سالها بود که اسماعیل محرابی را به عنوان بازیگر یک سریال ندیده بودیم، در حالی که او را از سریالهایش میشناختیم و حتی میتوان گفت او نمادی نوستالژیک از سریالهای تلویزیونی به ویژه دهه 60 در ذهن ماست. آینه، خانه سبز، هزاردستان از جمله سریالهایی است که خاطره ما را به نام و چهره او گره میزند.
او البته پس از سالها دوری از بازیگری نقش متفاوتی در فیلم متفاوت «کیک محبوب من» داشت که یکی از بهترین بازیهای کارنامه خود را در آن ثبت کرد. اسماعیل محرابی اما کمتر در سریالهای نمایش خانگی حضور داشت و حالا بازیاش در سریال «محکوم» گرچه در نقش اصلی نیست اما به چشم میآید و البته حافظه سینمایی مخاطب را هم تحریک میکند تا خاطراتی که از او دارد احضار شود. چهره مهربان و دوست داشتنی و آرامش و طمانینهای که در آن وجود دارد هم موجب میشود مخاطب با او سمپاتی عاطفی پیدا کرده و نسبتی همدلانه با او برقرار کند. از این رو انتخاب او به عنوان پدر در این سریال، انتخابی هوشمندانه بوده و میتواند به پیشبرد روانشناختی درام کمک کند.

در واقع حضور اسماعیل محرابی در نقش اسماعیل به عنوان پدر نسرین (ساره بیات) سریال محکوم به تلطیف موقعیتهای ملتهب قصه و شخصیتها به ویژه خانواده کمک میکند و انگار یک منبع و مرجع آرامش در درون یک التهاب و اضطراب مستمر است. طمانینه و آرامش و نگرانی و دلواپسی که در چهره و میمیک صورتش وجود دارد کمک میکند تا شمایل او بر شان نقش بنشیند و به خلق فضایی رئالیستی در قصه کمک کند.
نوع بیان و شیوه حرف زدن اسماعیل محرابی به ایجاد آرامش و تنش زدایی از اضطرابهای نسرین و دیگران کمک کرده و نگاه نگرانش هم به بازنمایی یک پدر دلسوز و دلواپس که تلاش میکند تکیهگاه روحی خانوادهاش باشد میانجامد و این ویژگیهای فیزیکی و دراماتیکی که برساخته شیوه بازیگری اوست به پردازش روانشناختی قصه و فضاسازیهای آن کمک میکند.
اسماعیل محرابی در سریال محکوم شمایلی با شکوه و شریف از یک پدر دلسوز منطقی را ترسیم میکند که میتواند تکیه گاه عاطفی خانواده باشد بدون اینکه در دام استبدادی پدرسالارانه قرار بگیرد
در واقع او کارکرد عاطفی پدرانه را به خوبی در نقش آفرینی خود بازنمایی کرده که در عین اینکه سعی میکند پشتیبان و تکیه گاه دختر و نوهاش باشد اما استقلال آنها را هم نمیگیرد و به مداخله گری افراطی و در واقع کنشهای پدرسالارانه دست نمیزند. یک جاهایی به دلیل نگرانیهای پدرانه میخواهد حضور پررنگتری در کنار دخترش داشته باشد اما با توصیههای نسرین پا پس میکشد تا او به عنوان یک زن مستقل و مادری که وکیل هم هست آنطور که صلاح میداند رفتار کند.
در واقع اسماعیل محرابی در سریال «محکوم» شمایلی با شکوه و شریف از یک پدر دلسوز منطقی را ترسیم میکند که میتواند تکیه گاه عاطفی خانواده باشد بدون اینکه در دام استبدادی پدرسالارانه قرار بگیرد. او پدری به اندازه است یا دست کم سعی میکند به اندازه باشد. مسئولیت پذیری پدرانهاش او را در دام زورگویی و مستبد بودن قرار نمیدهد. در عین حفظ استقلال فرزندش، تلاش میکند به او روحیه دهد و امید ببخشد.
شاید در هیاهوی قصه و تعدد نقشها و التهاب داستان، کمتر کسی اسماعیل را ببیند اما حضور او به عنوان یک پدر دلسوز مهربان، به شدت مهم و مهرورزانه است و اسماعیل محرابی هم با درک درست از نقش تلاش کرده تا با بازی کنترل شده و گاه مینی مال، این نقش و جایگاه پدرانه آن را به نمایش بگذارد. چقدر این نقش و چقدر نقش آفرین آن دلنشین است و چقدر جای اسماعیل محرابی در سریالها خالی بود.
