اطلاعات و نقد فیلم خیابان جمهوری
الناز ملک، هادی حجازیفر و روحالله زمانی بازیگران اصلی این فیلم است
فیلم خیابان جمهوری به کارگردانی و تهیهکنندگی منوچهر هادی است که در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر اکران میشود. در اینجا به متن و حواشی این فیلم میپردازیم.
جشنواره فجر ۱۴۰۴؛ فهرست فیلمها، نقدها و حاشیهها
خلاصه داستان فیلم خیابان جمهوری
در خلاصه داستان فیلم خیابان جمهوری ساخته منوچهر هادی سعی کرده است یکی از دیالوگهای فیلم را به جای خلاصه داستان به رسانهها بدهد: این بی همه چیز! همه چیش الکیه… خودش، اسمش، حرفش…!
اما شما بدانید که داستان فیلم درباره زندگی پرماجرا و سخت یک زن است که در تهران برای زندگی شرافتمندانه و یافتن همسرش، تلاش میکند…
بازیگران و عوامل فیلم خیابان جمهوری
منوچهر هادی گرچه فیلمهای اجتماعی هم در کارنامه دارد، اما غالبا با فیلمهای سینمایی طنز شناخته میشود. خیابان جمهوری عنوان فیلم اوست که خودش و هانی شیرازی آن را تهیه کردهاند و پدرام کریمی هم فیلمنامهاش را نوشته است.
هادی حجازیفر، الناز ملک، فاطیما بهارمست، روحاالله زمانی و مرتضی شجاعی در فیلم ایفای نقش کردهاند.
سایر عوامل فیلم عبارتند از؛ مدیر پروژه: هانی شیرازی، دستیار اول کارگردان: سجاد قراگزلو، مدیر برنامهریزی: مریم پدمه، فیلمبرداری: سید میلاد حسینی، تدوین: محمد ابراهیم هادی، طراحی و ترکیب صدا: علیرضا علویان، صدابرداری: حمید زیباکلام، طراح صحنه و لباس: نیره آشتیانی، طراح گریم: امید گلزاده، مدیر تولید: ابوالفضل کوچکیان، آهنگساز: امیرحسین سمیعی، طراح جلوههای ویژه بصری: امین مبارکی

کوتاه درباره منوچهر هادی؛ کارگردان فیلم
منوچهر هادی پیش از این، از کارگردانان سینمای بدنه محسوب میشد که در عرصه سریالسازی هم فعال است. او چند فیلم کمدی پرفروش از جمله «من سالوادرو نیستم»،«آینه بغل» و «رحمان 1400» را در کارنامه دارد و تعدادی فیلم در ژانر درام هم ساخته که مهمترین آنها فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه» است. آخرین ساخته سینمایی او با نام «حدود 8 صبح» در سال 1401 توسط هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر رد شد و به بخش مسابقه راه پیدا نکرد.
نقد و بررسی فیلم خیابان جمهوری
این نقد و نوشتهها، نظر کوتاه ولی دستاولِ منتقدان و نویسندگان سینمایی است؛ شاید بعدها همه چیز تغییر کند! در ضمن، انتشار آنها -لزوما- به معنای تایید فیلیموشات نیست
احسان طهماسبی
خیابان جمهوری منوچهر هادی نمونهای است از تلاشی ناکام در خلق درامی اجتماعی و تلخ که علیرغم کارگردانی نسبتاً استاندارد، نتوانسته بر مخاطب اثرگذاری داشته باشد. مشکل اصلی فیلم در فیلمنامه و روایت آن است؛ داستان با گسترش بیش از حد در عرض و خردهقصههای متعدد، انسجام خود را از دست داده و بسیاری از موقعیتها نه به پیشبرد شخصیتها کمک کرده و نه دراماتیک و تأثیرگذار هستند. تمرکز فیلم روی چند موضوع حساس مانند خیانت و سقط جنین، با روایت کشدار و سطحی، فرصت ایجاد تعلیق و همذاتپنداری را از بین برده است.
از سویی دیگر، فضاسازی و تصویرسازی نیز در بسیاری لحظات آشفته و ناخوشایند به نظر میرسد. دوربین روی دست که قرار بود حس حضور در شهر را منتقل کند، پس از مدتی به یکی از معضلات فیلم بدل میشود و طراحی صحنه و گریم اغراقآمیز، بیش از آنکه به باورپذیری کمک کند، حس تصنعی بودن را تقویت میکند. ریتم کند و کشدار فیلم باعث شده حتی برخی نقشآفرینیهای قابل قبول فیلم نیز نتواند ضعفهای ساختاری را جبران کند. علاوه بر این، فیلم با وجود پرداختن به سوژههای حساس اجتماعی، نمیتواند عمق واقعی و نگاه نوآورانهای ارائه دهد و بسیاری از موقعیتها تکراری و قابل پیشبینی هستند. به نظر میرسد خیابان جمهوری بیش از آنکه بازتاب درد و رنج واقعی جامعه باشد، به خلق تصویری تصنعی و ارائه تصویری سطحی از زندگی شهری اکتفا کرده است. در نهایت، فیلم با وجود تمامی تلاشها، به دلیل ضعفهای فیلمنامه، روایت پراکنده و ریتم کند، تجربهای ناامیدکننده به مخاطب ارائه و پتانسیل بالای سوژه خود نیز را هدر میدهد.
۳ نکته از فیلم:
- خیابان جمهوری بعد از حدود هشت صبح، دومین فیلم اجتماعی شکست خورده منوچهر هادی در طول پنج سال اخیر است.
- هرچند که مخاطبان اصلی فیلمهای سینمای ایران طرفدار فیلمهای قصهگو و داستانپرداز هستند، اما همین مهم نیز حاوی فاکتورها و نکاتی است که با خطای محاسباتی به ضرر فیلم تمام خواهد شد.
- کمدی یا اجتماعی؟ مسئله این است!
سعیده نیکاختر
منوچهر هادی به اندازه موهای سرش کار ساخته و با قواعد سینمای ایران آشناست. استفاده درست از موقعیتها را خوب بلد است و بازیگر را به امان خودش رها نمیکند. روی شخصیتپردازیها خوب کار میکند تا پخته و باورپذیر شوند. اما نکته اینجاست که سوژه برای مخاطب جذابیت لازم را ندارد. داستان دختر جوانی که از شهرستان به پایتخت آمده تا درس بخواند و کار کند و زندگی مستقلی داشته باشد سوژه جدیدی نیست و شاید اگر بیست سال پیش این فیلم ساخته میشد جذابیت بیشتری داشت.
آیلار با بازی الناز ملک، دختری سرسخت و با اراده است و سعی دارد عزت نفسش را حفظ کند؛ اما این سرسختی کمی با تصمیمات و عملکردش منافات دارد. فیلم ظاهراً در تابستان بعد از جنگ دوازده روزه میگذرد و آیلار سی ساله است. در چنین دورهای بعید است کسی با فضای مجازی و خصوصاً اینستاگرام آشنا نباشد. کمکم متوجه میشویم او خیلی از چیزها را نمیداند. اگر قرار است فیلم هشداری به جوانها بدهد باید بداند جوانهای این دوره چه تهرانی باشند چه شهرستانی، با دسترسی به فضای مجازی، اغلب باهوش و بیپروایند و بعید است دم به تله بدهند.
درحالیکه آیلار پشت مردی ایستاده و از او بهعنوان نامزدش حمایت میکند که کوچکترین شناختی از او ندارد و حتی خانواده همسرش را نمیشناسد. از خانوادهای سنتی بیرون آمده و ناخواسته از نامزدش باردار شده و با این مسئله درگیر است. با فضای کاسبی در شهر هم غریبه است و مثلاً نمیداند دستفروشی در پایتخت سد معبر محسوب میشود و هر پیادهرویی سرقفلی دارد. سازنده سعی کرده نمایی از یک زن کوشا و عاقل را نشان بدهد؛ اما آیلار اغلب نسنجیده رفتار میکند. به راحتی روی هرکسی دست بلند میکند و پرخاشگر است. در کارش منضبط نیست و تصمیمات معقولی نمیگیرد. آیلار در یک خیاطی در خیابان جمهوری کار میکند جایی که دهها زن در آنجا فعالیت میکنند. فیلم سعی کرده سختیهای زندگی زنان سرپرست خانواده را نشان بدهد؛ اما نهایتاً نتیجهای که مخاطب میگیرد این است که آیلار خودش مقصر اصلی تمام بلاها و گرفتاریهایش است.
۳ نکته از فیلم:
- چرا هادی حجازیفر؟
- فیلم زیادی چرک و شلخته است
- هادی شما طنز بساز!
احسان ناظم بکایی
آیا این فیلم، فیلم اجتماعی و مسئله روز است؟ جواب یک کلمه است؛ نه! منوچهر هادی که در چیدمان جشنواره امسال جز کارکشتهها محسوب میشود، در خیابان جمهوری سراغ سوژهای رفته است که شاید در دهه ۱۳۷۰ با بازی فاطمه معتمدآریا جواب میداد؛ اما در سال ۱۴۰۴ چندان نکته خاصی نیست که بخواهد موضوع یک فیلم ملودرام اجتماعی قرار بگیرد. فیلم که با تأخیری حدود یک ساعت روانه پرده پردیس ملت شد، کند و با نماها و تصاویر تکراری است.
فیلم کثیف و شلخته که هیچکدامشان به مذاق تماشاچی این روزها خوش نمیآید. الناز ملک به عنوان نقش اول فیلم، گرچه سعی در شکستن نقش خود در زخم کاری را دارد و موفق هم عمل کرده ولی نمیتواند بار گیشه را بهتنهایی تحمل کند. هادی حجازیفر همان همیشگی است با همان شمایل مسابقه صد شبکه سه و روحالله زمانی نیز در مسیر تکامل گام بر میدارد. مابقی بازیگران چنان نامدار نیستند که مخاطب را به سینما بکشند. پس اگر هادی و سازندگان در گمان این هستند که خیابان جمهوری، فیلمی است که در اکران موفق خواهد بود، سخت در اشتباهند. نهایتاً خیابان جمهوری فیلمی است که طبعاً به واسطه سابقه کارگردان، ساختار سینمایی دارد اما نمیتواند مخاطب امروزی را همراه کند.
۳ نکته از فیلم:
- اسم فیلم آدم را یاد برنامه پارک ملت شهیدیفرد میاندازد.
- لوکیشن خانه آیلار، شبها در اختیار گروه بود!
- شایسته سیمرغ است اگر در جشنوارههای فجر دهه ۱۳۷۰ اکران میشد!
