فیلم درام رشد «تولدت مبارک» (Happy Birthday) به نویسندگی و کارگردانی سارا گوهر، با تهیهکنندگی جیمی فاکس و بازی دوها رمضان، بهعنوان نماینده رسمی مصر برای رقابت در بخش بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۶ انتخاب شد. این فیلم که داستان دختر هشتسالهای خدمتکار را روایت میکند، پس از درخشش در جشنواره ترایبکا و کسب جوایز بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و جایزه نورا افرون، نگاه انسانی خود به طبقات اجتماعی قاهره را به جهانیان عرضه میکند.
در فصل جوایز امسال، شاید مخاطبان با دختری هشتساله که خدمتکار است، همراه شوند و تولدش را جشن بگیرند؛ «تولدت مبارک» عنوان فیلم درام رشد است که به نویسندگی و کارگردانی سارا گوهر در نخستین تجربه بلند سینماییاش ساخته شده و بهعنوان نماینده رسمی مصر برای رقابت در شاخه بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۶ انتخاب شده است.
این فیلم با تهیهکنندگی جیمی فاکس و ایفای نقش دوها رمضان در کنار نلی کریم، حنان مطاویع، شریف سلامه و علی صبحی ساخته شده است.
گوهر فیلمنامه را همراه با محمد دیاب، همسر و همکار خلاق خود، نوشته است؛ زوجی که پیشتر نیز در پروژههای مشترکی مانند سریال مارولی «شوالیه ماه» با بازی اسکار آیزاک و فیلمهای «درگیری» و «اتوبوس ۶۷۱» همکاری داشتند. تهیهکنندگی «تولدت مبارک» بر عهده احمد دسوقی از شرکت بوده است.
داستان فیلم درباره توحه، دختربچهای خدمتکار در خانوادهای مرفه در قاهره است که مصمم است جشن تولدی باشکوه برای دوستش ـ دختر کارفرمایش ـ برگزار کند. فیلم از خلال نگاه معصوم این کودک، به مسائلی چون طبقات اجتماعی، قدرت و تعلق میپردازد. بر اساس معرفی منتشرشده در وبسایت جشنواره فیلم «شبهای سیاه تالین» که فیلم از شنبه در آن به نمایش درمیآید، «تولدت مبارک» نگاهی انسانی به جهان نابرابری از منظر کودکی ساده دارد.
این فیلم نخستینبار در جشنواره فیلم ترایبکا در ژوئن گذشته به نمایش درآمد و موفق شد سه جایزه اصلی شامل بهترین فیلم بلند بینالمللی، بهترین فیلمنامه در بخش بینالمللی و جایزه نورا افرون را بهدست آورد.
گوهر درباره الهام شخصیاش برای ساخت فیلم میگوید:« من در نیویورک به دنیا آمدم و بزرگ شدم اما تابستانها را در قاهره، نزد مادربزرگم میگذراندم. تنها همسنوسال من در آپارتمان مادربزرگ، دختری کوچک بود که فکر میکردم از اعضای خانواده است. با هم بازی میکردیم و او برای من شیرینترین بخش تابستان بود. تا اینکه چند سال بعد فهمیدم او خدمتکار مادربزرگم بوده است.»
به گفته گوهر، بعدها متوجه شد که آن دختر دیگر در خانه مادربزرگ حضور ندارد و کسی دربارهاش صحبت نمیکند، چون داشتن خدمتکار کودک در مصر غیرقانونی اما رایج بود. او میگوید:« کار کودک در مصر ممنوع است، اما در واقع یک منطقه خاکستری وجود دارد که در آن بسیاری از خانوادهها – شاید در نسلهای پیشین – کودکی را در اطراف خود داشتند که در چنین وضعیت مبهمی زندگی میکرد. همین موضوع الهامبخش ساخت این فیلم شد.»
گوهر میدانست که انتخاب بازیگر نقش اصلی برای فیلم حیاتی است:« میدانستم اگر دختر درست را انتخاب نکنم، همهچیز فرو میپاشد. دختری میخواستم که واقعاً جهان اجتماعی و اقتصادی شخصیت را درک کند.» او و گروه سازنده از بازیگران خیابانی و شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و تیکتاک برای کشف استعدادها استفاده کردند.

سرانجام، او از میان ۶۰ دختر در اپرای قاهره، بازیگر اصلی خود را یافت.
گوهر میگوید:« میخواستم همه یکسان لباس بپوشند تا کسی نتواند حدس بزند چه کسی از خانوادهای مرفه یا فقیر آمده است. با آنها تمرینهای بازیگری، آواز، تنفس و بداههپردازی انجام دادیم و وقتی بچهها از والدینشان جدا میشوند، خیلی سریع خود واقعیشان را نشان میدهند.»
او درباره دوها رمضان، بازیگر کودک فیلم، میگوید:« او دختری بااعتمادبهنفس و بسیار خلاق است. داستانهای عجیب و بامزهای درباره خودش و محلهشان تعریف میکرد و متوجه شدم بازیگران خوب، در اصل قصهگویان خوبی هستند.»
کارگردان تأکید دارد که میخواست دوها بفهمد فیلم، داستانی خیالی است اما در عین حال، نظرات و تجربیات خودش را نیز در شکلگیری شخصیت دخیل کند:« نمیخواستم صرفاً تصوراتم را درباره دختری مثل او بازتاب دهم. لازم بود خودش هم در ساخت شخصیت حضور داشته باشد.»
گوهر امیدوار است مخاطبان، مانند خودش، به شخصیت توحه دل ببندند:« بعضی از دوستانم بچه دوست ندارند اما عاشق توحه شدند. او و بازیگرش، دوها، هر دو هیچ حس ترحمی نسبت به خود ندارند. توحه تراژدی زندگیاش را نمیبیند؛ فقط میخواهد زندگی کند، و فکر میکنم همه ما به چنین نگاهی نیاز داریم.»
کارگردان پس از پایان فیلمبرداری تصمیم گرفت از تلاش دخترک قدردانی کند و برنامهای آموزشی برایش ترتیب دهد:« دوها در آغاز پروژه خواندن بلد نبود، اما کل فیلمنامه و حتی دیالوگ سایر بازیگران را از حفظ میکرد. پس از پایان فیلم، برایش معلم خصوصی گرفتم تا خواندن و نوشتن یاد بگیرد و او را در مرکز استعدادهای اپرای قاهره ثبتنام کردم تا باله بیاموزد.»
گوهر در پایان میگوید:« میخواستم او خود را بهعنوان یک هنرمند ببیند، چون در طبقه اجتماعی او، هنر اولویت نیست. لازم بود مسیری برایش بسازم تا بتواند ادامه دهد. از خانوادهاش بسیار سپاسگزارم که در تمام مراحل، کاملاً همراه و حمایتگر بودند.»