یک عاشقانه نهچندان آرام!
به بهانه رونمایی در جشنواره فیلم کوتاه تهران
برخی ایدهها گاه روی کاغذ و در مرحله صفر تولد، به غایت ساده به نظر میرسند و حتی در مرحله تبدیل به فیلمنامه هم احتمال کمی وجود دارد که کسی نسبت به سرانجامش کنجکاو شود و امیدی به خروجی نهاییاش داشته باشد. تنها کسی که پای چنین ایدهای میایستد و با وسواس آن را به سرانجام میرساند، کارگردانی است که به تمام ظرافتهای و ظرفیتهای ایدهاش واقف است و برای به تصویر درآوردن آن کم نمیگذارد.
ایده عاشق شدن یک دختر پیانیست به یک دندانپزشک هم یکی از همین ایدههای بهظاهر ساده است که رضا پردل با اشراف و وسواس آن را تبدیل به یکی از بهترین آثار حاضر در چهلودومین جشنواره فیلمکوتاه تهران کرده است. فیلم کوتاه «در چشمان یک عاشق» همه آنچه از گرامر و زبان سینما نیاز داشته تا به اثری تماشایی تبدیل شود، در دل خود دارد و بیراه نیست که در فهرست پرشمار فیلمهای این دوره از جشنواره، خیلی زود نامش بر سر زبانها افتاده و علاقهمندان سینمای کوتاه، تماشای آن را به دیگران پیشنهاد کردند.
فیلم کوتاه «در چشمان یک عاشق» همه آنچه از گرامر و زبان سینما نیاز داشته تا به اثری تماشایی تبدیل شود، در دل خود دارد و بیراه نیست که در فهرست پرشمار فیلمهای این دوره از جشنواره، خیلی زود نامش بر سر زبانها افتاده
رضا پردل که پیش از فیلم کوتاه «من خوبم نگران نباش» را به ویترین جشنواره تهران ارائه کرده بود، اینبار اثری کاملتر و تماشاییتر را به سرانجام رسانده است. «در چشمان یک عاشق» را میتوان مصداق بارز فیلم کوتاهی دانست که بهشدت وامدار اجرای درست و کارگردانی حسابشده است. پردل احتمالا در فرآیند تبدیل ایده اولیه خود به فیلمنامه آنقدر روی جزییات و ظرافتهای این موقعیت عاشقانه تأمل کرده که در فرآیند اجرا و کارگردانی، بهخوبی ابزارهای سینمایی را برای به فعلیت رساندن این ظرفیتهای بالقوه به خدمت گرفته است.
از حرکات سیال و در عین حال مهندسی شده دوربین گرفته تا رنگولعاب به کار رفته در طراحی دکور و لباس، فضا و اتمسفری را در این فیلم بهوجود آورده است که گویی مخاطب بدون ایجاد اختلال در تأملات شخصی کاراکتر اصلی، وارد دنیای ذهنی او میشود و بهمعنای واقعی از چشم یک عاشق، تجربهای بهظاهر تلخ اما در اعماق لذتبخش را روایت میکند. بازی شبنم دادخواه در نقش اصلی هم یکی از برگبرندههای این فیلمکوتاه برای خلق جهانی بهظاهر فانتزی اما باورپذیر به شمار میرود. به این ترکیب بهرهگیری درست از موسیقی را هم باید اضافه کرد.
بخشی از روایت فیلم با اتکا بر دستنوشتههای عاشقانه بتهون پیش میرود و انتخاب قطعاتی از این هنرمند عاشقپیشه برای این فرازهای فیلم، کاملا در خدمت انتقال حس و حالی درونی قهرمان اصلی به مخاطب عمل میکند. «در چشمان یک عاشق» فارغ از همه این امتیازات، سرشار از حال خوب است و از معدود فیلمهای چهلودومین جشنواره فیلمکوتاه تهران است که میتوان بارها و بارها به تماشای آن نشست و جهان را از چشم یک عاشق نگریست.
