در چهلوهفتمین قسمت از برنامه سپنج، علی درستکار میزبان دکتر نسرین مصفا، استاد دانشگاه و پژوهشگر برجسته حقوق بینالملل و روابط بینالملل بود. این گفتوگو با محوریت «چگونگی زیستن فراتر از روزمرگی، با طراوت و به دور از ملال تکرار» و همچنین بررسی وضعیت صلح، قدرت و امید در جهان امروز شکل گرفت.
دکتر نسرین مصفا دارای گواهی عالی حقوق بینالملل از آکادمی حقوق بینالملل هلند، مدارک تخصصی در حوزه صلح، توسعه، حقوق بشر و حقوق انسانی زنان از دانشگاه اروپایی صلح اتریش و یونسکو است. او سابقه تدریس و فعالیت پژوهشی در دانشگاه تهران، وزارت امور خارجه و نهادهای ملی و بینالمللی را در کارنامه خود دارد و همچنان در مقام استاد دانشگاه، به آموزش و انتقال تجربه به نسلهای جدید مشغول است.
مصفا در ارزیابی وضعیت کنونی جهان، حال حقوق بینالملل را «چندان مطلوب» توصیف کرد و گفت:« بدون آنکه بخواهم دستاوردهای تمدن بشری در حوزه حقوق بینالملل را نادیده بگیرم، باید اذعان کرد که در عمل، بسیاری از اصول بنیادین آن با چالشهای جدی مواجه شدهاند. حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه و اصل عدم توسل به زور، در گسترهای وسیع مورد خدشه قرار گرفتهاند.»
او تأکید کرد که غلبه نگاه سختافزارانه به قدرت در روابط بینالملل، موجب تضعیف وجوه انسانی و نرم قدرت شده است؛ وجوهی که هدف آنها کاهش خشونت و تقویت همزیستی مسالمتآمیز میان ملتها بوده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به پیوند دیرینه قدرت و زندگی بشر اظهار داشت:« قدرت همواره در اشکال مختلف در زندگی انسان حضور داشته است، اما جلوههای آن در طول زمان تغییر کردهاند. امروز دیگر صرف قدرت نظامی معیار ارزیابی دولتها نیست و اشکال متنوعتری از توانمندی مطرح است.»
او افزود که توانمندی انسان امری تاریخی و مستمر است و نباید آن را صرفاً در چارچوب قدرت سیاسی دولتها تعریف کرد. به باور او، انسان همواره قادر بوده است در شرایط مختلف، نقش خود را ایفا کرده و بر مسیر تاریخ اثر بگذارد.
مصفا با نقد نگاه نخبهمحور به تاریخ تصریح کرد:« این تصور که تنها افراد قدرتمند تاریخ را میسازند، نگاهی ناقص است. انسانهای عادی نیز در شکلگیری تاریخ نقش اساسی داشتهاند و اگر تاریخ دوباره نوشته میشد، بیتردید سهم مردم عادی پررنگتر دیده میشد.»
در بخش دیگری از گفتوگو، دکتر مصفا صلح را نهتنها یک مفهوم سیاسی، بلکه نتیجه یک فرآیند درونی و اجتماعی دانست و گفت:« صلح از درون انسان آغاز میشود. رسیدن به صلح درونی، مقدمهای ضروری برای رفتار مسالمتآمیز در سطح اجتماعی است. تجربههای اجتماعی، کار جمعی و تعامل با دیگران، انسان را به مدارا، تساهل و گذشت نزدیکتر میکند.»
او تجربههای شخصی خود در فعالیتهای اجتماعی، آموزش و معلمی را از عوامل مؤثر در شکلگیری این نگاه دانست و تأکید کرد که آموزش، فرآیندی دوطرفه است که معلم نیز بهطور مستمر از آن میآموزد.
مصفا در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان از ملال ناشی از تکرار زندگی رهایی یافت، گفت:« زندگی الزاماً تکراری نیست. اگرچه برخی اعمال روزمره تکرار میشوند، اما ارتباطات انسانی، آشنایی با اندیشهها، هنر، مکانها و تجربههای تازه میتوانند هر روز را به فرصتی جدید تبدیل کنند.»
او بر نقش فعال انسان در معنا بخشیدن به زندگی تأکید کرد و افزود:« انسان میتواند با تمرکز بر جنبههای مثبت، از افتادن در چرخه ناامیدی جلوگیری کند. شرایط ممکن است دشوار باشد، اما تاریخ بشر نشان میدهد که انسان همواره توانسته است بر بحرانها غلبه کند.»
این پژوهشگر حقوق بینالملل با اشاره به بحرانهایی چون جنگها و همهگیری کرونا اظهار داشت:« تاریخ بشریت سرشار از ناملایمات بوده، اما همواره پیشرونده بوده است. توانمندی انسان در عبور از بحرانها، از جمله در مواجهه با بیماریها و جنگها، نشاندهنده ظرفیت بالای او برای امید و بازسازی است.»

او تأکید کرد که نگاه مثبت به آینده، نه انکار واقعیتهای تلخ، بلکه باور به قابلیت انسان برای تغییر و بهبود شرایط است؛ باوری که میتواند مبنای زیست معنادار و مسئولانه در جهان امروز باشد.
دکتر نسرین مصفا به برداشت رایج درباره جنگطلبتر شدن بشر در جهان امروز پرداخت و بر نقش رسانهها در برجستهسازی اخبار منفی تأکید کرد. او گفت:« واقعیت این است که جنگها بیشتر بازتاب رسانهای پیدا میکنند، در حالی که میلیونها انسان در نقاط مختلف جهان در صلح و آرامش زندگی میکنند. من وجود جنگ و اختلاف را انکار نمیکنم، اما نمیتوان گفت که بشر امروز بهطور مطلق جنگطلبتر از گذشته شده است.»
به باور این استاد حقوق بینالملل، تفاوت اصلی جهان امروز با گذشته در سرعت و گستره انتقال اطلاعات است:« امروز همه چیز در لحظه منعکس میشود. آنچه پیشتر یا اصلاً دیده نمیشد یا محدود بازتاب مییافت، اکنون بهسرعت در رسانهها منتشر میشود. همین امر باعث میشود تصور کنیم که جهان سراسر بحران است، در حالی که بخش بزرگی از زندگی بشر در آرامش جریان دارد.»
او با اشاره به غلبه اخبار منفی در رسانهها افزود:« همانطور که سقوط یک هواپیما خبر میشود، اما هزاران پرواز سالم روزانه بازتابی ندارد، در بسیاری از حوزهها نیز مشکلات برجسته میشوند و زندگیهای موفق و آرام کمتر دیده میشوند. این مسئله در مورد خانواده، آموزش و حتی روابط اجتماعی نیز صدق میکند.»
مصفا در پاسخ به پرسشی درباره «ارزش انسان» تصریح کرد:« انسان قیمتگذاریپذیر نیست. پول و معیارهای مادی قادر به سنجش ارزش انسان نیستند. هر انسان بهخودیخود ارزشمند است، حتی اگر به مراتب بالای اجتماعی یا علمی نرسد.»
او با نقد نگاه نخبهمحور به مفهوم بزرگی گفت:« بزرگی امری نسبی است. بسیاری از انسانها بدون آنکه دیده شوند، تأثیرگذارند. افراد گمنامی وجود دارند که تمام عمر خود را صرف خدمت به دیگران کردهاند و از منظر انسانی، بسیار بزرگاند.»
به گفته او، بزرگی انسان نه در شهرت، بلکه در اخلاق و خدمت معنا مییابد:« بزرگی انسان به اخلاقمداری، آزار نرساندن به دیگران، مسئولیتپذیری در خانواده و جامعه و خدمت به همنوعان بستگی دارد.»
این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش بنیادین خانواده اظهار داشت:« بسیاری از ارزشها از خانواده آغاز میشود. ممکن است فردی در جامعه جایگاه بالایی داشته باشد، اما اگر در خانواده مسئولانه عمل نکند، این بزرگی ناقص است.»
او پدر و مادری را مسئولیتی سنگین دانست و افزود:« والدگری مهارتی است که صرفاً با آموزش نظری به دست نمیآید. عاطفه، تجربه و تمرین در روابط انسانی، نقش اساسی در این مسیر دارد.»
مصفا با اشاره به اهمیت ارتباطات اجتماعی در رشد فردی گفت:« زندگی صرفاً با دانش نظری پیش نمیرود. تجربه، عاطفه و ارتباط اجتماعی نقش تعیینکنندهای دارند. انسان در تعامل با دیگران خود را میشناسد و از تکرار و روزمرگی فاصله میگیرد.»
او تأکید کرد که کار اجتماعی، فرصتی برای شناخت انسانها و درک مسائل آنهاست و میتواند امید و مدارا را در فرد تقویت کند.
دکتر مصفا درباره چگونگی پرهیز از افسردگی و ملال زندگی گفت:« من تلاش کردهام هر روز چیز تازهای بیاموزم، با دیگران رابطهای سالم داشته باشم، از درگیری پرهیز کنم و کاری را که انجام میدهم دوست بدارم. باور به پیشرفت بشر و تأثیرگذاری انسانها، عامل مهمی در حفظ طراوت زندگی است.»
او معلمی را یکی از مهمترین عوامل پویایی دانست و افزود:« آموزش، به دلیل ارتباط مداوم با نسلهای مختلف، انسان را همواره در مسیر یادگیری و تازه شدن نگه میدارد.»
در پایان این گفتوگو، دکتر نسرین مصفا خطاب به جوانان گفت:« زندگی را دوست بدارند، حتی اگر همه روزگار مطلوب نباشد. گذشت، ارتباط سالم، علاقه به خانواده، جامعه و میهن و امید به آینده، عناصر اصلی زیست انسانی است.»
او افزود:« انسان در ارتباط با دیگران معنا پیدا میکند. خدمت به انسانها، حتی در کوچکترین شکل آن، میتواند به زندگی معنا و هویت ببخشد.»
مصفا در پایان با اشاره به بیتی از سعدی تأکید کرد که آموزههای انسانی و اخلاقی ادبیات فارسی همچنان میتواند راهنمای عملی زندگی امروز باشد و «بیتفاوت نبودن نسبت به رنج دیگران» را شاهکلید زیست انسانی دانست.
