بعید است تا پیش از اسکوئید گیم از موسیقی کلاسیک به صورت صد در صدی در راستای تهدید و ارعاب استفاده شده باشد، آنقدری که با شنیدن تنها چند نت از «کنسرتو ترومپت» هایدن ترس و وحشت با بیدار شدن شخصیتهای فیلم به تماشاگران تزریق میشود. همین وضعیت درباره “دانوب آبی” یوهان اشتراوس هم به وجود میآید زمانی که قرار است یک بازی جدید آغاز شود. احتمالا آخرین کارکردی که اشتراوس برای دانوب آبی به آن فکر میکرده است این بوده که روی یک تریلر وحشت گذاشته شود و آدمها با شنیدن نتهای آن بترسند.
همه چیز درباره اسکویید گیم یا بازی مرکب
جونگ جه ایل( Jung Jae-il) آهنگساز کرهای که نوازنده حرفهای پیانو و گیتار است و در سبکهای نیوایج، جاز و فولک مهارت دارد، 43 ساله است و بیش از بیست سال از اولین آهنگسازیاش برای تصویر میگذرد. اما از همان روز تا الان، به صورت پیوسته موسیقی فیلم و سریال نوشته که از معروفترین آثارش میتوان به “اوکجا” و “انگل” اشاره کرد. با این وجود او با ساخت موسیقی بازی ماهی مرکب که از 90 کشور جهان پخش میشود، به شهرتی بیش از پیش رسید.
اما موسیقی اسکوئیدگیم به ما چه میگوید؟ قرار است چه نقشی را ایفا کند که در داستان مهیب آن وجود ندارد؟ همه آنهایی که از جمله من به تماشای این سریال نشستهاند میدانند که بازی ماهی مرکب بر ارتباط انسانی تمرکز دارد. این سریال احساسات مختلفی را که بازیکنان در طول بازیها از سر میگذرانند، از جمله مسائل مربوط به اعتماد، خیانت، ناامیدی، جرقههای عشق و ترس مطلق، بررسی میکند. در چنین فضایی حضور عجیب موسیقی و استفاده از صداها، به ویژه در سکانسهای خونین، ترسناک و ناآرام، نهفته است.

موسیقی در اسکوئیدگیم به عنوان ابزاری روانشناختی عمل میکند تا به بازیکنان یادآوری کند که آنها به عنوان بخشی از یک رویداد بزرگ و هماهنگ کنترل میشوند، حتی زمانی که با مرگ روبرو هستند. قطعات انتخابی موسیقی هم چه موسیقیهای کلاسیک و چه موسیقیهای پاپ، کی پاپ و راکی که در سکانسهای گوناگون استفاده میشود، نه تنها غمگین نیستند بلکه ماهیتی جشنگونه دارند. انگار قرار است که این قطعات حواس بازیکنان را به طور نامحسوسی از خطر واقعی که در کمین آنهاست پرت کند و ساختار دستکاریشده بازیها را تقویت کند.
به جز قطعات موسیقی کلاسیک، موسیقی اصلی جونگ جه-ایل برای بازی ماهی مرکب با گیتار و سازهای کوبهای نواخته میشود که حال و هوای تقریباً معاصر غربی دارد. او با لحنی خشن و تند و تیز، با رنگهای الکترونیکی، یک تم پیانوی وهمآور و فراگیر را روی تصاویر استفاده کرده است
به دلیل سبک فانفار، کنسرتو ترومپت هایدن کاملاً مناسب صحنههای منتهی به بازیها است. صبح روز اول، بازیکنان نیز با این آهنگ از خواب بیدار میشوند. در دنیای واقعی، فانفارها معمولاً در مراسم افتتاحیه یا در آغاز جنگها و نبردها استفاده میشدند. به همین دلیل است که این آهنگ انتخابی استراتژیک بود، زیرا بازیها هر دو عنصر جنگ و مراسم را با هم ترکیب میکنند. درمورد والس دانوب آبی اثر یوهان اشتراوس نیز باید نگاهی به تاریخچه آن کرد؛ در سال ۱۸۶۶، اشتراوس مأمور شد تا قطعهای بنویسد تا روحیه مردم وین را بالا ببرد. اتریش تازه جنگ اتریش-پروس را باخته بود و بیش از صدهزار نفر جان خود را از دست داده بودند. اینگونه بود که والس دانوب آبی متولد شد.
بازی ماهی مرکب نیز، از این آهنگ به همان شیوه استفاده میکند. این آهنگ توسط مجریان برای بالا بردن روحیه بازیکنان قبل و بعد از بازیها استفاده میشود. هر بازی با قتل عام به پایان میرسد، مردم جان خود را از دست میدهند و بازیکنان شاهد تلفات غمانگیزی هستند، مشابه آنچه مردم وین پس از جنگ متحمل شدند. جالب است بدانید که طبق دادههای جدیدی که اسپاتیفای -به عنوان یکی از مهمترین پلتفرمهای شنیدن موسیقی در دنیا- به اشتراک گذاشته، آهنگهای کلاسیکی که در اسکوئیدگیم پخش شدهاند، افزایش چشمگیری در پخش آنلاین داشتهاند.
این دادهها نشان میدهد که پخش کنسرتو ترومپت هایدن از زمان انتشار این نمایش بیش از ۳۲۵ درصد افزایش یافته است. اثر اشتراوس نیز، تقریباً ۸۰ درصد افزایش یافته. همچنین قطعه کلاسیک دیگری که در این نمایش بسیار مورد توجه قرار گرفته است، «سرناد برای سازهای زهی در دو مینور» اثر چایکوفسکی ۵۰ درصد افزایش یافته است. در کنار این آمار و ارقام باز هم موسیقیهای کلاسیکددیگری همچون سمفونی پنجم بتهوون که در سالن مجلل، جایی که میلیاردرهای نقابدار روی جان افراد حاضر در بازی شرطبندی میکنند شنیده میشود باید اشاره کرد.

به جز قطعات موسیقی کلاسیک، موسیقی اصلی جونگ جه-ایل برای بازی ماهی مرکب با گیتار و سازهای کوبهای نواخته میشود که حال و هوای تقریباً معاصر غربی دارد. او با لحنی خشن و تند و تیز، با رنگهای الکترونیکی، یک تم پیانوی وهمآور و فراگیر را روی تصاویر استفاده کرده است. به اینها قطعاتی خاص از جمله قطعهای به نام Way Back Then، یک تصنیف شاد و تقریباً فولک برای ریکوردر و سازهای کوبهای سنتی کرهای را هم اضافه کنید. همچنین موسیقی گروه مرموز «۲۳» و پارک مین-جو نیز به یاد ماندنی است، قطعات آکاپلای (بدون ساز) Pink Soldiers، گروههای عجیب و غریب Needles و Dalgona و بازی کامپیوتری The Fat and the Rats نیز در برخی اپیزودها الهامبخش بودند.
همانطور که گفته شد، بازی ماهی مرکب از موسیقی به عنوان یک ابزار روانشناختی استادانه استفاده میکند و مرزهای بین معصومیت و وحشیگری، واقعیت و خیال را محو میکند. از حس آشنا و وهمآور آهنگهای دوران کودکی گرفته تا ظرافت دلهرهآور والسهای کلاسیک، هر قطعه در خدمت دستکاری احساسات و افزایش تنش برای بازیکنان و بینندگان است. موسیقی متن با دقت انتخاب شده، تضاد گیجکنندهای ایجاد میکند که وحشت و نمایش بازیها را تقویت میکند و به ما قدرت موسیقی را در شکلدهی به واکنشهای عاطفیمان، یادآوری میکند. این گواهی بر این است که چگونه صدا میتواند روایت را ارتقا داده و مدتها پس از پایان تیتراژ، تأثیر ماندگاری بر جای بگذارد.
