پل دانو با بازی در نقش وادیم بارانوف، سیاستمدار مرموز روس، در تریلر سیاسی جادوگر کرملین ساخته اولیویه آسایاس برای نخستین بار در جشنواره ونیز حضور مییابد؛ نقشی که او آن را چالشی تازه در مسیر بازیگری خود میداند.
پل دانو درباره ایفای نقش در هیبت وادیم بارانوف، سیاستمدار مرموز و پرنفوذ روسی در تریلر سیاسی الیویه آسایاس میگوید: «اگر قرار باشد بازیگر باشم، باید خودم را با چنین نقشهایی به چالش بکشم.»
فیلم های جشنواره ونیز ۲۰۲۵ معرفی شدند
این ستاره تاکنون درباره فیلم جدیدش صحبتی نکرده است. او در نخستین گفتوگوی خود با هالیوود ریپورتر درباره این تریلر سیاسی که راهی جشنواره ونیز میشود، با خنده میگوید: «شما اولین نفر هستید. پس ببینیم چه پیش میآید.»
یک روز عادی دیگر در نیویورک برای دانوست، اما خیلی زود برای نخستین بار در دوران حرفهایاش قدم بر فرش جشنواره ونیز میگذارد تا فیلم «جادوگر کرملین» ساخته الیویه آسایاس را که ۳۱ اوت در بخش مسابقه جشنواره به نمایش درمیآید، معرفی کند. آسایاس فیلمسازی فرانسوی است که در جشنوارههای معتبر سابقهای درخشان دارد؛ او داوری کن و لوکارنو را بر عهده داشته و در ونیز ۲۰۱۲ جایزه بهترین فیلمنامه را برای چیزی در هوا برد و در ۲۰۱۶ نیز در کن، جایزه بهترین کارگردان را با فیلم خریدار شخصی با بازی کریستن استوارت کسب کرد.
اما آنچه توجه دانو را جلب کرد، پروژه پنجونیمساعتهی تلویزیونی-سینمایی کارلوس (۲۰۱۰) درباره زندگی ایلیچ رامیرز سانچز (معروف به کارلوس شغال) بود. دانو میگوید: «کارلوس واقعاً اثری حیرتانگیز است.» همین شناخت پیشین باعث شد هنگام ورقزدن فیلمنامه «کرملین» نوشته آسایاس و امانوئل کارر، به خوبی بداند چه دامنهای میتواند انتظار داشته باشد: «وقتی دیدم چه بازه زمانی گستردهای را پوشش میدهد، بلافاصله متوجه شدم پروژهای جاهطلبانه است. راستش را بخواهید، تصمیم برای پیوستن خیلی ساده بود: اگر میخواهم بازیگر باشم، باید خودم را با چنین کارهایی به چالش بکشم.»
در «جادوگر کرملین»، دانو ـ که پیشتر در خورشید کوچولوی من، خون به پا خواهد شد، ۱۲ سال بردگی و اخیراً در بتمن ایفای نقش کرده ـ در نقش وادیم بارانوف ظاهر میشود؛ شخصیت مرموز و زیرک رمان ۲۰۲۲ جولیانو دا امپولی. بارانوف که اکنون از سیاست کناره گرفته، گذشتهاش را روایت میکند؛ از کارگردانی تئاتر و تهیهکنندگی برنامههای تلویزیون واقعنما تا ورود به عرصه سیاست. او در سالهای پرآشوب فروپاشی شوروی و گذار به فدراسیون روسیه به یکی از عروسکگردانان پشت پرده قدرت تبدیل میشود و تأثیر بسزایی بر ولادیمیر پوتین میگذارد؛ پوتینی که در اوایل دهه ۲۰۰۰ به اوج قدرت رسید و در این فیلم توسط جود لا بازی میشود.
دانو میگوید: «اسم فیلم جادوگر کرملین است؛ مثل جادوگر شهر اوز. همه میخواهیم پشت پرده را ببینیم. خواندن کتاب برایم بسیار روشنگر بود؛ دریچهای به کشوری و جهانی از سیاست و قدرت که چندان نمیشناختم. پیچیدگی روانشناختی و اخلاقی شگفتانگیزی در آن بود و فکر میکنم این همان چیزی است که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.»
او ادامه میدهد: «باورم نمیشود که واژهای مثل پساحقیقت وجود دارد. اما احساس کردم فرصتی داریم که با شخصیت بارانوف به این مفهوم بپردازیم. سیاستمداران نقشی بزرگ در ایجاد و تداوم چنین فضایی دارند: تئاتر قدرت، کنترل تصویر و اطلاعات و در نهایت، نابودی حقیقت.»
دانو میگوید حضور در صحنه فیلمبرداری برایش بسیار برانگیزاننده بود: «فکر نمیکنم تاکنون در جریان ساخت فیلمی، اینقدر درباره موضوع مطالعه کرده باشم. مستندها و کتابهای بسیاری دیدم تا خودم را آماده کنم. این دوره تاریخی برایم آشنا نبود، بنابراین لازم بود سریع یاد بگیرم.»
به گفته او، نقش بارانوف فاصله زیادی با شخصیت خودش دارد: «شگفتزده شدم که چرا اینقدر جذبش شدم. برایم مثل بخشی تازه بود که بیدار شده و باید به این سؤال پاسخ میدادم: میل به قدرت چیست؟ رابطه من با قدرت چگونه است؟»
بارانوف ترکیبی از چند شخصیت است و دانو مجبور بود مسیر خاص خود را بسازد: «پدر و پدربزرگش قربانی تحولات روسیه بودند و این میتوانست انگیزهای قوی برای یک جوان باشد تا به دنبال بزرگی و هدف برود. او در نهایت سیاست را بهترین ظرف برای تحقق این خواسته یافت.»
او اضافه میکند: «کار در تلویزیون، مخصوصاً تلویزیون زرد و واقعنما، نخستین گام او بود؛ چیزی شبیه به جادوی سیاه. شاید قصد کنی جادوگر سفید باشی، اما در نهایت به جادوگر سیاه بدل شوی.» وقتی از شباهت این مسیر به سیاستمداران امروز گفته میشود، فقط سر تکان میدهد: «در طول فیلمبرداری به این فکر نکردم، اما هنگام تماشای فیلم، واقعاً آن را درباره همدستی دیدم؛ اینکه چطور بسیاری از ما در این روند همدست میشویم.»
جود لا نیز در نقش ولادیمیر پوتین با انبوهی از منابع روبهرو بود تا شخصیتی بسازد که همچنان در مرکز صحنه ژئوپولیتیک قرار دارد. او یک مأمور سابق کگب را بیپرده و بیفروغ به تصویر کشیده که در اوج قدرت، عطشی سیریناپذیر برای کنترل پیدا میکند. دانو در مقایسه ایفای نقش یک سیاستمدار واقعی و یک شخصیت خیالی میگوید: «فکر میکنم بازی در نقش پوتین از هر شخصیت دیگری ترسناکتر باشد. میدانم جود زحمت زیادی کشید و قطعاً میترسید، اما ذرهای نشان نداد. روز اول حضورش، من بیشتر از او مضطرب بودم.»

دانو و لا به همراه بازیگران دیگر چون آلیسیا ویکاندر، تام استاریج و جفری رایت در پایان ماه بر فرش قرمز ونیز حاضر خواهند شد. این نخستین حضور دانو در جشنواره ونیز است. او که بعد از مصاحبه برای پرووی لباس آماده میشود، میگوید: «میخواهم شیک به نظر بیایم.» با این حال، در اوج دوران کاری، همچنان زندگی خانوادگیاش (با همسرش زوئی کازان و دو فرزندشان) را مدیریت میکند. فیلمبرداری در ریگا (لتونی) رفتوآمد سادهای نبود، اما او به آن به چشم مسیری پرانرژی نگاه میکند: «برایم مثل اتمی است که به دیوار برخورد میکند و جهتش عوض میشود.»
با وجود تازهکار بودن در ونیز، دانو حس خوبی به فیلم دارد: «بیصبرانه منتظرم نظر دیگران را بشنوم. امیدوارم واکنشهای جالبی ببینیم و فیلم تأثیری در فرهنگ بگذارد.»
وقتی از او پرسیده میشود که انتشار این فیلم در زمانی که دموکراسی در غرب نیز به اندازه روسیه متزلزل به نظر میرسد چه حسی دارد، پاسخ میدهد: «بخشی از انرژی کار دقیقاً همین است؛ هم در شخصیتها و هم در تحقیق. راستش اولین امیدم از سینما و هنر این است که مخاطب را به حرکت درآورد یا به فکر فرو ببرد. ما زنگ خطر را به صدا درنمیآوریم، اما امیدوارم چیزی را آشکار کنیم که با مخاطب ارتباط بگیرد.»
او در پایان میگوید: «خیلی چیزها یاد گرفتم. اقتدارگراییِ گرهخورده با شوروی، سیستمی بود که حالا میتوان ردپایش را در دنیای غرب هم دید. فکر میکنم همه باید با احتیاط قدم برداریم.»