یکی از سختترین و تلخترین نقشهایم را بازی کردم
«آنقدر چالشهای بد ایجاد میکنند که هنرمند دیگر دوست ندارد در تلویزیون کار کند»
الهام پاوهنژاد، بازیگر شناختهشده تئاتر و سینما، با حضور در سریال تاریخی «شکارگاه» به کارگردانی نیما جاویدی، نخستین تجربهاش در بستر تاریخ قاجار در نمایش خانگی را پشت سر گذاشت. او در این گفتوگو از همکاری با نیما جاویدی، دشواریهای نقشآفرینی، چالشهای تولید، تفاوتهای تلویزیون و نمایش خانگی و همچنین تجربه همبازی شدن با پرویز پرستویی سخن گفت.
همه چیز درباره سریال شکارگاه؛ قصه مرموز یک تاج
- خانم پاوه نژاد، «شکارگاه» اولین تجربه شما در فضای تاریخی نمایش خانگی است. مهمترین ویژگی این حضور برای شما چه بود؟
الهام پاوه نژاد، بازیگر نقش ملوک در سریال شکارگاه: واقعیت این است که وقتی برای حضور در این پروژه دعوت شدم، اولین و شاید اصلیترین ویژگی که برایم اهمیت داشت، حضور کارگردانی مانند نیما جاویدی بود. من کارهای او را دنبال میکردم و همیشه سلیقه و نگاه هنریاش را میپسندیدم. علاوه بر این، در همان جلسات اولیه، فیلمنامه در حال تکمیل بود و فرصتی پیش آمد تا درباره نقش و فضای کلی اثر گفتوگو کنیم. همین گفتوگوها باعث شد حس تعامل واقعی شکل بگیرد و برای من طراوت خاصی داشت.
از سوی دیگر، جذابیت کار برایم فقط در بازآفرینی یک دوره تاریخی نبود؛ بلکه لایههای متعدد متن و قابلیت تعمیم داستان به هر زمان و مکان بود. قصه به ظاهر در دل قاجار روایت میشود، اما میتوان آن را در هر دوره دیگری معاصر کرد و همین برای من بهعنوان بازیگر اهمیت ویژهای داشت.
- این روزها بسیاری معتقدند نمایش خانگی بیشتر از تلویزیون توانسته مخاطب جذب کند. شما علت این اتفاق را چه میدانید؟
به نظرم مهمترین دلیل، باورپذیری است. در نمایش خانگی تلاش شده سوژهها به واقعیت جامعه نزدیکتر باشند و قصهها بیپردهتر روایت شوند. در تلویزیون همیشه خط قرمزهایی وجود داشت و این محدودیتها باعث میشد بخش مهمی از واقعیتها ناگفته بماند. در حالی که زندگی ما ترکیبی از تلخی و شیرینی است؛ اگر بخواهیم تنها بخشی از آن را نشان دهیم، تصویر ناقصی از جامعه ارائه دادهایم.
کار هنرمند نشان دادن همه وجوه زندگی است، نه پنهان کردنشان. هنرمند قرار نیست راهحل بدهد، بلکه مسئله را مطرح میکند تا مخاطب و جامعه دربارهاش بیندیشند. وقتی سریال یا فیلم بتواند به واقعیت نزدیک شود و مسئلهای را طرح کند که تماشاگر خودش هم لمس کرده، طبیعی است که برای او جذاب میشود.
- درباره نقش خودتان در این پروژه کمی توضیح دهید. چه ویژگیهایی آن را برای شما خاص کرده است؟
ترجیح میدهم تمام جزئیات نقش را فاش نکنم تا مخاطب در زمان پخش، فرصت کشف داشته باشد. اما میتوانم بگویم این یکی از دشوارترین و شاید تلخترین نقشهایی است که در سالهای اخیر ایفا کردهام. نقش مسیر پر از فراز و فرودی دارد که حفظ این روند کار سادهای نبود. از همان ابتدای تمرینها با آقای جاویدی درباره جزئیات مختلف نقش از جمله لحن، گویش و حتی نحوه تغییرات شخصیتی صحبتهای زیادی داشتیم.
یکی از چالشهای جالب، استفاده از نوعی لهجه خاص بود. قرار بود لهجه بهگونهای باشد که هم به کاراکتر هویت ببخشد و هم اغراقآمیز و غیرقابلفهم نباشد. رسیدن به این مرز میانه حاصل تمرین و تعامل زیادی میان من و کارگردان بود.

- به دشواریهای اجرایی اشاره کردید. تعامل با گروههای دیگر مثل گریم و لباس چگونه بود؟
خیلی خوششانس بودیم که در گروه ما افراد حرفهای و باتجربه حضور داشتند. تیم طراحی صحنه و لباس و همچنین گروه گریم واقعاً با دقت و حساسیت کار کردند. هرکدام از این عناصر در بازآفرینی فضای تاریخی سهم بزرگی دارند و کمک کردند من به نقش نزدیکتر شوم. تغییرات گریم و لباس متناسب با فراز و فرود نقش طراحی شده بود و همین باعث شد مسیر شخصیتی قابلباورتر جلوه کند.
- از تجربه همکاری با پرویز پرستویی هم بگویید. حضور او در سریال چه تاثیری داشت؟
همکاری با آقای پرستویی برای من افتخار بزرگی بود. سالها ایشان را میشناختم اما هیچگاه این فرصت دست نداده بود که کنارشان بازی کنم. در جلسات دورخوانی، فضای صمیمی و حرفهای عجیبی شکل گرفت و خیلی سریع همه بازیگران با یکدیگر هماهنگ شدند. برای من کار در کنار ایشان نهتنها آموزنده بلکه الهامبخش بود.
- در صحبتهایتان به ممیزی و محدودیتها اشاره کردید. نگاه شما به این موضوع چیست؟
به باور من، هنر ذاتاً نباید محدود به مجوز و چارچوبهای سختگیرانه باشد. همه ما خطوط قرمز را میشناسیم و رعایت میکنیم، اما وقتی بیش از حد سختگیری میشود، نتیجهاش چیزی جز افول کیفیت نیست. هنرمند اگر آزادی نداشته باشد، خلاقیتش هم از بین میرود. به همین دلیل است که در بسیاری از موارد هنرمندان ترجیح میدهند با تلویزیون همکاری نکنند.

- تولید چنین پروژهای دشواریهای خاص خودش را دارد. تجربه شما از روند تولید «شکارگاه» چگونه بود؟
کار بسیار دشواری بود. هم به لحاظ زمانبندی فشرده و هم به لحاظ حجم صحنهها و جزئیات اجرایی. در این شرایط، نقش گروه اجرایی و تدارکات بسیار پررنگ است. واقعاً باید از تکتک این دوستان تشکر کنم که در سختترین شرایط کنارمان بودند. همچنین از آقای مهدی بدلو، تهیهکننده محترم سریال، که زمینه حضور من در این پروژه را فراهم کردند، سپاسگزارم.
- و در پایان، بهعنوان بازیگری باتجربه، این همکاری برایتان چه دستاوردی داشت؟
برای من هر پروژه فرصتی برای یادگیری و تجربه جدید است. در «شکارگاه» علاوه بر ایفای نقشی دشوار، تجربه همکاری با گروهی منسجم و کارگردانی بسیار دقیق نصیبم شد. این تجربه باعث شد بار دیگر به اهمیت تمرین، تعامل و اعتماد متقابل در فرآیند خلق اثر هنری پی ببرم. امیدوارم حاصل کار برای مخاطبان هم جذاب و تأثیرگذار باشد.
