیبرانگیز. او سلطان بیچون و چرای جاده ای است که باید با اسکورت طی شود. افشین هاشمی و هدی زینالعابدین هم نباید در پیچ جاده گم شوند. اولی برای باورپذیری بیبدیل در اجرای نقش و دومی برای بیرون زدن از پیله تکرار زنان مظلوم و رنجدیده.
همه چیز میتوانست بهتر باشد، درست مانند همه فیلمهای خوب که میتوانستند شاهکار باشند. اصلا میشد در فیلمنامه لکهگیری بیشتری انجام داد یا جلوههای ویژه فیلم را اینقدر غلیظ و دودآلود به پایان نرساند اما فارغ از اینها میتوان با قطعیت گفت که اسکورت دقیقا همان بهانه ترمز برای ایستادن در جاده ترسناک جشنواره امسال است.
بهترین دیالوگ فیلم را اصلان (امیر جدیدی) میگوید که: وقتی چشم انتظار نداری فرقی نمیکنه کجا باشی…
۳ نکته از فیلم:
- هیجان این فیلم، نجاتش میدهد
- شوتیها ناخدای لنج هستند روی دریای بیرحم آسفالت
- کلاهی که جا ماند…
احسان طهماسبی
اسکورت، درام جادهای یوسف حاتمیکیا، در تلاش است ابعادی از واقعیتی اجتماعی که سینمای ایران کمتر به سراغ آن رفته را بازتاب دهد. فیلم با نزدیک شدن به سوژهی پرالتهاب شوتیها، شروعی هیجانانگیز و پرتنش دارد و در طراحی سکانسهای افتتاحیه، قواعد ژنریک را به درستی رعایت کرده است. روایت داستانی فیلم، خطی و ساده است و تنشهای فیلم در ظاهر پرهیجان. برخی شخصیتها، با وجود پرداخت محدود، برای مخاطب ملموس شدهاند و نقش آفرینیها توانستهاند باورپذیری شخصیتها را نیز تقویت کنند. استفاده صحیح از لانگشاتها و همچنین طراحی صحنههای جادهای، فضایی قابل لمس و در برخی لحظات دلنشین ایجاد کرده است؛ هرچند که جلوههای ویژه و برخی صحنههای اکشن، به دلیل محدودیتها، قدرت بصری لازم برای برخی سکانسها را منتقل نکرده است. دیالوگنویسی در فیلمنامه قوت کافی را ندارد و نویسنده برای درک بهتر اتمسفر فیلم توسط مخاطب، مجبور به نگارش دیالوگهای غیرضروری نیز شده است. در مجموع اسکورت، علاوه بر اینکه توانسته اثری کمتر تجربهشده را در سینمای ایران برای مخاطب به نمایش بگذارد، در خلق هیجان و ایجاد لحظات اکشن نیز تاحدودی موفق بوده و توانسته به موضوعات انسانی و اجتماعی نیز نیمنگاهی داشته باشد. از این رو تمرکز اصلی فیلم بیشتر بر دوش وجه اکشن و هالییودی فیلم بوده و تا حدی نیز توانسته از پس خلق درام منتقدانه اجتماعی برآید.
۳ نکته از فیلم:
- تفاوت فاحش حال و هوای فیلم اول و دوم یوسف حاتمیکیا، نشان از علاقه او به تجربهگرایی در سینما دارد.
- دوری چند ساله امیر جدیدی از سینما، در اسکورت به پایان رسید.
- تا به اینجای کار برخلاف پدر؛ بیشعار!
سعیده نیکاختر

یک فیلم جادهای سخت و تمامعیار. این اولین جملهای است که درباره اسکورت میشود گفت. خیلیها انتظار داشتند فیلمی درسایه حمایتهای پدر ببینند؛ اما درست بعد از اتمام فیلم اغلب اتفاق نظر داشتند که سینمای ایران با پدیده جدیدی روبرو شده به نام یوسف حاتمیکیا.
متن فیلمنامه اینقدر قوی و پردازش شده است که یک دیالوگ اضافی یا پلان پرتی در آن دیده نمیشود. فاصله اتفاقها تند و یکدست است و از ریتم خارج نمیشود. چه در پاسگاه باشیم و چه در خانه و یا جاده، داستان روی ریل ثابتی در حرکت است و افتوخیز ندارد. فرق بین کاری که یکشبه نوشته میشود با متنی که ماهها رویش کار میشود اینجا پیداست.
فیلم در جاده زیبای بوشهر روایت میشود با لهجههای محلی. دغدغه معیشت مردم این خطه را با نمایش شغل شوتیها (باربران ماشینی) میبینیم و در کنارش سختی کار و مسئولیت نیروی انتظامی. سازنده بیآنکه قضاوت کند یا جناحی را مورد اتهام قرار دهد تروتمیز حرفش را میزند و در دل اینهمه سکانسهای پر استرس، داستانی عاشقانه را به تصویر میکشد. بازیهای درخشان امیر جدیدی، هدی زینالعابدین و افشین هاشمی نشان داده یوسف میدانسته از آنها چه توقعی دارد.
در کنار اینها نقطه قوت اسکورت فیلمبرداری درجهیک آن است. با اینکه فیلم به لحاظ جادهای بودنش مجبور بوده از دوربینهای متفاوتی مثل کوادکوپتر و یا روی سینهموبیل استفاده کند و یا حتی از هوش مصنوعی هم بهره گرفته باشد؛ اما جنس تصاویر یکدست و یک سرعت است. تدوین حرفهای هم به کمک کار آمده و از آن فیلمی پرکشش و جذاب ساخته. در نهایت به یوسف حاتمیکیا باید تبریک گفت و امیدوار بود که با همین فرمان ادامه دهد.
۳ نکته از فیلم:
- یک نیروی انتظامی واقعی دیدیم
- باریکلا به مرام بچه تهرون
- بوشهر چه جاده زیبایی دارد
احسان ناظم بکایی
بالاخره اتفاق در شامگاه سومین روز جشنواره افتاد. معمولا سنت جشنواره این است که در میان فیلمهای معمولی و رو به زوال در حالیکه از جشنواره ناامید شدهاید، ناگهان فیلمی میبینید که نشان میدهد سینمای ایران همچنان پویاست. در سومین شب، فیلمی روانه پرده شد که توانست مخاطب را میخکوب کند. دومین فیلم بلند یوسف حاتمیکیا، خروج او از سایه پدرش ابراهیم است.
فیلم اسکورت، مخاطبی را که فن ابراهیم حاتمیکیا باشد به یاد روزگار جوانی او میاندازد که درام و اکشن توامان برایش مهم بود. فیلم تمام قواعد یک اثر جادهای اکشن را دارد. فیلمی جادهای که رمزگذاری و رمزگشاییهایش به جا و حضور شخصیتها نیز به اندازه است. همهچیز به جا و همه کس در موقعیت خود تعریف شدهاند و بیرون نمیزنند. همین چیدمان مناسب، ریتمی خوب به کار داده است. اسکورت مقهور حضور بازیگرانی مثل امیر جدیدی، رضا کیانیان، هدی زینالعابدین و افشین هاشمی نمیشود و تحت تاثیر لوکیشنهای جذاب جادههای زیبای ساحل بوشهر و کوهستانهای فارس قرار نمیگیرد. فیلمی همگن که برای ساخت آن زحمت کشیده و حال توقع ما را از یوسف حاتمیکیا افزایش داده است.
۳ نکته از فیلم:
- بوی اکشن یوسف
- اصلان با بازی امیر جدیدی، نماد یک بچه تهرونی مدرن بامرام
- سیمرغ، اسکورت میشوند؟

نبود فضای مجازی و شلوغ بازی های رسانه ای امسال بخاطر شرایط کشور، باعث شد جشنواره فیلم فجر کمی تا اندکی ابری شود و خوب اطلاع رسانی پیرامون فیلم ها صورت نگیرد. با این حال آنکه اهلش بود و هست راهی می سازد و بالاخره خود را به جایی که باید می رساند و توفیق دیدن فیلم ها به یمن وجود رفیق با صفا و برادر خوبم علی آقای مجدآبادی در کوشک باغ هنر مهیا شد.
با تقاطع نهایی شروع کردم و ضد حالی بود که نگویم و نشنوید. فیلمی کُند، یک خطی و سم خالص. اصلا مانده بودم چرا باید چنین فیلمی به جشنواره راه پیدا کند.!غبار میمون را که دیدم، آه از نهادم بلند شد. چرا باید آرش معیریان طنز ساخت به فیلمی چنین دیالوگ سنگین روی بیاورد و نتواند بین سوژه و سکانس ها، محتوای قابل درکی به ببیننده القا کند. انبوهی بازیگر با دیالوگهای شعاری که قصه را نه با اَکت که با حرف پیش میبرند.
در اوج ناامیدی بودم که چشمم به نام یوسف حاتمی کیا برای فیلم «اسکورت» خورد. گفتم حتی اگر زیر سایه پدر هم فیلم ساخته باشد، باز بهتر از فیلم های دیگر خواهد بود و همین هم شد، درست بعد از اتمام فیلم، اغلب تماشاگران می گفتند که سینمای ایران با پدیده جدیدی روبرو شده به نام یوسف حاتمیکیا، آنهم خارج از سایه ی پدر.
سوژه شاید تکراری اما بسیار خوش ساخت و هیجان انگیز بود. یک فیلم جاده ای و قابل تامل و با بازیگرانی بسیار حرفه ای و کاربلد. کیف کردم و نور امید در دلم جان گرفت. بقول آقا مسعود میر، «اسکورت» بهانه خوب تماشای فیلم است در رقابت بیرمق فیلمهایی که انگار اکثرشان قرار است بند اول رزومه یک کارگردان را پر کنند.
فیلم در جاده زیبای بوشهر روایت میشود با لهجههای محلی.دل می بردهاااا. دغدغه معیشت مردم این خطه را با نمایش شغل شوتیها (باربران ماشینی) میبینیم و در کنارش سختی کار و مسئولیت نیروی انتظامی. سازنده بیآنکه قضاوت کند یا جناحی را مورد اتهام قرار دهد تروتمیز حرفش را میزند و در دل اینهمه سکانسهای پر استرس، داستانی عاشقانه را به تصویر میکشد.
بعد از پایان فیلم اینها تا ساعت ها توی ذهنم راه می روند که :
هیجان این فیلم، نجاتش داده…
شوتیها ناخدای لنج هستند روی دریای بیرحم آسفالت…
یک نیروی انتظامی واقعی دیدیم
باریکلا به مرام بچه تهرون
بوشهر چه جاده زیبایی دارد
به جمع قماربازهای بی کله خوش آمدی…
هدی زین العابدین، زن تمام عیار سیمرغ امسال…
اَصلان با بازی امیر جدیدی، نماد یک بچه تهرونی مدرن بامرام..
و کلاهی که جا ماند…
شیفت ابراهیم “( فیلم ساز نظام با افتخار که شایسته است اینبار جایزه را به پسرش بدن ) که با قرار گرفتن بو همراهی در اتمسفر جدید دچار پاره گی تسمه تایم خواهد شد” از مسیر یوسف جان. منتطر فیلم جدید ابراهیم با نام “به صرف شام” نسخه دوم هستیم.
سلام،
اینکه خاطرنشان فرموده بودند که فیلم اسکورت زیر سایه پدر نیست، قدری تصور می کنم که به شعورم توهین شد!
من سرتیپی هستم، در وزارت ارشاد هر کجا جهت گرفتن مجوز کارگردانی میرفتم ،آقایی بمن گفتند فقط یک نامه از علی سرتیپی بیآوری تمومه و باور نمی کردند من ایشان را ندیده ام.
حالا مگر میشود تهیه کنندهای بدون حمایت از راه دور پدری دلسوز که آنهم اینهمه پروژه سنگین دستش هست، سرمایه بدهد.
انشاالله ، پاسخگوی خون شهیدان باشند حضرت!!!!!!!!