چهلوهفتمین برنامه سپنج میزبان سید عبدالمجید کیانی، چهره ماندگار موسیقی ایرانی، نوازنده و پژوهشگر برجسته سنتور بود. این گفتوگو با محور «موسیقی و ساز زندگی» شکل گرفت و به بررسی ماهیت موسیقی ایرانی، نسبت آن با مخاطب، جایگاه سنت شفاهی و چالشهای آموزش و نظریهپردازی در دوران معاصر پرداخت.
سید عبدالمجید کیانی در ابتدای گفتوگو به ریشهشناسی واژه موسیقی اشاره کرد و توضیح داد که «موزیک» واژهای یونانی است که بهتدریج وارد زبانهای دیگر شده و در فارسی به «موسیقی» تبدیل شده است. او تأکید کرد که از نظر مفهومی تفاوتی میان این دو وجود ندارد و اختلاف صرفاً زبانی است.
در پاسخ به این پرسش که آیا هنرمند باید بیاعتنا به مخاطب صرفاً کار خود را انجام دهد یا در تولید اثر به مخاطب بیندیشد، کیانی گفت: «در موسیقی هر دو وجه وجود دارد. در بعد نظری، هنرمند بر اساس دانش و سنت کار خود را انجام میدهد، اما در بعد عملی، آموزش و انتقال موسیقی بدون توجه به مخاطب و شنونده ممکن نیست.» او با اشاره به سابقه هزارساله دانش نظری موسیقی در ایران، از رسالههای موسیقایی ابنسینا، فارابی، صفیالدین ارموی و قطبالدین شیرازی نام برد و افزود: «در کنار این دانش نظری، موسیقی ایرانی از آغاز به صورت شفاهی منتقل شده و همین ویژگی، آن را به زبان نزدیک کرده است.»
این استاد موسیقی ایرانی تأکید کرد که موسیقی، پیش از آنکه نوشتنی باشد، شنیدنی است و یادگیری آن بدون شنیدن و دریافت مستقیم ممکن نیست. او گفت: «همانطور که زبان را ابتدا با شنیدن میآموزیم، موسیقی نیز باید شنیده شود. نوشتار تنها پس از درک صوت معنا پیدا میکند.» به باور او، ظرافتهای موسیقی ایرانی، مشابه نگارگری، فرشبافی و معماری سنتی، حاصل تاریخی طولانی و انتقال سینهبهسینه است.
کیانی در بخش دیگری از گفتوگو به مسئله مدرنیته و برخورد ایران با نظریههای موسیقی غربی پرداخت و اظهار کرد: «در دورهای، بهجای بازخوانی و مدرنسازی نظریههای موسیقی خودمان، بهطور کامل به قواعد موسیقی کلاسیک غربی تکیه کردیم.» او با اشاره به مفاهیمی چون «ایقاع» در متون قدیم، گفت که این مفاهیم جای خود را به میزانبندیهای اروپایی دادهاند، در حالی که نظام ریتمیک موسیقی ایرانی پیشینهای مستقل و منسجم داشته است.
این پژوهشگر موسیقی درباره نسبت نوآوری و سنت در موسیقی ایرانی گفت: «نوآوری امری ضروری است، اما موسیقی ایرانی پیوند عمیقی با گذشته خود دارد. هنرمندی که به آثار گذشتگان بیاعتنا باشد، در خلأ هویتی قرار میگیرد.» او موسیقی دستگاهی و ردیف را حاصل نوعی بازگشت آگاهانه به ریشهها دانست و آن را با نقش شاهنامه فردوسی در احیای زبان و فرهنگ فارسی مقایسه کرد.
کیانی همچنین توضیح داد که موسیقی دستگاهی امروز در عمل آمیزهای از چند کارکرد متفاوت است؛ از موسیقی آیینی و مداحی تا موسیقی تفننی و محافل اندیشمندانه. او تأکید کرد که این تقسیمبندیها ارزشی یا نفیکننده نیست، بلکه تحلیلی علمی از کارکردهای مختلف موسیقی است.
کیانی بر تقدم «انسانیت» در آموزش موسیقی تأکید کرد و گفت: «در سنت استادـشاگردی، پیش از هر چیز بر معنا و اخلاق تأکید میشد. هنرمندان اصیل ایرانی پیش از آنکه نوازنده باشند، انسان بودند.» او این اصل را شرط اساسی تداوم و سلامت هنر موسیقی دانست و افزود که شنونده نیز باید با شناخت جایگاهها و کارکردهای مختلف موسیقی، انتخاب آگاهانهتری داشته باشد.
در بخش دیگری از گفتوگوی برنامه «سپنج»، سید عبدالمجید کیانی به مسئله درهمآمیختگی گونههای مختلف موسیقی در فضای امروز ایران پرداخت و آن را یکی از نشانههای فقدان تفکیک روشن در ساحت موسیقی دانست. او با اشاره به موسیقی جدی، مذهبی و مردمی گفت: «اگر بخواهیم موسیقی جدی گذشته را بشناسیم، باید به موسیقی دستگاهی و ردیف رجوع کنیم. اگر موسیقی مذهبی مدنظر است، مداحی و آیینهای خاص خود را دارد. اما امروز شاهد آن هستیم که این گونهها در هم آمیخته شدهاند؛ بهگونهای که در یک مجلس عزاداری یا حتی یک کنسرت سنتی، دیگر موسیقی خالص دستگاهی شنیده نمیشود.»

کیانی این درهمریختگی را نتیجه از میان رفتن مرزهای انتخاب دانست و تأکید کرد: «موسیقی پاپ نیز اساساً موسیقی شادی و مراسم است و ریشههایی در همان موسیقیهای آیینی و مردمی گذشته دارد، اما مسئله این است که امروز همه اینها بدون تفکیک در کنار هم قرار گرفتهاند.» او افزود که این وضعیت، مسئولیتی شخصی برای او ایجاد کرده است تا آنچه را آموخته، بهدرستی و با شفافیت منتقل کند.
این استاد موسیقی ایرانی توضیح داد که در طول سالها تلاش کرده شیوههای مختلف نوازندگی را بشناسد و از هم جدا کند. او با اشاره به مجموعه کنسرتها و آموزشهای خود با عنوان «سه شیوه هنر نوازندگی» گفت: «در این مجموعه مشخص کردهام که چگونه نواختن میتواند به موسیقی مطربی، موسیقی آیینی یا موسیقی فرهیخته منجر شود. هر کدام جایگاه خود را دارند، اما نباید با یکدیگر خلط شوند.» به گفته او، اگر هنرجویی به دنبال موسیقی تفننی یا آیینی باشد، باید به مسیر و استاد متناسب با همان انتخاب هدایت شود.
کیانی در ادامه بر اصل صداقت هنرمند با خود و مخاطب تأکید کرد و گفت: «هنرمند باید پیش از هر چیز با خودش صادق باشد. آنچه را دوست ندارد، نباید برای مخاطب اجرا کند. اجرای اثری که هنرمند به آن باور ندارد، نوعی بیاحترامی به مخاطب است.» او افزود که احترام به مخاطب از مسیر صداقت در انتخاب هنری میگذرد.
این موسیقیدان پیشکسوت با نگاهی فراتر از موسیقی، به مسئله انسان و اخلاق پرداخت و گفت: «انسانها بندگان خدا هستند و آنچه باید نقد شود، رفتارها و صفات ناپسند است، نه خود انسان.» او تأکید کرد که جامعه اغلب بهجای تفکیک رفتار از شخص، فرد را هدف قضاوت قرار میدهد، در حالی که اصلاح رفتار نیازمند آگاهی و تمرین اخلاقی است.
کیانی ارزش انسان را نه در حرفه، بلکه در کیفیت رفتار دانست و گفت: «هر رفتار نیک، امتیاز مثبت و هر رفتار ناپسند، امتیاز منفی است. قیمت انسان را میتوان از مجموع این رفتارها سنجید.» او با استناد به شعر سعدی، هنر را در پیوند با اخلاق و انسانیت معنا کرد و افزود که آموختن و آموزش دادن، فرایندی دوطرفه است: «هر بار که آموزش میدهم، دوباره خودم میآموزم.»
در بخش پایانی گفتوگو، کیانی زندگی را مبتنی بر عشق تعریف کرد و گفت: «جان زندگی به عشق است؛ به دوست داشتن، مهر ورزیدن و نیکی دیدن.» او تأکید کرد که این نگاه، حتی اگر مستلزم هزینه یا فداکاری باشد، ارزشمند است و بدون آن، هنر و موسیقی به پوستهای بیجان تبدیل میشود.
