با اغماض پدر فیلمهای کوتاه هستم، نه پدربزرگ!
«با داوری سلیقهای حقی را ضایع نکنید»
سیاوش چراغیپور بازیگر پرکار جشنواره فیلم کوتاه تهران است؛ او همکاری با کارگردانان جوان را فرصتی برای تجربههای جدید سینمایی میداند و به این نسل یادآوری میکند که از اشتباه کردن نترسند. گفتوگو با او درباره آثار و فضای جشنواره فیلم کوتاه تهران در سال ۱۴۰۴ خواندنی است.
- آقای چراغیپور تا به اینجای جشنواره چهلودوم را چگونه سپری کردهاید؟
امسال محل برگزاری جشنواره، دردسرهایی دارد، در این دالانهای پرپیچوخم که همه دنبال ستاد یا سالن اجرا میگردند، باید خیلی باهوش باشی که بعد از یک ساعت و نیم بفهمی دقیقاً کجایی!
- فارغ از این تجربه حضور، شما امسال با سه فیلم «تخطی»، «چشم سیاه» و «به صدای زمین گوش کن» در جشنواره حضور دارید؛ فیلم «تخطی» را توانستید در کنار مخاطبان جشنواره ببینید؟
بله، فیلم «تخطی» را دیدهام. کارگردان آن آقای دیانی است که قبلاً با فیلم «مدیر مدرسه» شناخته شده بود؛ فیلمی که کمی حاشیهدار هم شد. هر انتخابی پیامدهایی دارد. من به همه این پیامدها آگاهم و با دلِ شجاع سراغشان میروم، چون انتخابم را آگاهانه انجام میدهم. اگر کاری را انتخاب میکنم، پایش میایستم. واقعیتش من کاری به نگاه و جهانبینی آقای دیانی ندارم اما فیلمنامهای که به من پیشنهاد شد، یک اثر اجتماعی_ پلیسی و بهروز بود که با فضای ذهنی من ارتباط برقرار کرد. گرچه نقش من در آن کوتاه است و انتظار داشتم حضور پررنگتری داشته باشم، اما به خاطر سبک و سیاق فیلم، همکاری با او را دوست داشتم. وقتی با آقای دیانی کار کردم، دیدم چه کارگردان فهیم، خوشانرژی و بااخلاقی است. واقعاً از همکاری با او لذت بردم.
- به نظرتان پیام اصلی فیلم چیست؟
حرف فیلم به نظرم بسیار قابلتوجه است. یکی از نکاتی که در آن به درستی به آن اشاره شده، تقابل میان عدالت و قانون است. برای هر مأمور یا فردی که در ساختارهای رسمی کار میکند، همیشه ممکن است این دوراهی پیش بیاید؛ تصمیمی که میگیرد، میتواند سرنوشت یک زندگی را تغییر دهد. اینکه چطور تصمیم اخلاقی بگیری و در عین حال تابع قانون بمانی، مسئله مهمی است که فیلم خوب به آن پرداخته. همچنین آقای دیانی به فضای ناامن اجتماعی اشاره دارد، فضایی که بهویژه برای دختران و زنان جامعه ما ملموس است. من خودم هم چون دختر دارم و به این شرایط آگاهم، فکر میکنم این فیلم به چند نکته درست و حساس اشاره کرده که امیدوارم در نسخه نهایی به خوبی از آب درآمده باشد.
سیاوش چراغیپور: فیلم کوتاه، در عین حال که یک مدیوم مستقل، حرفهای و جدی است، به نظر من بستری برای تجربه نیز به شمار میآید. فضایی است که به جوانان امکان خطا و تجربه درست را میدهد بنابراین نباید از اشتباه کردن بترسند
- شما در سالهای اخیر در فیلمهای کوتاه زیادی بازی کردهاید و خیلیها شما را «بابابزرگ فیلم کوتاه» میدانند. انگیزه این حضور پررنگ از کجا میآید؟
من نهایتا برادر بزرگ بچههای فیلم کوتاه هستم! یا اگر خیلی اغماض کنیم، پدرشان. ولی جدی بخواهم بگویم، علتش این است که من به فیلم کوتاه ایمان دارم. بچههای این حوزه جسارت دارند، تجربه میکنند و بیپرده سراغ ایدههای تازه میروند. در فیلم کوتاه هنوز آن شور، صداقت و جسارت وجود دارد که در برخی پروژههای بلند کمتر میبینیم. برای همین، همیشه از همکاری با فیلمسازان جوان لذت میبرم و خودم را در کنارشان زندهتر حس میکنم.
- در همکاری با فیلمسازان جوان در سینمای کوتاه، نگران آیندهشان در سینمای بلند نمیشوید؟
واقعیت این است که من از بابت خودِ فیلمسازان جوان نگرانی خاصی ندارم. چون باور دارم سینما، سینماست و به تعداد تمام فیلمسازان، میتواند نگاه به سینما وجود داشته باشد. آنچه برای من اهمیت دارد، رعایت استانداردها و نزدیک شدن به معیارهای حرفهای سینمای کوتاه است تا بتوانند آثارشان را در سطح مطلوبی ارائه دهند اما اینکه گاهی موجهایی بهوجود میآید، مثلاً موج فیلمهای اجتماعی، کمدی، پلیسی یا ترسناک به نظر من جای نگرانی ندارد. هر فیلمساز حق دارد بر اساس سلیقه و دغدغه شخصی خود تجربه کند. فیلم کوتاه، در عین حال که یک مدیوم مستقل، حرفهای و جدی است، به نظر من بستری برای تجربه نیز به شمار میآید. فضایی است که به جوانان امکان خطا و تجربه درست را میدهد بنابراین نباید از اشتباه کردن بترسند. به همین دلیل، من واقعاً از این منظر نگرانی ندارم. اتفاقاً نگرانی من از بخش دیگری است؛ بخشی که به فیلمسازان کوتاه مربوط نمیشود، بلکه به مدیریت سینمای کوتاه، جشنوارهها و نهادهای برگزارکننده بازمیگردد.
- مدیران چه نقشی میتوانند در این عرصه داشته باشند؟
من معتقدم عزیزانی که چه در بخش دولتی (مانند جشنواره فیلم کوتاه تهران که جشنوارهای معتبر و مهم است) و چه در بخش مستقل فعالیت میکنند، باید با حساسیت بیشتری به فیلمهای این نسل بپردازند؛ چه در بخش انتخاب آثار، چه در موضوعات و چه در داوری. همه این مراحل اهمیت زیادی دارد. جای نگرانی دقیقاً همینجاست، اینکه چطور و با چه رویکردی به سراغ انتخاب آثار این فیلمسازان میرویم. باید دقت کنیم که حقی از کسی ضایع نشود و سلیقههای شخصی و فردی در انتخاب فیلمها تأثیر نگذارد. البته داوری، موضوعی متفاوت است چرا که در داوری ناگزیر باید از میان آثار محدود، انتخابی صورت گیرد، فیلمساز، بازیگر یا فیلمبردار برگزیده میشود. اما در بخش انتخاب اولیه آثار، بسیار مهم است اگر فیلمی با سلیقه شخصی اعضای هیئت انتخاب همخوانی نداشته باشد، فرصت ورود پیدا کنند. به نظرم این بخش بسیار حساس است و مانند حرکت بر لبه تیغ است.امیدوارم در آینده، در این زمینه با مشکلات جدیتر از وضعیت فعلی روبهرو نباشیم.
