آنا د آرماس بازیگری کوبایی و اسپانیایی است که بازیگری را در کوبا و ایفای نقش اصلی درامی با عنوان گل رزی از فرانسه (2006) آغاز کرد. آنچه در پیش رو دارید ترکیبی از چند گفتوگو با آنا د آرماس درباره فیلم بالرین و سختیهای بازی در نقش اصلی آن است.
همه آنچه میخواهید درباره فیلم بالرین بدانید
- به نظرت بالرین و فیلمهای جان ویک چه تفاوتهایی دارند؟
آنا د آرماس: فکر میکنم سبک مبارزهها در فیلمهای جان ویک ویژگیهای خاص خودش را دارد و البته کارهایی که او انجام میدهد و واقعا مختص خود او هستند؛ اما چون در این فیلم بهواسطه زاویه دید شخصیت ایو ماکارو شاهد تمرینهایی هستیم که جان ویک هم پشت سر گذاشته و اینکه این آدمها چطور آدمکش شدهاند جزییات کوچکی هستند که با فیلمهای ویک یکی هستند. با وجود این، ایو ماکارو همان شخصیتی است که هست. او جان ویک نیست. پس با فیلمی متفاوت روبهرو هستید.
آنا د آرماس: باید اعتراف کنم که همه چیز سخت بود! حتی تفنگ به دست گرفتن. این سلاحها واقعا سنگین هستند و مبارزه، دویدن و حمل کردن همیشگیشان بهشدت دشوار بود
- صحنههای اکشن فیلم بالرین هم خیلی خوب اجرا شدهاند و زمانشان هم خیلی طولانی است.
بله، همه فصلهای اکشن فیلم واقعا طولانی هستند. ما به جایی میرسیم که این شخصیت واقعا درهم میشکند. او آشکارا آمادگی شرایطی را نداشت که در آن قرار میگیرد؛ اینکه این همه آدمکش سر او میریزند. ما میخواستیم اینطور احساس شود که او در یک دنیای جهنمی و بیپایان در حال دستوپا زدن است؛ و میکوشد که قدم به قدم جلو برود و چیزی را پیدا کند که به دنبال آن است.
- منطقی است که میگویی چالشیترین نقشات بوده است. از نظر فیزیکی هم دشوارترین نقش کارنامهات بود؟
همه چیز دشوار بود. این نقش واقعا چالشبرانگیز بود. ما صحنههای بیرونی زیادی داشتیم که همانطور که گفتم فصلهای مبارزه خیلی خیلی طولانی بودند. ما میخواستیم تماشاگر به این احساس برسد که من این صحنهها را بازی و اجرا میکنم. پس باید آمادگی لازم را کسب میکردیم. گروه بدلکاری که شگفتانگیز بود همه اصول مبارزه را به من آموخت و اینکه چطور هر حرکت را با حرکت بعدی پیوند بدهم.
- اغلب صحنههای مبارزه هم طراحیهای جاهطلبانهای دارند. میتوانی به آسانترین تکنیک یا حرکتی اشاره کنی که بلافاصله از عهدهاش برآمدی؟ و همینطور سختترین نمونه که خیلی تلاش کردی تا بتوانی انجامش بدهی.
من به این موضوع پی بردم که ضربههای پای خوبی در ارتفاع بالا میزنم که البته نتیجه تمرین باله بود. برای همین با خودم گفتم: «پس خوبه که از این لگدهای بلند استفاده کنم! خب، این شخصیت بالرینه.» سختترین کار هم زدن نوع دیگری از لگد بود. حرکتی هست که به آن «گام نفوذ» میگویند. شما باید گامی رو به جلو بردارید و بعدش از خم شدن روی زانو بچرخید و با پای مخالفتان لگدی چرخشی بزنید. نمیدانم که خوب توضیح دادم یا نه اما واقعا حرکت سختی بود… خیلی خیلی دشوار.

- من که کاملا توانستم آن را برای خودم تصویر کنم. میدانم که همکاری با کمپانی بدلکاری 87یازده به این معنا است که خود بازیگران باید بیشتر بدلکاریهای خودشان را انجام بدهند. میتوانی به نمونهای از بدلکاریهایت اشاره کنی که اگر کسی آن را ببیند با خودش میگوید: «ممکن نیست کار خود بازیگر باشد.»
دستاندرکاران و نیروهای کمپانی 87یازده فوقالعادهاند. آنها به شیوه خیلی زیرکانهای مرا آموزش دادند و برای من بسیار مفید بود. ما از چرخ و فلک زدن – شوخی نمیکنم – تا دیوانهوارترین کارهایی را که در فیلم میبینید خودمان انجام دادیم اما خوبیاش این بود که تحت فشار نبودیم. ما به اندازه کافی زمان داشتیم و این موضوع را بررسی کردیم که من در چه حرکتهایی خوبم تا بتوانیم روی نقاط قوتم تمرکز کنیم. البته که کارهای واقعا دشواری هم بودند که باید انجام میدادم مثل حرکتهای قدرتی و پرشهای بلند. اصلا باید اعتراف کنم که همه چیز سخت بود! حتی تفنگ به دست گرفتن. این سلاحها واقعا سنگین هستند و مبارزه، دویدن و حمل کردن همیشگیشان بهشدت دشوار بود.
فهرست بهترین فیلم های آنا د آرماس
- باید این سوال ویژه را هم بپرسم. البته از دیالوگی است که در فیلم گفته میشود اما در هر صورت سوال بزرگی است! چطور با ایده «مثل یک دختر مبارزه کن» کنار آمدی و در جریان پیشرفت داستان آن را تکامل بخشیدید؟
یکی از بهترین چیزهایی که در فیلم میبینیم داستان کودکی و خاستگاه این شخصیت است. ما میدانیم او چه کسی است اما اطلاعات خیلی کمی درباره او داریم. او زخم بدی خورده و بسیار گیج شده است. او باید بفهمد که موضوع از چه قرار است؛ اینکه واقعا چه اتفاقی برای پدرش افتاده و کی به کی است. از این منظر وقتی به او میگویند: «مثل یک دختر مبارزه کن» هنگامی است که او بسیار مستاصل شده و دوره بسیار سختی را تجربه میکند؛ و این سرنخ بسیار خوب و روشنکنندهای است برای او.

در واقع موضوعی که او فکر میکرد نقطه ضعفش به حساب میآید میتواند نقشی متفاوت داشته باشد و بهنوعی نقطه قوت او شود. به عبارت دیگر، «مثل یک دختر مبارزه کن» میتواند ابرقدرت او باشد! به هر حال او ناگهان متوجه این موضوع میشود و از تمامی امکانهای پیش رویش مطلع میشود. او واقعا میتواند همان کارهایی را انجام بدهد که مردان انجام میدهند. این کشف واقعا انگیزه خوبی را در سراسر فیلم برای او به وجود میآورد؛ و در کل، شما میتوانید شکلگیری این شخصیت مقتدر را نظاره کنید.
- در پایان بگو محبوبترین خاطرهات از همکاری با کیانو ریوز سر صحنه یا پشت دوربین چه بوده است؟
همین که اولین بار سر صحنه ظاهر شد و همه منتظرش بودند. او با همان لباسهای جان ویک یک بار دیگر وارد صحنه شد که خیلی نمادین بود. به هر حال اولین باری بود که پس از جان ویک 4 دوباره در صحنه حاضر میشد. هرگز این لحظه را فراموش نمیکنم.
برگرفته از منابع مختلف از جمله کولایدر (پِری نِمیروف)، هالیوود ریپورتر (کریس گاردنر) و…
