کافه سلطان، در خلال داستان اجتماعیاش در فهرست فیلمهایی قرار میگیرد که به جنگ ۱۲ روزه پرداخته است. فیلمی از یک مستندساز با سابقه و مشهور که حالا دومین فیلم داستانیاش را ساخته است.
اطلاعات کامل چهل و چهارمین جشنواره فجر ۱۴۰۴
خلاصه داستان فیلم کافه سلطان
در خلاصه داستان رسمی فیلم آمده: کافه سلطان داستان یک کافه بینراهی، یک خانواده و مسافرانی است که در آنجا حضور دارند و جنگ ۱۲ روزه سرنوشتی جدید برای آنها رقم میزند.
اما غیر از این داستان رسمی، برخی سایتهای سینمایی چنین روایت کردهاند که در دل کویر، مهری، ۶۵ ساله، کافه متروکه سلطان را به عنوان تنها دارایی و سرپناه خانواده سرپا نگه داشته است؛ یونس، پسر مهری، برای سامان دادن به ازدواجش اصرار به فروش دارد؛ مهری اما کافه را سنگر زندگیشان میداند و مخالفت میکند. ناگهان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران آغاز میشود…
بازیگران و عوامل فیلم
آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفینیا، سیاوش طهمورث، سجاد بابایی، مریم مؤمن، شیوا مکینیان، محمدرضا صولتی، تورج فرامرزیان، بدرالسادات برنجانی، امین ایمانی و سهیل قاصدی در این فیلم ایفای نقش کردهاند.
عوامل این فیلم عبارتند از: کارگردان؛ مصطفی رزاق کریمی، تهیهکننده؛ مرتضی رزاق کریمی، مشاور تهیه و تولید: آرش زینال خیری، نویسنده: عطیه آرندی، سرپرست گروه کارگردانی؛ رهام مخدومی، مدیر برنامهریزی: سروش مردانه، مدیر فیلمبرداری: مسعود امینی تیرانی، مدیر صدابرداری: روحالله جعفر بگلو، طراح صحنه: جهانگیر میرزاجانی، طراح لباس: محمود بیاتی، طراح چهرهپردازی: مهرداد میرکیانی، تدوین: مهدی حسینیوند، آهنگساز: صبا ندایی، طراحی و ترکیب صدا: عرفان یزدی، جلوههای ویژه بصری: حسن ایزدی، جلوههای ویژه میدانی: حمید رسولیان، مجری طرح: امیر اکبرزاده، مدیر تولید: حسین فیضآبادی، مدیر روابطعمومی: علی زادمهر و عکاس: علی رزاق کریمی. محصول بنیاد سینمایی فارابی.
کوتاه درباره مصطفی رزاق کریمی؛ کارگردان فیلم
مصطفی رزاق کریمی بیشتر به عنوان مستندساز شناخته میشود. آخرین کار او مستند تحسین شده «بانو قدس ایران» است. او ۱۹ سال قبل اولین فیلم داستانیاش با نام «حس پنهان» را ساخت که البته کار موفقی از آب درنیامد.

نقد و بررسی فیلم کافه سلطان
احسان ناظم بکایی
فیلمی که میتوانست به یک ملودرام اجتماعی جذاب پیرامون تأثیرات جنگ ۱۲ روزه بدل شود به اثری مونولوگ محور و مطول تبدیل شده است. شخصیتها یا در تنهایی و بدون مخاطب یا با تلفن حرف میزنند و حتی در مواجههای دو یا چند نفره نیز چرخش کلامی و گوش شنوا وجود ندارد. از این منظر کافه سلطان را میتوان کافه تلفن هم نامگذاری کرد!
قطعاً اگر برادران رزاق کریمی، فیلمنامه را به یک دیالوگنویس یا دراماتورژ میدادند سطح کار به مراتب بالاتر میرفت. بازیگران کارکشتهای مثل آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفینیا و سیاوش طهمورث در صحنهها رها هستند و گویی خودشان گلیم خود را به واسطه تجربیات گذشته از آب بیرون کشیدهاند. اتفاقی که برای بازیگران جوانی مثل سجاد بابایی و مریم مؤمن نمیافتد. در فیلم رزاق کریمی، مستندساز نامدار کشورمان میشود بهراحتی سایه سالها مستندسازی را دید. او موقعیت را که فاصله زیادی هم از زمان وقوعش نگذشته برای بازیگران بهخوبی تشریح کرده است؛ اما دیالوگها چفتوبست ندارد و شخصیتها بعضی مواقع جوابی برای پارتنر خود ندارند. ضمن اینکه شاهد تنوع زاویه پلان و تعداد کات نیز نیستیم. پلانهای طولانی و تک زاویه که فیلم را بیشتر به مستند شبیه کرده است.
۳ نکته از فیلم:
- استفاده از هوش مصنوعی برای بازنویسی فیلمنامه هم مناسب بود!
- چرا منطقه ۳ تهران تهدید میشود باید جاده قدیم قم شلوغ شود؟
- برندینگ کافه در حد چراغانی دم در بود!

سعیده نیکاختر
یک مستندساز میتواند به حوادث روز اجتماعی واکنش سریع نشان بدهد و رزاق کریمی باسابقه درخشانی که در مستندسازی دارد، این کار را کرده است. منتها کمی خوشبینانه و بدون زحمت سراغ این سوژه ناب رفته. فیلم مشکلات اقتصادی یک خانواده صاحب کافه در جاده را به تصویر کشیده که در شروع جنگ دوازده روزه درگیر اتفاقات خوب و بدی میشوند. تقابل نسل جدید با قدیم را بهدرستی نشان داده. اما مشکلات عدیدهای در فیلم وجود دارد.
دیالوگهای بیهدف شخصیتها که به هم اتصالی ندارند، نشان میدهد متن قابل توجیهی برایشان نوشته نشده. سؤال و جوابها در راستای هم نیست و افراد واکنشی نسبت به حرفهای هم ندارند. بیتفاوتی نقشها نسبت به حرفهای خودشان اینطور نشان میدهد که فیلمساز خیلی برایش مهم نبوده بازیگر با چه حسی دیالوگ بگوید و به همان یک برداشت راضی بوده و نیازی به تکرار پلان ندیده. در بعضی از موارد گاهی کلمهای با اشتباه املایی بیان میشود. یونس در جواب سؤال مسئول جایگاه پمپبنزین که میپرسد چند لیتر بنزین میخواهد؟ با حالت سؤالی میگوید: چند لیتر بخواهم؟ اینطور برمیآید که کارگردان به توضیح صحنه بسنده کرده و بازیگر را به درون موقعیت هل داده و ادامه کار را بر عهده خود بازیگر گذاشته است.
انصافاً آزیتا حاجیان در نقش مهتاب، مادر خانواده، بازی بسیار متین و موجهی دارد. کنترل شده عمل میکند و زیاد حرف نمیزند. شریفینیا هم یک مرد مغبون و مغموم است. اما سجاد بابایی و مریم مؤمن بازی نچسب و نپختهای دارند و خیلی درگیر نقششان نشدهاند. سیاوش طهمورث هم در قامت یک بدمن فیلمهای دهه شصت ظاهر شده تا خاطره یک مرد کلاش را در ذهن مخاطب زنده کند او هم دیالوگ پرمغزی ندارد. نهایتاً فیلم در نشان دادن مخاطرات جنگ بافاصله، موفق است؛ اما نتیجه تقابل دو نسل مشخص نمیشود و معلوم نیست کدام نسل عاقبت بخیر میشود.
۳ نکته از فیلم:
- حضور زن ارسطو با ایده برندینگ کافه
- چرا درخت را سوزاندید؟
- قر دادن طهمورث
احسان طهماسبی
کافه سلطان در مقام یک اثر داستانی با موضوعی ملتهب و بهروز، یعنی جنگ دوازدهروزه و بازتاب آن در جامعه، در عمل از دستیابی به یک روایت سینمایی مؤثر باز مانده و به تلهفیلمی سرگرمکننده شباهت پیدا کرده است. (کلیت بصری فیلم بیشتر یادآور قاب تلویزیونی است تا تجربهای متناسب با مدیوم سینما) در این فیلم، نه قصههای فیلمنامه کشش کافی را دارند و نه گرهافکنی و گرهگشایی آن به واقع مخاطب را درگیر میکند و داستان کمرمق و موقعیتهای کمجان، پشت نمادپردازیهایی پنهان میشوند و به درستی در فیلم شکل نمیگیرند. یکی دیگر از مشکلات فیلم، دیالوگنویسی است؛ گفتوگوها هرچند از زبان بازیگرانی همچون آزیتا حاجیان (که یکی دیگر از نقشآفرینیهای تماشایی خود را در این فیلم به نمایش گذاشته است) بیان میشوند اما از کشش و کیفیت لازم برخوردار نبوده و شخصیتپردازهای کلیشهای و همینطور رخدادهای قابل پیشبینی، فرصت ماندگارشدن به فیلم نمیدهند. فیلم رزاقکریمی در تلاش است به نمایش شکاف نسلها نیز بپردازد و در دل داستان خود، از اختلاف و حتی تضاد میان نسلها سخن بگوید. اما در مجموع، کافه سلطان، نه توانسته تصویر تاثیرگذاری از جنگ ارائه دهد و نه درام خانوادگی قابل قبولی بسازد؛ کاری دشوار که شاید انجام آن نیز به تجربه بیشتری در حوزه سینمای بلند و همینطور برخورداری از فیلمنامهای قویتر دارد.
۳ نکته از فیلم:
- کافه سلطان، تجربه فیلم بلند داستانی مستندساز خبره سینمای ایران
- سیاوش طهمورث همیشه یکی از بهترین انتخابهاست
- جنگ تنها یک اتفاق سیاسی نیست!

حرف های عوامل فیلم در نشست خبری جشنواره فیلم فجر
مرتضی رزاق کریمی | تهیه کننده
- این روزها مسائلی درباره حضور و عدم حضور در جشنواره مطرح میشود ولی باید بدانیم که جشنواره به معنای جشن نیست و با غم و اندوهی که در جامعه است ما جشنی نداریم. در مملکتی زیست میکنیم که از ایام دور تا به حال چنین اتفاقاتی مانند جنگ دوازده روزه اتفاق افتاده است.
- درباره این موضوع داستانهای مختلفی به من پیشنهاد شد و در ابتدا ترجیح میدادم تا مدتی از حادثه بگذرد ولی وقتی با متن عطیه آرندی مواجه شدم که به نتیجه چنین رخدادی به طور مستقیم و غیرمستقیم میپردازد، به سمت تولید آن رفتیم. درواقع متن بود که من را به این فیلم جذب کرد.
- این فیلم به طور مستقیم به جنگ نمیپردازد. قطعا درباره جنگ آثاری ساخته شده و همچنان ساخته خواهد شد. من فکر میکنم چنین آثار غیرشعاری برای مخاطب جهانی هم جذابیت بیشتری دارد.
عطیه آرندی | نویسنده
- من اصفهانی هستم و سالهای زیادی را در جاده گذراندم. در طول جنگ دیدیم که به یکباره جادهها شلوغ شدند و من به این فکر میکردم که کافههایی که در تمام این سال اینجا بودند در حال حاضر در چه وضعیتی هستند.
- بحث عمیقی در فیلم در جریان است و این است که انتخابهای ما در شرایط بحران چگونه باید باشد.
محمدرضا شریفی نیا | بازیگر
- به همه کسانی که عزیزی از دست دادهاند تسلیت میگویم. به دلیل سوءتفاهمها که پیش آمده میخواستم ضمن تشکر از آقای شاهسواری انتقادی را مطرح کنم. ای کاش تغییر فرمتی در این دوره داشتیم و آن را از اسم رویداد شروع کرده و مثلا از عنوان «یادآوری» استفاده میکردیم. اتفاقی افتاده و من فکر میکردم شرایط برگزاری یک یادنامه مهیا میشود و یادی از اتفاق میکنند. یا توضیح داده میشود که ما دور هم جمع میشویم تا به آثاری که به همین حوادث پرداخته، بپردازیم.
- به آقای مهدویان هم انتقادی داشتم که کسانی که نیامدند بحث ترس نبوده بلکه نوع عزاداری آنها متفاوت بوده است. این دوقطبی کردن جامعه برای خود ما بسیار بد است.
- کار جادهای بود و معمولا در فصل سرما سخت میگذرد، سختیهای کار بسیار زیاد بود و از طرف دیگر دو برادر رزاق کریمی کنار ما بودند که هر دو بسیار آرام و عالی کار را پیش بردند. این را از قول آزیتا حاجیان که در سفر است، میگویم که نظرش این بود بعد از مدت ها کارگردانی بسیار مودب و با احترام و آگاهانهای دیده است.
- چندی پیش داور فیلمهای جنگی در یک جشنواره بودم که در بسیاری از فیلمها از ابتدا تا انتها آدمها روبروی هم ایستاده و تیر میزدند. فیلم خوب بود اما قصه اشکال داشت و ما جایی برای گفتگو میان شخصیتها و سیر پرورش و تحول شهید نمیدیدیم. ولی گاهی در فیلمهای غیرجنگی مسیر انسان شدن لحظه به لحظه روایت شده است. در فیلم ما نیز همه چیز بر مبنای گفتوگو است.
مصطفی رزاق کریمی | کارگردان
- از برخی ارگانها پیشنهاد شد درباره جنگ فیلم بسازم و من قبول نکردم که چنین کاری انجام دهم آن هم در زمانی که مردم ما همچنان زیر خاک بودند. در این فیلم اینگونه بود که در بستر فیلم اتفاقی از جنگ دوازده روزه هم نشان داده میشود.
- یک بار با حاتمیکیا سر «از کرخه تا راین» بحث داشتیم درباره این مطلب که هیچ اثر انگشتی شبیه هم نیست. من از جهان بینی خودم فیلم را تعریف میکنم چیزی که دقیقا در این فیلم هم اتفاق افتاده است.
- من فیلمهای متفاوتی ساختهام که انسان در آنها محور بوده است و پرداختن به خود جنگ با تانک و توپ و تفنگ کار دوستان متبحری است که توانایی و علاقهاش را دارند.
پوستر و عکس های فیلم کافه سلطان



