شرح سکانس آخر قسمت بیست و دوم تاسیان

متن نامه سعید به شیرین را بخوانید

«شاید اگه همه با هم حرف می‌زدیم خیلی چیزا اتفاق نمی‌افتاد»

در قسمت بیست و دوم تاسیان، نامه سعید به شیرین، به دست هما رسید. متن نامه‌ای که از رفاقت گفت و تنها راه چاره ما در همه دوران‌ها؛ یعنی گفت‌وگو. این نامه و این سکانس، آنقدر مورد توجه قرار گرفت که اینجا متن پیاده شده و کامل آن را می‌خوانید.

متن نامه سعید به شیرین در قسمت بیست و دوم سریال تاسیان این است؛

همه آنچه درباره سریال تاسیان می‌دانیم

سلام شیرین خانم! کاش می‌شد همه چی برگرده به عقب ولی من همه چی‌مو باختم.

همه چیز از اون روز شروع شد؛ اگه اون روز امیر توی گوته نمی‌گرفتن، شاید الان خیلی چیزا فرق می‌کرد. شاید اگه همه چیز برمی‌گشت به عقب هیچ وقت نمی‌ذاشتم امیر بیاد توی ساواک. اون منو برخلاف مقررات توی اداره دید، منم واسه نجات خودم به رئیس گفتم جذبش کنیم. کاش منو ندیده بود اون وقت اون می‌موند تو چاپخونه -لای تمام کتاباش و  نقاشیای تو-. در و دیوار اتاقش پر بود از تو!

جرم امیر این بود که عاشق شده بود؛ هیچی نمی‌خواست جز تو. کور شده بود، فکر می‌کرد دختر رویاهاش از تو کتابا جون گرفته اومده تو چاپخونه‌ای که کار می‌کرد. کاش هیچ وقت نمی‌رفتی اونجا. کاش هیچ وقت امیر دنبالت نمی‌کرد و خونه‌ات رو یاد نمی‌گرفت. کاش هیچ وقت تو هم دلت براش نمی‌رفت!

آره دلت رفت! تو همونقدر مقصری که امیر، که من. کاش تو بازجویی بهش لبخند نمی‌زدی، کاش تو هم ازش خوشت نیومده بود، کاش بعد از بیرون رفتنش از اتاق جلو آینه به خودت نمی‌رسیدی، کاش بعد از روز بازجویی کادو براش نمی‌آوردی ساواک، کاش باهاش بیرون ساواک قرار نمی‌ذاشتی، با لباسای رنگارنگ دیوونه‌ترش نمی‌کردی. باید بهش می‌گفتی بره؛ نگفتی… پس دوستش داشتی.

وقتی فکر می‌کنم می‌بینم شاید اگه همه با هم حرف می‌زدیم خیلی چیزا اتفاق نمی‌افتاد. نه من و امید می‌افتادیم به جون هم، نه خانواده شما به هم می‌ریخت، نه امیر آواره بود، نه من اخراجی و بی‌هویت

همه این کارا رو کردی، بعد گذاشتی بابات و تیمسار بیان ساواک؟ کاش نمی‌ذاشتی! بابای تو هم مقصره؛ جمشید خیلی مقصره، شاید اگه اون روز لشکرکشی نمی‌کرد ساواک واسه شناسایی بازجوت که به خاطرش نگاه رئیسم روم سنگینی کنه و تحقیر بشم، که حتی توی اتاق شناسایی راهم نده، حالم از پول و قدرت و نفوذش اینقدر به هم نمی‌خورد که بریزم تو کارخونه‌ش، تا بهش بفهمونم کی قوی‌تره!

آره شاید اگه جمشید اون روز نیومده بود ساواک تحقیرم کنه، الان منوچهر سامان زنده بود و خانواده‌اش انقدر درد نمی‌کشیدن. کاش زنده بود و بهش می‌فهموندم که حق نداره به مملکتش خیانت کنه، واسه ۴ تا آدم بی وطن مثل رجب‌زاده. شاید از طریق اون می‌رسیدم به رجب زاده که بچه‌های مردم رو کرده سپر بلای خودش و نفسشو می‌بریدم. اون وقت شاید الان دوستات تو بازاشتگاه نبودن، شاید نادر زنده بود. آره اون وقت من سر جام بودم و خیلی اتفاقا نمی‌افتاد.

ما همه مقصریم، همه؛ حتی تیمسار سالار که جای انجام وظیفه، واسه خاطر پسر یکی‌یه‌دونش افتاده بود دنبال ادب کردن من و امیر، مقصره. بابای امیرم مقصره، اگه عمو رضا هم مدام به پر و پاش نمی‌پیچید، شاید از خونه در نمی‌رفت.

وقتی فکر می‌کنم می‌بینم شاید اگه همه با هم حرف می‌زدیم خیلی چیزا اتفاق نمی‌افتاد. نه من و امید می‌افتادیم به جون هم، نه خانواده شما به هم می‌ریخت، نه امیر آواره بود، نه من اخراجی و بی‌هویت.

من ته خطم! حالا هم همین نامه رو نوشتم که از تو بخوام که یه قراره بذاری که همه‌مون بشینیم با هم حرف بزنیم، ما همین یه راهو داریم. تا بیشتر از این دیر نشده. از بابات بخواه و بشونش بشنوه حرفامونو. اون می‌فهمه، جمشید نجات باهوشه و دنیا دیده، اون زورش می‌رسه که تیمسار و رئیس منو قانع کنه منو برگردونن سر کارم. منم تمام سوءتفاهمای باباتو درباره امیر حل می‌کنم. مگه تو همینو نمی‌خوای؟ ما حواسمون به عشق رفیقمون هست!

دوست شما؛ خسرو

دانلود و تماشای سریال تاسیان

نظرتان را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

42 نظر
  1. لیلا می‌نویسد

    فیلم‌های خانم پاکروان همیشه جذاب و گیرا هستن
    تاسیان داستانی با روایت زیبا و پرکششی بود که نگاه متفاوت و جدیدی رو به ببیننده ارائه می‌داد‌. امیدوارم باز هم از این دست سریال‌ها ساخته بشه🌼

  2. الینا:)) می‌نویسد

    من عاشق تاسیانم تاسیان برای ما فقط یک عاشقانه دیگر از خانم پاکروان نبود بلکه یک زندگی تازه بود که ما ۲۲ هفته با آن زندگی کردیم. با تشکر از خانم تینا پاکروان و عوامل محترم

  3. هانیه می‌نویسد

    میشه لطفا فصل دوم هم داشته باشه ؟
    خواهشن جواب بدین

  4. هانیه می‌نویسد

    حیف شد
    سعید رفیق بدی نبود…

  5. هستی می‌نویسد

    مرگ سعید و نامه ای که نوشته بود واقعا غم انگیز و مظلومانه بود ولی داستان اونجا قلب آدم رو بیشتر به درد میاره که هیچکس نفهمید سعید کشته شد و کجا دفن شد…

  6. سارا می‌نویسد

    شاید قشنگترین بخش تاسیان نامه سعید بود:
    ما همه مقصریم، همه؛

    وقتی فکر می‌کنم می‌بینم شاید اگه همه با هم حرف می‌زدیم خیلی چیزا اتفاق نمی‌افتاد.

    همه‌مون بشینیم با هم حرف بزنیم، ما همین یه راهو داریم. تا بیشتر از این دیر نشده.

    همیشه تاریک ترین اتفاق ها زمانی می افته که آدم ها نمی تونند بشینند حرف بزنند و تحمل شنیدن عقاید هم را ندارند و افراطی تصمیم می گیرند

    چیزی که همین الان هم تو جامعه در جریان هست…
    ما به تاب آوری بیشتری برای شنیدن عقاید و افکار هم نیاز داریم

  7. منوچهر نصیری می‌نویسد

    درمیان این همه فیلم های گیشه ای والکی که از تکرار تریلرهای آنها خسته شدیم تاسیان واکسنی است مثل واکسن کرونا که حال همه را خوب کرد
    گروه سازنده تاسیان واقعا خسته نباشند

  8. رادین می‌نویسد

    به نظرم اگه سعید نمیمرد، میتونست امیر و شیرین رو به هم برسونه ولی به شکل وحشتناکی مرد….
    من هم همین شکل فکر میکنم که همه مقصرن، امیر، شیرین، جمشید… و مخصوصا امیر چون هم بخاطر اون جمشید رفت زندان و منوچهر خودکشی کرد و همینطور بخاطر اون رجب زاده هم فرار کرد!

  9. آرش می‌نویسد

    خدا کن که فصل دوم هم داشته باشه من خیلی خیلی تاسیان رو دوست دارم خانم پاکروان لطفا لطفا خواهشمندم که فصل دوم هم داشته باشه با تشکر

  10. ...... می‌نویسد

    سلام وقتتون بخیر
    من یکی از بیننده‌های علاقه‌مند سریال «تاسیان» هستم و می‌خواستم ازتون درخواست کنم یک اسپین آف برای سعیدجعفری درست کنید .
    شخصیت «سعید» در سریال، با بازی خوب و داستان مرموزش، خیلی برای من و خیلی از بیننده‌ها جذاب بود. به نظرم سعید شخصیتیه که می‌تونه ظرفیت بالایی برای ساخت یک اسپین‌آف مستقل داشته باشه.
    اینکه دقیقاً چی شد وارد بایگانی ساواک شد، چه گذشته‌ای داشته و چه نقش‌هایی در اتفاقات پشت‌پرده داشته، می‌تونه داستانی پرکشش و جذاب رو بسازه.
    خوشحال می‌شم اگر این پیشنهاد رو بررسی کنید. ممنون از زحماتتون و تولید آثار باکیفیت.

    1. فیلیمو‌شات می‌نویسد

      سلام
      پیشنهادتون رو به گوش تیم تولید می‌رسونیم.

  11. امیرعلی ن می‌نویسد

    ولی امیر واقعا با سعید بد کرد،،، تازه همون موقع که با سعید دعوا کرد پشت تلفن و رفت به بابای سعید گفت که اون ساواکیه من کای ناراحت شدم الان ک دیگه کشتش واقعا حقش نبود
    اگر همون سعید نبود، امیر هسچوقت به شیرین نمی رسید، اگر اون موقع سعید جاشو برای بازجویی از شیرین به امیر نمیداد.، امیر هیچوقت با شیرین گفت و گو نمیکرد هیچوقت اتفلقای بعدش نمیافتاد
    🥺🥺🥺سعید حیف بود برای مرگ واقعا

  12. مسعود می‌نویسد

    این سریال باتوجه به محدودیتهای زیادی که برای فیلم سازان وجود داره بسیار تاثیرگذار و واقع بینانه بود
    بنظر نتیجه ای هم که میخواست بگیره در همین نامه سعید خلاصه میشد:
    گفتگو و تعامل بین طرز فکرهای مختلف، پرهیز از خشونت، همه باهم برای ایران عزیز…

  13. مسعود می‌نویسد

    این سریال باتوجه به محدودیتهای زیادی که برای فیلم سازان وجود داره بسیار تاثیرگذار و واقع بینانه بود
    بنظر نتیجه ای هم که میخواست بگیره در همین نامه سعید خلاصه میشد:
    گفتگو و تعامل بین طرز فکرهای مختلف، پرهیز از خشونت، همه باهم برای ایران عزیز..

  14. فاطمه می‌نویسد

    خدا لعنت کنه امیر با گندکاری هاش
    حیف سعید نیست آخه که امیر داغون بکشش
    خیلی دلم میخواد امیر بمیره
    دیگ تاسیان بدرد نمیخوره

  15. النا می‌نویسد

    تاسیان خیلی فیلم قشنگی است. دوباره فصل دوم هم بزارین من ترفتار فیلم تاسیان هستم 5 ستاره کمه 1000000000000000000000000000000000000000000000000000💕💜

  16. عاشق تهیونگ می‌نویسد

    هر جمعه تاسیان میشود بی سعید…

  17. عاشق تهیونگ می‌نویسد

    خانوم پاکروان مجبور بودی سعیدو بکشی؟ ادم حالم تاسیان میشه خیلی خوب شروع شد ولی داره یکم چرت میشه ولی امیدوارم شیرین و امیر به هم برسن تو رو خدا اقای شکییا بس کن اخه چرا شیرین نجات؟بسدی داااا

  18. عاشق تهیونگ می‌نویسد

    خانوم پاکروان مجبور بودی سعیدو بکشی؟ ادم حالم تاسیان میشه خیلی خوب شروع شد ولی داره یکم چرت میشه ولی امیدوارم شیرین و امیر به هم برسن

  19. نرگس می‌نویسد

    تاسیان واقعا تاسیانی تموم شد …فکر مرگ امیر رو میکردم اما سعید رو نه؟؟؟ افرین به خانم تینا …..موفق وسربلند همیشه

  20. لیلی جوان می‌نویسد

    سریال تاسیان مجموعه ای از اشتباهات آدم هایی که نمی‌توانند به پشت سرشان نگاه کنند چه برسد به اینکه برگردن به ابتدا واز نو شروع کنند،بازگشت خیلی خوبه اما به وقتش برگردیم،اگر ازوقتش گذشت دیگه بی فایده است ،این قافله عمر عجب میگذرد

  21. م م می‌نویسد

    اگرهای زیادی توی زندگی تک تک ما وجود داره یاد داستان کتابخانه نیمه شب افتادم هرتصمیمی یاهرانتخابی میتونه مسیری از زندگی رو برای مارقم بزنه ما وقتی چاره ای بجزپذیرش اون نداریم بهش میگیم : قسمت
    ولی باورش سخته یک سخن یک فکر یک حرکت یک تصمیم چه درست چه غلط می تونه مسیر زندگی ما رو کلا عوض کنه

  22. شیرین و خسرو می‌نویسد

    من از داستان خوشم میاد ولی این که سعید واقعا اونو دوست داشته باشه برام عجیبه که چرا سعید وقتی امیر بهش گفت من شیرین دختر نحات رو دوست دارم مانعش نشد و کمکش نکرد و حتی تو نامه گفت ما حواسمون به عشق رفیقمون هست بعدشم که هیچ از غیرتش معلوم نبود پس فکر نکنم واقعا شیرین رو دوست داشته باشه و فقط برای این که امیر ولش کنه شیرین رو اینو گفت و برگرده به سر جاش تو ساواک نه بایگانی به نظرم اینجوری میتونسته باشه تا این که سعید شیرون رو دوست داشته علاوه بر این ممکن بوده سعید اینو از عمد به امیر گفته بود تا بدونه واکنشش چیه یا میدونست امیر قراره بکشتش و خودش رو برای این اماده کرده باشه ذهنیت من از سعیید اینه😅

  23. نویسنده ای که دوست دارد ناشناس باقی بماند می‌نویسد

    در کل آزادی همراه با چاشنی تعصب یک دوره دیگه رو خوب نشون میداد.آزادی که فقط سران مملکت داشتن و تعصبی که خانواده امیر داشت. من واقعا این سریال و از نظر محتوایی قوی میبینم ولی از نظر متن به شدت ضعیف. دیالوگ هایی که در همه ی سریالا هست و من اونارو کلیشه میبینم. در کل میشه گفت ساخت فیلم خوب بود ولی دیالوگا نه .

  24. ویدا می‌نویسد

    وای الان گریه‌م باز در میاد!

  25. ویدا می‌نویسد

    کاملا با لحن و صدای سعید توی ذهنم پلی شد…

  26. yyaldadadboud@gmail.com می‌نویسد

    کاش امیر میمرد ولی یه تار مو از سر سعید کم نمیشد…. با خوندن اون قسمت که نوشته”ما حواسمون به عشق رفیقمون هست”حال و اخوالم تاسیان نیسه😞😓😔

  27. کیوان می‌نویسد

    شیرین همون ایران هست! همونجوری که مالنا همون ایتالیا بود

  28. مسعود می‌نویسد

    اما اکثر دوستان نامردی می‌کنند و …

  29. پرنیان می‌نویسد

    این سریال بسیار قشنگ و به دل نشین هستش و من واقعا از دیدنش لذت میبرم
    اینکه وسطه این همه بحران و جنگ و مشکلات اقتصادی و حال بد مردم یه سریال هست که به مردم امید میده و کاری میکنه که حداقل هفته ای یه بار و واسه یه ساعت هم که شده برگردن به روزگار خوش گذشته و زیبایی و شادی مردم اون دوران رو ببینن واقعا لذت بخشه و باید از این بابت از خانوم پاکروان نهایت تشکر رو داشت هم واسه سریال زیبای خاتون و هم تاسیان تاسیان یکی از زبیاترین سریال هایی است که تا به حال دیدم واقعا همه چیز این سریال بسیار قشنگ و زیباست از بازی خوب بازیگرانی همچون جناب بابک حمیدیان ، جناب صابر ابر ، خانوم نازنین بیاتی و خانوم مهسا حجازی بسیار تحت تاثیر قرار گرفتیم
    و همچنین فضاسازی این سریال بسیار قشنگه دکورها و لباس ها خیلی قشنگ هستن و اختلاف طبقاتی در سال ۵۶ و ۵۷ واقعا قشنگ به تصویر گذاشته شده و واقعا ادم رو یاد زمان شاه میندازه
    و جا داره اینجا تشکر ویژه رو داشته باشم از اقای صابر ابر که با بازی درخشانشون در کاراکتر سعید زیبایی سریال رو دو برابر کردن و من و خیلی از بینندگان سریال نصف داستان رو به خاطر سرنوشت سعید نگاه میکردیم و برای من غم انگیز ترین سکانس داستان جایی بود که سعید مرد و واقعا اشک ریختم ای کاش نمیمرد
    در نهایت ارزو میکنم حداقل مریم یا شیرین طوریشون نشه
    با سپاس فراوان از تیم تولید سریال و کارگردان محترم
    و در اخر سپاس فراوان از فیلیموی عزیز

  30. سخی باز می‌نویسد

    راستش یکی از دوستان اشاره به آبکی بودن اثر داشت و یکی از دلایلش زرق و برق پوشش و محیط بود و توقع داشت که کارگردان در طراحی صحنه از محیط های معمولی و حتی خیابان‌های خاکی استفاده می‌کرد.
    توجه کنیم داستان در زمان وقوع انقلاب می‌گذرد که اتفاقا جزو سالهای پر درآمد کشور است ‌و از طرفی درهای کشور به روی کمپانی های خارجی باز شده و از طرفی مکان داستان بیشتر حول دانشگاه تهران و خانه های نیاوران و … می‌گذرد. همین نامه خود کلی پیام منتقل می‌کند که ای کاش برخی بدانند در همیشه روی یک پاشنه نیست پس چه بهتر با گفتگو سوتفاهم ها رفع شودکه در غیر اینصورت آتش تروخشک را باهم می‌سوزاند. در داستان هم آنکه دلش از عشق لرزیده و نمی‌تواند حقیقت را درک کند و هم آن تیمسار که وظایف خانوادگیش بر وظایف شغلی چربیده و هم آنکه از مقام برای رسیدن به عشق سواستفاده کرده اند مقصرندچ

  31. مرضیه می‌نویسد

    به نظر من این سریال فقط زیبایی بصری داشت ، رنگ و لعاب خوبی به خاطر لباسها و صحنه آرایی داشت ولی اصلا سریال جالبی نبود هم از نظر کلیت داستان ، و هم از نظر کارگردانی و بازی بعضی از هنرپیشه ها ضعیف بود ، فقط سرگرم کننده بود . تیکه به تیکه ی داستان گاها اینقدر غیر واقعی بود که خنده ات می‌گرفت عه این چرا اینجور شد یا مگر اون زمان اینجور بوده ؟ دروغ بودن بعضی فیلمها به چشمت نمیاد ولی این سریال ضعیف بود و هی می‌فهمیدی یه ماجرای الکی را داری میبینی. سعید هم اگر اینقدر عقل و درایت داشت که اینجور نامه ای نوشته چرا باید بره توی اون خونه و بخواد با حرفاش امیر را به مرز جنون برسونه ، فرضا می‌خواسته بمیره و جرعتش را نداشته میخواست کاری کنه که امیر بکشتش ، با متن نامه جور در نمیاد . کلا سریال مسخره ای بود ، فقط خواست یه عشقی را که غلط بود و حماقت از هر دو طرف بود را نشون بده ، و یه خورده باز برخورد کنه و عشق بازی را نشون بده همین . ماجرای جالبی نداشت .و حتی بازی ها بعضی جاها واقعا ضعیف بود .

  32. ریان می‌نویسد

    قلبم به درد میاد وقتی به اون تیکه ی “ما حواسمون به عشق رفیقمون هست” میرسم

  33. پانی می‌نویسد

    😭😭😭😭😭
    حیف شد مرد، ولی تقصیر خودش بود. اگه با اون دروغ ها اونشب توی خونه امیر رو دیوونه نمیکرد، الان احتمال زیاد زنده بود و همه چی فرق داشت. شاید همینجوری که گفته بود همه باهم حرف زده بودن و خیلی اتفاقای بد و دلخراش نمیوفتاد.
    ولی به جای گفتن چیزهای واقعی ای که نوشته، به امیر چیزهایی رو گفت که خط قرمزش بودن و اون رو عصبانی کرد با یه مشت حرف الکی
    نباید اونشب به امیر دروغ می‌گفت
    نباید!…

  34. :) می‌نویسد

    خانم تینا پاکروان حالم وقتی این نامه رو خوندم تاسیان شد

  35. آرام الياسي می‌نویسد

    خيلي قشنگ بود اين نامه و نشون داد كه سعيد هيچوقت نميتونست كه پشت امير رو خالي كنه.خيلي كارا كرد بخاطرش.سعيد توي قلب ما زنده ميمونه، شرافتش و رفاقتش

  36. هومن می‌نویسد

    بلهههه 🍷 اینطوری بودن مردان امنیت وطن

  37. السا می‌نویسد

    خواهشا بگید هوتن شکیبا دست از بدبخت کردن دخترهای مردم برداره. یه تبر برداشته افتاده تو سریال ها و فیلما هرچی بازیگر خوشگله بدبخت میکنه 🤦🏻‍♀️ آخه دیگه سعید رو چرا کشتی؟! موندم بخندم یا گریه کنم ! رها کن برادر رها کن .

  38. السا می‌نویسد

    خواهشا بگید هوتن شکیبا دست از بدبخت کردن دخترهای مردم برداره. یه تبر برداشته افتاده تو سریال ها و فیلما هرچی بازیگر خوشگله بدبخت میکنه 🤦🏻‍♀️ آخه دیگه سعید رو چرا کشتی؟! موندم بخندم یا گریه کنم ! رها کن برادر رها کن .

  39. یه رهگذر که همه چیشو باخته می‌نویسد

    هیییی خدایا از همون اول هم میگفتم که سعید آدم خوبیه

  40. tasian می‌نویسد

    میشه لطفا عکس های قسمت 22 سریال رو بزارید ممنون ادمین

    1. فیلیمو‌شات می‌نویسد

      منتظریم از تیم تولید بهمون بدند. نرسیده دستمون هنوز.