اطلاعات و نقد فیلم قمارباز
کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی ستارههای این فیلم هستند
«قمارباز» را محسن بهاری کارگردانی و سجاد نصراللهینسب آن را تهیه کرده، در این مسیر بهجت شریف اصفهانی هم فیلمنامه را نوشته است. در اینجا نگاهی به متن و حواشی این فیلم میاندازیم.
همه چیز درباره چهل و چهارمین جشنواره فجر
خلاصه داستان فیلم قمارباز
در خلاصه داستان رسمی فیلم قمارباز اینطور نوشته شده: «در کشاکش جنگ ۱۲ روزه، یکی از بانکهای کشور مورد حمله سایبری قرار میگیرد، اتفاقی که یک مامور خبره را به یکی از برنامهنویسان بانک مضمون میکند. تکاپو برای یافتن حقیقت و برقراری امنیت ملی از این اینجا آغاز میشود…»
بازیگران و عوامل فیلم قمارباز
فیلم قمارباز که به تهیهکنندگی سجاد نصراللهینسب ساخته شده، اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند محسن بهاری است.
کوروش تهامی، آرمین رحیمیان و شبنم قربانی بازیگران اصلی این فیلم معمایی هستند و امیر نوروزی، روشان رستمپور و عماد امامی نیز در آن ایفای نقش کردهاند.
دیگر عوامل تولید فیلم عبارتند از: نویسنده: بهجت شریف، مدیر فیلمبرداری: احسان رفیعیجم، تدوین: حسین جمشیدیگوهری، چهرهپرداز: امید گلزاده، موسیقی: مسعود سخاوتدوست، صدابردار: مسیح حدپورسراج، صداگذار: محمدمهدی جواهریزاده، طراح صحنه: امیرحسین حدادی، طراح لباس: ثمینه افتخاری، جلوههای میدانی: آرش آقابیک، جلوههای بصری: هادی اسلامی، طراح لوگو: محمد روحالامین.

کوتاه درباره محسن بهاری؛ کارگردان فیلم
محسن بهاری از منشی صحنههای با سابقه سینما و تلویزیون است که سابقه همکاری با کارگردانی چون ابراهیم حاتمیکیا، سیروس مقدم، محمدحسین مهدویان و… را در کارنامه دارد. قمارباز اولین تجربه کارگردانی اوست.
نقد و بررسی فیلم قمارباز
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
احسان طهماسبی
قمارباز ساخته محسن بهاری نمونهای قابلقبول از اثری معمایی-جاسوسی است که توانسته با وجود محدودیتهای لوکیشن و بودجه، تریلری متوازن ارائه دهد. فیلم با تمرکز بر داستان دستگیری جاسوسان سایبری در خلال جنگ دوازده روزه، زاویهای تازه و کمتر دیدهشده به این رویدادها اضافه کرده و همین نگاه، مهمترین ویژگی اثر به شمار میرود. هرچند برخی معماها و گرههای روایی فیلم قابل پیشبینی به نظر میآیند، اما ریتم مناسب و تدوین روان فیلم، مخاطب را قدمبهقدم با جهان پرتعلیق داستان همراه میکند. کارگردانی فیلم از نقاط قوت اثر است؛ دکوپاژ دقیق، انتخاب هوشمندانه لوکیشن و استفاده مؤثر از رنگهای سرد، فضایی یکدست و هزار تو ایجاد کرده که به خوبی در خدمت مضمون و تنش داستان است. طراحی صحنه و فضاسازی، به ویژه در فضای محدود خانه بالاشهری نیز نشاندهنده تسلط فیلمساز بر ابزار روایت است و باعث شده فیلم تا انتها از نفس نیفتد. علاوه بر این، بازی بازیگران نیز نقش کلیدی در موفقیت اثر داشته است. کوروش تهامی و آرمین رحیمیان با اجراهای قابل توجه و باورپذیر خود، بخش مهمی از بار دراماتیک فیلم را بر دوش میکشند و حضورشان یکی از برگ برندههای فیلم است. قمارباز، با تمرکز بر دیالوگها و تعاملهای میان شخصیتها، ریتم روایت خود را به خوبی حفظ کرده و با وجود خطوط داستانی آشنا، تجربهای استاندارد و رضایتبخش برای مخاطبان فراهم میکند.
سه نکته از فیلم:
- قمارباز برای یک کارگردان فیلم اولی، اثری قابلدفاع و امیدوارکننده است که نشان از تلاش کارگردان برای خلق تریلری فکرشده دارد.
- با وجود بازی قابلقبول کوروش تهامی در این فیلم، همچنان نقشآفرینی او در رگ خواب (حمید نعمت الله) در خاطر مخاطبان جشنواره فجر باقی مانده است.
- اظهارات عوامل قمارباز در نشست خبری، خبر از صحت روایتهای این فیلم و تایید دخالت مدیران ارشد بانک، در یکی از حملات سایبری مهم سال جاری دارد؛ موضوعی که از حیث مطالعات مهندسی و آمارهای فنی نیز قابل استناد خواهد بود.
سعیده نیکاختر
یک فیلم رئال تایم و تک لوکیشن درباره هک شدن سیستم بانک سپه در دوران جنگ دوازده روزه است. داستان بر اساس یک پرونده مستند نوشته و پرداخته شده و با توجه به کوتاهی زمان حادثه تا ساخت فیلم، قصه خوبی از آب درآمده. فیلم هایی از این قبیل معمولا با مشکل افت ریتم مواجه میشوند. اما دیالوگ های فکر شده و فاصله مناسب اتفاق ها باعث شده فیلم از ریتم نیفتد.
بده بستانهای مامور امنیتی به نام پیمان و برنامه نویس بانک مرکزی فرید، که مورد سوءظن است، خوب پرداخت شده و در راستای شخصیت پردازی درست نقش هاست. ورود و خروج به موقع نقشهای حاشیهای به داستان کمک میکند که از قوت نیفتد ضمن اینکه حاوی اطلاعات کاربردی هم هستند. کارگردان در کنار متن و دکوپاژ درست، حواسش به طراحی صحنه هم بوده. استفاده از لوکیشن کم آکسسوار، دیوارهای تو در توی خانه به پیچیدگی داستان کمک کرده. رنگهای محدود آبی و طوسی آکسسوار و لباسها کاربرد دراماتیک در داستان دارد و به سردی فضای فیلم دامن میزند.

استفاده از موسیقی کم و به موقع از نکات مثبت فیلم است. بازی خشک و سرد کوروش تهامی در اینجا به کمک شخصیت آمده و فرید را شخصیتی منفعل و سادهلوح نشان میدهد. با اینکه بار فیلم بر دوش دیالوگ است اما آرمین رحیمیان بازی کنترل شدهای دارد و در نقش مامور امنیتی و مسئول پرونده نه شعاری و باسمهای حرف میزند نه تند و پرخاشگر. به لحاظ محتوایی نکته آزاردهنده فیلم برخورد با پروندههای اینچنینی است. مامور امنیتی بدون حکم و دلیل محکم و تنها از روی احساس شک درونیاش، وارد این معما شده و این به مخاطب القا میکند که اغلب پروندههایی از این قبیل در وزارت اطلاعات همینطور حسی و بدون دلیل محکم حل و فصل میشود و این نتیجهگیری بیمشکل نیست.
سه نکته از فیلم:
- حواستان باشد مامور امنیتی از تمام درهای بسته عبور میکند
- تن ماهی تو ماکارونی؟
- گاهی موسیقی کمش خوبه

صحبتهای عوامل فیلم در جشنواره فیلم فجر
محسن بهاری | کارگردان: فضای معمایی علاقه شخصی و همیشگی من بوده و این فیلم نیز در همین فضا شکل گرفته است. داستان فیلم بهطور کامل در یک شب روایت میشود و محور اصلی آن، یک معمای جاسوسی است.
ما ۱۶ آذرماه فیلمبرداری را آغاز کردیم و پیش از آن حدود یک ماه و نیم پیشتولید داشتیم. پروسه تولید مثل خیلی از فیلمهایی که با حمایت نهادها ساخته میشود، با مشکلات زمانی مواجه شد. در مجموع، تا حدود ۲۵ جلسه فیلمبرداری داشتیم که دهه اول دیماه به پایان رسید.
ماجرا در بستر وقایع جنگ ۱۲ روزه اتفاق میافتد. در این مقطع، یکی از بانکها هک و فردی از بانک مرکزی بازداشت میشود و ادامه داستان شکل می گیرد. تمام روایت فیلم در همان شب شکل میگیرد البته ما ورودی به ماجرای بازداشت یا اعتراف و… نداریم بلکه تمرکز بر مواجهه با جنگ است که تا صبح ادامه دارد.

در سینمای ایران، ورود به این ژانر اغلب مستلزم حضور نهادهای دولتی، پلیسی یا امنیتی در بطن روایت است. با این حال، برای من اصل، قصه بود. وقتی قصه جذاب باشد، این ملاحظات در اولویت دوم قرار میگیرد.
این اولین فیلم بلند سینمایی من است، اما پیش از این بیش از ۲۰ سال است در سینما فعالیت داشتهام و حدود ۱۶ یا ۱۷ سال بهعنوان منشی صحنه با نسلهای مختلف سینماگران همکاری کردهام. خوشبختانه در این سالها در پروژههای قابلقبولی حضور داشتهام و از نظر ارتباط با بدنه حرفهای سینما با مشکلی مواجه نبودم.

چالش اصلی، نه پیدا کردن تهیهکننده، بلکه پیدا کردن سرمایهگذار است. درواقع اگر سرمایهگذار داشته باشید، یافتن تهیهکننده کار دشواری نیست. تضمینی وجود ندارد که سرمایه جذب شود. آن دورهای که در اواسط دهه ۹۰ برخی فیلمها صرفاً با اتکا به فیلمنامه وارد تولید میشدند، عملاً گذشته است.
سرمایهگذار خصوصی در سینمای امروز بسیار محدود شده و عملاً وجود ندارد ولی وضعیت در سینمای کمدی کمی متفاوت است. البته معمولاً این مسیر هم شرایط خاص خودش را دارد؛ به این معنا که یکی دو فیلمنامه اول باید توسط کارگردانان دیگر همان دفتر ساخته شود و معمولاً از فیلمنامه سوم به بعد اجازه میدهند خود نویسنده پشت دوربین برود.

من در طول بیش از دو دهه فعالیت در سینما، با کارگردانان زیادی همکاری داشتهام؛ چه فیلماولی، چه فیلم چندمی و چه برندگان سیمرغ. تلاش کردم از همه آنها یاد بگیرم. از یکی مدیریت صحنه را آموختم، از دیگری دکوپاژ، از فردی دیگر نحوه هدایت بازیگر. مجموعه این تجربهها را در ساخت این فیلم به کار گرفتم.
اینکه بخواهم در این فیلم مشخصاً از یک کارگردان یا یک اثر خاص الگوبرداری کنم، چنین نگاهی نداشتم. ترجیح دادم حاصل تجربه شخصی خودم از سالها کار در سینما را به کار بگیرم.
جشنواره، فارغ از شرایط و نقدهایی که به آن وارد است، برای فیلماولیها اهمیت ویژهای دارد. این تنها جایی است که فیلم دیده میشود، نام کارگردان شنیده میشود و امکان معرفی به بدنه سینما فراهم میشود. از این منظر، جشنواره همچنان کارکرد مهمی دارد.
امسال جشنواره در شرایط خاصی برگزار میشود و طبیعتاً نگاهها به آن متفاوت است؛ برخی منتقدند و برخی حامی. اما در هر صورت، جشنواره فیلم فجر به مسیر خود ادامه میدهد و برای ما که نخستین فیلممان را ساختهایم، همچنان یک فرصت مهم محسوب میشود.

پوستر فیلم قمار باز

