شما درباره قسمت آخر تاسیان بنویسید
این تعداد نظر و کامنت از شما، باورنکردنی بود؛ متشکریم و به مرور منتشر میشود
سریال تاسیان پس از ۵ ماه و نیم به پایان رسید تا عاشقانهای دیگر از تینا پاکروان در شبکه نمایش خانگی مقابل دیدگان مخاطبان قرار گیرد. سریالی که عشقی پرفراز و نشیب و تاسیانوار را به تصویر کشید و با استقبال شما مخاطبان فیلیمو هم مواجه شد. اینجا در کنار نظرات شما، جمعبندی ستارههای این سریال را نوشتهایم.
قسمت آخر سریال تاسیان در ۳ مرداد ۱۴۰۴ پخش شد. پایانی تاثیرگذار، تراژیک و پرغم که معنای تاسیان را به تصویر کشید. پیش از اینکه درباره این قسمت بنویسیم، شما درباره پایان تاسیان نظر بدهید؛ درباره سرنوشت شخصیتهایی که ۲۳ هفته با آنها زندگی کردیم.
به دلیل استقبال شما و تعداد زیاد کامنتها، روند تایید نظرات کمی کند است ولی به مرور منتشر میشود
همه آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
بابک حمیدیان | منتهای بازیگری
حالا معلوم شد وقتی پیش از شروع سریال تاسیان، تینا پاکروان عکس بابک حمیدیان را در اینستاگرامش منتشر کرد و در تجلیل از او نوشت، یعنی چه. بازی او در همه سریال و بهویژه در قسمت آخر تاسیان، یک کلاس بازیگری کامل و حد نهایت یک نقش بود. با همه پستی و بلندیها و اکتهای بازیگریاش. تاسیانزده وصف حال پدری بود که در غروب یک روز تلخ، هیچ امیدی برای ادامه نداشت و حمیدیان این توصیف را با همه ابعادش شاهکارانه تصویر کشید.
مهسا حجازی | کشف بزرگ تاسیان
بله! سریال تاسیان اولین کار مهسا حجازی نیست که بشود عنوان «کشف» به آن داد، او حالا نزدیک به یک دهه است که با بازی در نقشهای کوتاه و بلند، فعالیت هنری میکند ولی حضور ۲۳ قسمتی در سریال تاسیان فرصتی شد تا توانایی او در اجرای نقشهای پرفزار و نشیب به چشم بیاید. حالا باید خوشحال بود که سینما و سریال ما یک ستاره جدید، جذاب و زیبا دارد که بینقص هم نیست و همین ویژگی درست و دوستداشتنیای محسوب میشود.

نازنین بیاتی | کامبک به معنای حقیقی کلمه!
سریال تاسیان برای اغلب عواملش گامی به جلو بود ولی اگر کسی حتی یک قسمت سریال را دیده باشد، متوجه میشود که بازی نازنین بیاتی، گرم و تاثیرگذار بود و او را به روزهای درخشانش در آغاز راه بازیگری بازگرداند و غبار این سالهای سخت را از چهره بازیگری او تکاند. او توانست مریم تاسیان را از یک شخصیت فرعی با عاشقانهای تُنک و کمتراکم، به موتور محرکه و -به اصطلاح نمک- داستان بدل کند و دل مخاطبان را با خود ببرد.
صابر ابر | از جنایت تا رفاقت
اولین اصل پذیرش هر شخصیتی، تلاش برای باورپذیری آن در فرم داستان است. صابر ابر این کار سخت را برای شخصیتی که باید هم نماینده ساواک باشد، هم جنایت کند، هم آبزیرکاه باشد و هم رفاقت و معرفت سرش بشود، به خوبی درآورد. ابر در همه این سالها بازی خوب کم نداشته ولی محبوبیت نقش سعید با آن پایان تراژیک، نشان داد که او به خوبی توانسته ساواکی سنگدل و خودشیفته قصه تاسیان را برای همیشه ماندگار کند.
پانتهآ پناهیها | همان اسطورهای که انتظار دارید
این وصف نادرستی نیست؛ «پناهیها در همای تاسیان همانی بود که باید و همه انتظار داشتند» در این چندین و چند سال، کدام نقش بد یا بازی دور از انتظار از پانتهآ پناهیها به یاد دارید؟ تقریبا هیچ! او در سریال تاسیان هم هما را چنان اسطورهای و محکم بازی کرد که محور خانواده نجات باشد. قاب نقاشیگونه کارگردان از پناهیها در قسمت آخر تاسیان، نمایش همین قدرت شگفت او در جان بخشیدن به هما بود.

به یادماندنیهای قسمت آخر تاسیان
سریال تاسیان بخشهای فنی قابل اعتنای زیادی دارد؛ طراحی لباس چشمگیر، طراحی صحنه کمنقص، گریم دیدنی و… ولی اگر فقط قسمت آخر سریال تاسیان را در نظر داشته باشیم؛ قاببندیها و سختی تصویربرداری در زیر آب یکی از ارائههای درجه یک پیمان شادمانفر بود. موسیقی سروش انتظامی در این قسمت پایانی متفاوت و شنیدنی بود. گویا او همه توانش را برای این سکانسها کنار گذاشته بود تا صحنه وداع دلدادهها به زیبایی ماندگار شود. و در کنار همه اینها، نباید از تدوین قسمت آخر گذشت؛ محمد نجاریان بسیار تلاش کرد تا این قسمت با نماهای بسیار زیاد را -تا جایی که میشود و میتواند- منظم و منطقی بچیند و مکثهای بجایی برای این قسمت بسازد.

افتضاح بود
افتضاح
به نظر من خانم تینا پاکروان نباید اخر سریال رو اینطوری میکرد . به نظر من شور و هیجان این سریال به خانواده شیرین و امیر و شیرین بود که نباید امیر و شیرین میمردند. و خانم کارگردان اینطور به نظر می رسید که میخواهد این چند قسمت های پایانی رو از سروا کند و همه در چند قسمت آخر مردنند . پایان خوبی نبود نه تنها بخاطر مردن شیرین و امیر بلکه بخاطر سریالی که پایان اش باز بود. به نظر من فصل های دیگه هم داشته باشد. ولی خیلی اشکالات دیگری هم داشت. مثال……
۱. وقتی که شیرین امیر مردنند چرا جعفر نیامد کمک اون فقط دست بسته بود که امیر باز کرد دیگه.
۲. یا چرا هما و نازی آرش و مریم نتونستنند بیان کمک با اون همه سروصدای کردن.
۳. و مادر پدر امیر چی شدنند بالاخره که باید به خانواده امیر میگفتنند
۴ . بعد تکلیف شخصیتهای دیگه چی میشه به عنوان مثال
رجبزاده .حوری. هما .جمشید. نازی .جعفر
کارگران . و…
۵ . خانم تینا پاکروان شما وقتی میخواهید فیلم یا سریال بسازید قبل از پخش فیلم و سریال بخوانید موضوع داستان فیلم و مخصوصاً سریال رو چون فیلم یک بار پخش میشه. ولی سریال چند بخش هست و قطعا بینندگان انتظار بیشتر از نتیجه سریال دارند و شما این چند قسمت های آخر سریال تاسیان رو از سر باز کردید و پایان باز گذاشتید . و این سریال نیاز به فصل دوم دارد که این مشکلات را برطرف کنید. و اگر در فصل دوم شیرین و امیر رو ببرند. بیمارستان و دوباره زنده شوند عالی میشه.
ممنون و سپاس فراوان از بازیگران خوب سریال تاسیان. بابک حمیدیان. مهسا حجازی . پانتهآ پناهی . نازنین بیاتی. هوتن شکیبا . و…
پایان تاسیان دقیقا همان تاسیانی شد که من از ابتدای سریال بدنبال آن لحظه تاسیان بودم و تاسیان واقعی در قسمت آخر به زیبایی به تصویر کشیده شد امیر و شیرینی که شاید بهم نرسیدن اما بدون هم ، هم نماندند و حال تاسیان حال جمشید نجات بود با بازی واقعا درخشان بابک حمیدیان
درست همان شد که امیر گفت غم غروب از دست دادن عزیزش…
سریال بسیار زیبا بوده است که مثل همه سریال های ایرانی آخرش بد تمام میشود
پایان قصه باید میبایست امیر شورشیان رو میکشت تا شیرین و خانواده اش فرار میکردند
به نظر من پایان خوب و واقعی بود
واقعیت همیشه تلخ و غیر منتظره هست
باید امیر هم میمرد
اگر زنده میموند حتما یه مجنون خیابان گرد میشد
امیر وقتی متوجه شد شیرین مرده خودش رو به آب سپرد و دیگه برای زنده موندن تلاش نکرد.
روایت یک عاشقانه واقعی
در این فیلم عشق پدر فرزندی خیلی خوب ترسیم شده بود
مخصوصا با بازی درخشان بابک حمیدیان
قسمت آخر از نظر فنی خیلی خوب ساخته شده بود
تشکر از همه دستاندرکاران سریال بخصوص کارگردان محترم
یعنی یه بار نشد ما به فیلم ایرانی ببینم که تهش خوب باشه همش آخرش رو گند میزنید توش بابا این چیه آخه فقط باعث گرفتن وقت مردم میشید یا فیلم نذارید یا اگه میزارید یه فیلم خوب که آدم لذت ببره ازش😐😐😐🫥
به نظر من پایان خوب و واقعی بود
واقعیت همیشه تلخ و غیر منتظره هست
باید امیر هم میمرد
اگر زنده میموند حتما یه مجنون خیابان گرد میشد
امیر وقتی متوجه شد شیرین مرده خودش رو به آب سپرد و دیگه برای زنده موندن تلاش نکرد.
روایت یک عاشقانه واقعی
در لین فیلم عشق پدر فرزندی خیلی اوب ترسیم شده بود
مخصوصا با بازی درخشان بابک حمیدیان
قسمت آخر از نظر فنی خیلی خوب ساخته شده بود
تشکر از همه دستاندرکاران سریال بخصوص کارگردان محترم
به نظر من پایان خوب و واقعی بود
واقعیت همیشه تلخ و غیر منتظره هست
باید امیر هم میمرد
اگر زنده میموند حتما یه مجنون خیابان گرد میشد
امیر وقتی متوجه شد شیرین مرده خودش رو به آب سپرد و دیگه برای زنده موندن تلاش نکرد.
روایت یک عاشقانه واقعی
در لین فیلم عشق پدر فرزندی خیلی اوب ترسیم شده بود
مخصوصا با بازی درخشان بابک حمیدیان
قسمت آخر از نظر فنی خیلی خوب ساخته شده بود
تشکر از همه دستاندرکاران سریال بخصوص کارگردان محترم
خیلی سریال عالی ای بود.پایانش هم تلخ ولی متناسب با سریال بود❤️امیدوارم سریال بعدی از این هم بهتر باشه
خیلی سریال عالی ای بود.پایانش هم تلخ ولی متناسب با سریال بود❤️
واقعا پایان افتضاحی بود این سریال وقتی پخش شد بهتر بود ولی وقتی قسمت ۲۰ به بعد واقعا اشغال بود😤😤😤😤
بعد بابا وقتی شیرین افتاد فقط سرش آسیب دید بد آدم فقط با یه زربه سر میمیره😠😠😠😠
بعد از اونورم امیر مرد🤬🤬🤬
واقعا من چی بگم از تینا پاکروان
همه بازیگران به جز آقازاده شکیبایی فوق عالی بودند
بیاتی که دیگه نگو نقش مادرش نقش کمرنگ پدرش بابک و آقای مدیری بی بدیل ووووونقش های اصلی چه سریالی نابی . حیف که داستان در دو قسمت آخر آب دوغ خیاری بود جز سکانس زیبای دراز کشیدن حمیدیان کنار دخترش. داستان با رجب زاده و دختر عمه اش بلاتکلیف شد تسویه حساب نکردن…..
کمکم کنید بعد از قسمت آخر این سریال افسرده شدم😭🥹🥲واااااای
مزخرف
حیف وقت گران بهبهام که پای این سریال گذاشتم
هر فیلم دیگه ای که نویسنده و کارگردانش اینا باشن من دیگه نگاه نمیکنم
خاک بر سرتون
آخه کی با ی هول دادان میمیره
حماقت ۵۰ سال پیش
سریال تاسیان جوری تموم شد که حس کردم کارگردان اونقدر از دست شخصیتهای داستانش کلافه است که میخواد به هر نحوی شرشونو از سرش کم کنه و اونا رو بکشه.
آخه چرا فک میکنید موفق بودن در تلخ بودنه؟ قرار نیست گل و بلبل بشه همه چی، ولی منطقی و راضیکننده باشه.
حتی اگه قراره تلخ هم تموم بشه،تلخ خوب و معقول باشه، نه تلخ دور از منطق.
در یک کلمه بگم که این پایان اصلا در شأن سریال نبود
چخوف میگه؛
اگر در ابتدای داستان از یک تبر روی دیوار گفتی باید در ادامه اون تبر به کار بیاد وگرنه بیهوده از تبر گفتی.
حالا خیلی نقشها تو سریال تاسیان حکم تبری رو داشتند که فقط در توصیفها به کار اومده، چندین قسمت ساواک به دنبال رجبزاده بود بعد به همون راحتی که دیدیم فرار کرد و دیگه هم ازش اسمی برده نشد. ساواک تو این سریال با آنچه ما شنیدیم و در مستندها دیدیم و در کتابها خوندیم زمین تا آسمون فرق داشت. اگر ساواکیها تا این حد با زندانیان مهربونم بودن پس چرا این همه ازشون بد گفته شده؟ آتشسوزی کارخونه نجات اصلا صحنه جالبی نبود. آتش زدن چهارتا کارتن خالی فریب بزرگی بود که البته نگرفت. سریال روی هم رفته بد نبود اما پایان موردقبولی نداشت همه چیز به سرعت برق پیش رفت و تموم شد بهتر بگیم همه چیز یه هو رها شد. اگر امیر زنده میموند و مجبور میشد تا آخر عمرش توی زندان بمونه و درد فراق شیرین رو تحمل کنه معنای تاسیان هم واقعی تر میشد. مثلاً میخواستند از روی داستان خسرو و شیرین یک تراژدی مشابه بسازن. با این حال سریال از قسمتهای ده یازده به بعد انسجام اول رو نداشت و انگار فقط داشت به هر نحوی پیش میرفت
خیلی علامت سوال موند برامون مثلاً
رجب زاده رو گرفتن یا نه؟
کسی پیگیر قضیه ی سعید میشه و میفهمن مرده؟
جمشید و هما و مریم میرن خارج؟
مریم چجوری با مرگ نادر و شیرین میخواد کنار بیاد؟
سرنوشت حوری چی؟
سرنوشت سپیده و شهرام چی؟
چرا وقتی نامه سعید رسید بدست خانواده نجات شیرین نامه رو نخوند؟
ممنون از تینا پاکروان
ولی این سه قسمت اخر برای اینکه حال تاسیان پیدا کنه یخورده جریان سریال عوض شد و در نهایت امیر باید دروغ هایی که به شیرین گفته بود رو راستشو میگفت.
میتوانست بهتر تموم بشه و کسی نمیره.
ممنون از خانم پاکروان.
ممنون از تینا پاکروان
ولی این سه قسمت اخر برای اینکه حال تاسیان پیدا کنه سریال یخورده جریان سریال عوض شد و در نهایت امیر باید دروغ هایی که به شیرین گفته بود رو راستشو میگفت.
میتوانست بهتر تموم بشه. ولی ممنون از خانم پاکروان.
سریال خوبی بود با اینکه شیرین و امیر بهم نرسیدن و اینکه بازیگران خوب باعث شدن من این سریال رو ببینم شاید اگه یک بازیگر بازی بدی داشت فیلم دیدنی نبود .
با سریال خاتون مقایسه میکنم و میبینم که خاتون خیلی خیلیییی بهتر بود
به سریال خاتون ۱۰ میدم و به تاسیان ۵
بند دوم اشتباه نوشتم نامه امیر.منظورم نامه سعید بود
با سلام و خداقوت به عوامل محترم و نازنین سریال تاسیان…چند صفحه از نظرها رو خوندم..دوست داشتم چند خط،بنویسم سعی میکنم تکرار حرف دوستان نباشه؛
*******در ابتدا شخصا از خانم پاکروان به خاطر نکتهسنجی و نگاه ظریفشون برای به تصویر کشیدن بانوی سرخپوش میدان فردوسی(که فکر میکنم تعداد زیادی اصلا متوجهش نشدن)، بسیییاار ممنونمم.به شدت لذت بردم و به قول معروف بغضی شدم*******
۱_برام خیلی عجیبه که بعضی افراد به غرق شدن امیر تو استخر کمعمق اشاره و اعتراض کردن و اصلا متوجه نشدن که امیر بعد از،دیدن مرگ شیرین، خودکشی کرد….
۲_مثل خیلی از،دوستان میگم که آنچه که در نامه امیر بود درس بسیار مهمی بود: باید نشست و حرف زد…و اینکه میگن تکلیف نامه چی شد!خب معلومه ما مثل خیلی از صحنههای دیگه دیدیم که همچنان پنهان کاری و حرف نزدن عواقب خیلی بدی داشت…
۴_اگر شیرین و امیر خوش و خرم به هم میرسیدن که سریال هیچ معنا و مفهوم باارزشی نداشت! چرا؟؟ چون امیرِ به اصطلاح عاشق حتی در برابر معشوقش هم صداقت نداشت و کارها و رفتارهایی داشت با پیامدهای بسیاار ناگوار که فقططط یکیش رفتن به کارخونه و تحریک کارگرها بود. شیرین با اینکه چند بار متوجه دروغهای امیر که اولیش اسمش بود، شد، هرگز در مورد شناخت امیر کنجکاو نشد و تحقیق نکرد و به دنبال کلمات عاشقانه امیر خام و راهی این ارتباط شد و با فرار وعقد پنهانیش نهایت حماقت رو انجام داد. خب با این حال اگر در آخر همه جی گل و بلبل میشد که هیچ دختر و پسر یا زن و مردی این کارها و رفتارها رو منفی نمیدونن و به دنبال راه درست ابراز،عشق و اصلاح رفتارشون نمیرن!!!! بدونیم که داشتن حس عشق به ما مجوز،هر کاری رونمیده و باید پیامدهاش رو در نظر بگیریم!!! و البته که جمشید هم بیتقصیر نیست و میتونست به جای مخالفت و هیاهو ، بدون سر و صدا فقط از،دخترش بخواد که بهش فرصت تحقیق و شناخت رو بده!!! و خب در آخر هر سه تاوان دیدن!!!!
۵_سوال بعضیها واقعا عجیبه که حتی پیگیر سپیده هم هستن!!آقاااا خانووومممم دیدیم که فرستادنش خونشون تماااام. یه کمم خودمون فکر کنیم خوبه
۶_در آخر یک انتقاد هم دارم.اینکه مریم که جونش به جون شیرین بند بود و همای مهربون که پیگیر همه بود و حس مسئولیت و مادری نسبت به همه داشت،چطور شد که چندین ساعت آروم و ساکت نشستن تو زیرزمین و هیچ تقلایی برای بیرون اومدن و خبر گرفتن از اوضاع نکردن!؟ فقط یه برداشت متقاعدم میکنه و اون اینه که متوجه شده بودن اتفاقهای خیلی بدی اون بیرون افتاده و می خواستن از مواجه شدن باهاش فرار کنن و به تاخیر بندازنش.
باز هم از همه تشکر میکنم خصوصا خانوم پاکروان، خانوم پناهی، جناب حمیدیان و خانوم بیاتی…آرزوی درخشش همیشگی دارم براتون
مسخره
اینهمه زحمت پایانی بدرد نخور
مسخره مسخره مسخره
عه عه عه
اگه سعید زنده بود و با هم میرفتن خونه جمشید که شیرین رو نجات بدن شاید بهتر میشد یا حداقل کاش امیر نمیرفت تو کارخونه کارگر هارو انتریک نمیکرد که جلویه جمشید رو بگیرن و امیر و شیرین نمیمردند اگه اینجوری میشد تاسیان فصل ۲ هم میداشت که تو اون فصل جمشید بلخره راضی میشد که شیرین با امیر ازدواج کنن
سریالش فوق العاده قشنگ بود مخصوصا بازی جناب حمیدیان ولی امیدوارم سریالهای دیگشون پایان خوش داشته باشه
لعنت به این سریالهای پراز غم وغصه ایرانی کم مردم بدبختی دارن اینم از سریالهاشون به جای اینکه یه چیزی بسازن که مردم از استرسها و زندگیهای سختشون فاصله بگیرن حال وهواشون عوض شه …همش غم وغصه، نمیفهمیم اینا فیلمهای درامه یا جنایی؟
سلام خسته نباشید میگم خدمت تمام گروه تاسیان
خیلیییی عالی بود این سریال
آخرش هم عالی تموم شد دست مریزاد
تاثیرگذار عاشقانه و پر از پند بود
کاشکی حداقل نشون میداد که چی به سر: نجف زاده، خانواده امیر و مریم و هما و… اومد. قشنگ تر هم میتونست تموم بشه.
درود و عرض خسته نباشید خدمت عوامل ساخت این شاهکار
به نظر بنده همونطور که در توضیحات آخرین قسمت نوشته شده بود
همه چیز آنطور شد که نباید …… تاسیان شد
این سریال به معنای واقعی تاسیان را با بازی بسیار عالی و درجه یک بازیگران نخبه در این حیطه به تصویر کشید
مزخرف به تمام معنا و پر از انواع ابتذالیات هرجوری که دلت بخواد نمیدونم مسوولین ساترا کجان تو خواب نازن دیگه این سریالا خانگی گندشو دارن درمیارن
به نظرم داستان قشنگی بود و میتونست بسیار زیبا تر ساخته بشه و پایان بهتری داشته باشه. ولی از قسمت 15 جذاب نبود و وقت صرف موارد فرعی میشد. در کل داستان خیلی قشنگی بود. و میتونست پاپان عالی تری دلشته باشه
به نظرم داستان قشنگی بود و میتونست بسیار زیبا تر ساخته بشه و پایان بهتری داشته باشه. خیلی از سوال ها تو ذهن مخاطب بی جواب موند. فرهنگ و ارشاد اجازه ساخت بهتر سریال رو به کارگردان نمیده. از توقیف کردنش معلوم بود که خیلی خانم کارگردان رو اذیت کردن.
وو
عالی بود دوسش داشتم تاسیانو
خدایی گند زدن من انقدر سر قسمت آخر گریه کردم تا دو روز فقط داشتم گریه میکردم خدایی گند زدین به همه چیز همه مخاطب های این سریال قطعا کلی گریه کردم ولی نباید این تور نباید تمام میشد خیلی حالم بد شد و اصلا خوشم نیومد.
پایان درستی نداشت…
آقا قبول، تینا پاکروان میخواسته که شیرین و امیر در نهایت بمیرن، ولی چرا اینهمه علامت سوال ایجاد شد؟
رجب زاده رو گرفتن یا نه؟
کسی پیگیر قضیه ی سعید میشه؟ میفهمن مرده؟
جمشید و هما و مریم میرن خارج؟
مریم چجوری با مرگ نادر و شیرین میخواد کنار بیاد؟
سرنوشت حوری چی؟
سرنوشت سپیده و شهرام چی؟
بسیار فیلم خوبی بود اما قسمت آخرش واقعا زد حال بود مرسی از فیلم جالب شما
خانم پاکروان از همون اول نشانه ی مرگ رو گذاشت ، تاسیان حتما برای امیر که نباید شد برای جمشید شد، داخل تیتراژ پایانی عکس زیر استخری که امیر داخلش غرق شده بود رو گذاشتن، ماهی سیاه در تیتراژ بود که نشانه ی مرگ هست و همینطور درخت سرو در تیتراژ که نشانه ی مرگ می باشد، در فالی که حوری داشت از شیرین می گرفت حوری گفت این ماهی سیاه رو می بینی ، به نظر من هم نتیجه اش این بود که تاسیان رو کامل توصیف کنه و برخی از ماهم از جمله خود من بعد دیدن مرگ شیرین حال تاسیان رو درک کردم چون یک لحظه در اون حال رفتم، در کل بازیگر هوایی که خیلی در این فیلم به نظر من دیده شدن و عالی بودن نازنین بیاتی، مهسا حجازی، نقش هما و بابک حمیدیان بودن، و همینطور کارگردانی عالی خانم تینا پاکروان و درکل از همه ی عوامل سریال بابت تاسیان متشکرم، نیکی هستم خدا نگهدار به امید دیدن فیلم های عاشقانه دیگر با کارگردانی تینا پاکروان
کاربر محمدرضا دقیقا نظر منو گفت :))))
با سلام
نظرم رو در رابطه باچند کاراکتر های اصلی فیلم مطرح میکنم
اول از جمشید نجات ،که در این فیلم با تک تک دیالوگ ها مطرح و شایسته بود آنقدر در هر پارت از سریال دلسوزی و صداقت و تحکم و اصالت از لحن بیان و جدیت شون مشخص بود و همزمان میتونست چندین حس مختلف رو به مخاطب منتقل کنه
دوم شیرین نجات، بنظرم انتخاب بازیگر برای این نقش مناسب بود هرچند که حس میکنم میتونست واقعی تر بازی بشه خصوصا اون قسمت که دستها امیر بسته شده بود بنظرم در کل سریال اون تیکه میتونست واقعی تر جلوه بکنه اما ظرافت این بازی رو هم از خودش نشون میداد
سوم مریم سامان،بازی خانم بیاتی واقعا به قاعده بود و تونست اشک منه مخاطب رو هم در قسمتی که خبر فوت منوچهر رو دادن بهش و هم در قسمت آخر در بیاره و غم رو کاری کرد حس بکنم و همچنین دوستی مریم و شیرین میتونه مثال دوست خوب و صمیمی خوبی باشه برای جامعه امروزی
چهارم هما، واقعا به شخصه نسبت خونی هما و جمشید به دل من نشست و تونستم حس مادرانه ای که نسبت به برادر و خانواده ش داشت رو ببینم و اینکه سعی داشت خودش رو با پیچو هم زندگی وفق بده و در هر شرایطی از خانواده ش مراقبت کنه برام جذاب بود چون این جور مسائل به تازگی خیلی کمرنگ شده در اجتماع و حس میکنم میتونه کمک کننده این گونه مسائل باشه
پنجم امیر ، بزرگترین چیزی که امیر نشون داد حس عشقی بود که اجباری بر تلاش و سعی برای رسیدن به شیرین رو در بر داشت و گاها با تصمیمات اشتباه و در نظر نگرفتن عواقب کارش گاها مقصر مرگ منوچهر و دوست ش شد و در آخر بنظرم میتونست بهتر اون حس عاشقانه رو روی صحنه بیاره
ششم رجب زاده و نادر ،رجب زاده و نادر واقعا برای نقش منفی مناسب بودند و رجب زاده بخوبی تونست با آرامشی و سیاستی که داشت حس غم و عصبانیت رو به برسونه بنظرم نادر هم واقعا در این نقش عالی بود چون میزان ناآگاهی و سادگی جوانان آن دهه از تاریخ رو به خوبی به بازی کرد
سریال قشنگی بود ولی نباید اینقدر تلخ تمام می شد واینکه نباید سعید میمرد و وقتی قرار بود بمیره چرا نامه فرستاده شد وقتی هم که فرستاده شد چرا نامه باز نشد وقتی قرار بود سریال تمام شود و اینکه خانواده ی نجات چیشد و همین طور خانواده امیر حداقل جای یکی دو قسمت داشت که بفهمیم کارگر ها و عکسالعمل خانواده ی نجات و امیر بر مرگ امیر و شیرین چی هست
دوستان اسم فیلم تاسیانه!مشخص بود ک پایان خوبی نداره پس نمیشه به این اعتراض کرد…
ولی کاش چند قسمت دیگه ادامه داشت تا سرنوشت بقیه هم مشخص شه
اگر میدونستم پایان داستان اینقدر بهم استرس و ناامیدی میده اصلا از ابتدا رهاش میکردم و پیگیر نبودم
تنها چیزی که از قسمت آخر یادم مونده،چون انتظار پایان تلخی رو داشتم
محسن و بقیه کارگرهاست که چی شد که کار به اونجا ها رسید:
با اینکه با اون اقدامات خشونت آمیز و هیجانی دور از تدبرشون بیزارم ولی یک سری چرا تو ذهنم ساخته شد:
بیراهه می گفتند یا حق
چرا قدردان نبودند،زیاده خواه بودند یا یک چیز منطقی طلب می کردند
گول خورده بودند یا عقده و حسادت و بی کفایتی شون زیر گول خوردگی اونها رو به اون تحرکات کشوند
مسخره، اعصاب خورد کن ، رو مخ و البته غم انگیزززززز
مرگ هر دو نفر بسیار تصنعی و غیر واقعی انجام شد بخصوص غرق شدن تایتانیک وار در استخر ۲ متری. هیچگونه همزاد پنداری با امیر وجود نداشت و با توجه به خرابکاریهایش کسی ناراحت نشد ، و درود بر بابک حمیدیان