معرفی و نقد فیلم بهشت
فیلم Eden با بازی جود لا، سیدنی سوئینی و آنا د آرماس داستان گروهی است که دنبال بهشت خود میگردند
فیلم بهشت جدیدترین اثر کارگردان بزرگ و باسابقه هالیوود، ران هاوارد، است. عنوان این فیلم، نوید جهانی رویایی میدهد، اما همین عنوان خیالانگیز، ذهن ما را از همان ابتدا به سمت چیزی نگرانکننده سوق میدهد. میتوان حدس زد که بهشت عنوان فیلم سرابی بیش نخواهد بود. جود لا، آنا د آرماس، سیدنی سوئینی و دیگر بازیگران پرستاره این فیلم، قرار نیست تعطیلات رویایی در یک جزیره دورافتاده بگذرانند. پس آنها به دنبال چه هستند و چه چیزی انتظارشان را میکشد؟ فیلم بهشت یکی از کنجکاویبرانگیزترین آثار تابستان امسال بود که اینجا دربارهاش میخوانید.
داستان فیلم بهشت
فیلم بهشت Eden که براساس ماجراهایی واقعی ساخته شده است، داستان گروهی غریبه را در دهه ۱۹۳۰ روایت میکند که با انگیزههای متفاوت به جزیرهای دورافتاده و رویایی در سواحل اکوادور آمدهاند. آنها به زودی درمییابند که بزرگترین تهدیدشان نه شرایط زیستی و آبوهوایی و نه جانوران خطرناک، بلکه خودشان هستند.
بازیگران و عوامل فیلم Eden
یکی از مهمترین عوامل جذابیت بهشت، گروه بازیگران برجسته آن است که در راسشان جود لا و ونسا کربی قرار دارند. جود لا در نقش فیلسوف آلمانی فریدریش ریتر و ونسا کربی در نقش همسر مبتلا به اماس او، دورا اشتراوخ، حضور دارند. جود لا اخیراً در سریال جنگ ستارگان: خدمه حداقلی ظاهر شد و ونسا کربی نیز با چهارشگفتانگیز: گامهای نخست به تازگی روی پرده سینماها آمده است.
اما این سیدنی سوئینی جوان بود که برای بازی در نقش مهمترین شخصیت فیلم انتخاب شد. او در نقش مارگارت ویتمر، یکی از نخستین ساکنان جزیره فلوریانا، ایفای نقش کرده است. این تریلر بقای ران هاوارد، سومین فیلم سوئینی در سال ۲۰۲۴ است و ادامه تجربههای ژانری او بعد از دو فیلم ابرقهرمانی مادام وب و فیلم ترسناک معصوم به شمار میرود. دانیل برول که با درام جنگی در جبهه غربی خبری نیست نام خود را بیش از گذشته بر سر زبانها انداخت، در دومین همکاریاش با ران هاوارد در نقش هینز ویتمر، همسر مارگارت، حضور دارد. برول و هاوارد اولین بار در فیلم اکشن مسابقهای شتاب محصول ۲۰۱۳ با یکدیگر همکاری کردند.

آنا د آرماس در نقش بارونس جوان و اغواگر، شرور اصلی داستان است که با ورود خود به جزیره، آشوب اصلی را به راه میاندازد. این بازیگر نامزد اسکار امسال فیلم اکشن بالرین -که به عنوان پنجمین فیلم از مجموعه جان ویک شناخته میشود – را روی پرده سینماها داشت. ریچارد راکسبرا، توبی والاس و فلیکس کامرر دیگر بازیگران مطرح بهشت را تشکیل میدهند.
درباره کارگردان فیلم بهشت
ران هاوارد کار خود را به عنوان یک بازیگر کودک با استعداد آغاز کرد (و گهگاه هنوز هم بازیگری میکند، مانند حضور به یادماندنیاش در فصل اول سریال استودیو)، اما بیشتر به عنوان کارگردان شناخته میشود. هاوارد نزدیک به نیم قرن است که فیلم میسازد. او نخستین فیلم بلند خود، کمدی رمانتیک و جنایی اتومبیل دزدی بزرگ را در سال ۱۹۷۷ با حضور خودش و نانسی مورگان مقابل دوربین برد. کارنامه هاوارد مجموعهای گسترده از فیلمها در ژانرهای مختلف را شامل میشود و بهشت ۲۸امین فیلم اوست. او با فیلم برنده اسکار ذهن زیبا، جایزه بهترین کارگردانی آکادمی را دریافت کرده است. آپولو ۱۳، مرد سیندرلایی، فراست/نیکسون، شتاب و سیزده زندگی از دیگر آثار مطرح او هستند.
سایر عوامل سازنده فیلم بهشت
نوا پینک، که نگارش چهار قسمت از سریال نابغه را در کارنامه دارد، فیلمنامه بهشت را براساس داستانی از خودش و هاوارد نوشته است. ماتیاس هرندل و مت ویلا به ترتیب فیلمبرداری و تدوین فیلم را انجام دادهاند. هانس زیمر افسانهای نیز در ششمین همکاری خود با هاوارد، موسیقی متن بهشت را ساخته است.

مروری بر نظر منتقدان درباره فیلم بهشت
TheWrap| امتیاز: ۸۰ از ۱۰۰
چیس هاچینسون | اگر ترکیب هاوارد و سوئینی همیشه بتواند به چنین حاصلی منجر شود، امیدواریم همکاریشان تا ابد ادامه یابد.
دیلی بیست | امتیاز: ۷۵ از ۱۰۰
نیک شگر | اگرچه بهشت تنها گهگاه غافلگیرکننده است، اما هرگز خسته کننده نمیشود و یکی دیگر از فیلمهای ژانری قدرتمند و پرستاره ران هاوارد است.
لوپر | امتیاز:۶۰ از ۱۰۰
رووبن برن | بهشت به واسطه بازیگران قدرتمندش و همچنین داستان واقعی تاریک و جذابش، توجهها را به خود جلب خواهد کرد. فیلم به اندازه کافی سرگرمکننده است که بتوان دو ساعت به تماشای آن نشست، اما اثری نیست که پس از تماشا تا مدتی ذهن مخاطب را مشغول کند.
اسکرین دیلی | امتیاز: ۵۰ از ۱۰۰
تیم گریرسون | متاسفانه هاوارد نمیتواند شرارت داستان را به درستی مهار و متوازن سازد و بهشت در طول دو ساعت زمان خود، به اثری یکنواخت و خستهکننده تبدیل میشود. در واقع، جریان شوم داستان قدرت تکاندهندگی خود را به تدریج از دست میدهد و شدت اثرگذاری آن پیوسته کاهش مییابد.

گاردین | امتیاز: ۴۰ از ۱۰۰
بنجامین لی | همه چیز آنقدر سطحی و فیلمنامه آنچنان کلیشهای و بیروح است که نمیتوانیم با آن همراه شویم و در پایان هم برایمان اهمیتی ندارد چه کسی نجات مییابد و چه کسی میمیرد.
نقد فیلم بهشت برگرفته از سایت In Review Online
اندرو دیگنن | ران هاوارد، بر اساس تمام شاخصهای رایج – شهرت، فروش گیشه و جوایز- یکی از موفقترین و مطرحترین کارنامهها را در تاریخ هالیوود دارد، با این حال در محافل نقد به طور گستردهای نادیده گرفته میشود (زمانی که پل توماس اندرسن فیلم قبلی هاوارد، سیزده زندگی را به عنوان فیلم مورد علاقهاش در سال ۲۰۲۲ معرفی کرد، تقریبا به عنوان انتخابی عجیب و غیرقابل سنجش تلقی شد، مانند علاقه ترنس مالیک به فیلم زولندر).
با توجه به موفقیتهای مداوم هاوارد، هرگز تردیدی درباره استعداد فیلمسازی او وجود نداشته است؛ او یک کارگردان کلاسیک و حرفهای به سبک قدیمی استودیوها است که تقریبا در همه ژانرها فیلم ساخته و تمایلش به پنهان کردن آثار قلم مو به این معناست که کارهایش همواره در خدمت محتوای داستان است و به ندرت توجه را به خودش جلب میکند.
در واقع، همه چیز به حس ششم و ذوق او مربوط میشود که همواره الهامبخش است. بنابراین اینکه گفته میشود بهشت، یک درام جنایی مبتنی بر واقعیت است که شباهتی به فیلمهای قبلی ران هاوارد ندارد، تحسینی محتاطانه و حتی کمی ناعادلانه است، در حالی که باید او را به عنوان کارگردانی که به یک هنرمند تکامل یافته به رسمیت شناخت.

توضیح اینکه چرا بهشت فیلمی متفاوت در کارنامه هاوارد تلقی میشود، کار دشواری است. نمیتوان این مسئله را به سادگی به فیلمی پر از ناهنجاری و خشونت تقلیل داد (گویی چنین چیزهایی در فیلمهای هاوارد بیسابقه است!)، بلکه نکته این است که بهشت با دقتی موشکافانه به نمایش رویدادهای شوم و فجیعی میپردازد که بر سه گروه از اروپاییها در دهه ۱۹۳۰ نازل شد، کسانی که تلاش کردند در جزیره خالی از سکنه فلوریانا، واقع در سواحل اکوادور، سکنی گزینند. همچنین، شاید بخاطر احساس آزادی ناشی از واقعی بودن رخدادها، هیچ نشانهای از تلاش هاوارد برای تعدیل این تراژدی دیده نمیشود.
فیلم با صدای هیتلر و کارتهای توضیحیای آغاز میشود که زمینه صعود فاشیسم را مشخص میکند. سپس با فیلسوف جدی آلمانی دکتر فریدریش ریتر و شریک زندگی به همان اندازه سخت گیر او، دورا اشتراخ، آشنا میشویم. ریتر و دورا باور دارند که دولت آلمان – و به طور کلی جهان -، در آستانه فروپاشی است، بنابراین آنها به این جزیره کوچک گرمسیری در اقیانوس آرام نقل مکان کردهاند و آن را قلمرو خصوصی خود ساختهاند. آنها اعتقاد دارند که آب و هوای گرمسیری آنجا بیماری اماس دورا را درمان خواهد کرد و همچنین فرصتی فراهم میآورد تا فریدریش در سکوت و آرامش کتاب فلسفی خود را بنویسد، کتابی که هدفش نجات جهان از امیال تاریک خود است. به نظر میرسد این زوج قطعهای از بهشت را یافتهاند.
با این حال، مکاتبات فریدریش که در روزنامههای آلمان منتشر شده، هینز ویتمر که یک سرباز بازمانده از جنگ جهانی اول است، و همسر جوانش مارگارت را به سفر به فلوریانا تشویق میکند. آنها با پسر قبلی هینز از ازدواج قبلیاش به آنجا میآیند تا شروع تازهای داشته باشند. آنها به عنوان هموطن فریدریش و دورا، انتظار یک استقبال صمیمانه و گرم دارند، اما با تحقیر و طرد از جانب آنها مواجه میشوند. فریدریش فورا آنها را به سمت بایر جزیره (به بهانه نزدیک شدن به منابع کم آب) تبعید میکند، با این امید که آنها قادر به کشاورزی نخواهند بود و سرانجام گرسنگی وادارشان میکند به اروپا بازگردند.

آخرین شخصیتی که معرفی میشود، یک کلاهبردار به نام بارونس است که میخواهد در جزیره یک هتل لوکس برای پولدارها بسازد، در حالی که هیچ تجربهای در ساخت و ساز یا منابع لازم برای اجرای نقشهاش را ندارد. او در حالی از دریا وارد ساحل میشود که مهندس و محافظش او را مانند یک شخصیت سلطنتی بر شانههای خود حمل میکنند. فیلم هیچ فرصتی را برای نمایش مبتذل بودن شخصیت بارونس از دست نمیدهد. شخصیتی که سلاح اصلیاش، جذابیت ظاهری و رفتارهای اغواگرانهاش است.
و به این ترتیب، مجموعهای از روابط پنهانی و رقابتها برای کسب قدرت بین نیروهای خوب آشوبگر و نیروهای شر آشوبگر آغاز میشود، در حالیکه خانواده سخت کوش و مبتکر ویتمر در میانه این جدال نمیداند جانب کدام طرف را بگیرد. ریتر که شخصیتی بسیار اصولگرا است، در عمل بیشتر به منافع شخصی خود فکر میکند. در ادامه، وقتی منابع در ماههای گرم و خشک کم میشود و با اوج گرفتن هجومها و دزدیها، درگیریهای نیابتی و جنگ روانی میان همه طرفها شدت میگیرد. در این بین، هینز و مارگارت، سعی دارند با تمرین دیپلماسی به کار خودشان مشغول باشند و صرفا از زمین خود مراقبت کنند، در حالیکه سرمایهدار و روشنفکر وارد نبرد میشوند.
بحثبرانگیزترین تصمیم در اینجا، انتخاب سوئینی است: انتخاب بازیگری کاملا مدرن برای ایفای نقش نه تنها یک زن ساده آلمانی از نیمه اوایل قرن بیستم، بلکه به عنوان مرکز اخلاقی فیلم. بخشی از دلیل اینکه جذابیت زنانه بارونس روی هینز اثری نمیگذارد، این است که سوئینی نیز در قالب مارگارت زیبایی طبیعی خود را دارد. اما قضیه فراتر از جذابیت ظاهری است، سوئینی حضور فیزیکی واقعی در فیلم دارد و در نشان دادن تقلاهای سخت و وحشت دیوانهوار شخصیت مارگارت به خوبی هر بازیگر هم نسل خود عمل میکند.

صحنه دلهرهآور زایمان کردن مارگارت (با اجرای تاثیرگذار سوئینی)، با گروهی از سگهای وحشی که به او حملهور شدهاند و غارتگران مسلح که فریادهای کمکخواهانه او را نادیده میگیرند، چکیده نگاه هاوارد را نشان میدهد: تمرکز صریح و بیپرده به وحشیگری. فیلم که به جای فلوریانا در کوئینزلند استرالیا مقابل دوربین رفته است، بهشت را به عنوان جغرافیایی تهدیدآمیز نمایش میدهد. اما وحشیگری واقعی در شخصیتها تجسم مییابد؛ آدمهایی که به رغم ایدهآلهای ممتاز و ظاهر متمدنشان، درگیر پارانویا، خیانت و توطئهچینی و بربریت میشوند.
این داستانی قدیمی است و حتی اگر براساس ماجراهای واقعی نبود، باز هم برای ما آشنا به نظر میرسید. اما آیا این داستان آشنای از دست رفتن بهشت، صرف نظر از اینکه چه کسی پشت دوربین است، میتوانست به خودی خود جذاب و تاملبرانگیز باشد؟
امتیاز سایت های سینمایی به فیلم Eden
| وب سایت | امتیاز |
| Imdb | ۶.۴ |
| کاربران متاکریتیک | هنوز امتیازی ثبت نشده است |
| کاربران راتن تومیتوز | هنوز امتیازی ثبت نشده است |
| منتقدان راتن تومیتوز | ۵۷ درصد رضایت بر اساس ۳۷ نقد |
| منتقدان متاکریتیک | ۶۰ درصد رضایت بر اساس ۱۳ نقد |
پوستر فیلم بهشت

پوستر معرفی شخصیتهای فیلم بهشت Eden





