شما درباره قسمت آخر تاسیان بنویسید
این تعداد نظر و کامنت از شما، باورنکردنی بود؛ متشکریم و به مرور منتشر میشود
سریال تاسیان پس از ۵ ماه و نیم به پایان رسید تا عاشقانهای دیگر از تینا پاکروان در شبکه نمایش خانگی مقابل دیدگان مخاطبان قرار گیرد. سریالی که عشقی پرفراز و نشیب و تاسیانوار را به تصویر کشید و با استقبال شما مخاطبان فیلیمو هم مواجه شد. اینجا در کنار نظرات شما، جمعبندی ستارههای این سریال را نوشتهایم.
قسمت آخر سریال تاسیان در ۳ مرداد ۱۴۰۴ پخش شد. پایانی تاثیرگذار، تراژیک و پرغم که معنای تاسیان را به تصویر کشید. پیش از اینکه درباره این قسمت بنویسیم، شما درباره پایان تاسیان نظر بدهید؛ درباره سرنوشت شخصیتهایی که ۲۳ هفته با آنها زندگی کردیم.
به دلیل استقبال شما و تعداد زیاد کامنتها، روند تایید نظرات کمی کند است ولی به مرور منتشر میشود
همه آنچه درباره سریال تاسیان میدانیم
بابک حمیدیان | منتهای بازیگری
حالا معلوم شد وقتی پیش از شروع سریال تاسیان، تینا پاکروان عکس بابک حمیدیان را در اینستاگرامش منتشر کرد و در تجلیل از او نوشت، یعنی چه. بازی او در همه سریال و بهویژه در قسمت آخر تاسیان، یک کلاس بازیگری کامل و حد نهایت یک نقش بود. با همه پستی و بلندیها و اکتهای بازیگریاش. تاسیانزده وصف حال پدری بود که در غروب یک روز تلخ، هیچ امیدی برای ادامه نداشت و حمیدیان این توصیف را با همه ابعادش شاهکارانه تصویر کشید.
مهسا حجازی | کشف بزرگ تاسیان
بله! سریال تاسیان اولین کار مهسا حجازی نیست که بشود عنوان «کشف» به آن داد، او حالا نزدیک به یک دهه است که با بازی در نقشهای کوتاه و بلند، فعالیت هنری میکند ولی حضور ۲۳ قسمتی در سریال تاسیان فرصتی شد تا توانایی او در اجرای نقشهای پرفزار و نشیب به چشم بیاید. حالا باید خوشحال بود که سینما و سریال ما یک ستاره جدید، جذاب و زیبا دارد که بینقص هم نیست و همین ویژگی درست و دوستداشتنیای محسوب میشود.

نازنین بیاتی | کامبک به معنای حقیقی کلمه!
سریال تاسیان برای اغلب عواملش گامی به جلو بود ولی اگر کسی حتی یک قسمت سریال را دیده باشد، متوجه میشود که بازی نازنین بیاتی، گرم و تاثیرگذار بود و او را به روزهای درخشانش در آغاز راه بازیگری بازگرداند و غبار این سالهای سخت را از چهره بازیگری او تکاند. او توانست مریم تاسیان را از یک شخصیت فرعی با عاشقانهای تُنک و کمتراکم، به موتور محرکه و -به اصطلاح نمک- داستان بدل کند و دل مخاطبان را با خود ببرد.
صابر ابر | از جنایت تا رفاقت
اولین اصل پذیرش هر شخصیتی، تلاش برای باورپذیری آن در فرم داستان است. صابر ابر این کار سخت را برای شخصیتی که باید هم نماینده ساواک باشد، هم جنایت کند، هم آبزیرکاه باشد و هم رفاقت و معرفت سرش بشود، به خوبی درآورد. ابر در همه این سالها بازی خوب کم نداشته ولی محبوبیت نقش سعید با آن پایان تراژیک، نشان داد که او به خوبی توانسته ساواکی سنگدل و خودشیفته قصه تاسیان را برای همیشه ماندگار کند.
پانتهآ پناهیها | همان اسطورهای که انتظار دارید
این وصف نادرستی نیست؛ «پناهیها در همای تاسیان همانی بود که باید و همه انتظار داشتند» در این چندین و چند سال، کدام نقش بد یا بازی دور از انتظار از پانتهآ پناهیها به یاد دارید؟ تقریبا هیچ! او در سریال تاسیان هم هما را چنان اسطورهای و محکم بازی کرد که محور خانواده نجات باشد. قاب نقاشیگونه کارگردان از پناهیها در قسمت آخر تاسیان، نمایش همین قدرت شگفت او در جان بخشیدن به هما بود.

به یادماندنیهای قسمت آخر تاسیان
سریال تاسیان بخشهای فنی قابل اعتنای زیادی دارد؛ طراحی لباس چشمگیر، طراحی صحنه کمنقص، گریم دیدنی و… ولی اگر فقط قسمت آخر سریال تاسیان را در نظر داشته باشیم؛ قاببندیها و سختی تصویربرداری در زیر آب یکی از ارائههای درجه یک پیمان شادمانفر بود. موسیقی سروش انتظامی در این قسمت پایانی متفاوت و شنیدنی بود. گویا او همه توانش را برای این سکانسها کنار گذاشته بود تا صحنه وداع دلدادهها به زیبایی ماندگار شود. و در کنار همه اینها، نباید از تدوین قسمت آخر گذشت؛ محمد نجاریان بسیار تلاش کرد تا این قسمت با نماهای بسیار زیاد را -تا جایی که میشود و میتواند- منظم و منطقی بچیند و مکثهای بجایی برای این قسمت بسازد.

سلام و عرض ادب.
واقعا جای سوال داشت که چرا به محض اینکه محسن و دار و دسته اش ریختن توی خانه چرا خودشون رفتن باهاشون بجنگند؟یعنی اونجا حتی یه نفر هم نبود که به پلیس زنگ بزنه؟یا جمشید به محض اینکه فهمید اینا دارن می ریزن تو خونه باید همونجا از توی ماشین به پلیس زنگ میزد.امیر چرا باید می رفت به طرف بگه کار من نیست؟مگه دیوانه بود؟یا جمشید باید در کنار دخترش می موند و ولش نمیکرد و یه نفر رو(مثلا نازی)رو میفرستاد که با هما و مریم و آرش برن اصلا از خونه بیرون.(البته توی اون شرایط شاید نشد میرفت بیرون ولی بالاخره یه جا که بود!تکلیف نامه سعید چی شد؟حوری،رجب زاده و اونای دیگه چی شدن؟بنظرم صرفا میخواستن سر و ته سریال هم بیارن و فقط تمومش کنن.بازم این نظر منه
سریال خوب بسیار خوب شروع شد
وسط های کار
نقش ها انگار بهم ریخت
نویسنده خوب ننوشته بود
قسمت آخر افتضاح بود
کسانی که عالی بازی کردن
بابک حمیدیان>> عالی عالی عالی
صابر ابر >>> عالی عالی عالی عالی عالی عالی
قیلی قشنگ تموم شد عالی بود
بیا اینو بخون✖✖👇👇
تهش خیلی بد تموم شد
من یکی از طرفدارای امیر م💖
و من واقعا دوست داشتم امیر و شیرین به هم برسن🥲
و بازی آقای حمیدیان و هوتن شکیبا و خانم حجازی و بیاتی بی نظیر بود👌
خانم پاکروان همین که تونست ذهن مخاطب رو درگیر بکنه که تهش قراره چه اتفاقی بیوفته
یعنی بسیار نویسنده و کارگردان خوبین🎀
و خانم شیرین وقتی مرد خیییلی طبیعی بود من خودم واقعا فکر کردم جنازه س😅
پایان سریال فاجعه بود و قسمت های آخر هیچ ربطی به قسمت های اول نداشتند
بسیار سریال خوب و باحال
اما مث همیشه نویسندگان آخرش رو خراب می کن ایکاش نویسنده این سریال ته داستان رو تراژدی نمی کرد و داستان رو باز گذاشت
قسمت اخر واقعا پرواز بود ولی قو پرواز دو مرغ عشق تاسیان زندگی واقعی بود و دست همگی درد نکنه اما اگر امیر و شیرین نمی مردن بهتر بود
سریال تاسیان پایان بسیار شکه کننده ای داشت و من از این پایان اصلا راضی نبودم البته از اول معلوم بود که پایان تلخی دارد ولی مرگ این دو نفر در این سریال شکه کننده بود همه فکر میکر دند که این سریال یا مرگ جمشید نجات تمام میشود ولی این طور نشو و پایان بسیار غم انگیزی داشت
تینا پاکروان اصلا روان پاکی نداره 😂
خیلیییی قشنگ بود خیلیییی ولی انتظار این همه غم نداشتم یه ملت افسرده شد
فوق العاده بود چون کاملا واقعی و پند آموز بود
چرند
در حد احساسات دوست دختر و دوست پسری دو تا بچه ۱۵ ساله
تاسیان بی نطیر مثل خاتون . اما زمان تاسیان را تجربه کرده ام سال ۵۷ دختری ۸ ساله بودم و یاداوری حس آن دوران برایم لدت بخش است . با تاسیان بغض کردم بارها و بارها چون یاد دوران آرام کودکی ام افتادم .مهربانی ها و دلخوشی های آن زمان ناب بود . عشق ها و دلدادگی هایش منحصر به همان دوران بود . با وجود سوالاتی که در ذهن مخاطبان بی پاسخ ماند ، مثل سرنوشت رجب زاده یا نامه ی سعید و …تاسیان فراموش نشدنی است . .سپاس از بانوی افتخار آمیز سرزمینم سرکار خانم تینا پاکروان . خدا قوت بانو جان
بهترین پایانی که میشد یک عشق رو موندگار کرد همین بود ، ممنون از خانم پاکروان که بعد از ۲۳ قسمت، پایانی هندی تحویلمون نداد.
دروغ بود که به خورد مخاطباتون دادید و کسی هم نیست جلوتون رو بگیره
چرا حرف از اون همه کشت و کشتار نزدید؟ میدون ژاله، مسجد گوهرشاد، مدرسه فیضیه، ورامین، تبریز و… مردمی که تیکه پاره شدن! اما طوری نشون دادید انگار اونا بودن که وحشیانه حمله میکردن به مردم گوگولی و مظلوم! بازیگرا هم که یکسره بهم دست میزدن! در یک جمله میخواستید ساواک رو تطهیر کنید و بیحیایی رو ترویج بدید. درد و بلای هنرمندانی که واقعا هنرمندن و در کنار هنرشون، عقل و انصافشون رو از دسن ندادن مثل آقای واشقانی، تیموری و بقیه بخوره توی سر شما.
خییلی شب دارکی شد 🥲😶
مزخرف و بی ارزش
حیف سرمایه ای که شما از این مملکت برای ساخت این سریال هدر دادید
پول مردم رو میخورید و چرت و پرت تحویل میدید ادعای نداشتن آزادیتونم میشه
اگر منطقی باشیم پایان باید همینجوری میشد تا معنی تاسیان درک شود
اما خانم تینا پاکروان به فکر احساسات مردم نبود به فکر ذهنیت مردم نبود و کاملا پایانی باز به همراه داشت
شاید میتونستن تاسیان رو با مرگ بابک حمیدیان نشون میدادند
به نظر من میشد جمشید نجات هم به دست کارگر ها خفه بشه و مریم هم بر اثر تشنج بمیره و تو صحنه آخر ما هما رو بین همه جنازه ها ببینیم، خیلی تراژدیک میشد و نقش هما که کل بار خانواده روی دوشش بود رو به خوبی به نمایش میگذاشت.
بسیار عالی و بسیار غم انگیز
احسنت به بازیگران درجه یک و بینظیر و کارگردان باهوش و بی بدیع سینما
متاسفم برای تینا پاکروان. فیلم فارسی که دوخط دیالوگ قابل تامل نداشت.
کلا فقط در بخش مو و لباس بازیگران فکر شده بود
بنظر من سریال تاسیان یک عاشقانه دیگر قبل از انقلاب بود که با بازی هوتن شکیبا و نازنین بیاتی شکل گرفت
به نظر من خیلی قشنگ و عالی بود ولی فیلم های ایرانی همش با مرگ و میر تموم میشه لطفاً کارگردانا یه ذره تنوع بدین
فیلم در کل خوب بود اما قسمت آخر اینقدر بد تمومش کرد که دیگه هیچی به هیچی انگار اصلا کلا مزخرف بوده .
سازنده محترم این فیلم خیلی پتانسیل داشت اما استفاده نکردی ازش متاسفم برات و متاسفم برای خودم وقتمو برای این گذاشتم !
سریال خیلی قشنگ شروع شد و حال و هوای خوبی داشت طوری که لحظه شماری میکردیم برای دیدن قسمت بعد ولی قسمت آخر سریال خیلی بد تموم شد و کل شیرینی داستان رو از بین برد در واقع میشه گفت اکثر کارگردان ها و نویسنده ها تو ایران سریال ها و فیلم هاشون رو خیلی بد تموم میکنن و این ضعف کارشونه امیدوارم بیشتر تلاش کنن
حیفه که این داستان های قشنگ با سخت گیری های عوامل بیرون اینطوری خراب بشه
اصلا مگه داریم بهتر از تاسیان،مگر داریم بهتر از تینا پاکروان،فیلمنامه و کارگردانی عالیییییی،بازیگری همه ی بازیگران درخشان،بی نظیر بود.اخه بابا شما جقددددررررر خوبید که نقش رو انقدر واقعی درمیارین.دم تماممممم عوامل گررررررمممممم.سپاس از پلتفرم فیلیمو بی نظیرید
به نظرم این سریال یکسری نکات مثبت داشت ک بیننده رو جذب میکرد. بازیگرانش همگی خوب بود تقریبا البته با انتخاب نقش امیر مشکل داشتم چهره طنز برای این این داستان درام جور در نمیومد. فضاش دیالوگاش داستان عاشقانه اینا هم خوب بود ولی نکات منفی سریال متاسفانه بیشتر بود . یکسری چیزها بود ک اصلا با اون دوران تناقض داشت خیلی از وسایل و مبلمان و اینا رو میدیدیم ک قبل انقلاب نبود یا اون شبی ک نازی گفت لازانیا درست کردم واقعا غیرقابل باور بود حالا هرچقدرم پولدار و اعیونی باشن ولی آیا اون موقع تو ایران وجود داشت؟ یا خیلی از المانهای دیگه ک ب اون زمان نمیخورد و بیننده ب جزئیات توجه میکنه مثل در خونه حوری ک طرح سی ان سی این دوره است…
ازین موضوع بگذریم میرسیم به نقش اول داستان امیر که با اینکه با ورودش نکبت ک بدشانسی و بدبختی بوده همش ولی کارگردان انگار طرفدار اونه و میخواد ب هر قیمتی شده اونو ب خواسته هاش برسونه بعدم با کشتنش اونو قربانی و بی تقصیر نشون بده در حالیکه کل بدبختی های خانواده نجات و اطرافیانش رو امیر باعث شده. شیرین رو میبره تهران و خانواده ها هیچ تلاشی نمیکنن برای پیدا کردن اونا و اونو اینقدر وابسته پدرش بوده ماهها زنگی نمیزنه بهش. آخه مگه میشه؟ کلا اغراق زیاده توش. محسن چرا اینهمه عقده داشته چرا معلوم نشد دزدی میکرده؟ چرا کل فیلم ب نفع آدم بدهاست ؟ گناه شیرین و نجات چی بود که این شد عاقبتشون؟ مگه حق کارگرو خورده بودن؟ چرا کسی ب پلیس و آتشنشانی زنگ نمیزنه؟ باگ کلا تو این سریال زیاده ولی تو قسمت آخر بیشتر.
واقعا تعجب میکنم از کسانی ک میگن خیلی گریه کردیم سراین قسمت
واقعا به معنای واقعی کلمه چرت تموم شد انگار نویسنده حوصله نداشت دیگه فکر کن که چطور تمومش کنم گفت خب همه رو باهم میکشم البته از سریالای آبکی پول پاروکن ایرانی نباید خیلی انتظار داشت
من بجز عادی سازی بغل کردن و دست همو گرفتنو … چیز دیگه ای ندیدم
امیر به شکلی که حقش بود به درک واصل شد ،شیرین هم همینطور
چرا که با یه اشتباه بیچاره پدرشو به فلاکت کشوند
ولی درسهایی داشت
مثلاً نجات میگه کجا برم خواهر باید برگردم کارگران گرسنه میمونن
که در دوره فعلی به هیچ عنوان چنین انسانهایی وجود ندارند
و….
که بسیار است اما نمیشه گفت
سلام با تشکر از زحمات تمامی عوامل سریال تاسیان… سریال برخلاف انتظار و تصور به پایان رسید ولی خب مهم نظر کارگردانه و نویسنده و بیننده ناچاره خودشو با تلخیها سازگار کنه…
امیدوارم فصل دومی نداشته باشه ، تا ناچار نباشیم جای خالی امیر و شیرین رو تحمل کنیم، و به همین بسنده بشه
بعضی تصمیم هایی که امیر و شیرین گرفتند خصوصا در قسمت های پایانی تصمیمایی بود که نوجوونایی که دوست دختر پسرن و هنوز عقلشون کامل نشده میگیرن و اصلا برای یک آدم به اون سن منطقی نبود
میتونست خیلی منطقی تر و قشنگ تر پیش بره و تموم شه ولی انتخاب کارگردان این بوده دیگه…
اول سلام به تمام بازیگران مخصوصاً نازنین بیاتی و خانم تینا پاکروان که سریال بسیار قشنگ و قسمت آخر خیلی غمگین ودرس آموز و بسیار قشنگ
زن مریض و روانی.خیلی بهتر میتونسی تمومش کنی
خیلی خیلی فیلم بیخودی بود اصلا ارزش دیدن نداشت
سریال تاقسمت یکی به آخرخوب پیش رفت اما درآخرین قسمت اعصاب بیننده راخرد، هیجان منفی به او وارد و نوعی بازی مصنوعی بود زیرادراین زمانه وقتی هجوم به ملک شخصی صورت می گیردوخانواده تحت تهدید، فورانیروهای امنیتی حاضر وازکشت وکشتار جلوگیری و…!
سریال محشر بود
سلام درکل فیلم خوبی بود اما یک سری چیزاها برای ما تماشاچیا مشخص نشد
۱. رجب زاده
۲.نامه سعید به شیرین
۳.بچه امیر و شیرین
مزخرف . مخصوصاً نقش منفور هوتن شکیبا .
داستان نشان داد که مردم هنوز شعور واقعی انقلاب را پیدا نکرده بودند و اصلاً نمیدانستند برای چی دارند انقلاب میکنند مخصوصاً کمونیستهایی که مردم را به تخریب اموال تحریک میکردند .
مردم عقل و شعور اینرا نداشتند که بفهمند کارخانه دار خون دل خورده تا کارخانه ساخته و به کارگر کار داده و امکانات تا زن و بچه مردم گرسنه نمانند . نشان داد که یک مشت دزد و لات از روی عقده های شخصی اقدام به آتش زدن و حمله به مال و اموال مردم میکنند و یا وسوسه گر جنسی که میخواست چند خانواده را به کشتن بده تا به همسر غیر قانونی خود برسد . برای یک انقلاب واقعی با توجه به شعور مردم هنوز خیلی زود بود . انقلاب واقعی دموکراسی یعنی اینکه مردم به رشد فکری و تکامل عقلی رسیده باشند . عقیده های کمونیستی مزخرف و یا اسلامگرایی تند رو دیکتاتوری که دموکراسی و آزادیخواهانه محسوب نمیشود .
خلاصه تاسیان: عشق احمقانه و دردسرساز و خانمان سوز امیر به شیرین که آخرش همه کاراکترهای سریالو به فنا داد…
هیییییچ نتیجه ای هم برای کسی نداشت
تلخ و مکدر کننده روح و روان.
مردم وسط اینهمه بدبختی حق دارن یه سریال جذاب و شیرین با پایان مثبت ببینن تا کمی حالشون جا بیاد و نفس راحت بکشن. ولی من نمیدونم سینمای ایران انتقام چیو از مردم میگیره که چنین حقی برای مخاطبش قائل نیست و مدام تولیدات تلخ و عطبی و پر تنش و خون و خونریزی و… داره.
بازیگران و داستان خیلی خوبی داشت فقط قسمت آخر خیلی شتابزده به پایان رسید
انگار اصلحه گذاشته بودن رو سر نویسنده که هر چه زودتر تمومش کن. مشتبی قعطش کن
مزخرف بود اخرش
بسیار بسیار سریال لذت لخشی بود اصلا سریالی نبود که یک نواخت شود هر قسمت به طرز شگفتانه ایی از دهه ۵۰ را نشان میداد و تمام این زیبایی نشان از پشت صحنه ایی دقیق و منسجم از جمله بابک حمیدیان.پانته آ پناهی ها.هوتن شکیبا .نازنین بیاتی هست و یک نکته بگم مهسا حجازی در کنار بازیگرانی فرحیخته بازی کرد بی شک بازی بی نقص ایشون الهام گرفته از همبازی هاشون هست
من اصلا پیش بینی نمیکردم آخرش اینجوری تموم بشه از قسمت اول تا قسمت ۲۲ همه چی مرتب پیش رفت ولی قسمت ۲۳ واقعا ضعف داشت و از طرفی مرگ شیرین خیلی عادی اتفاق افتاد و مرگ امیر هم خیلی خیلی الکی بود واقعا من این همه وقت و روزهام برای این سریال گذاشتم تا آخرش و واقعا ببینم میخاد چجوری تاسیان بشه ولی اینم بگم راجب خود کارکتر امیر و شیرین که شیرین یه دختر مظلوم و ساده و زود بار بود که خیلی زود به امیر دل بست و به خاطرش قید پدرش و زد ولی امیر به خاطر شیرین و رسیدن بهش هزاران بلا سرشون آورد تا بتونه شیرین و مال خودش کنه ولی کدوم آدم عاشقی میاد خودش دستی دستی با بی عقلی و لجبازی عشقشو به کشتن بده؟امیر اگر نمیرفت کارخونه و اون حرفارو نمیزد کارگرای کارخونه از چیزی با خبر نمیشدن میتونست بره دم در خونه نجات انقدری منتظر بمونه تا جمشید بیاد و حرفاشو بزنه جمشید هم باهاش کنار میومد ولی از طرفی تکلیف نامه سعید و کشته شدنش و اینکه شیرین متوجه هبچ کدوم از ماجرا ها نشد خیلی بد شد…. کاش هیچ وقت شیرین و امیر اینجوری نمیمردن غمگین ترین سریالی بود که دیدم … قلبم به درد اومد گریه کردم براش کلی … تشکر ویژه دارم از خانم پاکروان بابت ساخت و تولید این سریال امیدوارم سریال بعدی تون که ماه دخت هست … بی نظیر باشه
من دو سه قسمت اول و دیدم خوشم نیومد. بعد تو شرایط جنگ برای اینکه مشغول بشم دیدمش. دیگه این آخرها فقط میخواستم تموم شه. مثل یک رمان ابکی بود که شروعش کردی حالا فقط ورق میزنی تمومش کنی. آخه هر کی کارگردان خوبی بود که نویسنده خوبی هم نمیشه الزاما. چه اصراریه همه چیز رو یک نفر انجام بده. کاش اول فیلم ها بنویسید رده سنی ۱۵ تا ۲۵ سال که آدم دستش بیاد چی میخواد ببینه.
سلام ،سریال واقعا عالی بود و بی نظیر
سلام خدمت سازندگان سریال و خسته نباشید به همه،،،،
سریال واقعا محشر بود بی نظیر بود
سلام خدمت سازندگان سریال و خسته نباشید به همه
سریال واقعا محشر بود و مثل اسمش بود …به نظر بنده همچین فیلمهایی باید اینجوری تموم بشه و خیلی خیلی کم داریم از اینجور فیلمها فک کنم تازگیا نظیرش نمیاد این فیلم …خدایی من جوری فیلم به ذهنم نشسته بود که انگار خودم زندگی میکردم
در کل سریال خوب و سرگرم کننده و زیبایی بود به جز پایانش ولی اصلا روال داستان و زمان بندیش خوب نبود قسمت های اول خیلی بیننده ها رو امیدوار میکرد نسبت به ادامه و توی مخاطبا رغبت ایجاد میکرد واسه دیدنش، ولی قسمت های میانی به خاطر کش دادن سریال و ریتم کندش خسته کننده شد. در اخر هم که مرگ دو شخصیت اصلی یعنی بزرگترین اتفاق سریال فقط در یک قسمت خلاصه شد. اگر سریال یکم ادامه داشت بهتر بود. این کاملا باز بودن سریال یه نقصه درش.
سلام و عرض خسته نباشید به تمام دستاندرکاران سریال تاسیان و همه بازیگران خوب و درجه یک این سریال همونطور که از اسم سریال هم مشخص هست اصلا انتظار پایان خوش رو به شخصه نداشتم که اگر هم میخواست پایان خوش داشته باشه خیلی منطقی نبود ولی به نظرم مشکل پایان این سریال ناقص بودنش بود مثلا من خودم آخرش برام سوال شد که حوری چی شد رجب زاده چی شد نامه سعید چرا به دست شیرین نرسید و خیلی باگ های دیگه داشت سریال و وجود نقصان های فراوان تو داستان تموم شد به نظرم طی این ۲۳ قسمت خیلی از بخش های سریال بیخود کش داده شد و به جای این کش دادن های بیخود و شاخ و برگ اضافی میشد وقت رو صرف تکمیل سرنوشت کاراکتر ها کرد ولی در هر صورت سریال جذاب بود خیلی مفاهیم و حس های پنهانی در خودش داشت و به مخاطب انتقال داد و بازی بعضی از بازیگران از حد خیلی خوب هم فراتر بود و به نظرم بینظیر بود به خصوص خانم پناهی ها و آقایان صابر ابر و بابک حمیدیان من که به شخصه سریال رو به خاطر کاراکتر سعید دنبال میکردم انقدر که بازی عالی داشتن آقای ابر و یه جورایی پایان سریال برای من مرگ سعید بود . در کل ممنون از تیم تاسیان ❤️
واقعا قسمت آخرش مزخرف بود هیچکس حتی منم تصورش برایم سخته یاشیرین یا امیر باید زنده میموند هم دردناک شد آخرش هم ناراحت کننده لطفا کمی هم بفکر بیننده فیلم باشید
خیلی با معنا بود این فیلم تاسیان خوب تمام شد ولی بسیار تراژدی سنگینی بود و به کام تمام بینندگان تلخ تمام شد